داستان کوتاه«مادر ماه».pdf
3.09M
pdf نوشته ی #الهه_پورحاجی_آلاله
داستان کوتاه«مادر ماه» درباره ی حضرت ام البنین مادر حضرت عباس علیه السلام است...
که به صورت pdf در این کانال گذاشتم...
امیدوارم مورد قبول حضرتش قرار بگیره
#حضرت_ام_البنین
.
#شب_جمعه
#امام_حسن
#امام_حسین
#اصحاب
تو چون حسین(ع)نداری سعید و یا حبیب
به لابه لای نمازت چه در به در شدی!!
#الهه_پورحاجی_آلاله
راجع به این بیت شعر بالا 👆عرض کنم که همان طور که می دونید امام حسن مجتبی علیه السلام برای جنگ با معاویه آماده می شدند لشکری حدود ۱۲ هزار نفر رو تشکیل دادند... اما شبانه معاویه تعداد زیادی از افراد لشکر امام حسن علیهالسلام رو با سکه های طلا خرید و به لشکر خودش ملحق کرد... صبح روز بعد تعداد اندکی از یاران امام باقی مونده بودند . امام به خاطر نداشتن نفرات و مصلحت، از جنگ منصرف شدند . اون تعداد اندک از یارانش دیدند که سرشون کلاه رفته(البته به زعم عقل ناقص شون) هم از سکه ها چیزی نصیب شون نشده و هم غنیمت ها رو از دست دادند پس تصمیم گرفتند که هرچی امام داره رو اونا به عنوان غنیمت بردارن!!! ... ریختند در خیمه ی امام حسن مجتبی علیه السلام... امام در حال نماز بودند ؛ اونها هرچی جلوی چشم شون بود رو برداشتند اما اینا قانع شون نکرد پس سجاده ای که امام روش نماز می خوند رو هم از زیر پای مبارک شون کشیدند و امام غریب مون در حین نماز با صورت به زمین خوردند😢😭...و بقیه ی ماجرا...
حالا این رو مقایسه کنید با نماز امام حسین علیه السلام در ظهر عاشورا که هنگام نمازِ امام، یاران شون چه صفی کشیدند جلوی امام زمان شون تا ایشون آسیبی نبینند ... از جمله ی اون یاران سعید و حبیب بن مظاهر بود ...
قربان غریبی امام حسن(ع) بشم که حتی توی روایت هم غریبه و ما کمتر از این آقای والامرتبه صحبت می کنیم...
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا حَسَن بن عَلی علیهالسلام 💚
الهه پورحاجی(آلاله)✍
.
.
#یا_اباعبدالله_الحسین 🏴
✍️از وقتی واقعه ی عاشورا را با جزئیات مطالعه کردم همیشه یک سوال ذهنم را درگیر کرده بود اینکه چطور اسب ها توانستند بدن مبارک امام حسین علیهالسلام را لگد مال کنند؟! چطور رم نکردند؟! چطور (بصورت ذاتی )سرکشی نکردند؟!
همان طور که می دانیم حیوانات عموما از یک نوع شعور و فهم ذاتی برخوردارند خصوصاً در اینگونه موارد...
امروز اما به مطلب تازه ای برخورد کردم که تا حدودی به سوالاتم پاسخ داده شد..
در زیارت عاشورا واژه ی تَنَقَّبَت تا حدودی تفسیرش ناشناخته مانده بود...
لَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً اَسْرَجَتْ وَ اَلْجَمَتْ وَ تَنَقَّبَتْ لِقِتالِکَ
(خدا لعنت کند گروهی را که اسبها را برای جنگ با حضرتت زین و لگام کردند و برای جنگ با تو مهیا گشتند) این معنای اجمالی آن است.
اما علما ، تفاسیر زیاد و مختلفی برای واژه ی تَنَقَّبَت (نقاب زدند) بیان کردند که به یک نقطه ی مشترک نرسیدند . ولی از میان آن تفاسیر، مطلب آقای عباس موزون بیشتر قانع کننده تر است.
ایشان عقیده دارند که واژه ی تَنَقَّبَت برای اسب ها به کار رفته است. یعنی ألجمت اسب را...أسرجت اسب را و تَنَقَّبَت اسب را .
در واقع هر سه کلمه به اسب ها برمی گردد.
اسب ها را نقاب زدند!...اگر فردی روی زمین افتاده باشد خواب یا بیدار زنده یا مرده ، اسب پاهایش را روی او نمی گذارد تا از روی آن رد شود. اسب اگر چشمانش باز باشد یا باید ناخودآگاه و در طی حادثه باشد یا خیلی تلاش کند تا پای خود را روی فرد بگذارد. پس قاتلین اباعبدالله چه باید می کردند؟
بنابراین باید چشمان اسب هایشان را می بستند. یعنی نقابی که به اسب های خود زدند نقاب چشم بند بوده از نوع نقاب های اسب عصاری...چشم اسب ها را بستند که نبینند...زین را هم محکم کردند که وقتی اسب با پاهای خود بدن را لمس کرد رم نکند اگر رم کرد بتوانند مهارش کنند.
و اینگونه بود که اسب ها بدون اینکه ببینند بدن مطهر و نورانی آقا اباعبدالله الحسین علیه السلام را لگدکوب کردند؛ استخوان هایش را خرد و بدنش را منقش به خاک کردند.
« الا لعنة الله علی الظالمین »
آگاه باشید که لعن خدا بر ستمکاران عالم است .«هود_۱۸»
#الهه_پورحاجی_آلاله✍
#گریز_زیارت_عاشورا
https://eitaa.com/gorizhaayemaddahi/10135
.