آیا هرگز کسی را چنان بوسیدهای،
که جهانت تقسیم شده باشد به قبل و بعدِ آن بوسه؟
آیا آمدی به خاطر اینکه منم؟
یا بخاطر اینکه گم شدی و جز نشانی من، نشانی نمیدانی؟
یه روزی، توی همچین روزی وقتی که دیگه نفس نمیکشم بارون میاد و سنگِ قبرمو تمیز میکنه و بهم میگه که چقدر همهچیز نمیارزید.