«مهمتر از چشمهای نافذ، حرفهای زیبا و دستهای گرم، میل به نرفتن است. مطمئن باشی که نمیرود، حتی قیامت شود.»
آیا هرگز کسی را چنان بوسیدهای،
که جهانت تقسیم شده باشد به قبل و بعدِ آن بوسه؟
آیا آمدی به خاطر اینکه منم؟
یا بخاطر اینکه گم شدی و جز نشانی من، نشانی نمیدانی؟