#سخنرانی_روز_دوازدهم_محرم
♨️فیش سخنرانی کوتاه ویژه ماه محرم
▪️آثار محبت به امام حسین علیه السلام
▪️محبت به امام حسین(علیه السلام)
جناب یعقوب(ع) یک فرزندش از جلوی چشمش دور شد، بیست سال گریه کرد، اگر صدسال هم طول می کشید، بازهم یعقوب(ع) گریه می کرد. هزارسال هم طول می کشید، باز هم یعقوب(ع) همان یعقوب(ع) بود؛ یعقوب(ع) مأیوس نمی شد، در انتظار می نشست و گریه می کرد. این برای ما درس است. گفتند تمام شد؛ یک بچه ای 9 سالش بوده، چهل سال قبل انداختنش در چاه؛ تو هنوز گریه می کنی؟ فرمود:
«يا بَنِيَّ اذْهَبُوا فَتَحَسَّسُوا مِنْ يُوسُفَ وَ أَخيهِ وَ لا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ».[يوسف: 87]
این خاصیت محبت است. یوسف(ع) پیراهن را در مصر داد؛ گفت ببرید کنعان به چشم پدر بمالید بینا می شود. همین که پیراهن را در مصر از صندوق بیرون آوردند و به دست برادرها دادند، یعقوب(ع) در کنعان می گوید:
«قالَ أَبُوهُمْ إِنِّي لَأَجِدُ ريحَ يُوسُفَ لَوْ لا أَنْ تُفَنِّدُونِ».[يوسف: 94]
اگر مرا متهم نکنید، اگر نگویید دیوانه است، دارم بوی یوسف(ع) را می شنوم.
محب این گونه است. شنیده اید در اربعین، جابر آمد کربلا؛ یک نقل این است؛ عطیه می گوید: دیدم نزدیک قبور که رسید، نشست روی زمین هی خاک ها را برمی دارد و می بوید. به یک نقطه ای که رسید خاک را برداشت، بویید و خودش را روی خاک ها انداخت؛ گریه کرد تا غش کرد. متوجه شد اینجا مرقد مطهر سیدالشهدا(ع) است. اگر محبت امام حسین(ع) بیاید، آن وقت آدم می فهمد که گریه برای امام حسین(ع) بس است یا بس نیست. اگر هم این محبت نیاید:
میان عاشق و معشوق رمزیست
چه داند آنکه اشتر می چراند؟!
به امام سجاد(ع) می گویی گریه نکن! تو چه می فهمی امام سجاد(ع) چه می کشد. فرمود: یک فرزندش از جلوی چشمش دور شده بود، مگر یک فرزند بود؟ ولیِّ خدا بود. محبتِ ولی خداست؛ این یک محبت دیگری ست. جناب شعیب(ع) در روایت دارد آنقدر گریه کرد که کور شد. خدا چشمش را بهش برگرداند، دوباره گریه کرد و کور شد، خدا چشمش را به او برگرداند، دوباره نابینا شد. برای بار سوم که نابینا شد، طبق نقل دارد که خدا به او وعده داد و گفت اگر از جهنم می ترسی، امنیت می دهم. اگر بهشت می خواهی، تضمین کردم. عرض کرد: خدایا! بار دیگر هم چشم بدهی همین است. من در محبت تو و فراغ تو گریه می کنم. من چشم را می خواهم که برای تو گریه کنم. کسی که امام حسین(ع) را می شناسد، فقط چشم را می خواهد که برای امام حسین(ع) گریه کند.
به امام سجاد(ع) می گویند بس است. آیا بس است؟ اگر تا قیامت هم برای امام حسین(ع) گریه کنیم هیچی گریه نکرده ایم. اگر در اثر مصیبت امام حسین(ع) گریه کنیم تا جان بدهیم، هیچ کار مهمی نکرده ایم. همه شنیده اید امیرالمؤمنین علی(ع) فرمود: یک خلخال از پای یک زن غیر مسلمان درآوردند، اگر یک مسلمان بشنود، غصه بخورد و دق کند ملامتش نمی کنم. هجوم بردند به خیمه های امام حسین(ع)، بعد از اینکه کار را یکسره کردند، پیروز شدند. خب، پیروز شدید دیگر! دست بردارید. نمی شود بگویی شیطان در عاشورا چه کرده، همۀ شهوات را در عاشورا آورده. چون امام حسین(ع) با تمام توان عبادت کرده، او هم همۀ شهوات را یک جا جمع کرده. همۀ غضب ها را یک جا جمع کرده است. امام حسین(ع) و اهل بیتش صبر کردند. بیداد کرده؛ این فاجعه سابقه ندارد. کس دیگر این کار را نمی کند؛ این کار شیطان است. یک بار هم در عالم این کار را کرده. ولی امام حسین(ع) طوری مقاومت کرد، طوری عبادت کرد
«يَشْفِي أَبْنَاءُ الْعَوَاهِرِ غَلِيلَ الْفِسْقِ مِنْ وَرَعِكُمْ»[بحارالأنوار، مجلسی/99/165/، باب 8، الزيارات الجامعة التي يزار بها کل امام...، ص: 126]
که نمی دانید این عبادت چقدر لطیف است.
