eitaa logo
اشتباهِ خوب"
363 دنبال‌کننده
1هزار عکس
70 ویدیو
6 فایل
" در درونِ هر یک از ما کهکشانی ست به وسعتِ تمامِ آسمان..! و تنها ستاره ی آن یکی ست که رشد به سویَش و مقصد ، آغوشِ اوست.. =))🌌 ناشناس بهم بگو: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1n7myrf&btn=Tell.me.unknown
مشاهده در ایتا
دانلود
خدای من چقدر تاریخ عجیبه.
اشتباهِ خوب"
درمورد عبارت مرسوم دههٔ ۵۰ که میگفتن «نواره ، نوار گذاشتن» چی ؟
این ربطی به اولی و دومی نداره‌ها صرفاً سه تا موضوع جدیدی که فهمیدم تازه رو دارم باهاتون به اشتراک میزارم.
. . . .
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
«میانِ تمام ماجراهای این روزها، تنها چیزی که اذیتم می‌کند رفتارِ او ، یا شاید آنهاست‌. بحث‌های پوچ و بیهوده، کش دادن‌های مداومِ بی‌ثمر، گیرهای سه‌پیچ و بستن ماجراهای مختلف جدید و قدیم به یکدیگر بابت اینکه سرزنش‌ت کند. گمان می‌کنم حوصله‌اش زیادی سر رفته و قرار است کیسه‌بکسِ تمامِ چیزهایی که روی اعصاب‌ش است، من باشم. بعبارتی دق و دلی‌اش را در نهایت با بهونهٔ اشتباه کوچکی از سمتِ من، با یک اتفاق معمولی که معمولاً پیش‌ می‌آید، سر من خالی کند. فضای خانه بیش از اندازه برایم تنگ و خفه‌کننده‌ و اذیت کننده‌است. حتی در تجمعات هم اکنون می‌خواهم تنها باشم. تنها، با آدم‌هایی که دست و پا گیرِ غرغر کردن‌ها، شروط‌شان، سلایق‌شان و دسترسی‌ها و اختیاراتی که برایت با منت مِنو می‌کنند نشوی. نیاز است یک سفرِ تنها بروم، زیادی در کنار یک‌دیگر بوده‌ایم.»
هدایت شده از رواق‌ِ‌نُور؛
✨«لا تحزن انّ الله معنا» توبه ۴٠ «به خدا سپردم آنچه از توانم خارج بود؛ سبک شدم.» -«گاهی فقط باید بگذاری خدا خودش داستان را ادامه دهد.» 🍃
اشتباهِ خوب"
✨«لا تحزن انّ الله معنا» توبه ۴٠ «به خدا سپردم آنچه از توانم خارج بود؛ سبک شدم.» -«گاهی فقط باید
رندوم باید اینو ببینم و شرمنده شم. ببخشید که انقد بندهٔ رد بده‌ای هستم و نمیتونم همزمان که بجز سپردن بهت چاره‌ای ندارم، حرص و جوش نخورم و عصبی و کلافه نباشم.
۱/ غصه‌های مانده سر راه گلویت را با تکه‌های میوه قورت می‌دهی و خیال می‌کنند آرام نشسته‌ای و از پذیرایی لذت می‌بری. آری، شاید چون در پیش‌دستیِ تفاله‌های میوهٔ مقابلمان هسته‌های غم و دلخوری دیده نمی‌شود.
۲/ برایشان عجیب می‌شود چطور است که وزن نمی‌گیری؟ خوراکت که خوب است! باید می‌گفتم دم‌نوشِ بغض و حرص و چند برگ ناراحتی، اثر لاغری دارد.
۳/ شاید باز با خنده می‌گفتند: «جوان تو و چه حرص و استرسی؟ آرام و راحت و بی‌خیال نشسته‌ای خدایت را شکر کن.» و برایم باز هم سوال می‌شد: «مگر این‌ها شئ‌ای مجسم‌اند که توقع دیدن‌ و شمردن‌ش را دارند؟» که اگر بود، اتاقی لبریز از اشیاء داشتم و خودم در زیر آوارَش.