حور و مَلَك خاك پاي تو
ای توتیای حور و مَلَک خاک پای تو
ای بهتر از بهشت برین سامرای تو
تنها نه سامرا، نه زمین و اهالی اش
هفت آسمان نشسته به زیر لوای تو
خورشید ذرّه وار دم صبح می رسد
در پیشگاه حضرت گنبد طلای تو
هر چند از بهشت فراوان شنیده ایم
مارا بساست گوشهی صحنوسرای تو
`از هرچه هست و نیست دگر بی نیاز شد”
دست کسی که مرتبه ای شد گدای تو
تکبیر گفته است هزاران هزار بار
آن که شنیده”جامعه”را با صدای تو
تفتیش منزل تو و تبعیدِ آنچنان
یک پرده بود از آن همه درد و بلای تو
ای خانهی تو عرش خداوند ذوالجلال
کِی کاروانسرای گداهاست جای تو؟
فریاد وامصیبت ما تا به شام رفت
یعنی کشیده شد به کجا ماجرای تو؟
توهین دلقکی به تو درمجلس شراب
مارا نشانده تا به ابد در عزای تو
از بس که باحسین دلت ارتباط داشت
شد حُجره ی تو آخر سر کربلای تو
با اینکه در دیار غریبی شدی شهید
کاری نداشت دست کسی با ردای تو
دیگر هزار و نهصد و پنجاه تا نبود
زخم دهان گُشاده روی عضوهای تو
دیگر کنار پیکر بی جان حضرتت
سیلی نخورد دختر دردآشنای تو
محمد قاسمی
#بر_شاهین_نجفی_ملعون_لعنت #شعر_شهادت_امام_هادی #شعر_شهادت_اهل_بیت #شعر_شهادت_حضرت_علی_النقی #شعر_شهادت_حضرت_هادی
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
آقای مظلومم
کشاندم به بزم محبت خدا را
طلب کرده ام بادهء سامرا را
بنا شد سبوی زیارت بنوشم
چشیدم دو جرعه شراب دعا را
کنار ضریحی که زهرا نشسته
سحر نذر کردم حدیث کسا را
نشستم پس از جامعه زیر گنبد
جماعت بخوانم نماز عشا را
رسیدم به اینجا ولی دست من نیست
خود آورده این جمع حاجت روا را
فدای کریمی که در اوج عزت
خریده است ناز و ادای گدا را
ندیده ز عشاق خود جز اذیت
ولی زائرش دیده جود و عطا را
مسلمان و غیر مسلمان ندارد
عوض کرده عشقش، دو دنیای ما را
بپیچید بین حرم نسخه ام را
گرفتم ز دست طبیبم شفا را
کسی که دلت مست طوس است بنگر؛
از ایوان سلطانش ابن الرضا را
فدای امامی که در سامرایش
کشیده به شانه غم کربلا را
اسیری کشیده ولی تشنگی نه
ندیده به روی لبش ردّ پا را
کسی وقت تشییع جسمش ندیده
تنی پاره پاره تر از بوریا را
خرابه نشین بود و تبعیدی اما
نخورده دگر غصهء عمه ها را
کسی معجری را نبرده به غارت
و نشنیده گوش زنی ناسزا را
گرسنه نخوابیده اهل و عیالش
نشد بالش دخترش سنگ خارا
سری را رقیه بغل کرد و بوسید
سری سنگ خورده، پُر از ربنّا را...