در زیارت جامعۀ ائمه المؤمنین(ع) است. فرمود: این ناپاکان و ناپاک زادگان سوزش فسق خودشان را از ورع شما تشفی دادند. هرچه شما اهل ورع بودید، آن ها اهل فسق بودند. این شعله های فسقشان را با انتقام گیری از ورع شما تشفی می دادند. هرچه امام حسین(ع) پاک بود، این ها ناپاک بودند. حالا می شود آدم گریه نکند؟ می شود بگوییم بس است؟ بله! اگر کسی نفهمد که هیچ، ولی اگر کسی بفهمد، در مقابل این مصیبت ها می شود بگوییم گریه بس است؟ می شود بفهمیم چرا حضرت زینب(س) پیر شده بود؟ چرا استخوان هایش آب شده بود؟ چرا قدش خمیده بود؟ هیچ بعید نیست این نقل درست باشد. چرا وقتی برگشت مدینه، نقل شده که عبدالله بن جعفر اول حضرت زینب(س) را نشناخت. سراغ حضرت زینب (س) را می گرفت. چرا؟ چون آن مصیبت هایی که حضرت زینب(س) دیده، آن مصیبت با محبت معنا می شود.
▪️ذکر مصیبت
این مصیبت های عظیم چه می کند با مثل زینبی! آمد در گودی قتلگاه موانع را کنار زد دید عجب! نمی دانم چه دید، با تعجب صدا زد:
«انت اخی؟ اانت ابن والدتی؟»
دید سر در بدن نیست، یک عضو سالم در این بدن باقی نمانده. در نقل دارد سیصد و اندی جراحت بر این اندام وارد شده بود. غیر از اینکه این بدن زیر سم اسب ها رفته و عجیب تر اینکه (آدم شرمش می آید) حتی آن لباس کهنه را غارت کردند. شروع کرد به روضه خواندن، عجب روضه ای خواند حضرت زینب(سلام الله علیها). ابتدا برای اینکه گلایه از خدا نشده باشد، کفران و ناسپاسی نشده باشد، دستها را برد زیر این بدن، این بدن پاره پاره را روی دست گرفت و عرض کرد خدایا این قلیل قربانی را از آل رسول(صلّی الله علیه و آله و سلّم) بپذیر. سپس یک گفت وگو با رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) دارد. یا رسول الله(صلّی الله علیه و آله و سلّم)!،
«يا محمداه! صلى عليك ملائكة السماء هذا الحسين مرمل بالدماء مقطع الأعضاء و بناتك سبايا».[اللهوف، سیدبن طاووس/130/، المسلك الثاني في وصف حال القتال و...، ص: 85]
این کشته فتاده به هامون حسین توست
این صید دست و پا زده در خون حسین توست
این کشتی شکسته به دریای خون که هست
زخم از ستاره بر تنش افزون حسین توست
یا رسول الله(صلّی علیه و آله و سلّم)! این همان حسینی است که جایش روی دوش شما بود؛ این همان حسینی است که او را در آغوش می گرفتی؛ این همان عزیزی است که جایش روی سینۀ تو بود و او را غرق در بوسه می کردی. حالا ببین یا رسول الله(صلّی علیه و آله و سلّم)! یک عضو سالم برایش باقی نگذاشتند؛ بدنش غرق در خون است. یا رسول الله(صلّی علیه و آله و سلّم) ببین لباس هایش را غارت کردند. یا رسول الله(صلّی علیه و آله و سلّم) ببین این هایی که دارند به اسارت می برند دختران تو هستند. «و بناتک السبایا» سپس یک روضه برای امام حسین(علیه السلام) خواند، خیلی عجیب است. طوری روضه خواند که:
«والله لا انسا زینب بنت علی ویته بقل حسین»؛ حتی حیوانات گریه کردند، اشک از چشم شترها جاری شد.
