اشتباهِ خوب"
_
" قدم به قدم درحال پیش رفتنیم به سوی مقصدی که فراموش کردهایم کجاست..
در هزارتویی با دیوار های بلندی از تار و پودی بی ارزش ، مدام پیچ میخوریم و دور خود میگردیم و میچرخیم؛ و میخندیم !
بسا که شاید ترس، گزینهٔ بهتری برای وضعیتمان باشد ..
خیال میکنیم درستیم.
خیال میکنیم میفهمیم،
توهمِ عشق داریم و تصورِ عقل؛
بازی خوردهایم جوری که گمان کردیم گرداننده ماییم وُ نمیدانیم! ،
مترسکِ خیمهشب بازیِ ناچیزی شدهایم که در قفسِ خواب، بیداریم و پشتِ پلکهای بستهمان نقشِ زندگی کشیدهاند اما ، مدتهاست مردهایم .
گمشدهایم..
بیشک در مسیرِ رسیدن به حقیقت و ابدیت، گمشده ایم! "
_ Abr .
"𝑮𝒐𝒐𝒅 𝒎𝒊𝒔𝒕𝒂𝒌𝒆"
از ساعت ۳:۴۵ دقیقه نشستم رو مبل و دست از کارام کشیدم ، که آقا الان ساعت ۴ میشه برق میره.