هدایت شده از - دکوپاژ 🇮🇷 ۫ ִ 𓈒
سلام سلام🌱
پارسال که جمعمون خیلی کوچولوتر بود با کمک همدیگه تونستیم این هدیههارو بخریم برای عراقیهای عزیز و من توی مسیر پخششون کنم
حالا امسال اگه خدا بخواد قراره از مسیر طریق العلما بریم و این یعنی بیشتر قراره مهمون خونههاشون باشیم حالا من تصمیم گرفتم با کمک هم هزینه جمع کنیم و نه فقط برا بچهها برای خانوادههای عراقی هدیه ببریم، اینکه دقیق چی ببریم رو تصمیم نگرفتم ولی مد نظر سوغاتیهای ایرانیه، یعنی یه سوغاتی + هدیههای کوچولو برای بچهها🪻
6219861873118417- بهنامِ ژاله محرابی✨ « بزنید روش کپی میشه » هرچقدر که در توانتون هست واریز کنید؛ هرچند خیلی کم مطمئنم همین کم تو دفتر حساب کتاب امام حسین ثبت میشه🌸 اگر از پول اضافه موند به حساب موکب واریز میشه✅
حاد ✊🏻 ننهقاسم
بسم الله و بالله و علی ملّة رسول الله 🚩 میخوایم همت کنیم و برای موکب حضرت زهرا س ، مستقر توی نجف
دوستان بابت این مورد موکب دیگه پول نریزید لطفا
اگه خواستید کمک کنید به کارت اصلی موکب
۵۰۴۱ ۷۲۱۱ ۱۳۱۶ ۴۵۲۰پول بزنید💝
هدایت شده از دکتر عارفهدهقانی🍊شاعࢪ
muslim al waeli موزیکدلmuslim al waeli-Khalsan -musicdel.ir (1).mp3
زمان:
حجم:
10.2M
•°
مداحی خلصن بجی اعیونی
از مسلم الوائلی( رایج شده
در فضای اینستاگرام به یاد
رهبر شهید و عزیزمون.🥀)
𐙚 ـ๓دکتر عارفهدهقانیـ𓎩کانال
https://eitaa.com/joinchat/1713635529Cb558f1aa56
حاد ✊🏻 ننهقاسم
بسم الله و بالله و علی ملّة رسول الله 🚩 میخوایم همت کنیم و برای موکب حضرت زهرا س ، مستقر توی نجف
و تمام 🕊
رفتن که قوت بشن به قدم های زوار اباعبدالله علیه السلام ❣
مجموع مبالغی که واریز کردید 💰 شد:
۱۵۷ بسته معادل حدودا هشت جعبه ماکارونی زر ( ۷۰۰ گرمی ) 🍝
دو قوطی روغن لادن ( ۵ کیلویی) 🍶
قبول باشه انشاءالله 💛
شاید شما هیچ اسمش را هم نشنیده بودید.
اول بار که در اخبار چشمتان به اسمش افتاده، با خود گفته اید:« خمیر هم مگه اسم شهر میشه ؟»
ولی من خمیر را میشناسم.
بچه سال که بودم، پای تلویزیون مینشستم و به سیر تغییر نام محسوس بازیگران خیره به دوربین، که نشان از گذر عمر دکتر محمد قریب داشت، زل میزدم . سریال دکتر قریب شروع میکرد.
داستان از جایی شروع میشد که دکتر به علت سرطان وخیم در بیمارستان بودند و به درخواست خودشان، در بخش اطفال که دسترنج علم و تجربه شخص خودشان بود، بستری میشوند.
درمیان انبوه شخصیتها و نقش های دور و نزدیک به دکتر، پسرک سیاهچرده و لاغر اندامی، در راهروهای بیمارستان پرسه میزد. دکتر او را خوب میشناخت . در تمام مدت بستری ، پسرک همراز و همراه دکتر بود .
پسرک اهل خمیر بود.
وقتی میپرسیدند :« خمیرِ چی ؟»
دندان های سفیدش برق میزدند و میگفت :« خمیر کلوچه! »
جنوب را خوب نمیشناسم. تا بحال نرفته ام. نمیدانم چند وقت دیگر هم قسمتم خواهم شد که به آن دیار سفر کنم اما جنوب و جنوبی در گوشهی ذهنم، مثل هم همان پسرک اهل خمیر است.
آرام و بی حاشیه و صادق و رازدار ...
✍ به قلم حاد
🌿 @had9797 🌿
خیلی از بچه های دبیرستان بهشتی آقای محمودی را به عنوان آقا و استاد میشناسند؛
اما من
تصورم معطوف میشود به سوالات پیچیده ی ریاضی و فیزیک کتاب های سال دهم.
همان مسائلی که فائزه مثل یک شربت گوارا سر میکشید و با سخاوت یادمان میداد.
تعداد دفعاتی کلمه ی «بابا» را در حین حل آن سوالات تکرار میکرد ، زیاد بود؛ خیلی زیاد.
به خیالم، پدر دختری، روی جزوه ها لم میدادند و در دریای محاسبات، شنا میکردند.
گذشت تا وقتی که فائزه را در جلسه ی مصاحبه ی دانشگاه فرهنگیان دیدم.
به شوخی گفتم :« اومدی شغل آبا و اجدادی رو ادامه بدی؟»
خندید و جواب داد:« آره دقیقا .»
در غم ، سخن کوتاه باید ...
فائزه جانم
پدرت به اندازهی تک تک اعدادی که روی تخته نوشته است، در دل بچه های زنجان، محبت و خاطره کاشته است.
خاطرش جاودان 🖤
هدایت شده از دارالذکر
12.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حاد ✊🏻 ننهقاسم
🖤 حضور خانواده شهید جاویدالاثر ماکان نصیری از شهدای دانشآموز میناب در رواق دارالذکر حرم مطهر رضوی ب
عکسش تو بغل منه و خودش تو بغل آقا ، کنار زهرا کوچولو و بقیهی بچه های مدرسه...
حتما حالا خوشحالتره
حتما میخنده
حتما بازم از ذوق، گونه های نازش رو میگیره تا جلوی خنده و شوق بینهایتش رو بگیره ...
ماکان تو بغل آقاست 😭❤️