شنیدم مصرعی رندانه از خواجوی کرمانی :
"که در مانی به دردِ خویش اگر در بندِ درمانی"
الا ای خواجه می دانم سخن سنجی .. سخندانی ..
ولی پیداست از اندوهِ ما چیزی نمی دانی
تو که با غم نکردی بی امان پیکار یک عمری
نخوردی خونِ دل در حسرتِ دیدار یک عمری
نبودی از حبیبت دور بالاجبار یک عمری
چرا باید دلِ ما دردمندان را برنجانی ؟
نشستی روز و شب در گوشه ای خاموش وقتی که ...
غریبی را گرفتی تنگ در آغوش وقتی که ...
ز فرطِ غصّه رویاهات شد مخدوش وقتی که ...
برای چشم در راهان رجز دیگر نمی خوانی !
یقینا گر تو هم بینی عذابِ بیقراری را ...
مشقّت هایِ بی اندازه یِ چشم انتظاری را ...
وَ اندوهی که آتش می زند هر آنچه داری را ...
به هر در می زنی پایان دهی بر این پریشانی
به هر در می زنی هر چند دانی پُر خطر باشد
به هر سو می دوَی شاید تلاشت کارگر باشد
تقّلا می کنی حتّی اگر هم بی ثمر باشد
رها گردی مگر از رنجِ این سر در گریبانی
رها گردی از استیلایِ این دلتنگیِ لجباز
رها گردی از این تشویش های خانه برانداز
از این دردی که جا خوش کرده در تقدیرت از آغاز
غمی که بی صدا شد باعثِ این حجمِ ویرانی
نمی دانی چه دشوارست خواجو درد پوشاندن
هزار و یکصد و اندی به پای عشقِ خود ماندن
به شوقِ یک نظر از سویِ دلبر ندبه ها خواندن
به این امّید که شاید رسد از غیب درمانی ...!
#شعر_مناجات_امام_زمان_عج
#مهران_ساغری
@hadithashk
به خط سبز نوشتم برای خلقت حٌسن
برای نیمه ی ماه خدا ولادت حسن
برای شوکت حسن و برای عزت حسن
برای حضرت احسان برای حضرت حسن
حلول می کند امشب تمام حسن خدا
امام حسن خلائق امام حسن خدا
پیمبر آمد و پیچید عطر نام حسن
نشست روی دو زانو به احترام حسن
و گفت از برکات علی الدوام حسن
اشاره کرد به یک جمله در مقام حسن
حسن ضیاء دل است و فروغ چشم من است
اگر که عقل چنان مرد باشد آن حسن است
چقدر آمدنش را نبی بشارت داد
خدا به یمن حضورش به ما ضیافت داد
حسن رسید و به دنیای ما حلاوت داد
و حافظ آمد و به گفته ام شهادت داد
(به حسن خلق ووفا کس به یار ما نرسد)
کسی به فیض کرامت به مجتبی نرسد
رسیده و به خزانها بهار بخشیده
به جایگاه کرم اعتبار بخشبده
تمام زندگی اش را دوبار بخشیده
دوبار ؟! نه به خدا بی شمار بخشیده
کریم آنچه که دارد تمام می بخشد
به سائلی که نگفته کلام می بخشد
به غیر رحمت عامش بگو که رحمت چیست
بگیر از کرم او ببین کرامت چیست
نگاه کن نسبش را بگو اصالت چیست
حسن شناس شو تا که ببینی عزت چیست
قسم به آنکه به این عالم آبرو داده
تمام عزت خود را خدا به او داده
همیشه از نفس او صلات می جوشد
و از قنوت نگاهش قنات می جوشد
چنان علی ز رکوعش زکات می جوشد
میان قلب دو طفلش فرات می جوشد
همیشه نیمه ی پنهان ماجرا حسن است
(ز من بپرس که سلطان کربلا حسن است )
طلوع کرد و نگاهش به نور غالب شد
شبیه شیر خدا مظهر العجائب شد
دعای خلق گرفتار فی النوائب شد
فقط ولادت او بود روزه واجب شد
فقط ولادت او بود که در این ماه است
فقط ولادت آقا ضیافت الله است
قیامت است به واقع قیام صلح حسن
صلابت است شکوه پیام صلح حسن
بصیرت است بیان تمام صلح حسن
و کربلا گره خورده به نام صلح حسن
نبوده صلح بگو غزوه ی پیمبر بود
نبوده صلح بگو فتح باب خیبر بود
سخن ز چشم حسن شد من از غزل گفتم
ز قاسمش همه گفتند از عسل گفتم
بیان صلح شد و حرف مستدل گفتم
شهامتش که سخن شد من از جمل گفتم
هنوز می رسد از جنگ بانگ تکبیرش
و چشم فتنه درآمد به لطف شمشیرش
میان معرکه آمد حسن ولی الله
