در شبی که دشمنان این کشور فراخوان اغتشاش داده اند، نه تنها حکومت نظامی اعلام نشد که از آحاد مردم خواسته شد، در خیابان حاضر شوند.
این آن حرف نوی جمهوری اسلامی برای همه عالم است: مردم سالاری دینی
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🛑 سخنان امام شهید انقلاب در مورد شخیصت شهید علی لاریجانی
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♨️ ایران هر ۳۰ ثانیه ۵۲ میلیوندلار به آمریکا ضرر میزند
🔹 کلاهکهای جداشونده علاوهبر وسعت سطح آتش، ۳ کارکرد مهم دیگر دارند نخست سرگرمکردن پدافند دشمن و عملکرد پوششی برای عبور پرتابههای دیگر از لایه پدافندی، دوم تحمیل وضعیت فعالیت شدید به پدافند به منظور تضعیف و فرسایش سامانه و سوم تحمیل هزینه مالی سنگین و جبرانناپذیر به دشمن است.
🔹 در این ویدیو به طور واضح دیده میشود که فقط برای ۴ کلاهک از دهها کلاهک جدا شده از موشک ایرانی، ۴ موشک رهگیر از سامانه تاد آمریکایی شلیک شده است.
🔹 نرخ اعلام شده برای هر موشک رهگیر از سامانه تاد حدود ۱۳ میلیون دلار است. یعنی نهتنها کلاهکهای دیگر به زمین دشمن اصابت کرده و آتشبار سامانه به سرعت تخلیه میشود، بلکه فقط در همین ۳۰ ثانیه و برای رهگیری ۴ کلاهک از موشک ایرانی حداقل ۵۲ میلیوندلار به برنامههای مالی دشمن تحمیل شده که با در نظرگرفتن فشارهای سیاسی و اجتماعی در جبهه مقابل، حائز اهمیت است.
دوستی میگفت
وقتی یک ساعت اخبار اینترنشنال نگاه میکنی
فکر میکنی کار حکومت تموم شده
بلند میشی کت و شلوار میپوشی و کراوات میزنی که بری تو خیابون
وقتی میری بیرون میبینی، همه چفیه زدن و سربند بستن و پرچم به دست، کل خیابونها رو آذین بندی کردن
ایران مجازی اونور آبی ها خیلی وقته فتح شده
ایران واقعی با این مردم غیر قابل شکست هست
الله اکبر الله اکبر الله اکبر
برش صدا1_24314172299.mp3
زمان:
حجم:
1.5M
🟥سخنرانی بسیار عجیب و زیبا و شنیدنی در خصوص ترامپ و نابودی آمریکا و قدرت عظیم ایران!
⚜گروه جهادی و مرکز نیکوکاری عاشقان امام حسن مجتبی«ع» - محله خاتم الانبیاء«ص»
#گزارش_تصویری
تجمع حمایت از ایران در کانادا
▪️▪️▪️▪️
🔸 تشکل جامعه اسلامی پردیس علامه طباطبایی ارومیه
@jad_allameh
*آن روی دیگر آقای لاریجانی*
این متن را از روی دیدار دوساعته جذابم با فریده خانم (همسر علی آقای لاریجانی) می نویسم. دیداری که چند ماه پیش در عصری پاییزی در منزل شان اتفاق افتاد. قرار بود درباره مادرش حرف بزنیم اما در تمام طول صحبتمان «علی» از دهانش نیفتاد. می گفت: «وقتی علی خونه نیست انگار دستام بریده شده! علی که باشه همه کارهای خونه رو انجام می ده. بی آنکه من ازش خواسته باشم. خریدها رو جا به جا می کنه. سبزی و مرغ رو پاک می کنه. ظرف ها رو می شوره...» دهانم باز مانده بود که مگر می شود مردی که بیرون از خانه امنیت ملی ایران را حمل می کند، بتواند توی خانه مرغ پاک کند و ظرف بشورد؟ که بعدش فهمیدم همه اینها مال زمانی است که «علی خانه باشد...» و علی شش ماه بود که خانه نرفته بود. از جنگ دوازده روزه که دیگر اجازه نداشت زندگی معمولی داشته باشد. کسی که ابرقدرتهای دنیا برای کشتنش جایزه گذاشته بودند، مردی عاشق پیشه بود که دل جوانی داشت و منشی پخته و با طمانینه. که «از جوانی هم پخته بود.» روزی که هنوز بیست سال هم نداشته و آمده بوده خواستگاری فریده و پدر فریده راغب به این ازدواج بوده و مادر پرسیده بود: «زیادی جوان نیست موری جان؟» و مرتضای مطهری جواب