تقدیم به #پیامبر_مهربانیها
(از عمق دیدگان تو تاریخ جان گرفت
خُلقت "به اتفاق مِلاحت جهان گرفت")
لبخندت از کنار لبت شد جدا و بعد
آهوی عشق آمد و انسان کمان گرفت
"گفتم به نقطهی دهنش خود که بُرد راه؟"
انگشت حیرت از دهنت در دهان گرفت
فرش از نگاه اهل سما عرشگونه بود
کسری فروشکست و زمین آسمان گرفت
از شوق دیدنت دل آدم چو شمع شد
هی اشک دیده ریخت به پا هی زبان گرفت
حتی به زیر خاک در آن عصر زنستیز
غم از نگاه مضطرب دختران گرفت
تا کار و بار عمده فروشی گشاده شد
بازار تنگ خرده فروشان زیان گرفت
یوسف کلاف هستی خود را به دست داشت
جا در کنار پیرزنی مهربان گرفت
حتی نگاه پیرزن از تو جدا نشد
یوسف چو موج حادثه اینجا کران گرفت
هی چاک داد پیرهن از پیش و پس ولی
چشم عزیز عالم خلقت گران گرفت
از عقل و عشق محض تو را آفریده حق
از این گرفت خاک و سپس آب از آن گرفت
دور سیاهِ کعبه و خال تو فرق نیست
باید میان کعبه تو را در میان گرفت
در عصرِ بی حضور تو رنگ از جهان پرید
خوش آن دلی که رنگ امامِ زمان گرفت
تیغت به اتفاق محبت جهان گرفت
آری به اتفاق جهان میتوان گرفت
تقدیم به #پیامبر_مهربانیها
(از عمق دیدگان تو تاریخ جان گرفت
خُلقت "به اتفاق مِلاحت جهان گرفت")
لبخندت از کنار لبت شد جدا و بعد
آهوی عشق آمد و انسان کمان گرفت
گفتم به نقطهی دهنش خود که بُرد راه؟"
انگشت حیرت از دهنت در دهان گرفت
فرش از نگاه اهل سما عرشگونه بود
کسری فروشکست و زمین آسمان گرفت
از شوق دیدنت دل آدم چو شمع شد
هی اشک دیده ریخت به پا هی زبان گرفت
حتی به زیر خاک در آن عصر زنستیز
غم از نگاه مضطرب دختران گرفت
تا کار و بار عمده فروشی گشاده شد
بازار تنگ خرده فروشان زیان گرفت
یوسف کلاف هستی خود را به دست داشت
جا در کنار پیرزنی مهربان گرفت
حتی نگاه پیرزن از تو جدا نشد
یوسف چو موج حادثه اینجا کران گرفت
هی چاک داد پیرهن از پیش و پس ولی
چشم عزیز عالم خلقت گران گرفت
از عقل و عشق محض تو را آفریده حق
از این گرفت خاک و سپس آب از آن گرفت
دور سیاهِ کعبه و خال تو فرق نیست
باید میان کعبه تو را در میان گرفت
در عصرِ بی حضور تو رنگ از جهان پرید
خوش آن دلی که رنگ امامِ زمان گرفت
تیغت به اتفاق محبت جهان گرفت
آری به اتفاق جهان میتوان گرفت
#دلاوار
♨️ اقْتِصادِفَرهَنگی: 🇮🇷
💠 @h_abasifar