هدایت شده از 𖥨┈𝙂𝙧𝙖𝙮 𝙬𝙝𝙞𝙨𝙠𝙚𝙮⃝
·⁺˚*•✭•*˚⁺‧⁺˚*•✮•*˚⁺‧⁺˚*•✭•*˚⁺‧
·⁺˚*•✭•*˚⁺‧⁺˚*•✮•*˚⁺‧⁺˚*•✭•*˚⁺‧
شب تاریک است و نوای موج دریایی که رو به روی خانه کوچکمان است،ذوق زیر دلت را به شور می آورد.امشب جای تو کنار من امن است.چشمهایت را بر دست پرده های رقصان در باد بسپار.نویسندگی رویای امشبت در دستان ستاره ها و کارگردانی آن توسط مهتاب برای تو خواهد بود ماهزادم؛خوب و آرام بخوابی نسخه تک دانه کهکشان.
·⁺˚*•✭•*˚⁺‧⁺˚*•✮•*˚⁺‧⁺˚*•✭•*˚⁺‧
·⁺˚*•✭•*˚⁺‧⁺˚*•✮•*˚⁺‧⁺˚*•✭•*˚⁺‧
در باغی خاموش،که نسیم بر برگهای خزانزده میگذشت، او تنها گام برمیداشت. راه باریکه زیر قدمهایش چون رشتهای محو در تاریکی امتداد مییافت و صدای پایش، چونان پژواکی دور، در دل درختان میپیچید.
چهرهاش آرام مینمود، لیک در ژرفای نگاهش موجی پنهان میخروشید؛ موجی که نه چشم دیدارش را فاش میکرد و نه زبان تاب گفتنش را داشت. بر لبش لبخندی محو نشسته بود، لبخندی که به سپیدهدم نمیمانست و به غروب نزدیکتر بود.
هر بار که نسیم پردههای شاخه را کنار میزد و آسمان شب رخ مینمود، ستارگان چنان میدرخشیدند که گویی از راز نهفته او آگاهاند. او نیز سر فرو میانداخت، گویی تاب دیدن گواهیشان را نداشت.
لحظهها در سکوتی سنگین میگذشتند، و گامهایش، بیآنکه مقصدی بجوید، او را پیش میبردند. گویی همه چیز در گردش بیپایان خویش غرق بود: برگها که آرام بر زمین مینشستند، جویباری که بیهیچ شتابی میگذشت، و قلبی که در پس سینهاش خاموشانه میتپید.
•𝑯𝒀𝑼𝑵
17𝑺𝒆𝒑𝒕𝒆𝒎𝒃𝒆𝒓2025
شبی بود آرام، با نسیمی که شاخههای سرو را آهسته به نجوا وامیداشت. ماه در آسمان میدرخشید، در دل او هیچ روشنایی نمیتابید. بر طاقچه کهن خانه نشسته،به دوردست خیره بود؛ جایی که نه مرزی داشت و نه نشانی. نگاهش چونان پرندهای بیآشیان بر پهنه آسمان میچرخید و باز به زمین فرو میافتاد.
دلش پر بود از واژههایی که هرگز بر زبان نمیآمدند؛ واژههایی که اگر گفته میشدند، شاید طوفانی به پا میکردند. سکوت، تنها همدم او بود و خاطرههایی که همچون سایه، از هر سو در پیاش میآمدند. هر لبخند در ذهنش بدل به آهی میشد، و هر یادآوری، زخمی تازه بر زخمهای کهن میافزود.
شب، سنگینتر میگشت و ستارگان یکییکی خاموش میشدند. در پس این خاموشی، او همچنان در خویشتن فرو رفته بود؛گویی زمان در برابر اندوهش ایستاده و روز هرگز نخواهد دمید.
•𝑯𝒀𝑼𝑵
17𝑺𝒆𝒑𝒕𝒆𝒎𝒃𝒆𝒓2025
𖥨┈𝙂𝙧𝙖𝙮 𝙬𝙝𝙞𝙨𝙠𝙚𝙮⃝
تو خوابام دنبال بغلتم
نفوذ یه انسان به ذهن چقدر میتونه عمیق باشه که حتی توی کابوس و رویا هم افکار آدمو درگیر میکنه....
𖥨┈𝙂𝙧𝙖𝙮 𝙬𝙝𝙞𝙨𝙠𝙚𝙮⃝
بزرگداشت استاد شهریار؛روز شعر و ادب فارسی شاعر بی همتای شهر قشنگم:) *قراره چند صفحه از متنامو تو یکی
امروز شمام با من میاین تو تالار وحدت دانشگاه تبریز و از صحنه های قشنگش لذت میبرید;)