با نگاهِ لطفِ بی اندازهات اعجاز شد
بیسوادی در حرم آمد غزل پرداز شد
میشود حس کرد لبخندِ خدا را در حرم
هر زمان آوایِ نقاره طنین انداز شد
هر گرفتاری که آمد، دستِ خالی برنگشت
یک توسل کرد و بعد از آن گره ها باز شد
"خوش به حال آن کبوتر بچهای" که در حرم
بال هایش را گشود و قسمتش پرواز شد
شیعه مدیون است بر چشمانِ عالم پرورت
گوشهی چشمانِ تو شیخِ بهایی ساز شد
مرکزِ ثقلِ دیار عشق تنها مشهد است
یا رضا جان بر لب آمد عاشقی آغاز شد
از نگاهِ مهربان و نورِ الطافِ تو بود
"آمدم ای شاه"، اگر زیباترین آواز شد
زائرِ کویِ تو ای شاهِ خراسان تا ابد
در کلاسِ بندگی، از دیگران ممتاز شد
#شعر_ولادت_امام_رضا_ع
#شعر_مناجات_امام_رضا_ه
#علی_گلچین_پور
@hadithashk
مرقد او بهشت رضوان است
پیش او خوش به حال مهمان است
بی نیاز دوعالمی با او
هرکه شد زائرش سلیمان است
کوچه باغ از نگاه ما اینجاست
عشق ما کوچه های نوغان است
رعیتم شاه من امام رضاست
شاه تاریخ من، رضا جان است
حال من در کنار او خوب است
مقصدم هر سفر خراسان است
سجده ی من نشان شرکم نیست
جنتم زیر پای سلطان است
روز محشر که روز حسرت هاست
هرکه خاکش نشد پشیمان است
عقب افتاده کربلای کسی ...
اشک در چشم او پریشان است
اصلا آغوش پنجره فولاد
جای جامانده های گریان است
زائر او حسین را دیده ....
مشهدش کربلای ایران است
#شعر_مناجات_امام_رضا_ع
#حمید_عرب_خالقی
@hadithashk
هیچ جا چون مرقدت با خویش راحت نیستم
آمدم زائر بمانم؛ فکر حاجت نیستم
خوب میدانم خودت آوردهای مشهد مرا
من وگرنه آنقَدَرهم بالیاقت نیستم
آب سقّاخانه کاسه کاسه مستم کردهاست
رعیت خود را ببخش، اهل رعایت نیستم
گفتهای آخر به داد زائرانت می رسی
قول تو قول است؛ پس فکر قیامت نیستم
می شود با یک غذای حضرتی مهمان شوم؟
تا سخنچینان نگویند آشنایت نیستم...
#شعر_مناجات_امام_رضا_ع
#رضا_یزدانی
@hadithashk
۳۸ روز مانده تا عیدالله الاکبر
#تبلیغ_غدیر_واجب_است
عن عائشه :دَخَلَ عَلِیُّ بنُ أبی طالِبٍ علیه السلام عَلی أبی فی مَرَضِهِ الَّذی قَبَضَهُ اللّهُ فیهِ ، فَجَعَلَ أبی یَنظُرُ إلَیهِ فَما یُزیغُ بَصَرَهُ عَنهُ . فَلَمّا خَرَجَ عَلِیٌّ علیه السلام فَقُلتُ : یا أبَهِ ، رَأَیتُکَ تَنظُرُ إلی عَلِیٍّ علیه السلام فَما تُزیغُ بَصَرَکَ عَنهُ ! قالَ : یا بُنَیَّهُ ، إن أفعَل هذا فَقَد سَمِعتُ رَسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله یَقولُ : النَّظَرُ إلی عَلِیٍّ عِبادَهٌ
عایشه نقل می کند: علی بن ابی طالب ، در بیماری پدرم (ابوبکر) که در آن درگذشت، بر او وارد شد. پدرم شروع به نگاه کردن به او کرد و چشم از او برنمی داشت. هنگامی که علی بیرون رفت، گفتم : پدر! دیدم که به علی نگاه می کردی و چشم از او بر نمی داشتی؟! گفت : دخترم! اگر چنین کاری می کنم، به دلیل آن است که از پیامبر خدا شنیدم که می فرمود : «نگاه کردن به علی، عبادت است».