«بأبي من لاغائب فيرتجى ، ولاجريح فيداوى ! بأبي من نفسي له الفداء! بأبي المهموم حتّى قضى ! بأبي العطشان حتّى مضى !».[مع الركب الحسينى (ج 5)، محمدجعفرطبسی/68/، الأجساد الطاهرة....، ص: 67]
ای به فدای آن آقایی که جراحت هایش، زخم هایی که بر بدنش وارد شده التیام پذیر نیست؛ به فدای آن آقایی که سفرش برگشت ندارد؛ به فدای آن عزیزی که وقت رفتن تا دم آخر لبانش تشنه بود؛ به فدای آن عزیزی که تا آخرین لحظات، غصه ها روی دلش سنگینی می کرد. آنقدر گریه کرد، آنقدر در گودی قتلگاه برای امام حسین(علیه السلام) روضه خواند که دیدند حضرت سکینه (سلام الله علیها) صدا می زند، بابا! پاشو ببین دارند عمه ام را می زنند.
چون چاره نیست، می روم و می گذارمت
ای پاره پارۀ تن به خدا می سپارمت
«اعوذ بالله من الشیطان رجیم، أَمَّنْ يُجيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ».[النمل: 62]
«السلام علیک یا بقیه الله و رحمه الله و برکاته».
هیئت سفیران زینب (س)حاجمحمود_کریمی_فردا_بی_تو_میرن_اسارت_حرم_و_خواهرت_.mp3
زمان:
حجم:
8.2M
#سینه_زنی_امام_حسین_ع
🎤•|محمودکریمی|•
فردا بی تو میرن اسارت حرم و خواهرت امشب تا صبح میخوام بمونم کنار پیکرت کو انگشترت عمامه سرت نافلمو نشسته خوندم میون قتلگاهت اما اگه بمیرم از غم تو کی برسه به داد این یتیما یکی میگه عمه جون چشمام یکی میگه عمه جون چادرم یکی میگه عمه جون موهام دیگه من باید برم ای حسین سالار زینب فردا با تو روی نیزه ها قاسمو اکبرت امشب تا صبح روضه میخونم برای مادرت مونده تو گودال بدن پرپرت زینبو میبرن اسارت نیزه دارا با تازیونه من اگه کربلا نباشم کی کنار بدن تو بمونه یکی میگه عمه جون بابام یکی میگه عمه جون خواهرم یکی میگه عمه جون پاهام دیگه من باید برم ای حسین سالار زینب
📲
هیئت سفیران زینب (س)Fadaeian_Haftegi_14030810_04.mp3
زمان:
حجم:
19M
#زمینه_حماسی
🎤•|سید رضا نریمانی|•
ایستاده میمیرم پای همین مکتب
جایی ندارد تسلیم اصلا در این مکتب
گرچه غرق آهیم، گرچه غرق دردیم
ما نسل جهادیم، ما مَرد نَبَردیم
ما هم مثل حیدر، پشت به دشمن نکردیم
بُرّان ماییم، طوفان ماییم
مردِ میدانِ این میدان ماییم
در صهیون آغاز پایان ماییم
«سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَكُمْ
حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَكُمْ»
مَردان حزب الله، همپای نصرالله
از پا نخواهیم افتاد تا آخر این راه
این عهد خدا با، مردانی غیور است
پایان مسیر، این شب غرق نور است
آغاز طلوع، صبح سبز ظهور است
ما کَرّاریم، لا فَرّاریم
سربند یازهرا بر سر داریم
آمادهی آخرین پیکاریم
«سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَكُمْ
حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَكم»
📲
11.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بی منت اومدم ای شاه بی سرم
خیر دو عالم و تو روضه میبرم
✨💔
کودکانی که عشق حسین را مزه میکنند میدانند که در آغوش حسین بودن تمام خیر دو عالم را برایشان به ارمغان میآورد.
روضه به روضه
خانه به خانه
عشق تو را جار میزنیم
✨محرم ۱۴۰۴
ایران عاشورایی🇮🇷
🚩 سفیر صبر
◽️ سرانجام روز مصیبت عُظمی تمام شد. کمکم شب فرا رسید، آتشِ خیمهها رو به خاموشی رفت و این حیوانصفتانِ رذل، دست از غارت و آزار خیامِ بیپناه حسین برداشتند و تو ماندی و یک دنیا درد…
◾️ یک دنیا مصیبت که نمیدانی از رسیدگی به کدامشان شروع کنی؛ نازدانهای که زخم گوشهای بیگوشوارهاش بیتابش کرده را آرام کنی یا پسربچهای که دست و پای کوچکش در میان شعلههای آتش سوخته را تیمار یا مادری که در این محشرِ کبری به دنبال طفل گمشدهاش میگردد را یاری کنی.
◽️ بالاخره با سختی فراوان، زنان و کودکان را آرام و در سایهٔ تنهاخیمهٔ پابرجا و نیمسوخته، جمع میکنی. شب به نیمه میرسد و اوضاع اندکی آرامتر میشود و تو سرانجام پس از روزی سراسر التهاب، کنج خلوتی برای نشستن و چارهاندیشی پیدا میکنی، زیرا تو خوب میدانی که این آرامش ماندنی نیست؛ مقدمهای است برای طوفانهای سهمگین پیشِ رو... خوب میدانی که باید صبوری کنی، چرا که اکنون تو تنها عمود خیام بیپناه حسینی.
◾️ آری! باید طاقت بیاوری تا این زنان و کودکان داغدار که تمام چشم امیدشان به توست، لااقل زنده به شهرشان بازگردند. باید طاقت بیاوری تا خونهای به ناحق ریختهٔ حسین و یارانش بیثمر نماند. باید طاقت بیاوری، چرا که از امروز، دوام اسلام به تو بستگی دارد.
◽️ پس صبور باش دخت باصلابت علی! صبور باش سنگ صبور حسن! صبور باش یاور همیشگی حسین! صبور باش و دل قوی دار که روزی مَردی از نسل حسین قیام میکند و انتقام این خونهای به ناحق ریخته شده و حقهای غصبشدهٔ خاندانت را میگیرد. صبور باش و در نماز شبت برای ظهور نهمین فرزند حسین دعا کن.
هیأت سفیران زینبهیات سفیران زینب.mp3
زمان:
حجم:
3.5M
#روضه_امام_سجاد_ع
🎤•|سیدمهدی حسینی|•
غم تو آبروی ماست این غم را مگیر از ما
دلیل پلک های زخم! مرهم را مگیر از ما
برای ما که از غوغای این عالم گریزانیم
همین یک دلخوشی مانده ست این کم را مگیر از ما
به غیر از خیمه ی تو هرکجا آلوده ی فتنه ست
نشستن در پناه سرخ پرچم را مگیر از ما
دَمِ نوحه برای سینه زن حکم نفس دارد
بدون روضه می میریم این دَم را مگیر از ما
*آدمِ اَبوالبشر دویست سال گریه کرد، میگن اینقدر گریه کرد رد اشک تو صورتش جا انداخت،
فقط از عطشِ حسین شنید، نه گودالی رو دید، نه ذبحی رو دید.. نه دست وپا زدن بچه ای رو دید، حالا ببین امام سجاد چی دیده کربلا
آب دیدم، کام عطشان تواَم آمد به یاد
دیدم آتش، لعل سوزان تواَم آمد به یاد
دوختم بر آسمان پر ستاره، چشم خویش
بر بدن، زخم فراوان تواَم آمد به یاد
تا شنیدم کشتیِ بشکستهای بر گِل نشست
پیکرِ بر خاک، عریان تواَم آمد به یاد
دیگه چی دیدی آقاجان! یاد مصیبتهای کربلا کردی
از فراز شاخهای آمد صدای بلبلی
بر سر نی، صوت قرآن تواَم آمد به یاد
شعلۀ شمعی در آغوش نسیم، آشفته بود
روی نی، موی پریشان تواَم آمد به یاد
قصّۀ سنگ و سبو در خاطرم چون نقش بست
ماجرای چوب و دندان تواَم آمد به یاد
به آقا زین العابدین خیلی ها گفتند: چقدر آقاجان! گریه میکنید؟ شما که پدرتون از مکه که راه افتاد خیلی ها جلویِ باباتون روگرفتن، بهشون گفتن: یا اباعبدالله! سفری که میری پُر از خطرِ.. آقا خودشون به همه می فرمود :"خداوند اِراده کرده من رو در خون آغشته ببینه
📲
هیأت سفیران زینب1_12827613732.mp3
زمان:
حجم:
14.2M
#امام_سجاد_علیه_السلام
🎤•| سیدرضانریمانی|•
#تو_اولین_امیربودی_که_بین_یک_حصیربودی
بیا بریم مدینه شب شهادت امام سجاد
شب شهادت آقامون وشب رحمت وشب مغفرت
امشب همه چیز دست به دست هم داده
ان شاء الله مهمون کربلاباشیم
📲