eitaa logo
گریزهای مداحی و گریز های مناجاتی
5.6هزار دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
630 ویدیو
843 فایل
گریز زیارت عاشورا ، دعای کمیل و دعای توسل و جوشن کبیر https://eitaa.com/gorizhaayemaddahi
مشاهده در ایتا
دانلود
. آقا این فایل رو باز کنید و بخونید... از منظر یک کارشناس تاریخی هم نگاه ‌کنید تا با بیطرفی، فهمی از "در کربلا چه گذشت" و چه شد که کار به شهادت ولی خدا رسید، داشنه باشیم 👇
گریزهای مداحی و گریز های مناجاتی
. آقا این فایل رو باز کنید و بخونید... از منظر یک کارشناس تاریخی هم نگاه ‌کنید تا با بیطرفی، فهمی ا
. نظر رهبر معظم انقلاب درباره لعن جریان‌های انحرافی در زیارت عاشورا 🎙 بیانات ایشان در دیدار فرماندهان لشکر ۲۷ محمد رسول‌الله (ص) | مندرج در پایگاه khamenei.ir🔻 ▪️ ... شما در زیارت عاشورا میگویید: «اللهمّ العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد» در درجه‌ی اوّل، گذارندگان خشت اوّل را لعنت میکنیم، که حق هم همین است. ✍ منبع: متن کامل سخنرانی: https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=4790 🔹نکته: حتما با مراجعه به متن فوق، آن را به طور کامل مطالعه و مورد تحلیل قرار دهید؛ خاصه اینکه، حاوی نکات مهم دیگری در باب آسیب‌شناسی روند برخی مشاهیر و مدعیان صدر اسلام و ریشه‌یابی سقوط و انحطاط آنهاست. و این مسئله را با روشنگری نسبت به یک خط بسیار انحرافی پس از فقدان رسول الله (ص) تبیین می‌کنند. . بحث عوام و خواص ‌ .
4_5996867646321066991.ogg
169.4K
را می‌توان همان مقدمه یا پیش‌درآمد روضه دانست؛ که می‌توان به شکل یک بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم یا صلوات یا حتی یک شاه بیت با لحن زیبا و تحریر و... هم اجرا نمود، اما اگر وقت بیشتری داشتیم می‌توان کمی مفصل‌تر اجرا کرد اما نه خیلی طولانی.
6.44M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مثال از 👆 شروع مجلس مرثیه - خطبه یا مقدمه 🎤مداح : آقای سیّد مهدی میرداماد
Forsat e jaygozin.ogg
1.08M
یکی دیگر از تکنیک‌های کاربردی چهارگانه در و ، تکنیک «دادن فرصت جایگزین» می‌باشد.
14.29M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اگر هنگام شعر خواندن و یا هنگام قرائت ادعیه و زیارات ،اشتباه خواندیم چکار کنیم ؟
14.16M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نکته‼️ ما اجازه نداریم به هیچ وجه من الوجوه حتی یک اعراب از و زیارات را تغییر دهیم 🚫
. مناجات با (عج) بسوی عاشق دل خسته ات گهی نظری / عنایتی که ز کاشانه ات کند گذری به شوق وصل تو دارم هزار ناله و آه / به آه سینه سوزان گهی اثری به سوز سینه سوزانت خسته ات سوگند / زده به خرمن عمرم فراق تو شرری یابن الحسن یابن الحسن سحر به یاد تو از خواب ناز برخیزم / به این امید که بینم جمال تو سحری کی میشه صورتت ببینم قربون اون خال قشنگت، قربون اون نماز خوندنت، قربون اون رکوع سجودت، قربون گریه کردنت، قربون راه رفتنت، قربون نشستنت، قربون سینه زدنت، قربون گریه کردن برا حسینت، قربون گریه کردن برا مادر و عمه ات زینب، آقا، قربون چشات، قربون ابروانت، قربون صورتت،قربون دستات، قربون احسانت،قربون لبخندت، آقا خودی نشون بده،آقا؛ آن مرد میگه وقتی آقا رو دیدم غفلت منو ورانداخت، فرمود: عاشورا می خوانی ، گفتم: آره آقا اما از بَر نیستم. فرمود: بخوان عاشورا را، در دم از بَر خوندم، گفت: حالا میای بریم زیارت جدمون حسین، دستم گرفت با یه اشاره دیدم دم در حرم ابی عبدالله هستیم ، سلام کرد اذن دخول نگرفت، بعد گوشه زد باز هم حالیم نشد، گفت: امام زمانت می شناسی، گفتم: آره فداش می شم، گفت: سلام کن بهش، سلام کردم دیدم خودش جواب داد، باز هم نفهمیدم، دستم تو دستش، دیدم برا جدش گریه می کنه، هی میگه حسین، از این موضوع چی میخوای بگی، میخوام بگم اگه میشه، ناراحت نمیشی، وقتت گرفته نمی شه، امروز بیا دست ما رو هم بگیر ببر تو حرم آقامون حسین ، حسین، سحر به یاد تو از خواب ناز برخیزم / به این امید که بینم جمال تو سحری به روی صفحه دل نقش تو دارم / اگر چه غایبی لیکن در نظری کریم در به روی بینوا نمی بندد / گشای درب حریمت به روی دربدری من دربه در تو شدم من گمشده دارم من ناراحتم به خودت قسم من تو رو می خوام به هرکی دل می بندم بازم آروم نمی شم دنبال تو می گردم، اینم فطرتم خدا اینگونه قرار داده،اینجاست سجده می خواد تا قیامت، به سجده باشی سر از سجده بر نداری، به وجود شما خدا ما را پاک آفرید، خلقت ماها رو 👇
12 مرداد -صبحانه ایرانی.mp3
19.85M
🎧 صوت کامل 🗓 ؛ دوازدهم مرداد ☕️ برنامه تلویزیونی 📺 سیما 🎤 معرفی کتاب "عاشورا چگونه و چرا" به قلم استاد جاودان
السَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا زَوْجَةَ وَلِیِّ اللَّهِ یَا رَبَابَ بِنتَ إِمرَؤُالقَیسِ ▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️ ✅از بین همسران امام حسین(ع)، تنها رباب در کربلا حضور داشت. امام حسین(ع) نیز نسبت به این بانو و دخترش سکینه(س) علاقه زیادى داشت. نقل شده است که امام حسین(ع) در مورد رباب(س) و سکینه(س) چنین فرموده است : 📜《اِنّى لاَُحِبُّ داراً تَکُونُ بِهَا السَّکینَهُ وَ الرُّبابُ》 ♦️دوست دارم آن خانه اى را که سکینه و رباب در آن باشند.(۱) 🔹بعد از واقعه کربلا، رباب همراه اسیران کربلا، به کوفه و سپس به شام رفت. در کوفه در مجلس ابن زیاد، رباب وقتی نگاهش به سر مقدس امام حسین(ع) افتاد، بی‌تاب شد، و آن سر مبارک را گرفت و بوسید و در کنار خود نهاد و نوحه‌سرایی کرد: ▪️《وَاحُسَینَا! فَلَا نَسِیتُ حُسَینَاََ، اَقصَدَتْهُ اُسِنَةُ الاَعدَاءِ، غَادَروُهُ بِکَربَلَاء صَرِیعَاََ، لَا سَقَی اللهُ جَانِبَی کَربَلَاءَ》 ♦️وا حسینا! هیچ گاه حسین(ع) را از یاد نخواهم برد، که نیزه‌های دشمنان، بدن او را چاک چاک کرده است. در کربلا به نیرنگ، او را بر زمین زدند. خداوند، کران تا کران کربلا را سیراب نکند!(۲) طبق نقل ابن اثیر؛ 📜《بَقِیَت بَعدَه سَنَةُ لَم یُظَّلهَا سَقفُ بَیتِِ حَتَّی بُلِیَت وَ مَاتَت کَمَدَاََ! وَ قِیلَ اَنَهَّا اَقَامَت عَلَی قَبرِهِ سَنَةُ وَ عَادَت اِلَی المَدِینَهِ فَمَاتَت اَسَفَاً عَلَیهِ》 ♦️رباب بعد از شهادت امام حسین(ع) یک سال زنده بود، و در این مدت سقف هیچ خانه‌ای روی او سایه نیفکند..😭 و بعضی گفته‌اند که تا یک سال بر قبر امام(ع) ندبه و گریه می‌نمود و پس از آن به مدینه بازگشت و از شدت اندوه فوت نمود. بزرگانی از مدینه از او خواستگاری نمودند، که او در جواب می‌گفت : ▪️《مَا کُنتُ لَاَتَخّذَ حَمواً بَعدَ رَسُولِ اللهِ(ص)!》 ♦️بعد از پیامبر اکرم(ص) هیچ پدر شوهری نمی خواهم.(۳) 🏴حال این همسر وفادارِ امام(ع) در کربلا طفلی در بغل دارد. طفلی که عطش، او را از تاب و توان انداخته است. وقتی زینب کبری(ع) علی اصغر(ع) را از رباب گرفت و نزد امام حسین(ع) آورد، عرضه داشت : 📜《يَا أَخِي! إِنَّ وَلَدَكَ مَاذَاقَ المَاءُ مُنذُ ثَلَاثَةِ أَيَّامِِ، فَاطلُب لَهُ مِن القَومِ شَربَةََ تُسقِيِهِ》 ♦️برادرم! این طفل تو سه روز است که آب نخورده، از این قوم آبی برایش طلب کن. وقتی امام(ع) فرزند خود را دست گرفت تا آب برایش طلب کند. 