🏴 *آداب زیارت، در مجالس حسینی*
اگر پذیرفتیم که مجالس اهل بیت، همان زیارت ایشان است، باید بپذیریم که این مجالس همه آنچه را که در آثار و برکات و ثواب زیارت بیان شده است، در خود دارند. لذا همه آثار و برکاتی که برای زائر، از لحظه ابتدایی که قصد زیارت میکند و قدم به قدم در مسیر حرکت میکند تا به مزار اهل بیت برسد، تا مرحله به مرحله زیارتی که انجام میدهد و نهایتا بازگشت او از زیارت، ذکر شده است، برای حضور در مجالس اهل بیت نیز قرار داده شده است.
◾️ ◼️ ◾️
حرکت انسان در مسیر زیارت، علاوه بر سفر ظاهری، سفر معنوی و هجرت جمیل است. سیر و سفر ظاهری انسان برای زیارت، اگر با مراقبه همراه باشد، برای انسان سیر معنوی و هجرت باطنی را به همراه دارد. حقیقت این هجرت، هجرت از بدیها و رذایل به سمت خوبیها و فضایل و بلکه سلوک الی الله است. هر میزان که انسان با مراقبه و توجه، هجرت حقیقی داشته باشد، به ملاقات و زیارت امام بیشتر راه مییابد و محضر امام را بیشتر درک میکند. همین توجه اگر در آمد و شد انسان به مجالس اهل بیت، وجود داشته باشد، موجب بهرهمندی بیشتر انسان از این مجالس خواهد شد.
◾️ ◼️ ◾️
وقتی سیدالشها عزم حرکت به سوی کربلا کردند، فرمودند: «هر که میخواهد خونش را در مسیر ما تقدیم کند و قصد رسیدن به لقاء خداوند دارد، پس با ما کوچ کند؛ فلیرحل معنا»
اگر امام، حقیقتِ زنده است، ندای او نیز همچنان زنده است و در افقِ تاریخ طنین انداز شده است. باور کنیم که وقتی به زیارت یا مجالس ایشان میرویم، این خطابِ حضرت شامل حال ما هم میشود. گوش دل به این خطاب داشته باشیم که اگر آماده هستیم از دنیا و تعلقات کوچ کنیم و در مسیر ایشان جانفشانی کنیم و به قرب الهی برسیم، سیدالشهدا دارند ما را صدا میزنند و دعوت میکنند با کاروان حسینی همراه شویم. باید تلاش کنیم حرکت ظاهری ما به سوی مجالس اهل بیت، با هجرت قلبی و باطنی به سوی ایشان همراه باشد و با دادن صدقه و استغفار، موانع بهرهمندی از مجالس و درک این حضور را از راه برداریم و با توجه تمام بهره حداکثری ببریم.
◾️ ◼️ ◾️
همانگونه که طبق روایات، زائر از ابتدای خروج از منزل با همراهی و مشایعت صدها مَلَک همراه است که برایش دعا و استغفار میکنند و او را در این مسیر عروج میدهند، این اثر در مجالس اهل بیت نیز وجود دارد. از زمانی که انسان نیت حضور در مجالس روضه را مینماید، تا قدم به قدمی که در این مسیر حرکت میکند و تمام زمانی که در مجلس حضور دارد، و در مسیر بازگشت از مجلس اهل بیت، این ملائکه همراه او هستند و برای او استغفار میکنند. مشروط به اینکه باور کنیم مجالس اهل بیت، زیارت ایشان است و انسان به محضر امام و ملاقات امام نائل میشود.
