𝓱𝓲𝓬𝓱
عشق یعنی که خیابان به خیابان همه را رد کنی... ناگهان بر سر یک کوچه کمی مکث کنی...
بي طُ مهتاب شبي باز از آن کوچه،
ولش کن دیگر ..
این من ِبي طُ، مگر کوچه و خیابان بلد است .!
𝓱𝓲𝓬𝓱
فک کردم تونستم باهاش کنار بیام... تا وقتی که دیروز دوباره دیدمش....
_من همان آدم پر منطق بی احساسم
پس چرا آمدنت حال مرا ریخت بهم؟