تلف شد از غضب شیر گله ی روباه
همین که خورد زمین راکب شتر ناگاه
صدای نعره ی حیدر رسید : ایوالله
کسی شبیه حسن شیرمرد بلوا نیست
که ترس در دل فرزندهای زهرا نیست
تمام آرزوی من زیارت حسن است
در آن مدینه که تحت حکومت حسن است
به گوشه گوشه ی شهرش علامت حسن است
و روزهای دوشنبه ضیافت حسن است
چگونه شرح کنم که چه لذتی دارد
مضیف را که غذاهای حضرتی دارد
خیال کن چه رواقی چه مرقدی دارد
کریم شهر مدینه چه مسندی دارد
چه سنگهای عقیق و زبرجدی دارد
چه آستان رفیعی چه مشهدی دارد
چقدر صحن حسن مثل صحن شیرخداست
وصحن جامع او صحن حضرت زهراست
حسن عیار حقیقت عیار دینداریست
درست مرز جدایی عزت و خواریست
شهید پول پرستی و ساده انگاریست
و ماجرای حسن در زمان ما جاریست
سکوت روح نفاق و برادر فتنه است
همیشه شیعه ی او در برابر فتنه است
همیشه حق امام زمانه را بشناس
دلیل صحبت افشاگرانه را بشناس
ومنطق سخن عاقلانه را بشناس
به هوش باش برادر رسانه را بشناس
نصیر باش و همیشه میان سنگر باش
بصیر باش و همیشه صدای رهبر باش
#شعر_ولادت_امام_حسن_مجتبی_ع
#رضا_تاجیک
@hadithashk
اگر بیقراری بگو یا حسن
که آرام گردد دلت با حسن
شب قدر نزدیک و ما سائلان
پناهی نداریم الا حسن
اگر قطره ای جود خواهی از او
به تو می دهد چند دریا حسن
تمام بیابان گلستان شود
اگر پا گذارد به صحرا حسن
کرامات او از کِی آغاز شد؟
از آن شب که آمد به دنیا حسن
به کوری بدخواه پست و ذلیل
عزیز است در خاطر ما حسن
نیازی ندارد به صحن و حرم
کشیده مرامش به زهرا حسن
شلوغی کرب و بلا هم ازوست
به پا می کند اربعین را حسن
الهی به راهش فدایی شویم
به دست حسن کربلایی شویم
چه والاست با او مقام فقیر
عجب با شکوه است نام فقیر
به آب و غذا، جود محدود نیست
حسن می شود هم کلام فقیر
فقیر و غنی در نگاهش یکی است
بر او واجب است احترام فقیر
کریمانه آغوش او باز بود
به وقت جواب سلام فقیر
گدایی بهانه است تا لحظه ای
رسد بوی او بر مشام فقیر
همه زندگانی او بوده است
به نام کریم و به کام فقیر
عجب نیست گر یار مسکین شود
پدر چون علی شد پسر این شود
حسن کیست مرد شکار جمل
همان فاتح کارزار جمل
سلام خداوند بر مجتبی
و لعنت به پایه گذار جمل
نیازی به شمشیر حیدر نبود
که شد مجتبی ذوالفقار جمل
همینکه به او اذن میدان رسید
چنان شیر زد بر حصار جمل
رجز خواند و تا آسمان ها رسید
صدای فرار الفرار جمل
به یک ضربه ی بچه شیر علی
زمین خورد ناقه سوار جمل
حسن هر یلی را زمین می زند
عدوی علی را زمین می زند
همه روشنایی ماه است او
امید دل روسیاه است او
مرو سوی کعبه برو تا بقیع
به سوی خدا شاهراه است او
به روز جزا هم به فکر گداست
صدا می زند بی گناه است او
کریم است و با دادن کوه زر
خریدار انبار کاه است او
حرم ساخته در دل عاشقان
که گفته که بی بارگاه است او
بمیرم پس از سال ها همچنان
به یک کوچه محو نگاه است او
در آن کوچه که مادرش را زدند
شهید همان قتلگاه است او
در افکارش آن صحنه ها قاب شد
جلو چشم او مادرش آب شد
#شعر_ولادت_امام_حسن_مجتبی_ع
#علی_ذوالقدر
@hadithashk
خاک پای بوترابم ، نوکر مولا حسن
آخر سالی ، غبار از دل تکاندم با حسن
ای که می گویی به رویت قفل درها بسته است
کربلا رفتن به امضای حسن وابسته است
#یا_امام_حسن_ع
#سال_جدید
#رضا_دین_پرور
@hadithashj
بی نام تو لب ز نوکرت وا نشود
غیر از تو کسی در دل من جا نشود
برکت بدهد خدا به نان تو حسن
مانند تو سفره دار پیدا نشود
#شعر_ولادت_امام_حسن_مجتبی_ع
#میرزا_رَضا_آهی
