eitaa logo
حدیث اشک
15.7هزار دنبال‌کننده
166 عکس
256 ویدیو
20 فایل
کانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" http://hadithashk.com اینستاگرام: http://instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @pourrajab70 @asgharpoor53 لطفا درخواست تبلیغات نفرمایید پیام رسان بله https://ble.ir/hadithashk تلگرام: http://t.me/hadithashk
مشاهده در ایتا
دانلود
کلامش نور ، فعلش خیر ، نامش دلنشین باشد دلیل عالم ایجاد باید اینچنین باشد یکی از معجزات حضرت موسی بن جعفر اوست علی سوم و دست خدا در آستین باشد هوالاول هوالاخر هوالظاهر هوالباطن رضا آئینه ی فضل امیرالمومنین باشد "رَضیَ الله عَنهُم و رَضوا عَنه است" شأن او به قرآن بهترین مصداق آیات مبین باشد حدیث سلسله پای دلم را قرص و محکم کرد ولای حضرتش تنها مرا حصن حصین باشد شبیه تک تک اجداد خود باب نجاتم شد نخی از ریشه ی سجاده اش حبل المتین باشد به جز او چه کسی با حسن رفتار و صمیمیت سر هر سفره با جمع غلامان همنشین باشد ؟؟ کجا رد می کند از محضر خود سائلانش را کسی که دامنش باب الحوائج آفرین باشد ادب شرط قدم برداشتن در نزد آقایی ست که دربان حریمش حضرت روح الامین باشد شکوه بارگاهش را که دیدم با خودم گفتم بهشتی هم اگر روی زمین باشد همین باشد از اینجا دل به سوی آسمانها راه پیدا کرد حریمش مهبط الوحی و به نوعی مهد دین باشد تلاقی می کند اینجا نگاه سائل و سلطان چرا که آستان اش نقطه ی عطف زمین باشد گره وا می شود از کارها با یک "امین الله" به قدر یک سر سوزن اگر در دل یقین باشد اگر مولا سراغم را نگیرد روز وانفسا بدون شک حسابم با کرام الکاتبین باشد منِ بد را ضمانت میکند جای تعجب نیست تعجب میکنم روزی اگر که غیر از این باشد همیشه وقت پابوسی تمام ترسم از این است مبادا این زیارت...این سلام آخرین باشد کسی از عهده ی مدح و ثنایش بر نمی آید همیشه سهم بیت آخر من نقطه چین باشد @hadithashk
حرف ها گفتیم با پنجره فولاد رضا بغض ها ترکیده در صحن گوهرشاد رضا نیمه شبها تا سحر خیره به گنبد بوده ام پر گناه و خیره سر خیره به گنبد بوده ام بی خیال از کل غم ها عاری از محنت شدم تا که از باب الجوادت وارد صحنت شدم آمدم تا که مرا از درد درمانم کنی یا مرا آهو کنی صید بیابانم کنی آمدم با خود تلنبار گناه آورده ام دست خالی نیستم ، بار گنار آورده ام آمدم از من بگیری ، باز برعکس همه م خالی از بار گناهم که غرق ماتم ام باز هم با روسپیدی از حریمت میروم باز هم دلخوش به دستان کریمت میروم از خوشی های جهان غم را از آقاخواستم رزق شبهای محرم را از آقاخواستم @hadithashk
کار اعجاز تو را با چشم خود دیدیم ما از درخت سیب تو انگور هم چیدیم ما ما کمی آغوش باز از محضرت می خواستیم درب را با نیت دست تو بوسیدیم ما ... جام کوثر فرض کردیم اب سقاخانه را حکم می را داشت آن آبی که نوشیدیم ما ... نور تو گاهی به ما خورد و کمی سوسو زدیم بین این سوء تفاهم ها درخشیدیم ما .... این حرم جای گنهکاران بی کس نیز هست زائرت هستیم یعنی قید تاکیدیم ما خادم این خانه نه ، خاک در این خانه ایم رخت عزت را در این درگاه پوشیدیم ما ... ذوق مرگان تماشای گل روی تو ایم کشته ی وصلیم ما ، زنده به امیدیم ما @hadithashk
