اشتباهِ خوب"
درمورد عبارت مرسوم دههٔ ۵۰ که میگفتن «نواره ، نوار گذاشتن» چی ؟
این ربطی به اولی و دومی ندارهها
صرفاً سه تا موضوع جدیدی که فهمیدم تازه رو دارم باهاتون به اشتراک میزارم.
«میانِ تمام ماجراهای این روزها، تنها چیزی که اذیتم میکند رفتارِ او ، یا شاید آنهاست. بحثهای پوچ و بیهوده، کش دادنهای مداومِ بیثمر، گیرهای سهپیچ و بستن ماجراهای مختلف جدید و قدیم به یکدیگر بابت اینکه سرزنشت کند. گمان میکنم حوصلهاش زیادی سر رفته و قرار است کیسهبکسِ تمامِ چیزهایی که روی اعصابش است، من باشم. بعبارتی دق و دلیاش را در نهایت با بهونهٔ اشتباه کوچکی از سمتِ من، با یک اتفاق معمولی که معمولاً پیش میآید، سر من خالی کند. فضای خانه بیش از اندازه برایم تنگ و خفهکننده و اذیت کنندهاست. حتی در تجمعات هم اکنون میخواهم تنها باشم. تنها، با آدمهایی که دست و پا گیرِ غرغر کردنها، شروطشان، سلایقشان و دسترسیها و اختیاراتی که برایت با منت مِنو میکنند نشوی. نیاز است یک سفرِ تنها بروم، زیادی در کنار یکدیگر بودهایم.»
اشتباهِ خوب"
«میانِ تمام ماجراهای این روزها، تنها چیزی که اذیتم میکند رفتارِ او ، یا شاید آنهاست. بحثهای پوچ و
شاید هم طاقتِ حوصلهٔ من طاق شده است.
هدایت شده از رواقِنُور؛
✨«لا تحزن انّ الله معنا»
توبه ۴٠
«به خدا سپردم آنچه از توانم خارج بود؛ سبک شدم.»
-«گاهی فقط باید بگذاری خدا خودش داستان را ادامه دهد.» 🍃
اشتباهِ خوب"
✨«لا تحزن انّ الله معنا» توبه ۴٠ «به خدا سپردم آنچه از توانم خارج بود؛ سبک شدم.» -«گاهی فقط باید
رندوم باید اینو ببینم و شرمنده شم.
ببخشید که انقد بندهٔ رد بدهای هستم و نمیتونم همزمان که بجز سپردن بهت چارهای ندارم، حرص و جوش نخورم و عصبی و کلافه نباشم.
۱/ غصههای مانده سر راه گلویت را با تکههای میوه قورت میدهی و خیال میکنند آرام نشستهای و از پذیرایی لذت میبری.
آری، شاید چون در پیشدستیِ تفالههای میوهٔ مقابلمان هستههای غم و دلخوری دیده نمیشود.
۲/ برایشان عجیب میشود چطور است که وزن نمیگیری؟ خوراکت که خوب است! باید میگفتم دمنوشِ بغض و حرص و چند برگ ناراحتی، اثر لاغری دارد.
۳/ شاید باز با خنده میگفتند: «جوان تو و چه حرص و استرسی؟ آرام و راحت و بیخیال نشستهای خدایت را شکر کن.» و برایم باز هم سوال میشد: «مگر اینها شئای مجسماند که توقع دیدن و شمردنش را دارند؟» که اگر بود، اتاقی لبریز از اشیاء داشتم و خودم در زیر آوارَش.