eitaa logo
گربه سیاه
26 دنبال‌کننده
74 عکس
27 ویدیو
0 فایل
چه اهمیتی داره بقیه چی میگن؟! اونی باش ک خودت دوست داری:) 🐈‍⬛🐾
مشاهده در ایتا
دانلود
من معمولی فهمیده ام که معمولی بودن شجاعت می خواهد. آدم اگر یاد بگیرد معمولی باشد نه نقاشی را میگذارد کنار نه دماغش اگر معمولی است را عمل می کند نه غصه میخورد که ماشینش معمولی است نه حق غذاخوردن در یک سری از رستوران های معمولی را از خودش میگیرد نه حق لبخند زدن به یک سری آدمها را ، نه حق پوشیدن یک سری لباس ها را حقیقت این است که "ترین ها همیشه در هراس زندگی میکنند. هراس هبوط (سقوط) در لایه آدم های معمولی". و این هراس میتواند حتى لذت زندگی نوشتن درس خواندن نقاشی کشیدن ساز زدن خوردن نوشیدن و پوشیدن را از دماغشان در بیاورد. تصمیم گرفته ام خود معمولی م را پرورش دهم نمی خواهم دیگر آدم ها مرا فقط با ترین هایم به رسمیت بشناسند. از حالا خودر معمولی م را به معرض نمایش می گذارم و به خود معمولی ام عشق می ورزم و به آدم ها هم اجازه دهم به من معمولی عشق بورزند
سخت است بخندی و دلت غم زده باشد هر گوشه ی پیراهن تو نم زده باشد سخت است به اجبار به جمعی بنشینی وقتی دلت از عالم و آدم زده باشد احوال من ای دوست چنین است که انگار یک صاعقه بر جنگل خرم زده باشد دور از تو شبیه م به یتیمی که به رویش در جمع کسی سیلی محکم زده باشد. دور از ادب است اینکه بخندد لبت اما دیوار دلت مشکی و ماتم زده باشد با این همه تا خرده نگیرند عزیزان میخندم و هر چند دلم غم زده باشد
شهریار آمدی در خواب من دیشب چه کاری داشتی ای عجب از این طرفها هم گذاری داشتی راه را گم کرده بودی نیمه شب شاید عزیز یا که شاید با دل تنگم قراری داشتی مهربانی هم بلد بودی، عجب نامهربان بعد عمری یادت افتاده که یاری داشتی سر به زیر انداختی و گفتی آهسته سلام لب فروبستی نگاه شرمساری داشتی خواستم چیزی بگویم گریه بغضم راشکست نه نگفتم سالها چشم انتظاری داشتی بانوازش میکشیدی آه و می گفتی ببخش سر به دوشم هق هق بی اختیاری داشتی وقت رفتن بغض کردی خیره ماندی سوی من شاید از دیوانه خود انتظاری داشتی صبح بوی گل تمام خانه را پر کرده بود کاش میشد باز در خوابم گذاری داشتی عشق یعنی بی گلایه لب فرو بستن سکوت دلخوش از اینکه شبی با او قراری داشتی