از جنوب تا شمال ، از شمال تا جنوب آه ای خزر بخند ای خلیج پا بکوب ای تمدنِ غریب ، ای بزرگِ بی رقیب ای طلوعِ تا ابد ای هماره بی غروب ای دلیرِ سینه چاک ، روشنای تابناک آبیِ همیشه پاک ای منزّه از عیوب ای شکوه سرفراز ، پرچمت به اهتزاز جلوه کن به خود بناز بر سپاه غم بشوب پارسی ترین خلیج ! در درون به خود مپیچ اشک را چرا گسیل ؟ بغض را چرا رسوب ؟ نغمه شو نفس نفس ، پر بزن چرا قفس؟ از غبار و خار و خس آشیانه را بروب آه زخمِ ریش ریش ! آی جانِ قشم و کیش! حالِ دشمنت پریش حالِ تو همیشه خوب تو دلیلی و تو دین ، تو همیشه راستین من دعا تو آمّین ، یا مقلّب القلوب... @hadithashk
به سودای وصال تو گره خوردم به شال تو من از شمس جمال تو شدم دیوانه مولانا .... میان پنجه ی صیاد چنان آهو زدم فریاد مکن از بند ِخود آزاد خوشا بند ِ تو سلطانا.... سکوتم تو ، صدایم تو غریب آشنایم تو که میماند برایم ؟ تو امیرا ماندنت مانا .... گرفتم از خدا رخصت نوشتم نامه در غربت که ای سلطانِه بی منّت بخوان این خط ناخوانا .... جَنان ؛ مِحراب ِ اَبرویت خُتن عطر خوش ِ مویت شدن دیوانه ی کویت هزاران عاقل و دانا... در این بزم ِ سراسر نور صدایت میزنم دور به کاه ِ در دهان ِ مور نگاهی کن سلیمانا.... چه دربار ِ گهرباری عجب زلفی ، عجب یاری مرا از این گرفتاری رها هرگز مکن جانا ..... مَلَک چنگی به گیسو زد جهان یکباره زانو زد امیر ِ عشق  میسوزد بسوز از غم خراسانا ... فدای آن رُخِ زردت جهان کرده ست دل سردت کنار ِ جان ِ پُر دردت جوانی مانده حیرانا ... همه عالم به قربانت فدای چشم گریانت به یاد جد عطشانت بگو با گریه ریّانا .... چرا زخمیست پهلویش؟ شکسته کُنج اَبرویش بگو در وصف گیسویش پریشانا .... پریشانا... نداند کَس مقامش را خدا داده سلامش‌ را وَ مقتل برده نامش را چه عطشانآ...چه عریانآ.... @hadithashk
پشت این در ، دست رد هرگز نمی بیند کسی بس که این مولا به نوکرها ، عنایت می کند رنگ زرد گنبد زیبای سلطان کرم چشم ها را تا دم ایوان هدایت می کند پیرمرد خادم، صحن نمی دانم کجا؟ ماجرای دل سپردن را روایت میکند سیل جمعیت کنار پنجره فولاد او از کراماتش به زائرها ، حکایت میکند او خودش گفته سه جا برداد عاشق میرسد یک نگاهش مردن ما را چه راحت می کند می شود آیا که ما را دست خالی رد کند؟ او که بر آهوی بیچاره ، محبت می کند ما که عمری گریه بر جد غریبش کرده ایم شک نکن ما را صف محشر ، شفاعت می کند @hadithashk
از غمِ دوریت آزرده دل و گریانم مثلِ مرغی که زمین گیر شده نالانم حال و روزِ منِ درمانده خودش می گوید که چه اندازه خرابم .. چقدَر ویرانم اشک از دیده که نه از نگهم خون جاریست ترسم این سیلِ سرازیر کند بُنیانم بیش از این تاب ندارد دلِ من کاری کن عوضِ آنکه کُنی این همه سرگردانم در تمنّایِ تو کم مانده دلم آب شود اندکی رَحم کن آهن که نیَم .. انسانم ! واقعاً این همه دلسوختگی کافی نیست ؟ خانه آباد .. به لب آمده دیگر جانم ! من به پابوسیِ تو از همه مشتاق ترم " پدرِ عشق بسوزد که در آمد پدرم " ای که در هر دو جهان بی برو بَرگرد شَهی به بلندایِ مقامت نرسد هیچ مَهی بر سرِ کویِ تو فریاد کشم از تهِ دل به رعایایِ جگر سوخته هم کُن نگهی مانده پا در گِل و غمخوار ندارم آقا ... یاریم کن که پس و پیش نمانده ست رهی ناشتاییم شده غصّه و شامم افسوس کاش از اینهمه اندوه نجاتم بدهی  کاش طوری بشود مثلِ نسیمِ سحری دست از زلفِ تو بیرون نکشم هیچ گهی گر نباشد نظرِ لطفِ تو باید چه کند معصیت کار یکی مثلِ منِ رو سیهی روزها وصلِ تو را می طلبم تا دلِ شب بَدم امّا تو بزرگی کن و از نو بطلب نیست زلفی ز سرِ زلفِ تو رویایی تر همه شیدایِ تو من از همه شیدایی تر بی خرد آنکه شد از دوریِ لیلی مجنون غافل از اینکه تویی از همه لیلایی تر نازکش می طلبد عشوه یِ کَنعانیِ تو نه یکی مثلِ زلیخا .. که زلیخایی تر دین و دل می رود از شهر .. چرا که