«حالا آمریکا هی میخواد بفهمونه دیگه دلش به این رابطه نیست و میخواد کات کنه، ایران هی به خودش تلقین میکنه نه اون عاشقمه بزار،حتما اینکاراش از رو علاقست.»
«خیلی ناراحتم چون دلم تنگ شده/کارام طبق برنامه پیش نمیره/آدما گیج بازی درمیارن/اخیراً کمتر بیرون رفتم/توی موقعیتهای فشار و تنش قرارم میدن/خوب پیش میره ولی از درون پدرم درمیاد تا نتیجه خوب پیش رفتن بشه/خستهام/کلی کار دارم که حسش نیست/نتونستم به تولدش خودمو برسونم/عکسای جذاب زیادی نگرفتم/کمتر تنها وقت گذروندم/اتفاقای جذابی نمیوفته/نمیتونم اون چیزای مهمو با کسی درمیون بزارم و تو گِل فکرام گیر کردم/نمیدونم.»
اشتباهِ خوب"
گرگومیشِ دیروز یا پریروز./
«آسمون بینهایت خارقالعادهست. مثلِ دریایی میمونه که بجای زمین، توی هوا مواجه. ستارههای قشنگش صدفها و مرواریدهای پاکِ دریاست و ابرهای سفید کوچولوش، ماهیهای صبوری هستن که خیلی سریع، شنا میکنن و میگذرن؛ مثلِ عمر. نگاه کردن بهش همونقدر آرامشبخشه که نگاه کردن به دریا، و سکوتِ آسمون همیشهٔ خدا بغلم میکنه همونطور که خلوتِ ساحل، دلم رو آروم. کاش میشد تا ابد، فقط نظارهگر آسمون و تماشاچیِ دریا بودم.»
- Abr .