◾️ ◼️ ◾️
همراهی ملائکه الهی، همراهی قراردادی و اعتباری نیست، بلکه همراهی وجودی است. ملک الهی، موجودی روحانی و مجرد است که با روح انسان، ارتباط برقرار میکند. این همراهی، همراهی حقیقی و رابطه اتحادی است، یعنی روح انسان با ملک الهی انس و اتحاد حقیقی پیدا میکند و حقیقت وجودی انسان، مَلَکی و ملکوتی میشود. همراهی ملائکه یعنی انسان از حقیقتِ این ملائکه و آثار وکمالات آنان بهرهمند میشود و این ملائکه الهی قوای وجودی و منشأ کمالات و اوصاف روحانی انسان میشوند و مسیر او برای رسیدن به کمال را تسهیل میکنند. مرتبه این ملائک نیز به میزان توجه ما بستگی دارد. هرچقدر توجه و حضور قلب بیشتری در مجالس حسینی داشته باشیم، ملائکه الهی، ملائکه مقربتری خواهند بود.
◾️ ◼️ ◾️
در قیامت روشن میشود که افرادی که در یک مجلس از مجالس حسینی حضور داشتهاند و حتی به یک میزان سختی کشیدهاند، هزینه دادهاند و صرف وقت کردهاند، چقدر میتواند حقیقت اعمالشان، بواسطه توجه و مراقبهای که داشتهاند، متفاوت باشد.
📚 فصل سوم کتاب #ادب_عاشقی
🚩#استاد_عابدینی
🚩🚩#آداب_حضور
🚩🚩🚩#دهه_محرم
🖇️ @gosheneshen
مرحوم دولابی:
اونکه میاد مجلس امام حسین، برای چی میاد؟ برای امامش میاد یعنی«امامت»
امامت اصول دینه!
اگه شماگفتی بهش چرا قبات کجه،چرا موت بیرونه،ناراحت شد دیگه نیومد، شماچیکارکردی؟
با فروع دین برداشتی گردن اصول دین روزدی!
مبادا یه عبدِخدایی رو از درخونه امام حسین برونی!
@gosheneshen
وقتی من مرتکب گناهی میشوم، به پیامدهای آن توجه ندارم و نمیبینم به کجا میانجامد، ولی راهنمای دانا و چراغ هدایت میتواند این پیامدها را ببیند و میداند انحرافی که امروز با یک گام یا ده متر یا هزار متر آغاز میشود، فردا به صدها و هزاران متر میانجامد. اینجاست که نقش رهبر و پیشوا و راهنما و چراغ هدایت آشکار میشود. ظلم و جور و اشتباه نسبت به دیگران همیشه با انجام دادن یک عمل تحقق نمییابد. ستم کردن تنها این نیست که مال کسی را به زور بگیرم، مال دیگران را به ناحق بخورم، کسی را طرد کنم. به کسی توهین کنم یا شهادت ناحق بدهم. ستم کردن تنها به این نیست که چیزی را که به کسی که شایستهٔ آن نیست، بدهیم، بلکه ستم کردن با سکوت در برابر پایمال شدن حق هم محقق میشود و همانگونه که شنیدهاید: کسی که از حق چشمپوشی کند و از گفتن آن خاموش بماند، شیطانی لال است.
کسی که در برابر ستمگر ساکت میماند و به او اجازهٔ جولان میدهد، در حقیقت به نوعی ظلم را تأیید و با آن سازش میکند و مظلوم را خوار میسازد. این دو نوع ستم کردن، ایجابی و سلبی، در حیات ملتها وجود دارد؛ هر چند آشکارا به چشم نیاید، ولی حوادثی رخ میدهد که این حقیقت را آشکار میکند.
