eitaa logo
حاد ✊🏻 ننه‌قاسم
392 دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
232 ویدیو
11 فایل
مامان | معلم | دانش‌آموخته دانشگاه فرهنگیان شهید حسن باقری: باید به‌خود جرات داد...✊🏻 ناشناس: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_kkd16t&btn=پیام.های.
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از - دکوپاژ 🇮🇷 ۫ ִ 𓈒
سلام سلام🌱 پارسال که جمعمون خیلی کوچولوتر بود با کمک همدیگه تونستیم این هدیه‌هارو بخریم برای عراقی‌های عزیز و من توی مسیر پخششون کنم حالا امسال اگه خدا بخواد قراره از مسیر طریق العلما بریم و این یعنی بیشتر قراره مهمون خونه‌هاشون باشیم حالا من تصمیم گرفتم با کمک هم هزینه جمع کنیم و نه فقط برا بچه‌ها برای خانواده‌های عراقی هدیه ببریم، اینکه دقیق چی ببریم رو تصمیم نگرفتم ولی مد نظر سوغاتی‌های ایرانیه، یعنی یه سوغاتی + هدیه‌های کوچولو برای بچه‌ها🪻
6219861873118417
- به‌نامِ ژاله محرابی✨ « بزنید روش کپی میشه » هرچقدر که در توانتون هست واریز کنید؛ هرچند خیلی کم مطمئنم همین کم تو دفتر حساب کتاب امام حسین ثبت میشه🌸 اگر از پول اضافه موند به حساب موکب واریز میشه✅
حاد ✊🏻 ننه‌قاسم
بسم الله و بالله و علی ملّة رسول الله 🚩 می‌خوایم همت کنیم و برای موکب حضرت زهرا س ، مستقر توی نجف
دوستان بابت این مورد موکب دیگه پول نریزید لطفا اگه خواستید کمک کنید به کارت اصلی موکب
۵۰۴۱ ۷۲۱۱ ۱۳۱۶ ۴۵۲۰
پول بزنید💝
muslim al waeli موزیکدلmuslim al waeli-Khalsan -musicdel.ir (1).mp3
زمان: حجم: 10.2M
•° مداحی خلصن بجی اعیونی از مسلم الوائلی( رایج شده در فضای اینستاگرام به یاد رهبر شهید و عزیزمون.🥀) 𐙚 ـ๓دکتر عارفه‌دهقانیـ𓎩کانال https://eitaa.com/joinchat/1713635529Cb558f1aa56
حاد ✊🏻 ننه‌قاسم
بسم الله و بالله و علی ملّة رسول الله 🚩 می‌خوایم همت کنیم و برای موکب حضرت زهرا س ، مستقر توی نجف
و تمام 🕊 رفتن که قوت بشن به قدم های زوار اباعبدالله علیه السلام ❣ مجموع مبالغی که واریز کردید 💰 شد: ۱۵۷ بسته معادل حدودا هشت جعبه ماکارونی زر ( ۷۰۰ گرمی ) 🍝 دو قوطی روغن لادن ( ۵ کیلویی) 🍶 قبول باشه ان‌شاءالله 💛
شاید شما هیچ اسمش را هم نشنیده بودید. اول بار که در اخبار چشمتان به اسمش افتاده، با خود گفته اید:« خمیر هم مگه اسم شهر میشه ؟» ولی من خمیر را میشناسم. بچه سال که بودم، پای تلویزیون می‌نشستم و به سیر تغییر نام محسوس بازیگران خیره به دوربین، که نشان از گذر عمر دکتر محمد قریب داشت، زل میزدم . سریال دکتر قریب شروع میکرد. داستان از جایی شروع می‌شد که دکتر به علت سرطان وخیم در بیمارستان بودند و به درخواست خودشان، در بخش اطفال که دسترنج علم و تجربه شخص خودشان بود، بستری می‌شوند. درمیان انبوه شخصیت‌ها و نقش های دور و نزدیک به دکتر، پسرک سیاه‌چرده و لاغر اندامی، در راهروهای بیمارستان پرسه میزد. دکتر او را خوب می‌شناخت . در تمام مدت بستری ، پسرک همراز و همراه دکتر بود . پسرک اهل خمیر بود. وقتی می‌پرسیدند :« خمیرِ چی ؟» دندان های سفیدش برق می‌زدند و می‌گفت :« خمیر کلوچه! » جنوب را خوب نمی‌شناسم. تا بحال نرفته ام. نمیدانم چند وقت دیگر هم قسمتم خواهم شد که به آن دیار سفر کنم اما جنوب و جنوبی در گوشه‌ی ذهنم، مثل هم همان پسرک اهل خمیر است. آرام و بی حاشیه و صادق و رازدار ... ✍ به قلم حاد 🌿 @had9797 🌿
رزق امروز 💝
خیلی از بچه های دبیرستان بهشتی آقای محمودی را به عنوان آقا و استاد می‌شناسند؛ اما من تصورم معطوف میشود به سوالات پیچیده ی ریاضی و فیزیک کتاب های سال دهم. همان مسائلی که فائزه مثل یک شربت گوارا سر میکشید و با سخاوت یادمان می‌داد. تعداد دفعاتی کلمه ی «بابا» را در حین حل آن سوالات تکرار میکرد ، زیاد بود؛ خیلی زیاد. به خیالم، پدر دختری، روی جزوه ها لم می‌دادند و در دریای محاسبات، شنا میکردند. گذشت تا وقتی که فائزه را در جلسه ی مصاحبه ی دانشگاه فرهنگیان دیدم. به شوخی گفتم :« اومدی شغل آبا و اجدادی رو ادامه بدی؟» خندید و جواب داد:« آره دقیقا .» در غم ، سخن کوتاه باید ... فائزه جانم پدرت به اندازه‌ی تک تک اعدادی که روی تخته نوشته است، در دل بچه های زنجان، محبت و خاطره کاشته است. خاطرش جاودان 🖤
به وقت اضافی می‌کشه ولی تهش ما پیروزیم 🇵🇸❤️
_ چی می‌گفت ؟ + هیچ، حال و احوال میکردیم 😄
هدایت شده از دارالذکر
12.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🖤 حضور خانواده شهید جاویدالاثر ماکان نصیری از شهدای دانش‌آموز میناب در رواق دارالذکر حرم مطهر رضوی برای زیارت مزار نورانی رهبر شهید انقلاب اسلامی 👈 به رسانه رواق دارالذکر بپیوندید: 📲 ایتا | بله | روبیکا | سروش | آپارات 🖥 @daarozekr
حاد ✊🏻 ننه‌قاسم
🖤 حضور خانواده شهید جاویدالاثر ماکان نصیری از شهدای دانش‌آموز میناب در رواق دارالذکر حرم مطهر رضوی ب
عکسش تو بغل منه و خودش تو بغل آقا ، کنار زهرا کوچولو و بقیه‌ی بچه های مدرسه... حتما حالا خوشحالتره حتما می‌خنده حتما بازم از ذوق، گونه های نازش رو میگیره تا جلوی خنده و شوق بی‌نهایتش رو بگیره ... ماکان تو بغل آقاست 😭❤️