نهیبی می زدم با دل که زلفت را نلرزاند
ندانستم که زلفت هم ، بلرزد با نهیب من
خوشم من با تب عشقت ، طبیب آمد جوابش کن
حبیبم ، چشم بیمار تو بس باشد طبیب من
@haajramezan
هدایت شده از راوینا | روایت مردم ایران 🇮🇷
📌 #لبنان
📌 #حاج_رمضان
قدرِ روایت را میدانست
در ایران امروز، روز بزرگداشت خبرنگار است. به همین بهانه، میخواهم برای نخستینبار پرده از اتفاقی کمنظیر در جنگ ۶۶ روزه بردارم.
تنها چند روز از شهادت سید مقاومت گذشته بود. ما در چند خط مختلف، مشغول پوشش تحولات پیرامون جنگ بودیم؛ در همان روزهایی که همه در بهت و حیرت به سر میبردند. همان روزهایی که امام خامنهای عزیز فرمودند:
«روایتگری شما در زمان حیرت دیگران، موجب محبت حضرت زهرا سلاماللهعلیها به شما خواهد شد.»
بر اثر شوکهای ناشی از شهادت سید، و استنشاق برخی مواد ناشناخته پس از حمله دشمن به ضاحیه، بههمراه نبود تغذیهی مناسب، دچار عفونت شدید روده شدم. وضعیت جسمیام طوری بود که ناگزیر، در طول روز باید دقایقی مینشستم و استراحت میکردم.
در آن روزها، ما محل اسکان ثابتی نداشتیم و هر روز مجبور به جابهجایی بودیم. برای کمی استراحت، همراه با عزیزی به روضهالحوراء رفتیم. همانجا بود که تلفن همراهم با شمارهای ناشناس زنگ خورد.
صدای آشنایی پشت خط بود. گفت:
«تا نیم ساعت دیگر خودت را به فلان نقطه در ضاحیه برسان.»
بیدرنگ راه افتادم. خودرو را پارک کرده و وارد ساختمان مورد نظر شدم. عزیزی از ما استقبال کرد و گفت:
«کمی منتظر بمانید.»
دقایقی بعد، عزیز دیگری وارد شد؛ تا او را دیدم، انگار خون دوباره در رگهایم جاری شد. با لحنی قاطع گفت:
«اگر تلفن همراه دارید، همینجا بگذارید. باید جایی برویم.»
تلفنها را تحویل دادیم. با چند جابهجایی، از آن ساختمان به مکانی دیگر منتقل شدیم و سرانجام، خود را در اتاقی دیگر یافتیم؛ اتاقی که همه چیزش، نشانهی اتفاقی مهم بود…
در آن اتاق، چشم به در دوخته بودیم و منتظر ورود هر کسی که ممکن بود بیاید. ناگهان، کسی وارد شد که حتی تصورش را هم نمیکردیم.
بغضِ رفتن سید، و دوستانم از جمله هادی بوزید، آن روزها داشت خفهام میکرد. فکر میکردم شاید آغوشی پیدا شده تا خودم را خالی کنم.
اما او، آنقدر باصلابت وارد شد که از گریه کردن خجالت کشیدم.
نشستیم. همه ساکت بودند و تنها به احوالپرسیهای معمول اکتفا کردند.
اما من، در درون، در آستانهی انفجار بودم. بالاخره طاقت نیاوردم و پرسیدم:
«حاجی! شما چطور در این شرایط به اینجا آمدید؟ نمیبینید دشمن دارد فرماندهان را یکییکی میزند؟»
خندید و گفت:
«پسرم… خدا من را برای چنین روزهایی خلق کرده.
من نمیتوانم از میدان دور بمانم.
این جنگ، جنگِ ما هم هست.»
در همان لحظه، بیمعرفتی برخیها مثل فیلمی از مقابل چشمانم گذشت؛ همانها که این روزها مدام میگفتند:
«ایران، حزبالله را تنها گذاشته است!»
دقایقی گذشت. حاجی گفت:
«کاغذ و قلم بیاورید. میخواهم با شما صحبت کنم.»
من شروع کردم به نوشتن و شنیدن.
او گفت:
«من کار شما را میبینم. میخواهم واقعیتها را بدانید.»
ساعاتی وقت گذاشت. مسیر روایت را برایمان روشن کرد.
من هنوز آن دستنوشتهها را دارم…
بینظیرند.
آن مرد کمنظیر، در سختترین روزهای جنگ، ساعتها برای روایت و خبر وقت گذاشت.
روزهایی که او، صلهوصل فرماندهان حزب خدا بود؛ همانها که پس از رفتن سید، دلشکسته شده بودند.
اما همینکه او را در ضاحیه میدیدند، دوباره برخاسته، به میدان میرفتند و دشمن را مجازات میکردند.
«حاج رمضان» عزیز، آن روز خیلی خوشروحیه بود.
اما وقت نماز، در قنوت، دعای عجیبی خواند:
«اللهم ألحِقنی بالصالحین…»
و او، در أمالمعارکِ حق و باطل، به دوستان و یاران شهیدش پیوست.