داده بود: «نه باهاش حرف زدم. عقلش پیره.» و مرتضی خبر وصلت دخترش با پسر آیت الله آملی را در نوفل لوشاتو به امام داده و خوشحالی امام را دیده بود که عالم زاده ای با عالم زاده ای ازدواج کرده. البته از نظر مالی خانواده علی بالاتر از خانواده فریده بودند و زمین ها و گوسفندهای فراوانی در شمال داشتند. خانه ای هم که برای زندگی فریده و علی در نظر گرفتند آن قدر بزرگ بود که آقای مطهری مجبور شد برای جهیزیه دخترش دو دست راحتی و دوتا فرش بخرد که جاهای خالی خانه را پر کند. همان راحتی ها و فرش هایی که هنوز هم در خانه علی و فریده بودند و مبل دیگری به جز همان ها که شهید مطهری چهل سال پیش خریده بود نداشتند. عجیب هم نبود. فریده می گفت علی نه هرگز از مجلس حقوق گرفت و نه از مسئولیت های بعدیش. حقوقش سالها همان چهل میلیون تومان استاد دانشگاهی است که تازه از آن هم مقداری هر ماه به حساب بیت المال می ریزد که مدیون نباشد. می گفت این خانه را که می خریدیم پول لازم شده بودیم و دخترم پیشنهاد داد که «بابا نمی شه حقوق های معوقه تون رو از مجلس بگیرید؟» که علی قبول نکرد و گفت: «ما خیلی به این کشور بدهکاریم. من چیزی طلب ندارم.» این ها را کسی گفته بود که از اولین روزهای انقلاب لحظه ای را به آسایش نگذرانده و برای ایران دویده و زحمت کشیده بود. و در عوض بارها جفا دیده و تهمت شنیده و مورد حسادت قرار گرفته بود. فریده خانم می گفت: «بعد از اینکه در انتخابات رد صلاحیت شد، آدم های مختلف روزهای متمادی می آمدند و روی همین صندلی که شما نشسته اید می نشستند و ازش می خواستند که اعتراضی بکند. از خودش دفاع کند، چیزی بگوید، نامه سرگشاده ای، شکایتی...» همه حرف ها را با طمانینه می شنید و با احترام مهمانانش را بدرقه می کرد. در حالی که بهشان گفته بود: «ان شالله خودش درست می شود. من که نمی توانم برای نظام هزینه بتراشم.» ولی خوب بلد بود از نظام دفاع کند. شبیه گنده لات هایی که خوب رجز می خوانند و بلدند چه طوری جواب رجز حریف را بدهند که با خاک یکسان شود. اما کی باورش می شد که همین آدم پخته سیاسی در برابر بچه ها تا چه اندازه رقیق القلب بود که حتی در همان دوره ای که نباید خانه می آمد اگر چند هفته یکبار نوه هایش را نمی دید محزون و دلتنگ می شد. به همه بچه های فامیل محبت بیش از اندازه داشت و به بچه های خودش هم. با این حال پسرانش را هرگز در امور کاری اش دخالت نمی داد. مرتضا در نوجوانی صدای خوشی داشت و اذان قشنگی می داد. فریده می گفت: «هر چه رفقای علی اصرار کردند بیاید در صدا و سیما اذان بگوید که ضبط کنند قبول نکرد. آن زمان که رئیس صدا و سیما بود.» فریده می گفت: «علی در این چهل و اندی سال که از شهادت پدرم گذشته هم برایم پدر بوده و هم همسر و هم رفیق و هم استاد. طاقت ندارم ببینم یک مو از سرش کم شده.»
دیشب که خبر شهادت علی آقا را با این عبارت «علی لاریجانی تایید صلاحیت شد» خواندم، هیچ نگران خودش و حتی انقلاب نشدم. که خودش به حقش رسید و انقلاب هم گیر اشخاص نمی ماند.
اما خیلی به فریده خانم فکر کردم. به زنی که روزی پدرش مرتضی را شهید کردند و دیروز رفیق و استاد و همسرش، علی را که وقتی خانه نباشد انگار دست های فریده را بریده اند و حتی پسرش مرتضی را که صدای خوشی داشت و اذان قشنگی می گفت.
*من مطمئنم یک آه این زن می تواند آمریکا و اسرائیل را از ریشه بخشکاند* .
✍️فائضه غفارحدادی
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده