جهت کسب اطلاعات بیشتر و دریافت لینک آزمون که در روز های آینده منتشر
خواهد شد به کانال یا گروه انجمن علمی الهیات استان البرز در ایتا ملحق شوید .
لینک کانال انجمن علمی الهیات استان البرز
در ایتا
https://eitaa.com/anjoman_e_alborz
لینک گروه اطلاع رسانی انجمن الهیات در ایتا
https://eitaa.com/joinchat/3329295478C4fb532fc9a
هدایت شده از فاطمه هادیها
زمان:
حجم:
8.4M
بذری که ثمر شد:
او به من آموخت: بذر پاک، در وجود پاک می روید و به بار مینشیند.
من هستی یافتم آن زمان که او بر سرم منت نهاد و مرا چون بذری در نهاد خویش کاشت.
احساس وجود کردم؛ آن هنگام که در پشت فضّه خادمه (س) رفت تا پدر، شرمنده از سوختن یاس، میان در و دیوار و آتش نباشد.
شکل گرفتم؛ آن زمان که در گلویش فریاد «وا اماه» بود، اما آستین به دهان گرفته بود تا پدر، آسودهتر امانت رسول خدا (ص) را به او باز گرداند.
در قلبش ریشه دواندم میان اشک و نالههای سردش که همراه با تکهتکه جگر برادر، در تشت میریخت.
سر از خاک برآوردم؛ آن دَم که فرزندانش را برای دفاع از مظلومیتِ حق و حقیقت به میدان نبرد فرستاد.
جان گرفتم در او؛ وقت دل کندن از دردانه هایش، بیآنکه آنها را در بر گیرد ، تا ذرهای امام زمانش را خجل نکند.
جوانه زد صبرم در سکوت کربلا، وقتی باد بلا استخوانسوز بود و دید آنچه نباید میدید؛ لحظه نحر شدن جسم برادر، هنگامی که غرق خون و خسته بود. آنگاه صابرهی محتسبه فریاد برآورد: «بارالها! این قربانی و شهید را در راه خودت از ما بپذیر.»
زهرا و بتول شد و کامیاب از او باء صبرم؛ بین موج بلا، آن هنگام که فصیحه البلیغه خطبهها خواند.
راء صبرم ثمر داد ؛ آنجا که فرمود: «ما رایت الا جمیلا».
من شدم صبر؛ صبراً جمیلاً…________________________________
صَمت: سکوت
صِر : باد سرد ،سرمای سخت
# حضرت زینب (سلام الله علیها )
صبر زینبی
✍#سمیرا_ طیبی _ میگونی(ام حسین)
🗣️ #فاطمه_هادیها
هدایت شده از شهرزاد داستان📚📚
زمان:
حجم:
8.4M
بذری که ثمر شد:
او به من آموخت: بذر پاک، در وجود پاک می روید و به بار مینشیند.
من هستی یافتم آن زمان که او بر سرم منت نهاد و مرا چون بذری در نهاد خویش کاشت.
احساس وجود کردم؛ آن هنگام که در پشت فضّه خادمه (س) رفت تا پدر، شرمنده از سوختن یاس، میان در و دیوار و آتش نباشد.
شکل گرفتم؛ آن زمان که در گلویش فریاد «وا اماه» بود، اما آستین به دهان گرفته بود تا پدر، آسودهتر امانت رسول خدا (ص) را به او باز گرداند.
در قلبش ریشه دواندم میان اشک و نالههای سردش که همراه با تکهتکه جگر برادر، در تشت میریخت.
سر از خاک برآوردم؛ آن دَم که فرزندانش را برای دفاع از مظلومیتِ حق و حقیقت به میدان نبرد فرستاد.
جان گرفتم در او؛ وقت دل کندن از دردانه هایش، بیآنکه آنها را در بر گیرد ، تا ذرهای امام زمانش را خجل نکند.
جوانه زد صبرم در سکوت کربلا، وقتی باد بلا استخوانسوز بود و دید آنچه نباید میدید؛ لحظه نحر شدن جسم برادر، هنگامی که غرق خون و خسته بود. آنگاه صابرهی محتسبه فریاد برآورد: «بارالها! این قربانی و شهید را در راه خودت از ما بپذیر.»