امروز، بیش از همیشه، به کسی نیاز داریم که در سختترین شرایطِ جنگ،
قدر روایت را بداند…
حسین پاک
t.me/hossein_pak69
جمعه | ۱۷ مرداد ۱۴۰۴ | #تهران
ــــــــــــــــــــــــــــــ
🇮🇷 #راوینا | روایت مردم ایران
@ravina_ir
مجلـه | بلـــه | ایتـــا | دیگررسانهها
32.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📢 *سلسله گفتارهای تبیینی حاج رمضان*
❗ *گفتار سوم:* ضرورت بازنگری در نگاه جامعه به مسئلهٔ فلسطین
🔻 ما نتوانستیم موضوع مقاومت، بهویژه فلسطین، را در جامعه نهادینه کنیم.
🔻 در الجزایر، اگر نمایندهای بخواهد رأی بیاورد، پرچم فلسطین را پشت سرش میگذارد.
🔻 این نگرانی جدی است و بخش عمده مسئولیت آن بر عهده شما عزیزان بخش دانشجویی است.
🔻 ما فلسطین را حکومتی معرفی کردیم؛ چون ناچاراً فقط رسانه ملی، حکومت و وزارتخانههای دولتی متولی آن بودند.
🔻 این نگرانی باید درمان شود؛ در غیر این صورت، قطعاً بر بخشهای دیگر تأثیر میگذارد.
#گفتارهای_تبیینی
@haajramezan
✍ *نامه حاج رمضان به دکتر مجتبی امانی*
سفیر جانباز جمهوری اسلامی ایران در لبنان
🗓 اواخر شهریورماه ۱۴۰۳ در انفجار پیجرهای بیروت، آقای امانی به درجهٔ جانبازی نائل شدند. ایشان اوایل آذرماه، پس از سپری کردن دوران بستری در ایران، دوباره برای ادامهٔ کار به بیروت بازگشتند. نامهٔ حاج رمضان همان ابتدای ورود دوبارهٔ آقای امانی به بیروت مکتوب شده است.
📃 خلاصهای از متن:
بسمه تعالی
برادر عزیز و ارجمند و مجاهد و جانباز سرافراز جناب آقای حاج مجتبی امانی
سلام علیکم
عرض خداقوت و رسیدن بخیر به حضرتعالی که بیروت را با بدنی مجروح ولی با روحیهای بالا و ارادهای قوی ترک کردید. درحالیکه مجروحیت شدید باید شما را از همه چیز دور میکرد، با تمام اشتیاق، کارتان را دنبال میکردید.
طوبی لکم و الحمد لله که سربلند و در حالیکه نشان پرافتخار جانبازی را با خود دارید و توفیق زیارت و تفقّد مقام عظمای ولایت را بهدست آوردید، به سنگر جهاد بازگشتید.
انشاءالله در این مرحله از خدمت، با این هیبت، توفیقات بیشتر از گذشته پیدا کنید. و در قنوت دعای دستی که بخشی از آن را پیشاپیش به جنت فردوس فرستادهاید، ما را هم از دعای خیرتان فراموش نکنید.
به خانواده محترم و مجاهدتان سلام بنده حقیر را هم برسانید.
به امید پیروزی نهایی
برادر شما رمضان
#دستخط
@haajramezan
✍️ *نوشتهٔ آقای دکتر مجتبی امانی*
سفیر جانباز جمهوری اسلامی ایران در بیروت
*دربارهٔ حاج رمضان*
🔻 شهید سرافراز حاج رمضان را اولین بار در جلسات مشترک با شهید امیرعبداللهیان در جریان برنامهریزی برای برگزاری کنفرانس فلسطين در سال ۱۳۹۵ دیدم.
بعدها وقتی برای انجام وظیفهٔ سفیری به لبنان آمدم، دیدارها بیشتر شد؛ خصوصا هنگامی که وزیر خارجهٔ شهید (دکتر امیرعبداللهیان) به بیروت میآمد.
دیدار آخرم با ایشان در تهران و هنگام مجروحیتم در اقدام تروریستی رژیم صهیونیستی و فاجعهٔ انفجار پیجرها بود.
حاج رمضان برای عیادت به بیمارستان آمد. بسیار محبت و مهربانی کرد و جویای احوالم شد.
وقتی بعد از دو ماه معالجه، به لبنان بازگشتم؛ نامهای را به من دادند که حاج رمضان مهربان، چند روز قبل از ورودم برایم نوشته بود.
...
همواره در قنوت نمازم از درگاه خداوند برای عاقبت به خیریام، از همه شهدا خصوصا شهدای جبهه مقاومت و حاج رمضان عزیز، این شهید انقلابی، مقاوم، صبور و فدایی ایران اسلامی و شهید راه قدس، طلب یاری و شفاعت دارم.
@haajramezan
🚩 *اَلسَّلاَمُ عَلَي وَلِيِّ اللَّهِ وَ حَبِيبِهِ*
🚩 *اَلسَّلاَمُ عَلَي خَلِيلِ اللَّهِ وَ نَجِيبِهِ*
🚩 جمعی از زائران اربعین، زیارت و بخشی از پیادهرویشان را به نیابت از شهید حاج رمضان و شهدای طوفانالاقصی انجام دادند و امروز از جانب آنها در حرم سیدالشهداء زیارت اربعین خواندند..
#اربعین۱۴۴۷
@haajramezan