📚مائه منقبه، منقبت ۸۴
برای درک فضلش عابدی که کرده کوتاهی
ندارم شک تمام عمر رفته سمت گمراهی
رسول الله فرموده عبادت می کند هرکس
که در عالم نظر بر چهره ی حیدر کند گاهی
@hadithashk
دوری و صبا میکشد از هجرِ تو فریاد
از نو دلِ بی تاب و تبم یادِ تو افتاد
ایکاش پیامی بفرستی و بگویی ...
یک بارِ دگر وعده یِ ما پنجره فولاد !
#شعر_مناجات_امام_رضا_ع
#مهران_ساغری
@hadithashk
آسمانِ دلِ من سرد و کمی بارانی ست
باز این سینه گرفتارِ غمی پنهانی ست
کاش تجویز کنی تا که بیایم به حرم ...
چون فقط مرهمِ این درد رضا درمانی ست
#شعر_مناجات_امام_رضا_ع
#مهران_ساغری
@hadithashk
این قلبِ بیاراده فقط با علی بود
تا انتهای جاده فقط با علی بود
از دست پختِ فاطمه یک عمر میبَرد
هرکس که صاف و ساده فقط با علی بود
تاریخ گفته است به اهل فرارها
آنکس که ایستاده فقط با علی بود
اشکال منکران علی جای دیگر است
آری حلال زاده فقط باعلی بود
مستیم از هوای نجف هرچه باد باد
وقتی که باد و باده فقط با علی بود
هستیم در نجف همه مهمان فاطمه
ای جان ما فدای رضا جان فاطمه
زلفش به اختیار پریشانیام نوشت
چشمش امیدوار مسلمانیم نوشت
میخواستم شبی بروم جای دیگری
یک عمر سرگذشت پشیمانیام نوشت
گفتم کی آمدم به در خانهاش؟..ازل
شب تا به صبح قصهی طولانیام نوشت
دیدند بی کسیم و نداریم هیچ کس
دستم خدا گرفت و خراسانیام نوشت
گفتم علی، فمن یمت یرنی را به نامهام
زهرا برای لحظهی پایانیام نوشت
گیرم گره شدیم خراسانِ ما که هست
ایوان طلای حضرت سلطان ما که هست
در عمر خویش تجربه کردم به سالها
جایی که مشهد است چه جای ملالها
گیرم بلا ببارد و غم آورد چه غم
با تو شدیم ما هم از آن بیخیالها
اشک و شفا و درد و دل است و مکاشفه
این صحنها پُر است از این حس و حالها
باید تو را میان دلم جستجو کنم
تو در دل منی، نه در این قیل و قالها
گفتم به سوی مکه روم یا به سوی توس
حافظ رسید و بُرد تفعل به فالها
"ای دل، غلام شاه جهان باش و شاه باش
پیوسته در حمایت لطف اله باش"
یک تکه دل برای کبوتر شدن بس است
یک بال تا مقرب این در شدن بس است
هرجا رویم صحبت لطف تو میبریم
زائر شدن برای پیمبر شدن بس است
فیروزهها به سنگ حرم غبطه میخورند
در پای زائران تو مرمر شدن بس است
بین شلوغی حرم آرام میروم
حتی در این مسابقه آخر شدن بس است
گفتم وصیتی به من ای کیمیا فروش
گفتی برای تا به ابد زر شدن بس است
"آیینه شو جمال پری طلعتان طلب
جاروب کن خانه سپس میهمان طلب"
چشمان جبرئیل به حیرت نشسته است
یک گوشه با کتابِ زیارت نشسته است
بالا سرت هزار قیامت به پا شده است
پایین پا به خاک، قیامت نشسته است
گریان، میان صحن تو حتی شرورِ شهر
آنکه رسیده بود تهِ خط نشسته است
دیروز رو به گنبد تو روی سیم برق
دیدم که یک کلاغ به حسرت نشسته است
امروز دیدمش که روی گنبد طلات
بین کبوتران حریمت نشسته است
تقصیر لطف تو ست که سربار آمدیم
هربار آمدیم طلبکار آمدیم
حالش خراب و حال مرا هم خراب کرد
طفل مریض داشت... دو چشمش پُر آب کرد
تا که دخیل پنجره فولاد شد، غمش
فولاد آب دیده آن را مذاب کرد
زد آنقدر به این در و آن در خودش شکست
از بس طبیب دختر او را جواب کرد
دختر شفا گرفت در این صحن و روضهخوان
گفت از یتیمی و جگرم را کباب کرد