زهرا و بتول شد و کامیاب از او باء صبرم؛ بین موج بلا، آن هنگام که فصیحه البلیغه خطبهها خواند.
راء صبرم ثمر داد ؛ آنجا که فرمود: «ما رایت الا جمیلا».
من شدم صبر؛ صبراً جمیلاً…________________________________
صَمت: سکوت
صِر : باد سرد ،سرمای سخت
# حضرت زینب (سلام الله علیها )
صبر زینبی
✍#سمیرا_ طیبی _ میگونی(ام حسین)
ارسالی #فاطمه_هادیها
@shahrzade_dastan
فاطمه هادیها:
چشمان جادوگرش کیمیای سعادت را با زهر تقدیر در جان زمانه ریخت
انگار دست سرنوشت خیال آرامش را به باد فراموشی سپرده بود
و قرار نبود تخت باشد خیال نا آرام من
#فاطمه_هادیها
بی تو دوزخیام در لابلای همه نبودن هایت
#فاطمه_هادیها
خانه چوبی دلم کنار آبراه پر گل و پر از پرندگانت بوی غذای گرم می دهد با صدای چند کودک خوشحال درونم
#فاطمه_هادیها
https://eitaa.com/hamyartabiat4
کانال همیار طبیعت
https://eitaa.com/h_d1011
کانال دلگویهها
https://eitaa.com/joinchat/1745749369Ca69bf6c00b
گروه همیاران طبیعت
هدایت شده از آوای ملکوتی
@Avayemalakuti پدرم1.mp3
زمان:
حجم:
3.9M
🎧بوسه بر دست پدرم
🎙✍ : عاتکه مردانی
🎙گویندگان:
سمیه ساداتحسینی
فاطمه هادیها
فاطمه نجف زاده
🎛تدوین: خانم نجف زاده
#پدر
#روز_پدر
#آوایملکوتی
╭┅───🎙───┅╮
@Avayemalakuti
╰┅───🎙───┅╯
شب و ماه و امید رستگاری
ز بازی های دنیا خسته زاری
به امید وصال صبح فردا
به یارب یارب و شب زنده داری
دلم ماتمکده غم شاهنامه
به دست تو همه امیدواری
سرم پایین دلم نازک چه گویم
به چشمانم همه باران بباری
دلت باران لبت گل مه نگارا
تو عالی مهربانی شکر گذاری
#فاطمه_هادیها
https://eitaa.com/hamyartabiat4
کانال همیار طبیعت
https://eitaa.com/h_d1011
کانال دلگویهها
https://eitaa.com/joinchat/1745749369Ca69bf6c00b
گروه همیاران طبیعت
🔆 ایوان طلای #امیرالمومنین در نجف به طرز عجیب و معجزه آسایی رونمایی شد!
پرده کشیده بودند تا بعد از سالها بازسازی، از ایوان نجف رونمایی کنند، در شروع مراسم افتتاحیه ناگهان باد شدیدی پرده رو از وسط پاره میکنه و ایوان مولا بدست خدا رونمایی میشود.
رییس آستان علوی: هیچ دستی در زمین شایسته برداشتن پرده از این مقام شریف نیست، از خدا سپاسگذارم!
✓شکافتن دیوار کعبه
✓شکافتن فرق مولا
✓شکافتن پرده افتتاحیه ایوان نجف
🌱⃟🌸๛
•┈┈•❀🌸❀•┈┈•
@rahpouyan_salamat
سایهام
پوسته سیاهی از
دردهایی است که قرار نیست از من جدا شود
میکشد و در عرض آسفالت خیابان پهنم میکند
یا زیر پاهایم جمع میشود و به من پناه می آورد
چه عجیب بساطی است بساط این سایه
#فاطمه_هادیها
هدایت شده از فاطمه هادیها
الله الله الله
لا اله الا الله لا اله الا الله
فردا که بهار آید صد لاله به بار آید
صد لاله به بار آید
صدای پای آب از کوچه ها میآمد
رد نگاهش دنبال جای خالیایی بود که بتواند بابا را پیدا کند
قد خیابانش به آن بالا نمیرسید
چادرش را در مچش مچاله کرده بود
خط لبش چون خط لبه خیابان کج شده بود
زیر چادرش چیزی مخفی شده بود
شاید باید او می رساندشان
#فاطمه_هادیها