رویت ... از رخِ یوسفِ مصریست تماشایی تر با سخاوت تری از حضرتِ موسی گر چه ... هر دو بَحرید ولی قلبِ تو دریایی تر برتر از نوحی و از آدم و از ابراهیم نفست از دمِ عیساست مسیحایی تر " تو که خورشیدِ جهانی به جهان می تابی"  چه کنم تا که منِ شب زده را دریابی چه کنم حال اگر گریه و زاری نکنم دیدنِ رویِ تو را لحظه شماری نکنم همه در خوابِ خوش و من نگران از سرِ شب ... تا خودِ صبح به جز فکرِ تو کاری نکنم آنقدر خاطره دارم ز سرِ کویت که ... جز خراسان هوسِ هیچ دیاری نکنم من که از دوریِ تو غرقه یِ دریایِ غمم پس چرا در طلبت پای فشاری نکنم درد شیرین نبود .. دوریِ تو می کُشدم این دو خط شکوه اگر گاه گُداری نکنم جان به لب کرده مرا داغ فراقِ تو ولی ... باز با این همه جز شکر گذاری نکنم ای مرا پنجره فولادِ تو معنایِ حیات جانِ ناقابلِ من باد فدایِ کفِ پات @hadithashk
۳۷ روز مانده تا عیدالله الاکبر قال رسول الله صلی الله علیه و آله: یاعلی! أنتَ حُجَّةُ اللّهِ وَ أنتَ بابُ اللّه ای علی! تو حجت خدا و باب او می باشی. 📚المحتضر، ج۴، ص۳۶ امیرالمؤمنین نور خداوند جلی باشد ندارد بویی از ایمان کسی که بی ولی باشد بگو ذکر علی بن ابی طالب به هر مجلس که زینت بخش هر مجلس نوای یا علی باشد @hadithashk
تو آفتابی و من محو سایه ات شده ام تو سلطانی و تَحتُ و الحمایه ات شده ام فدای لطف رئوفانه ات حضرتِ عشق اجازه داده ای و همسایه ات شده ام گر شادم و از نشاط بی حد هستم چون تحت لوایِ شاهِ مشهد هستم سنگ مهر او به سینه کوبم گویم مستِ عالِمِ آلِ محمد هستم @hadithashk
من اگه نمی‌شنوم ولی بجاش تو همه درد و دلامو می‌شنوی یا امام‌رضا اگه حرف نزنم از تهِ دلم صدامو می‌شنوی می‌دونم که هم‌صدای همه‌ای بخدا امام‌رضای همه‌ای ی نگاهی آخری‌ها رو ببین یا رضایِ آذری‌ها رو ببین زیر پای زائراته دل ما پشت درها پادری‌ها رو ببین می‌دونم که تو دلای همه‌ای بخدا امام رضای همه‌ای ما همه مثل همیم کنار تو می‌خرن اینجا  دِلای زائرو برای شنیدن صدای تو گوشِ دل می‌خواد نه گوشِ ظاهرو تو اُمید گریه‌های همه‌ای بخدا امام‌رضای همه‌ای حال ما پیش شما فقط خوشِ حال ما پیش امام‌رضا خوشِ توی ایون طلا هوایی‌ام چقده هوای کربلا خوشِ تو  براتِ کربلای همه‌ای بخدا امام‌رضای همه‌ای حرف من حرف دلای بی کسه یه امام‌رضا دارم واسم بسه اگه دنیا هم برامون قفسه یه امام‌رضا دارم واسم بسه استحابت دعای همه‌ای بخدا امام‌رضای همه‌ای من اگه کم نمی‌یارم، همیشه مرحم شکستگی‌های منی به امیدی اومدم  ردم نکن که پناه خستگی‌های منی نه برای من برای همه‌ای بخدا امام‌رضای همه‌ای باتو هیچی کم ندارم آقاجون میشه که روی منم حساب کنی اونقده مراقب دلم میشم تا من و آخرش انتخاب کنی هرچی غیر تو بخوام زیانمه حاجتم فقط امام زمانمه @hadithashk
بر غمزده شاید نظری شد امشب شایدکه مبارک سحری شدامشب شاید که به خاطر امام هشتم... از یوسف زهرا خبری شد امشب @hadithashk
عاشق برای عاشقی گیر بهانه‌ست در نقشه‌ی من اسم مشهد بهبهان‌ است دنیای خود را زیرو رو کردم به دقّت دیدم خراسان پایتخت این جهان است عالَم شده مشهد که یک نصف از جهانش در کوچه‌ی سرشور نامش اصفهان است حس زیارت در زیادی و کمی نیست مانند حس شعر گفتن ناگهان است یعنی که باید بشنوی اصلاً در اینجا روی ضریح از این نظر صدها دهان است رو از تو برگرداندم اما از تو گفتم زیر زبان، شخصیت هر کس نهان است یک با سه وقتی می‌شود اینجا برابر؛ هر کس که آمد فاتح این امتحان است حاجت گرفتن تا مِلاک عده‌ای شد زائر سکوت تو جواب ابلهان است @hadithashk