eitaa logo
اشتباهِ خوب"
355 دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
74 ویدیو
7 فایل
" در درونِ هر یک از ما کهکشانی ست به وسعتِ تمامِ آسمان..! و تنها ستاره ی آن یکی ست که رشد به سویَش و مقصد ، آغوشِ اوست.. =))🌌 ناشناس بهم بگو: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1n7myrf&btn=Tell.me.unknown
مشاهده در ایتا
دانلود
اشتباهِ خوب"
«چندشبِ پیش، عینکِ VAR زدم؛ این صحنه.. یکی از چیزهایی بود که به چشم دیدم. و اون‌لحظه بود که اشک امونم نداد. تازه فهمیده بودم، تازه فهمیده بودم من تاحالا یه تیکه از روضه‌هارو ندیده بودم، نفهمیده بودم. من لحظهٔ وداع رو نفهمیده بودم.. آغوشِ آخرِ حسین علیه‌السلام؛ آغوشی که می‌دونست آیندهٔ این آغوش چه خواهد شد و باز‌‌.. باید اذن می‌داد. باید با دستِ خودش، بدرقه می‌کرد عزیزِ دل و جگرگوشه‌ای رو که دوست داشت، پارهٔ تنش بود. باید صبر می‌کرد. باید می‌دید. باید اینجوری عشق‌بازی می‌کرد با خدای خودش.. که ببین! می‌بینی که در مقابلِ تو، صبرِ حسین، عشقِ حسین، فرزندِ حسین، خواهر و برادرِ حسین، زندگیِ حسین، همه‌چیزِ حسین هیچ است و هیچ؛ که قبل از اینکه برای حسین باشه، امانتِ توست و حسین هم برای توست.. عجب از عشقِ تو حسین‌بن‌علی، حقا که پسر کو ندارد نشان از پدر.. =)))..»
/«و این عشق تنها به اسمِ اباعبدالله الحسین نبود در این میدان. این عشق در این خون جریان داشت، در وجودِ این اولاد، و در روحِ این اصحاب و یاران هم تجلی پیدا کرده بود. این آغوش، برای هرکدام آغوشِ وداع بود‌، آغوشی که خوب می‌دانستند چیزی تا پرواز نمانده است .. هرکدام سیرهٔ عاشقیِ خود را داشت. هرکدام صبر خاص خودش را داشت. هرکدام استوره‌ای بودند از صفات؛ نمادی از گوش به فرمان ولی بودن، که امر او امر خدا و خواست او، بی‌شک سعادت بود.»
[ فدایِ سرت.. ]
https://eitaa.com/good_mistake/10337 من ترجیحم اینه هزینه شجاعت رهبری رو درست بپردازیم تا ایشون از شجاعتشون دست نکشن پس با پایه و اساس شما مخالفم — مایلم بیشتر توضیح بدی چون من پایه و اساسی نداشتم که مال من باشه، من عیناً چیزی که توی پیام دیدم رو گفتم. تفاسیر و تحلیل باقی رو نمی‌دونم.
میخوام یه تکست واسه تولدش اماده کنم ولی نمیدونم از کجا بابد شروع کنم لطفا کمک — عاااام. اول از همه تولدش مبارک و دوم، بنظرم از بهترین خاطره شروع کن. یا اولین‌ها یا از اون چیزی که نسبت به شخصیتش خیلی دوسش داری.
هدایت شده از  اشتباهِ خوب"
- اگر غلط نکنم، عرش بر زمین افتاد ..
هدایت شده از  اشتباهِ خوب"
[ تشنه کُشتنَش ولی بینِ دو نهرِ آب بود ]
اشتباهِ خوب"
[ غریب گیر آوردنت.. ]
«به آن لحظهٔ سخت که فکر می‌کنم قلبم می‌گیرد، به آن زحمتی که با تن غرقِ در خون و استخوان‌های شکسته و زخم‌های نیزه‌ و شمشیر کشید تا خودش را بالا بکشد، به شمشیر تکیه کند، بایستد، و بگوید تا من هستم، تا زنده‌ام سمت خانواده‌ام نروید. که اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید. ولی دشمن بی‌حیا تر از این حرف‌ها بود. مقابل چشم‌های حسین سمت خیمه‌ها تاختند. چادر از سر خواهر حسین کشیدند و موی دخترک را به آتش کشیدند و گوش‌ِ جگرگوشه‌های حسین را با کشیدن گوشواره‌هایشان پاره کردند. آن‌روز خون بود که از آسمان می‌بارید و حسین لب‌تشنه، نظاره‌گر بود. حتی نظاره‌گرِ اسارت اهلش، و کتک خوردن ناموسش، از سری که بالای نیزه بود و با چوبی که سر بالای آن بود.»
خیلی رضایت دارم.