@hadithashk
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ ۚ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ ۖ تَرَاهُمْ رُكَّعًا سُجَّدًا يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا ۖ سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ ۚ ذَٰلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْرَاةِ ۚ وَمَثَلُهُمْ فِي الْإِنْجِيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَىٰ عَلَىٰ سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ ۗ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا
محمّد، فرستاده خداست و کسانی که با او هستند بر کافران سرسخت و در میان خودشان با یکدیگر مهربانند، همواره آنان را در رکوع و سجود می بینی که پیوسته فضل و خشنودی خدا را می طلبند؛ نشانه آنان در چهره شان از اثر سجود پیداست، این است توصیف آنان در تورات، و اما توصیفشان در انجیل این است که وجودشان چون زراعتی است که جوانه های خود را رویانده پس تقویتش کرده تا ستبر و ضخیم شده، و در نتیجه بر ساقه هایش [محکم و استوار] ایستاده است، به طوری که دهقانان را [از رشد و انبوهی خود] به تعجب می آورد تا خدا به وسیله [انبوهی و نیرومندی] مؤمنان، کافران را به خشم آورد. [و] خدا به کسانی از آنان که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده اند، آمرزش و پاداشی بزرگ وعده داده است.
#قرآن
#سوره_فتح
@hadithashk
آب زنید راه را حضرت دلبر آمده
مژده دهید باغ را یاس معطر آمده
بوی بهشت می وزد با نفحات احمدی
دسته گل محمدی عشق پیمبر آمده
صبا به عاشقان ببر سحرگهان تو این خبر
آینه ی جمال حق به امر داور آمده
بگو به شور و همهمه آمده پور فاطمه
کریم آل مصطفی ثانی حیدر آمده
به ساقی ای صبا بگو تو راز عشق مو به مو
به جام عاشقان او شراب کوثر آمده
شمس و کواکب و قمر بر رخ اوست سجده گر
پشت فلک به سجده ی اوست که چنبر آمده
حُسن جمال او حسن ،قدر و کمال او حسن
جمع خصال او حسن، احمد دیگر آمده
قبله همیشه مایلش جود و کرم چو سائلش
پادشهان مقابلش جمله چو نوکر آمده
صد چو مسیح زنده شد از دم روح پرورش
صد چو کلیم بر درش خادم محضر آمده
پشت نمار او زند صف سپه ملائکه
بر همه انبیا حسن امیر و رهبر آمده
در عجبم از آن یلی آن یل مرتضی علی
که در جمل به امر او یک تنه لشکر آمده
گوش به امر وی کند اُشتر سرخ پی کند
پشت به جنگ کی کند؟ یلی دلاور آمده
صلح امام مجتبی گشت لوای کربلا
بقای دین به زحمت شُبیر و شُبَّر آمده
عجب همای رحمتی عجب نماد عزتی
بر سر عالمی حسن چو تاج و افسر آمده
آب زنید راه را سجده کنید ماه را
بنده شوید شاه را شافع محشر آمده
مژده دهید یار را آن مه ده چهار را
مِهر سپیده سر زده ظلمت شب سر آمده
#شعر_ولادت_امام_حسن_مجتبی_ع
#جواد_کریم_زاده
@hadithashk
رحمت، دوباره با تو به دلها مقیم شد
از یمنِ مقدمت رمضان هم کریم شد
از لطفِ تو بهشتِ بَرین نیز بهره برد
آقایِ آن شدی و بهشتِ نعیم شد
عیسی به یک اشارهیِ تو مرده زنده کرد
موسی به لطفِ گوشه نگاهت کلیم شد
دلدادگیِ ما به تو از قبلِ خلقت است
مهرِ تو صاحبِ دلِ ما از قدیم شد
افسوس، زائرانِ تو تنها کبوترند
افسوس، روضهخوانِ حریمت نسیم شد
اما بدونِ شک به دعایِ تو بوده که...
تهران، حریمِ حضرتِ عبدالعظیم شد
#شعر_ولادت_امام_حسن_مجتبی_ع
#علی_گلچین_پور
@hadithashk
فقط با دعا میشود جان بگیرم
توانی ز لطف کریمان بگیرم
کریمان همیشه به فکر گدایند...