"در شام شامِ دختر تو تا زیانه بود
عمه تمامِ خرج سفر را حساب کرد"
از خواب میپرم که مبادا مرا زند
نامحرمی که خنده به حال رُباب کرد
میخواستم برای لبان تو جان دهم
زجر آمد و دعای مرا مستجاب کرد
عمه بگو که نیزه ی مهمان من کجاست
پا درد دارم آه عموجان من کجاست
#شعر_مناجات_امام_رضا_ع
#حسن_لطفی
@hadithashk
امشب خدا ساقی شده باده به ساغر میکند
یک بار دیگر جام را لبریز کوثر می کند
وانگه شراب ناب را در کام دلبر میکند
الله که شادان تر دل موسی ابن جعفر میکند
بر دامن نجمه نشانده ذات حق یک گل پسر
نامش علی بر ساحتش حور و ملائک سجده گر
نجمه مگو کو در لقب انوار انجم میشود
یعنی که نجمه مادر آن نجم هشتم می شود
بحر ولایت از شعف اندر تلاطم میشود
آندم که نجمه مادر بانوی در قم می شود
در آسمانها و زمین خواند چنین روح الامین
باشد رضا و خواهرش مهر و مه ایران زمین
جبریل از عرش خدا مستانه می آید فرود
همراه شور و نغمه و تهلیل و تکبیر و درود
با اذن رب العالمین با اذن یزدان ودود
در آسمان ها و زمین مستانه می خواند سرود
از لطف ایزد جلوه ی پرنور سرمد می رسد
یعنی که امشب عالم آل محمد می رسد
نازد به خود هفت آسمان خورشید رخشان آمده
ذیقعده میبالد به خود ماهی درخشان آمده
عالم سر افرازی کند در پیکرش جان آمده
شاهان به خاکش سجده گر شاه خراسان آمده
شد ریزه خوار سفره ی احسان او شاه و گدا
آمد به دنیا حضرت سلطان علی موسی الرضا
بر صدر پاک مصطفی تابیده قرآنی دگر
گیرد مسیحا از دمش هر لحظه جانی تازه تر
صدها سلیمان ریزه خوار سفره ی خیر البشر
داوود میخواند زبور در مدحتش شب تا سحر
موسی به طور موسی جعفر قدم برداشته
پای برهنه گوییا با سرقدم برداشته
سرمست و شادان کو دلی هر دم نماید یاد او
خوشتر دل ویرانه ای کو میشود آباد او
دل چون کبوتر پر زند در صحن گوهرشاد او
رو بندِ دل را بند کن بر پنجره پولاد او
قربان نام نامی اش اسمش دوا، ذکرش شفا
باشد طبیب دردها سلطان علی موسی الرضا
در سجده گاه این صنم باید کنی دل یک دله
وانگه نمایی دل ز شوق حضرتش در ولوله
سرخوش تمام کائنات از شوق او در هلهله
عالم سراپا گوش در پای حدیث سلسله
هرکس که میخواهد کند از نور حق دل منجلی
باید شود مست ولای حیدر و آل علی
بالله ولای مرتضی باشد تو را حصن حصین
اصلا ولای مرتضی باشد تمام اصل دین
خواهی شوی ایمن دمی برپای این منبر نشین
وانگه بگو از جان و دل حیدر امیر المومنین
با ذکر نامش شیعه چون غرق عبادت میشود
کام و دهان با نام او غرق حلاوت میشود
#شعر_مناجات_امام_رضا_ع
#شعر_ولادت_امام_رضا_ع
#جواد_کریم_زاده
@hadithashk
مژده بده یار را با لب خندان عشق
می رسد امشب ز ره،حضرت سلطان عشق
عرش خدا پر ز نور،ارض و سما پر ز شور
آینه بندان شده عالم امکان عشق
حور و ملک صف به صف شاخه ای از گل به کف
نغمه ی کُرنا و دَف ذکر رضا جان عشق
خیز و به میخانه شو ،همدم پیمانه شو
جرعه بزن از میِ ساقی مستان عشق
با دل خود همسفر هم ره باد سحر
همچو کبوتر بپر جانب ایوان عشق
صحن و حریم رضا گنبد و گلدسته ها
وه که زند طعنه بر روضه ی رضوان عشق
خادم نقّاره زن بر دل نقّاره زن
ذکر رضا جان برآر از دل جانان عشق
نام خدایش علی نام علی هم علی
نام رضا هم علی جانم علی جان عشق