رضا دین پرور
#بر_شاهین_نجفی_ملعون_لعنت #رضا_دین_پرور #شعر_شهادت_امام_هادی #شعر_شهادت_اهل_بیت #شعر_شهادت_حضرت_علی_النقی
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
آقای من
وشمع سوخت و دورش به جای پروانه
شرابخوار و یهودی نشست و بیگانه
وشمع سوخت و رقاصه های بی وجدان
به بادهی متوکل زدند پیمانه
و شمع سوخت و بر گریههاش خندیدند
و گریه کرد ، از آن گریه های طفلانه
یکی نبود بگوید به امت سلفی
که کعبه را نبریدش میان بتخانه
یکی نبود بگوید امام جامعه را
اذیتش نکنید اینقدر غریبانه
یکی نبود بگوید به خانه اش ببرید
ولی دگر نبریدش به سوی ویرانه
سلام شمع خرابه نشین سامرا
که با سه سالهی زهرا شدید همخانه
وحید عظیم پور
#بر_شاهین_نجفی_ملعون_لعنت #شعر_شهادت_امام_هادی #شعر_شهادت_اهل_بیت #شعر_شهادت_حضرت_علی_النقی #شعر_شهادت_حضرت_هادی
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
حضرت ابن الرضا(ع)
دلم بدون تو محکوم بر پریشانی است
همیشه گوشه نگاهت علاج حیرانی است
سلام حضرت ابن الرضای دوم ما
فدای تو چه قَدَر رافتت خراسانی است
تو در تمام حرم ها کنار من هستی
زیارتم همه لطفش به جامعه خوانی است
علی ِچارم ِ دین ، هر که بنده تو نشد
تمام بندگی اش کفر و نامسلمانی است
به میوه ی دلت آقا بگو که برگردد
بهار گم شده اینجا ، هوا زمستانی است
زخشکسالی و قحطی چه غم که دل بستم
به خانه ای که همیشه در آن فراوانی است
چه در کنار گدایان ، چه کاخ آن ملعون
به هر کجا که رود کار او سلیمانی است
عزیز مصر بریز اشک بر عزیز جواد
میان سامره مانده ، غریب و زندانی است
چه آمده است به یادش میان بزم شراب
هوای حضرت دریا چه قدر طوفانی است
دوشنبه ، گریه ، حسن ، سامرا مدینه شده
دوشنبه های حسن ها همیشه بارانی است
حسن به گریه فقط زیر لب بگوید شکر
که دست دیو و دد اینجا عقیق بابا نیست
محمد حسین رحیمیان
#بر_شاهین_نجفی_ملعون_لعنت #شعر_شهادت_امام_هادی #شعر_شهادت_اهل_بیت #شعر_شهادت_حضرت_علی_النقی #شعر_شهادت_حضرت_هادی
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
یا امام هادی (ع)
هم گریه ای و آب وضوی مکرّری
هم کوثری و جام و سبوی معطری
باید ترا بجویمت ای عشق اهل بیت
در امتداد پیچش گیسوی دلبری
بر خاک، سجده می کنم و مست میشوم
وقتی که باز میشود از آسمان دری
بسکه خراب باده شدم بین میکده
پایم نمی کشد بروم جای دیگری
دلداده و اسیرم و باب الجوادی ام
اهل همین محله و مهمان هادی ام
ابن الرضای دوم و عشق رضا رسید
دردانهء سمانه و نور سما رسید
نامش علی و کنیهء او هم ابوالحسن
نطقش؛ پیمبری که به وحی خدا رسید
خال لبش اشاره به توحید کعبه داشت
قدّ قصیده اش به قد ربّنا رسید
تقسیم شد محبت او بین کائنات
یک ذره از ولایت او هم به ما رسید
عالم فقیر و سائل دست کریم اوست
ایران گدای خانهء عبدالعظیمِ اوست
روح بلند او به جنان پر کشیده بود
میلش به عرش و وادی دلبر کشیده بود
رفت از مدینه، سمت نجف، قبل سامرا
بسکه لبش، شراب علی سر کشیده بود
در قلب عرش، عشق خدا را برای خلق
از برکهء غدیری حیدر کشیده بود
در
فُلکِ جَاری” ازلُجَجِ الغَامِرَه” که گفت، حیدر به روی دست پیمبر کشیده بود یعنی یقین کنید که دست خدا علی است اصلاً کلید معرفت الله، یاعلی است قربان لطف هادی و قربان سامرا دیوانهء نجف شده مهمان سامرا من ریزه خوار لقمهء سلطان مشهدم پُر برکت است سفره ام از نان سامرا جانم به درد و تاول پاهای زائران در پیچ و تابِ کوچه خیابان سامرا این اربعین اگر که شدی زائر حرم یک شب بخواب گوشهء ایوان سامرا عمریست سامرا، حرمِ جانِ خسته هاست آنجا که خانهء پدری من و شماست این کورهء محبت مان گرم شد دمش جانم به عشق! با همهء حالِ درهمش من را فقط یکی ببرد خیمهء حسین خیلی زمان نمانده بیاید محرمش قسمت نشد به سر بزنم زیر قبّه اش دعوت کنید گریه کنم زیر پرچمش فکری برای این دلِ بیتاب من کنید شش گوشهء حسین مرا کُشته با غمش نوکر، اگر حرم نرود خوار میشود نوکر، بدون گریه گرفتار میشود رضا دین پرور #بر_شاهین_نجفی_ملعون_لعنت #رضا_دین_پرور #شعر_شهادت_امام_هادی #شعر_شهادت_اهل_بیت #شعر_شهادت_حضرت_علی_النقی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
آقای من
با شما عاقبت شیعه به عزّت ختم است
آخر و عاقبت ما به سیادت ختم است
از ازل چشم جهان سمت شما بوده و هست
مقصد عالم امکان به امامت ختم است
همه نورید ، همه هادی أمّت هستید
پس سرانجام بشر هم به هدایت ختم است
ما گرفتار گناهیم ولی اهل رجا
جاده ی جامعه ی ما به شفاعت ختم است
از گناهان کبیره است دل جامعه پُر
کار این جامعه اما به زیارت ختم است
« مَن أتاکُم » ، چه نجاتی است سر راه بشر !