از کتاب سفر شهادت
#امام_موسی_صدر
@gosheneshen
*زیباتر از همیشه در این #کربلا شدی
دیدی دلم گرفته مرا #مجتبی شدی
لک زد دلم برای #عمو گفتنت، بگو
لک زد دلم! چرا؟! چه شده؟ بیصدا شدی*
#قاسم_بن_الحسن_علیهما_سلام
#شب_ششم
🆔 @gosheneshen
گُوْشِه نِشینْ
دقیقا یه سال صبر کردم تا شب حضرت قاسم که برا امام حسن میخونن هیئتمون این رو بخونه🙄
جالب اینه اصلا هم از مداح معروفی نیست از حاج کاظم اکبری یه مداح محلی از قائمشهر🙄
#جواد_پورعباسیان
#هیئت_قمربنی_هاشم_شمیران
چرا بیعشق سر بر سجدهی تسلیم بگذارم؟
نمیخواهم نمازی را که در آن از تو یادی نیست
#اربابم_حسین
#فاضل_نظری
@gosheneshen
مادر به اشک روضه به من شیر داده است
در شیرم آب کرده ولی سود با من است
#محمد_سهرابی
@gosheneshen
#الدخیل_یا_قاسم_ابن_الحسن
پشت لشکر همه با ترس به هم میگفتند :
«پسر شیر جمل» نیست؟ چه جنگـی دارد
@gosheneshen
#یابن_الحسن
باز آدینه شـد و غنچـــه به بستـان رفته
مهــدی فاطمــه از مکّه به کنعـــان رفته
شایـدم از سرِ دلتنگــــی و تنهاییِ خود...
#کربلا ، یا به #نجف ، یا به #خراسان رفته
#ابالرحیم
@gosheneshen
چھ غمے بیشتر از این ڪھ تو جایے باشے
بشود دور و برت باشم و جرات نڪنم!
#شاعرانه
@gosheneshen
گُوْشِه نِشینْ
#بسم_الله #پارت_دوم #افتاب_در_حجاب قدرى آرام گرفتى ، چشمهاى اشک آلودت را به پیامبر دوختى ، لب برچی
#بسم_الله
#افتاب_در_حجاب
#پارت_سوم
حسین بازوان تو را به مهر در میان دستهایشان مى فشارد و با آرامشى به وسعت یک اقیانوس ، نگاه در نگاه تو مى
دوزد و زیر لب آنچنان که تو بشنوى زمزمه مى کند:
پیش پاى تو پیامبر آمده بود. اینجا، به خواب من . و فرمود که زمان آن قصه فرا رسیده است . همان که تو االن
خوابش را مرور مى کردى ؛ و فرمود که به نزد ما مى آیى . به همین زودى .
و تو لحظه اى چشم برهم مى گذارى و حضور بیرحم طوفان را احساس مى کنى که زیر پایت خالى مى شود و اولین
شکافها بر تنها شاخه دست آویز تو رخ مى نماید و بى اختیار فریاد مى کشى :
واى بر من !
حسین ، دو دستش را بر گونه هاى تو مى گذارد، سرت را به سینه اش مى فشارد و در گوشت زمزمه مى کند:
واى بر تو نیست خواهرم ! واى بر دشمنان توست . تو غریق دریاى رحمتى . صبور باش عزیز دلم !
چه آرامشى دارد سینه برادر، چه فتوحى مى بخشد، چه اطمینانى جارى مى کند.
انگار در آیینه سینه اش مى بینى که از ازل خدا براى تو تنهایى را رقم زده است تا تماما به او تعلق پیدا کنى . تا دست
از همه بشویى ، تا یکه شناس او بشوى .
همه تکیه گاههاى تو باید فرو بریزد، همه پیوندهاى تو باید بریده شود، همه دست آویزهاى تو باید بشکند، همه
تعلقات تو باید گشوده شود تا فقط به او تکیه کنى ، فقط به ریسمان حضور او چنگ بزنى و این دل بى نظیرت را فقط
جایگاه او کنى .
تا عهدى را که با همه کودکى ات بسته اى ، با همه بزرگى ات پایش بایستى :
پدر گفت : ))بگو یک !((
و تو تازه زبان باز کرده بودى و پدر به تو اعداد را مى آموخت .
کودکانه و شیرین گفتى : ))یک !((
و پدر گفت : ))بگو دو((
نگفتى !
پدر تکرار کرد: ))بگو دو دخترم .((
نگفتى !
و درپى سومین بار، چشمهاى معصومت را به پدر دوختى و گفتى : ))بابا! زبانى که به یک گشوده شد، چگونه مى تواند
با دو دمسازى کند؟((
و حاال بناست تو بمانى و همان یک ! همان یک جاودانه و ماندگار.
بایست بر سر حرفت زینب ! که این هنوز اول عشق است .
