اشتباهِ خوب"
—
«سرم رو تکیه دادم به شیشه و خیرهٔ خیابونها شدم. به این فکر میکردم که اگر همهچیز جور دیگهای پیش میرفت، الان چطوری بود ؟ به تقصیرات خودم فکر میکردم، همیشه به این فکر میکنم. به اینکه کجای ماجرا، من، قدم اشتباهی برداشتم یا، اشتباه ایستادم. البته قول نمیدم همیشه مؤثر باشه چون، بازم گاهی میرسه زمانی که دوقدم تا خط پایان داشته باشی ولی خسته باشی و قید تموم راهو بزنی، قید تموم قدمایی که اومدی ولی بهت نچسبید.»
باید اعتراف کنم صبح خوشموودی رو شروع نکردم، و درحال حاضر حوصلهٔ تحویل گرفتن هیچ انسانی رو در این دنیا ندارم. شایدم فقط باید اولین آهنگ پلیلیستو تغییر میدادم و گیر حس و حال پخش رندوم امروز نمیافتادم.
اشتباهِ خوب"
«سرم رو تکیه دادم به شیشه و خیرهٔ خیابونها شدم. به این فکر میکردم که اگر همهچیز جور دیگهای پیش م
۲ یهویی/ «گذشتهم پر از اشتباهات خوبه، اشتباهاتی که به قیمتِ اشتباه بودن، درستو نشونم دادن و من انقدری خوششانس بودم که بتونم خودمو به سمتش بکشونم. اما همیشه فکر کردن به روزایی که پشت سر گذاشتم تنها، باعث میشه گوشهٔ دلم هنوزم برای احساساتی که تجربه کردم بگیره. من رسیدهٔ رنج و پختهٔ صبرم، که فکر میکنم بدون ایندوتا زندگی یه مارپلهٔ بدون مار باشه و معنایی نده، اما خب باید کنار عقلی که مرد شد، احساسات ضعیف یه قلب کوچولو رو که هرروز جنگید رو هم یادم داشته باشم، و اون انگار همیشه تابلوی غرغرش رو برای من چیده. نازه و معصوم.»
اشتباهِ خوب"
نمیدونم چجوری بگم ولی امروز مشهد ،شماله.
نمیدونم چجوری بگم ولی امروز قم و تهرون، جنوبه.