با تو پایان حوائج به سعادت ختم است
چیست در حکمت « فَالرّاغبُ عَنکم مارق »؟!
راه ، جز راه تو باشد به هلاکت ختم است
ولی آنکس که در این سِیر ، « لَکُم لاحِق » شد
راه او – گرچه گنهکار – به جنّت ختم است
تو دعا کن که من از معصیت آزاد شوم
که دعای تو یقیناً به اجابت ختم است
یا علیِ بنِ محمّد ! چه غریبی ! اصلاً
قسمت هرکه علی گشته به غربت ختم است
تو چه مقتول و چه مسموم ، جهان می داند
که سرانجامِ امامت به شهادت ختم است
محسن ناصحی
#بر_شاهین_نجفی_ملعون_لعنت #شعر_شهادت_امام_هادی #شعر_شهادت_اهل_بیت #شعر_شهادت_حضرت_علی_النقی #شعر_شهادت_حضرت_هادی
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
حضرت عشق
امامی که از انوارش قیامت می شود معنا
اگر هادی ست از اسمش هدایت می شود معنا
صبوری جلوه می گیرد اگر یک گوشه بنشیند
اگر برخیزد از جایش شجاعت می شود معنا
عرق از روی پیشانیش اگر بر روی آب افتد
از آن یک قطره دریای طهارت می شود معنا
کسی که حلقه ی وصل محمد با محمد شد
علی هم گر شود با او رسالت می شود معنا
علیِّ چارمین وقتی که خود جدِّ محمد شد
برای شیعه اش قطعاً ولایت می شود معنا
علیِّ آخرین یعنی که بعد از حیدر کرّار
امامت در امامت در امامت می شود معنا
نه اینکه کور بینا گردد و از جا به پا خیزد؛
فقط با بردن نامش شفاعت می شود معنا
برای جامعه از یک فراز«جامعه» بی شک؛
دیانت می شود پیدا،سیاست می شود معنا
علیِّ دیگری هم برده شد در بزم«مِی»این بار؛
به سامرّا به جای شام غربت می شود معنا
گریز روضه دارد می رود در بزم«مِی» وقتی؛
میان تشت،خورشید قیامت می شود معنا
حسابش را بکن مستی بگیرد چوب در دستی
در این حالت برای ضربه سرعت می شود معنا
دو چندان می شود در حالت مستی توانِ فرد
بدین ترتیب در برخورد شدّت می شود معنا
وَ دربرخوردها یک روز هم آیینه بر در خورد
شکستن بعد از آن برخورد راحت می شود معنا
یکی ازدست،آن یک از در و آن دیگر از دیوار
فقط سیلی بر این صورت سه صورت می شود معنا
مهدی رحیمی زمستان
#بر_شاهین_نجفی_ملعون_لعنت #شعر_شهادت_امام_هادی #شعر_شهادت_اهل_بیت #شعر_شهادت_حضرت_علی_النقی #شعر_شهادت_حضرت_هادی
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
غریب
غریب گونه ترینی برای من مولا
ای آفتاب دهم! ای هماره! ای تنها!
چه با شکوه غریبی چه کوه مظلومی
درست مثل علی مثل مادرت زهرا
غریب بودن از این بیشتر که گمنامی
که شاعری و نگفتند از تو شاعرها
که شاعرانِ پس از تو تمام یا خوابند
و یا به گفته ی قرآن همانکه «اَلشُّعَرا...»
