.
#دوخط_روضه #حضرت_زینب
اما ای کاش مثلِ شما عزادارها ،کربلا هم بودند.. آخه وقتی خانم زینب کبری دید شمرِ روسیاه ،رو سینهء برادرش نشسته، خطاب به لشکر عمر سعد کرد و فرمود:اَما فیکم مسلم...بین شما مسلمان پیدا نمیشه...نگذارید نوهء پیغمبر رو شهید کنند!
ای کاش یک نفر به داد دل خانم زینب میرسید...
بمیرم برات بی بی ...
روایت میگه اسبها و مَرکبا هم گریه کردند و زمین و زمان در شهادتِ اربابمان خون گریه کردند....
اهلبیت هم همه ملاحظهء حضرت زینب رو میکردند ...آخه : اهلبیت خیلی خاطرِ زینب س برایشان عزیز بود،پیامبر موقع تولدش ،برای مصائبش گریست، مادرش فاطمه لحظات آخر به زبانحال فرمود:
▪️بیرون برید از خانه زینب را که حاشا
▪️مادر دهد جانُ کند دختر تماشا
یا باباش علی ع بافرقِ شکافته ،همچین که نزدیکِ خانه رسید فرمود: رهایم کنید تا با پای خودم وارد خانه شوم،آخه نمیخوام زینب من رو در این حال ببینه. یا امام حسن ، زینب را از اتاق خارج کرد و بعد جگرِ نازنینَش در طشت ریخت.امام حسین هم لحظات آخر که دیگه رمقی نداشت، وقتی دید خواهرش داره بسمتِ قتلگاه میاد، با دست اشاره کرد، یعنی خواهر برگرد، نمیخوام من رو توی این حال ببینی .
امام سجاد هم بخاطر عمه جانش و بانوانِ حرمِ آل الله در اسارت، فرمود الشّام الشّام الشّام .
امام باقر هم که خودشان در کربلا حضور داشتند و مصائب عمه جانشان را دیده بودند و از آن یاد میکردند...
خلاصه همه رعایت حالِ بی بی زینب را میکردند
کربلا هم همین زینب دنبال سر برادر... ای وای... ای وای
همچین که سرهای شهدا رو جدا کردند و بر مردگان خود نماز خواندند ...عمه سادات داره می بینه...
صدا زد حسین جان داداش... ببین زینبت رو دارند به اسارت میبرند...
🔸به سوی شام و کوفه ام چه ظالمانه میبرند
🔸نمیروم ولی مرا به تازیانه میبرند
داداش حسین...😭
🔸سر تو را به نیزه ای نشانده دشمن علی
🔸نمیروم ولی مرا، به این بهانه میبرند
.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
خداحافظ ای برادر زینب
خداحافظ سایهی سر زینب
خداحافظ ای برادر زینب
به خون غلطان در برابر زینب
حسین جان ای آبروی دو عالم
نگین سلیمان به حلقهی خاتم
برادر جان بیتو در دل صحرا
شده تنها خواهرت گُل زهرا
زِ زخم تنت روی ریگ بیابان
به اشک دل و سوز و آه یتیمان
تنت بیسر مانده در دل صحرا
سرت هر دم روی نیزهی اعدا ...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
#دوخط_مرثیه
دوباره مثل زمانی که روی تَل بودم
به گریه زیر لب اَمّن یُجیب میخوانم ...
.
درست پیش نگاهم سرت بُریده شد و
از اینکه بعد تو زینب نَمُرده حیرانم ...
.
شاعر: #امیر_روشن_ضمیر✍
.