پرتو دوم
سال ششم هجرت بود که تو پا به عرصه وجود گذاشتى اى نفر ششم پنج تن !
بیش از هر کس ، حسین از آمدنت خوشحال شد. دوید به سوى پدر و با خوشحالى فریاد کشید: ))پدر جان ! پدر
جان ! خدا یک خواهر به من داده است !((
#ادامه_دارد
#سیدمهدی_شجاعی
از کدام دوست داشتن حرف میزنی؟
من تا به حال ندیده ام کسی دلباخته ی کسی باشد و بتواند حتی برای یک روز هم بیخبر باشد از او...
از کدام دوست داشتن حرف میزنی؟
وقتی از من بی خبری!
وقتی نمیدانی حالِ الانِ من چیست!
از کدام دوست داشتن حرف میزنی؟
من ندیده ام که کسی دلباخته ی کسی باشد و حاضر نباشد کمی از غرورش چشم پوشی کند!
از کدام دوست داشتن حرف میزنی؟
وقتی میدانی که بی تو بیمار میشوم و با بی رحمیِ تمام به آسانی میروی...
از کدام دوست داشتن حرف میزنی؟
وقتی میدانی سخت گرفتارِ توام و در نبودت دلتنگی گونه هایم را خیس میکند و باز نمی آیی...
از کدام دوست داشتن حرف میزنی؟
وقتی میدانی اگر باشی حالِ من خوبِ خوب میشود،خندیدن را به یاد می آورم، و خوشبختی برایم معنا پیدا میکند
اما نمی آیی...
اما نمی مانی...
برای من از دوست داشتن حرفی نزن،
تو از دوست داشتن هیچ چیز نمیدانی...!
#المیرا_دهنوی
@gosheneshen
گفت: خیلیا توو این شهر از خفگی مُردن.
گفتم: آره، این طرفا دریا سرِ سازگاری نداره با کسی.
گفت: دریا خیلیا رو کُشته
اما اونایی که من میگم
همشون از دلتنگی خفه شدن...
بعد از ابر
#بابک_زمانی
@gosheneshen
ميگی عصبی بودی يه چيزی گفتی،
معذرت هم خواستی!
اما من كه ميدونم اين حرفا برا الان نيست، قبلش حتما راجع به اين چيزا فكر كردى...
آدما گله هاشونو تو عصبانيت هاشون لو ميدن، خودت ميدونی!
هيچ ميدونی بعضی وقتا حرفايى كه آدم تو داد و بيدادش ميزنه برا يه نفر، هيچ جوره فراموش شدنی نيست؟
#اميرعلی_ق
@gosheneshen
🔸
وقتی یکی و دوسش داری باید انقدر جرات داشته باشی که بری بهش بگی...
نه اینکه یواشکی نگاش کنی؛
عکساشو برداری،
خیلی نرم و زیر پوستی باهاش رفتار کنی و فکر کنی که چیکار کنی؟! دوست داشتن گفتن میخواد،
جرات میخواد،
دوست داشتن دل میخواد...!
وقتی این حس در تو بوجود میاد
یعنی توانایی اینو داری
که اونو به طرز شگفت اوری؛
ورای تمام آدمهای روی زمین دوست داشته باشی...
پس باید دوست داشتنتو
فریاد بزنی
آنقدر بلند که گوش خودش که هیچ، گوش فلک رو هم کر کنه!
وقتی دلت تنگ میشه
بی دلیل و بی چشم داشت از هرکسی و هر نفری زل بزن تو چشماش و بگو:دلم برات تنگ شده خنگ و احمق من!
دوست داشتن نگهداری میخواد،
دلیل میخواد
مرد میخواد!!!
وقتی نمیتونی بدستش بیاری پس امتحان جنگیدن رو از خودت نگیر!!!
برای بدست اوردنش بجنگ!!!
نه مثل آدمهای بزدل و ترسو یه گوشه مثل بچه ها برای ازدست دادنش گریه کنی...!!!
🌸🎈🕊
| #فرگل_مشتاقی |
.
@gosheneshen