و من روزی ام را از آنان بگیرم
سراسیمه خود را رساندم به کویت
که شاید منم رنگ غفران بگیرم
به هنگام سختی به جای شکایت
به لب ذکر مولا حسن جان بگیرم
چه میشد شبیه گدای مدینه؟
همیشه ز لطف تو احسان بگیرم
اگر تو کریمی... همیشه فقیرم
که دائم زدستان تو نان بگیرم
اگر تو طبیبی... همیشه مریضم
که شاید ز دست تو درمان بگیرم
اگر تو امیری... همیشه مطیعم
فقط از نگاه تو فرمان بگیرم
مرا هم نگاهی نما شاه خوبان
که من از نگاه تو ایمان بگیرم
اگر روزگاری مزارت بنا شد...
بیایم کنار تو اسکان بگیرم
برای شلوغیِ بازار حُسنت
ورودی صحن تو دکان بگیرم
چه خوش میشود لحظه احتضارم
فقط از خودت،حُسن پایان بگیرم
کمم را به لطف خودت میپذیری
امیری حسن جان و نعم الامیری
خدایا دلم را به او مبتلا کن
ز عشقش دلم را تماما طلا کن
به حال گدایان او غبطه خوردم
مرا هم در خانه او گدا کن
منم قُمری بارگاهت حسن جان
مرا در هوای حریمت رها کن
و حالا که مولای من بی حرم ماند
حرم را میان دل من بنا کن
حسن بی حرم شدحسین بی کفن ماند
مرا پس فدای غم هر دوتا کن
دو خط روضه مادرت را نوشتم
خودت حق این مطلبم را ادا کن
نوشتم که دیدی چطور مادر افتاد
صدا میزدی مادرم را رها کن
تو دیدی که سیلی به رویش نشسته
تو دیدی چطور سینه او شکسته
#شعر_ولادت_امام_حسن_مجتبی_ع
#محمد_قانع
@hadithashk
امام حسن سلام الله علیه :
أنا الضَّامِنُ لِمَن لَم يَهجُسْ في قلبهِ إلاّ الرّضا أن يَدعُوَ اللّه َ فَيُستَجابَ لَهُ .
كسى كه در دلش هوايى جز خشنودى (از خدا) خطور نكند ، من ضمانت مى كنم كه خداوند دعايش را مستجاب كند .
بحارالانوار : ۲۵/۳۵۱/۴۳
#حدیث
#امام_حسن_مجتبی_ع
@hadithash
دوم امام و اولین فرزند زهرا
ای نازنین، ای مه جبین، دلبند زهرا
ای باعث خوشحالی شخص پیمبر
با مقدم تو دیده شد لبخند زهرا
تو آمدی با تو کرامت گشت معنا
نامِ حسن شد بعد از این سوگند زهرا
تو مادری هستی شهیدان بسته بودند
با اقتدای بر شما ، سربندِ زهرا
هستم دخیلِ آن غبارِ قبرِ خاکیت
هستم ذلیلِ آن غبارِ قبرِ خاکیت
نور چراغ خانهی حیدر حسن جان
بیت علی شد با تو زیباتر حسن جان
شد با شما پیغمبر اکرم نوهدار
مولا پدر شد، فاطمه مادر ، حسن جان
منظور از اَبناءَنا* قطعا شمایید
پس نیست پیغمبر دگر ابتر حسن جان
خندانِ در عُقبا همه گریه کنانت
با تو شود محشر فقط محشر حسن جان
از فاطمه بنت اسد مژده بگیرید
روحی برای هر تنِ مُرده بگیرید
آقا برای تو حرم باید بسازیم
با خادمانی محترم باید بسازیم
جنس ضریحت از طلا و نقره باشد
صحن حسن، باب الکرم باید بسازیم
بابالشریفه، باب عبدالله و قاسم
یک مسجدِ پُر نور هم باید بسازیم
بر روی گنبد پرچم سبزِ حسن جان
بی وقفه آقا دَم به دَم باید بسازیم
آئینه کاری و رواق و سنگ و ایوان
دورت پُر از زائر، مفاتیح، مُهر، قرآن
آقا کریمی تو، خدایت هم کریم است
همسایهام از نسل تو، عبدالعظیم است
امشب شب میلاد تو، قدر است ما را
راه شما، راه صراط المستقیم است
از برکت نام تو میبخشند مارا
پروردگارِ ما که رحمان و رحیم است
در ذهن من آمد ندایی از حریمت
اول موذن در حرمهایت سلیم است
آنجا دگر جای یهودیها نباشد
گرد شما نسلِ سعودی ها نباشد
#شعر_ولادت_حضرت_امام_حسن_ع
#حسن_کبیری
@hadithashk