#آداب_دانشجویی۳۶: دانش(جو) روزت مبارک
تقریبا سه ماه و ۲۱ روز از کودتا ۲۸ مرداد ۳۲ گذشته، کودتا شد تا دولت مصدق که مردم با تلاش فراوان آن را بنا کرده بودند با هدایت مستقیم آمريکا سرنگون شود. حال امروز یعنی ۱۶ آذر ۳۲ دانشگاه تهران، یک مهمان ویژه داشت. این مهمان ویژه معاون رئیسجمهور آمریکا یعنی نیکسون بود. دانشجویان این عامل استبداد را خوب می شناختند، بی تفاوت ننشسته، و اقدام به اعتراض در فضای دانشگاه کردند. اولین شعار مرگ بر آمریکا آنجا توسط دانشجویان ابداع شد.در نهایت با سرکوب شدید پهلوی و شهادت سه دانشجو این مهمانی برگزار شد.....
حال ۱۶ آذر هر ساله به عنوان روز دانشجو شناخته می شود، تا یاد آور این مطلب باشد که دانشجو موذن جامعه است و اگر خواب بماند، نماز امت قضا می شود. پس انتظار از دانشجوی ایرانی به عنوان یک روشنفکر تمام عیار مسلمان، عمیق شدن در علم، ایمان و اندیشه سیاسی است. تا همچون یک خورشید تابان افق های جدید در تمامی عرصه ها برای جامعه خود نمایان کند.
#طبیبانه۱۰: سلول درمانی چشم
بیرونیترین لایه قرنیه توسط سلولهای بنیادی موجود در حلقه لیمبال (حلقه تیره اطراف عنبیه) محافظت میشود. اگر این سلولها که مسئول جوانسازی هستند از بین بروند یا کاهش یابند، وضعیتی به نام کمبود سلولهای بنیادی لیمبال (LSCD) ایجاد میشود. اخیرا، چهار نفر با مشکل شدید بینایی ناشی از آسیب قرنیه برای پیوند سلول مورد آزمایش قرار گرفتند. پس از دریافت سلولهای بنیادی، بینایی سه نفر از آنها به طرز چشمگیری بهبود یافت و این روند بهبودی تا بیش از یک سال ادامه داشت. نفر چهارم نیز بهبودی داشت، اما ماندگار نبود. این افراد اولین کسانی هستند که از سلولهای بنیادی برنامهریزیشده برای درمان قرنیه استفاده کردهاند. این سلولها به قرنیه چشم تزریق شدند و به سلولهای قرنیه تبدیل شدند. این تحقیق جذاب حاصل زحمات یاماناکا(https://eitaa.com/groupi/621 رو بخونید) است. در واقع روش استفاده شده شامل تبدیل سلولهای خونی به سلولهای بنیادی پرتوان القایی (iPSCs) است. این سلولها از سلولهای تمایز یافته گرفته شده و با بازبرنامهریزی ژنتیکی و استفاده از ژنهایی معروف به عوامل یاماناکا (Oct4، Sox2، Klf4، c-Myc) به حالت بنیادی بازگردانده شدهاند و توانایی تبدیل به انواع مختلفی از سلولهای بدن را دارند.
مزایای این سلولها شامل عدم نیاز به سلولهای جنینی و سازگاری با بدن بیمار است.
با تشکر از حسین صفوی، محمد مهدی حسنلی، حسین کشاورزی بابت تهیه این مطلب
لینک مقاله کامل
https://www.thelancet.com/journals/lancet/article/PIIS0140-6736(24)01764-1/fulltext
#پست_موقت
گراند راند ( یعنی جلسه عمومی متخصصان و دانشجویان برای بحث درباره یک چالش پزشکی)
با حضور سخنران ویژه
*پروفسور دکتر سید بهار باستانی*
متخصص داخلی و فوق تخصص نفرولوژی
محور_سخنرانی:
*" Clinical Approach to Acid Base Disorders "*
🔹زمان برگزاری : پنج شنبه ۲۲ آذر ماه ۱۴۰۳ ، ساعت ۱۰:۳۰ - ۹ صبح
🔹مکان برگزاری: سالن آمفی تئاتر بیمارستان سید الشهدا
###########################
توصیه می شود دانشجویان مقطع علوم پایه ، فیزیوپات و علوم آزمایشگاهی از ترم ۳ به بالا شرکت کنند.