زمین شده ست سراسر به شکل مجلس بزم
وَ گرم کرده اند اینها به شعر مجلس را
به اینهمه متوکل کسی نمی گوید
که پشت پا بزند بر خلافت دنیا
تو ای امام غریبم اگر چه تا امشب
غریب بوده ای در ذهن من ولی حالا؛
عجیب حال و هوایم بدون تو ابریست
چنانکه بعد تو حال و هوای سامرّا
مهدی رحیمی زمستان
#بر_شاهین_نجفی_ملعون_لعنت #شعر_شهادت_امام_هادی #شعر_شهادت_اهل_بیت #شعر_شهادت_حضرت_علی_النقی #شعر_شهادت_حضرت_هادی
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
الا جان امیرالمومنین جانم به قربانت
بُوَد گیسوی تو حبل المتین جانم به قربانت
نه تنها خاک پایت سرمهی چشمان ما باشد
بُوَد بر چشم جبریل امین جانم به قربانت
امید هر شکسته دل، به دل دارم هوای تو
پناه آسمانی و زمین جانم به قربانت
اگر چه من گنهکارم،تو را دارم نگاهی کن
شوم ایکاش با تو همنشین جانم به قربانت
بیا ای یوسف زهرا ببینم تا سپاهت را
علمدارت یل ام البنین جانم به قربانت
تو در ناحیه فرمودی ولی اصلاً نمیفهمم
بگو معنای مقطوع الوتین جانم به قربانت
بگو تا کِی بُوَد زینب اسیر فتنههای شمر
بگو تا کِی بُوَد محمل نشین جانم به قربانت
#شعر_مناجات_امام_زمان_عج
#محمود_اسدی
@hadithashk
رجب نهری به فردوس برین است
رجب لیل و نهارش دلنشین است
رجب یار تو روز واپسین است
رجب ماه امیرالمومنین است
#رجب
#مجتبی_شجاع
@hadithashk
احکام تو را کلیم، مشتاق
اسلام تو را مسیح، طالب
ما جز به تو رغبتی نداریم
ای صاحب لیلةالرغائب
بر خلق اگر که مستحبّ است
بر ماست زیارت تو واجب
#لیله_الرغائب
#سید_میلاد_حسینی
@hadithashk
ما غلام و شاهمان هادی سلام الله علیه
دلبر دلخواهمان هادی سلام الله علیه
در شب غم ماهمان هادی سلام الله علیه
شد چراغ راهمان هادی سلام الله علیه
تا ابد ممنون الطاف خدا هستیم ما
بنده ی ابن الرضای سامرا هستیم ما
صاحب این روضه من را اهل ایمان کرده است
آتش عشقش جهانم را گلستان کرده است
اعتقادم را غدیریه * دو چندان کرده است
جمع ما را جامعه خوانی مسلمان کرده است
در هجوم خشکسالی ، ابر باران می شویم
هر زمان که دسته جمعی ، جامعه خوان می شویم
باز در ماه رجب مهمان هادی گشته ایم
بی قرار از دوری ایوان هادی گشته ایم
همچو عرشی ها ، سیهپوشان هادی گشته ایم
با امام عسکری ، گریان هادی گشته ایم
آسمانی پر ستاره ، آسمان را خاک کرد
زد گریبان چاک و قلب آسمان را چاک کرد
باز هم روز دوشنبه ، مادری ها شعله ور
باز هم روز دوشنبه ، فاطمه، داغ پسر
باز هم روز دوشنبه ، تازه شد داغ جگر
عسکری گوید گهی مادر ، گهی گوید پدر
این حسن ها را دوشنبه ها ، فلک دلگیر کرد
این حسن ها را دوشنبه ها ، تحیر پیر کرد
سامرا ! کو مهربانی ، کو ادب ای وای وای
میهمان و دست بسته ، نیمه شب ، ای وای وای
باده و سلطان دین ، یا للعجب ای وای وای
زنده غم های صفر ، شد در رجب ، ای وای وای
گمرهان با حضرت هادی چه ها کردند آه
کعبه را با زور در بت خانه آوردند آه
باز هم با نام دین ، از دین تخلف می کنند
باز دنیا را پر از شرم و تاسف می کنند
دور از کنعان ، چه توهین ها به یوسف می کنند
بر ولی الله ِ ما ، باده تعارف می کنند
مِی تعارف کرد اما مِی به روی سر نریخت
هر چه شد دیگر در اینجا حرمت خواهر نریخت
* زیارت غدیریه امام هادی علیه السلام
#شعر_شهادت_امام_هادی_ع
#بر_شاهین_نجفی_لعنت
#محمد_حسین_رحیمیان
@hadithashk