اشتباهِ خوب"
نمیدونم چجوری بگم ولی امروز مشهد ،شماله.
نمیدونم چجوری بگم ولی امروز قم و تهرون، جنوبه.
اشتباهِ خوب"
—
بخاطر مسئلهٔ تمرکز و حافظم، دوست دارم تمام کتابهایی که دوسشون دارمو بخورم. تمام کلمات و جملات خوشمزهشو بجوم و شاید اینطوری بتونم اونجوری که دلم میخواد اونارو جذب کنم، و روی تکتک سلولای مغزم بچسبونم و تا ابد حک شده باقی بمونن و هروقت خواستم به یادشون بیارم و کیف کنم.
📮سلام منم دوست دارم
—
دیگه فعلا قلب من واسه اونیه که اول بهم گفته
شمارو اگه عزیزم اجازه داد میگم «منم همینطور، ظهرت بخیر عزیزمِ۲»
هدایت شده از نسلهـداوینچی
اگر تیغ عالم بجنبد ز جای
نبُّرد رگی تا نخواهد خدای...
ـنراقی
اشتباهِ خوب"
POV: اگه الان یکی بچلونتم، خستگی ازم میپاچه.
POV:
تو اوج، صدای No battery pls charge و turn off تو گوشت میپیچه :(
«چطور میتونم به خودم اجازه بدم تمام زمانم برای ناراحتی و ترحم به حالِ خودم و چیزهایی که از دست دادم بگذره، درحالی که هنوز کلی داشته برای دوستداشتن دارم؟ و کلی دلیل، برای دوست داشته شدن؟ آدم باید توی نیمساعت، کل گریه زاریشو -چه اگه سطلسطل آب باشه چه فقط زانو بغل کردن- واسه خالی شدنِ ظرفِ دلش راست و ریست کنه و بعدش؟ بعدش دیگه زمان جدیدیه که باید سعی کنی تا دفعهٔ بعدی نیمساعته، برای این زمان کمتر غصه بخوری.»
بخاطر جنگ محیط کشتم خراب شد منفی گرفتم. لطفاً یدونه موشکو بخاطر این بزنید از الان رزرو کردم.