#طبیبانه۱۱: چرا احساس سرما می کنیم....
کانالهای یونی خاصی مانند کانالهای TRPدر فرآیند حس دما نقش دارند.مثلا TRPM8 توسط دماهای سرد و منتول فعال میشود، در حالی که TRPV1 توسط گرما و کپسایسین (ماده فلفل که باعث مزه تندی می شود) فعال میشود. این محرکها باعث باز شدن کانال ها می شوند و به یونها( کلسیم و سدیم) اجازه میدهند به داخل سلول جریان پیدا کنند و پتانسیل عمل ایجاد کنند که از طریق رشتههای عصبی به مغز میرود و به عنوان احساس سرما یا گرما تعبیر میشود.
حساسیت TRPM۸ به تغییرات دما به دلیل وجود بقایای اسید آمینه خاص و موتیف های ساختاری است که به انرژی حرارتی پاسخ می دهند. این عناصر ساختار کانال را در پاسخ به تغییرات دما تغییر می دهند و باز و بسته شدن آن را تسهیل می کنند.
پتانسیلهای عمل تولید شده توسط گیرندههای حرارتی از طریق رشتههای عصبی به نخاع میروند و سپس به نورونهایی منتقل میشوند که اطلاعات را به مغز میفرستند. سیگنالها به تالاموس میرسند که به عنوان ایستگاه رله عمل میکند و سپس قشر حسی جسمی (Somatosensory Cortex)در مغز فرستاده میشوند و به عنوان احساس گرما یا سرما تفسیر میشوند.
گیرندههای حرارتی پایانههای عصبی آزاد هستند، به این معنی که در کپسول نیستند و به سرعت به تغییرات دما پاسخ میدهند. این گیرندهها به طور نابرابر در سراسر بدن توزیع شدهاند و در نواحی صورت و دستها تراکم بیشتری دارند، بنابراین این نواحی نسبت به تغییرات دما حساستر هستند. حس حرارتی با سایر سیستمهای حسی مانند درد و لمس همکاری دارد.
با تشکر از آقای حسین صفوی بابت تهیه این مطلب
#طبیبانه۱۲:سفید٬ سیاهِ نو است
این روز ها٬ مردم کادرسلامت رو به روپوش سفید میشناسن و دانشجوها٬ وقتی روپوش سفید به تن میکنن٬ یشتر از هر زمانی خودشون رو به این حرفه گره خورده میبینند. پس شاید جالبه بدونید در سده های قبل از قرن بیستم٬ رنگ پزشک٬ سیاه بود. سیاه٬ گواهی از کار سخت و جدی و مهم پزشکان بود. مگه این کار الان هم جدی و مهم نیست؟ پس چی باعث تغییر رنگ از مشکی به سفید شد؟ عکسی که میبینید (جلد کتاب رفرنس جراحی لاورنس) نقاشی مربوط به قرن نوزدهمه. اون زمان٬ خیلی از جراحی ها موجب مرگ بیمار میشدن٬ بنظرتون چرا؟…
برخلاف این روزا که بیماران٬ اول از همه برای درمان سراغ طبیب میروند٬ قبلا پزشکی همیشه نجات دهنده نبود و پزشک٬ آخرین دست آویز بیمار قبل از مرگ بود. اواخر قرن۱۹ تغییرات رخ داد. یکی این بود که جراح بریتانیایی٬ جوزف لیستر٬ متوجه شد که میتونه با استفاده از کاربولیک اسید٬ وسایلش رو استریلیزه کنه و ریسک عفونت و مرگ بعد از جراحی رو از ۴۵ به ۱۵ درصد کاهش داد -تصویر-
این تغییرات موجب شدن که درهای دانش٬ به روی پزشکی بیش از پیش باز بشه و در این زمان٬ دانشمندان٬ خیلی بیشتر از پزشکان (که کارایی مثل رگزنی -تصویر- انجام میدادن) مورد اعتماد مردم بودن. این تغییر رنگ روپوش٬ از رنگ پزشکی سنتی به رنگ دانشمندان (سفید)٬ به بیماران نشون از این تحول و ورود دانش به پزشکی رو میداد.
دکتر آرنولد گلد سال ۱۹۹۳ اولین جشن روپوش سفید رو برگزار کرد که همین مسئولیت دانشجویان حوزه سلامت و طبابت رو یادآوری کنه.
با تشکر از آقای عباس دهقانیان بابت تهیه این مطلب