از دمِ قدسی او زنده مسیحا شود
بنده ی درگاه او گشته سلیمان عشق
وز پی دربانی اش فخر کند بر رُسُل
محضر او با عصا، موسی عمران عشق
سجده چو در سجده گه ماه کند بر رخش
غرق تحیر شود یوسف کنعان عشق
نیست عجب گر شود سنگ به دستش طلا
با نگهش می شود کفر مسلمان عشق
فخر کنم بر فلک ناز کنم بر ملَک
چون که شدم بنده ی شاه خراسان عشق
باز شنو سلسله با شعف و هلهله
نقل حدیث از لب سلسله جنبان عشق
هرکه دلش منجلی شد ز ولای علی
گُل کند آتش در آن باغ و گلستان عشق
حِصنِ حَصین ولا ، شرط و شروطش رضاست
شیعه بُوَد تا ابد بر سر پیمان عشق
آمده ام از کرم شاه پناهم بده
هم بنشان بر سر سفره ی احسان عشق
گوی چه خواهی جواد زین صله ی شعر شاد؟
اذن دهد تا شوم مرغ ثنا خوان عشق
خسرو خیر البشر کاش که با یک نظر
ثبت کند شعر من در دل دیوان عشق
#شعر_مناجات_امام_رضا_ع
#شعر_ولادت_امام_رضا_ع
#جواد_کریم_زاده
@hadithashk
کلامش نور ، فعلش خیر ، نامش دلنشین باشد
دلیل عالم ایجاد باید اینچنین باشد
یکی از معجزات حضرت موسی بن جعفر اوست
علی سوم و دست خدا در آستین باشد
هوالاول هوالاخر هوالظاهر هوالباطن
رضا آئینه ی فضل امیرالمومنین باشد
"رَضیَ الله عَنهُم و رَضوا عَنه است" شأن او
به قرآن بهترین مصداق آیات مبین باشد
حدیث سلسله پای دلم را قرص و محکم کرد
ولای حضرتش تنها مرا حصن حصین باشد
شبیه تک تک اجداد خود باب نجاتم شد
نخی از ریشه ی سجاده اش حبل المتین باشد
به جز او چه کسی با حسن رفتار و صمیمیت
سر هر سفره با جمع غلامان همنشین باشد ؟؟
کجا رد می کند از محضر خود سائلانش را
کسی که دامنش باب الحوائج آفرین باشد
ادب شرط قدم برداشتن در نزد آقایی ست
که دربان حریمش حضرت روح الامین باشد
شکوه بارگاهش را که دیدم با خودم گفتم
بهشتی هم اگر روی زمین باشد همین باشد
از اینجا دل به سوی آسمانها راه پیدا کرد
حریمش مهبط الوحی و به نوعی مهد دین باشد
تلاقی می کند اینجا نگاه سائل و سلطان
چرا که آستان اش نقطه ی عطف زمین باشد
گره وا می شود از کارها با یک "امین الله"
به قدر یک سر سوزن اگر در دل یقین باشد
اگر مولا سراغم را نگیرد روز وانفسا
بدون شک حسابم با کرام الکاتبین باشد
منِ بد را ضمانت میکند جای تعجب نیست
تعجب میکنم روزی اگر که غیر از این باشد
همیشه وقت پابوسی تمام ترسم از این است
مبادا این زیارت...این سلام آخرین باشد
کسی از عهده ی مدح و ثنایش بر نمی آید
همیشه سهم بیت آخر من نقطه چین باشد
#شعر_ولادت_امام_رضا_ع
#علیرضا_خاکساری
@hadithashk
حرف ها گفتیم با پنجره فولاد رضا
بغض ها ترکیده در صحن گوهرشاد رضا
نیمه شبها تا سحر خیره به گنبد بوده ام
پر گناه و خیره سر خیره به گنبد بوده ام
بی خیال از کل غم ها عاری از محنت شدم
تا که از باب الجوادت وارد صحنت شدم
آمدم تا که مرا از درد درمانم کنی
یا مرا آهو کنی صید بیابانم کنی
آمدم با خود تلنبار گناه آورده ام
دست خالی نیستم ، بار گنار آورده ام
آمدم از من بگیری ، باز برعکس همه م
خالی از بار گناهم که غرق ماتم ام
باز هم با روسپیدی از حریمت میروم
باز هم دلخوش به دستان کریمت میروم
از خوشی های جهان غم را از آقاخواستم
رزق شبهای محرم را از آقاخواستم
#شعر_مناجات_امام_رضا_ع
#امیرفرخنده
@hadithashk