اشتباهِ خوب"
طوفانی از اَحرار ..
[ آزادگان ]
مردمانی که دستهایشان شاید خالیست اما قدمهایشان را
به قدرتِ امید و توکل و عشق،
بر زمین میکوبند
و جهان از کوبِش و خروشِ آزادمردان و زناناش،
که قلب هایشان از همدردی با کودکِ نوزادی که از فریادِ بمب ، قلباش ایستاد،
و چشمهایشان از دیدن پدری که چشم دوخته بود به عروسکِ خاکی و خونآلود کودکاش که نمیدانست کجای این آوارهاست ،
و گوشهایشان از شنیدن گریههای دخترانِ بیدفاعِ تنها در کمینِ گرگ های یهودِ بیصفت ،
به لرزه درخواهد آمد انشاءالله !
عنکبوت های سیاه در انحطاط و انحلالِ ظلمهایشان هستند ..
و درنهایت ، در پیچِ تارهای خودشان خفه خواهند شد به امیدِ حق!🇵🇸🇮🇷🤍
#طوفان_الاحرار
اشتباهِ خوب"
_
اسمِ گل های کوچکِ سفیدی را از تو شنیدم و از بعد از آن موقع بود که هر گلِ سفیدی که میبینم ،
به یادِ تو میافتم .
شاخه ی ژیپسوفیلیای کوچکی که در کنار نامههایت برایم فرستاده بودی ، خشک شده بود و گلبرگ های شکنندهی شکستهاش ،
شیرینیِ تهِماندهٔ تهِ جعبه شده بود ..
[ اما همان شاخهٔ باریکِ بدون گلبرگ را
به خاطرِ زمانی که گلِ موردعلاقهات بود ، ]
درمیانِ قرمزیِ دفتری نگه داشتم.
به اجزای این جهان به چشمِ معنیهایی که برای همه دارند ، نگاه نمیکنم؛
با خاطرات
آنها را میسنجم .. .
میخواهد شاخهای خشک باشد یا گلی تر و تازه!
- Abr .
"𝒖 𝒌𝒏𝒐𝒘 𝒎𝒆"
"𝑮𝒐𝒐𝒅 𝒎𝒊𝒔𝒕𝒂𝒌𝒆"