《فَبَينَا هُوَ يُخَاطِبُهُم إِذ أَتَاهُ سَهَمُ فَوَقَعَ فِي نَحرِ الطِفلِ فَقَتَلَهَ》 در حین اینکه امام(ع) با آنان سخن می گفت، ناگهان تیری از ناحیه ی دشمن رها شد و به گلوی طفل اصابت کرد و او را به شهادت رساند.(۴) 📝شعر : مادر به جای آب ز شرم تو آب شد، آتش گرفت، سوخت و غرق عذاب شد، بیهوده پا به سینه ی من می زنی، مکوب،  حتی خیال قطره ی شیری سراب شد،  مثل همیشه بوسه زدم روی گونه ات،  اما لبم ز تاول رویت کباب شد، از بس تَرَک به روی تَرَک بسته بر لبت، شرمنده ی لبت، پسرم آفتاب شد! شاعر: حسن لطفی  📚منابع : ۱)بحارالانوار مجلسی، ج۴۵، ص۴۷ ۲)شرح الاخبار ابن حیون مغربی، ج۳، ص۱۷۸ ۳)الکامل فی التاریخ ابن اثیر، ج۴، ص۸۸ ۴)يَنابيع المودة قُندوزی، ج۳، ص۷۹
. ◼️ هر منزل و روستا که بردند پای سرِ تو شراب خوردند... راوی گوید: من مشغول طواف کعبه بودم. ناگاه شنیدم که مردی می‌گوید: بار خدایا! مرا بیامرز، گرچه می‌دانم نمی آمرزی. من به وی گفتم: ای بنده خدا! از خدا بترس و یک چنین مقاله ای را مگوی، زیرا اگر گناهان تو به شماره قطرات باران‌ها و برگ درختان باشد و از خدا طلب آمرزش کنی، گناهان تو را می‌آمرزد، زیرا خدا آمرزنده و مهربان است. وی در جوابم گفت: بیا تا داستان خود را برای تو بگویم. وقتی من نزد او رفتم گفت: بدان که ما تعداد پنجاه نفر بودیم که سر مبارک امام حسین علیه السّلام را به طرف شام می‌بردیم. وَ کُنَّا إِذَا أَمْسَیْنَا وَضَعْنَا الرَّأْسَ فِی التَّابُوتِ وَ شَرِبْنَا الْخَمْرَ حَوْلَ التَّابُوتِ ▪️هنگامی که شب می‌شد، سر مقدس آن حضرت را در میان صندوقی می‌نهادیم و در اطراف آن مشغول شرب خمر می‌شدیم. یک شب رفقای من شرب خمر کردند و مست شدند، ولی من از آشامیدن خمر خودداری نمودم. وقتی تاریکی شب جهان را فرا گرفت، ناگهان دیدم رعد و برقی بوجود آمد، درهای آسمان باز شد و حضرت آدم، نوح، ابراهیم، اسماعیل، اسحاق، پیغمبر ما حضرت محمّد صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم، جبرئیل و گروهی از ملائکه نازل شدند. جبرئیل نزدیک صندوق آمد، آن سر مبارک را خارج کرد و به خود چسبانید و آن را بوسید. سپس کلیه پیغمبران همین عمل را انجام دادند. پیغمبر خدا صلّی اللَّه علیه و آله بالای سر امام حسین گریه کرد و مابقی پیغمبران به آن حضرت تعزیت گفتند. جبرئیل گفت: یا محمّد! خدای توانا مرا مأمور کرده که درباره امت تو مطیع تو باشم. اگر تو دستور دهی زمین را دچار زلزله و آن را زیر و زبر کنم، همچنان که درباره قوم لوط کردم. پیامبر خدا صلّی اللَّه علیه و آله فرمود: نه یا جبرئیل! زیرا فردای قیامت آنان با من نزد خدای توانا مخاصمه و موقفی خواهیم داشت. سپس آن بزرگواران بر سر امام حسین علیه‌السّلام صلوات و درود فرستادند. پس از این جریان بود که گروهی از ملائکه آمدند و گفتند: خدای تعالی ما را مأمور کرده که این پنجاه نفر را به قتل برسانیم. پیامبر خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: هر عملی که می‌خواهید با آنان انجام دهید. ملائکه ایشان را با حربه‌هایی زدند. بعد یکی از آن ملائکه با حربه‌ای بر من حمله کرد که مرا بزند. من گفتم: الامان! الامان! یا رسول اللَّه! پیغمبر خدا فرمود: برو، خدا تو را نیامرزد. وقتی صبح شد، دیدم یاران من همگی از پای در آمده و خاکستر شده‌اند! 📚لهوف ص١۵٢ 📚مقتل الحسين الخوارزمي ج٢ص٨٨ 📚بحارالانوار ج ۴۵ ص١٢۵ .