از جنوب تا شمال ، از شمال تا جنوب
آه ای خزر بخند ای خلیج پا بکوب
ای تمدنِ غریب ، ای بزرگِ بی رقیب
ای طلوعِ تا ابد ای هماره بی غروب
ای دلیرِ سینه چاک ، روشنای تابناک
آبیِ همیشه پاک ای منزّه از عیوب
ای شکوه سرفراز ، پرچمت به اهتزاز
جلوه کن به خود بناز بر سپاه غم بشوب
پارسی ترین خلیج ! در درون به خود مپیچ
اشک را چرا گسیل ؟ بغض را چرا رسوب ؟
نغمه شو نفس نفس ، پر بزن چرا قفس؟
از غبار و خار و خس آشیانه را بروب
آه زخمِ ریش ریش ! آی جانِ قشم و کیش!
حالِ دشمنت پریش حالِ تو همیشه خوب
تو دلیلی و تو دین ، تو همیشه راستین
من دعا تو آمّین ، یا مقلّب القلوب...
#محسن_ناصحی
#خلیج_فارس
#خلیج_تا_ابد_فارس
@hadithashk
به سودای وصال تو
گره خوردم به شال تو
من از شمس جمال تو
شدم دیوانه مولانا ....
میان پنجه ی صیاد
چنان آهو زدم فریاد
مکن از بند ِخود آزاد
خوشا بند ِ تو سلطانا....
سکوتم تو ، صدایم تو
غریب آشنایم تو
که میماند برایم ؟ تو
امیرا ماندنت مانا ....
گرفتم از خدا رخصت
نوشتم نامه در غربت
که ای سلطانِه بی منّت
بخوان این خط ناخوانا ....
جَنان ؛ مِحراب ِ اَبرویت
خُتن عطر خوش ِ مویت
شدن دیوانه ی کویت
هزاران عاقل و دانا...
در این بزم ِ سراسر نور
صدایت میزنم دور
به کاه ِ در دهان ِ مور
نگاهی کن سلیمانا....
چه دربار ِ گهرباری
عجب زلفی ، عجب یاری
مرا از این گرفتاری
رها هرگز مکن جانا .....
مَلَک چنگی به گیسو زد
جهان یکباره زانو زد
امیر ِ عشق میسوزد
بسوز از غم خراسانا ...
فدای آن رُخِ زردت
جهان کرده ست دل سردت
کنار ِ جان ِ پُر دردت
جوانی مانده حیرانا ...
همه عالم به قربانت
فدای چشم گریانت
به یاد جد عطشانت
بگو با گریه ریّانا ....
چرا زخمیست پهلویش؟
شکسته کُنج اَبرویش
بگو در وصف گیسویش
پریشانا .... پریشانا...
نداند کَس مقامش را
خدا داده سلامش را
وَ مقتل برده نامش را
چه عطشانآ...چه عریانآ....
#شعر_مناجات_امام_رضا_ع
#شعر_ولادت_امام_رضا_ع
#حمید_عرب_خالقی
@hadithashk
پشت این در ، دست رد هرگز نمی بیند کسی
بس که این مولا به نوکرها ، عنایت می کند
رنگ زرد گنبد زیبای سلطان کرم
چشم ها را تا دم ایوان هدایت می کند
پیرمرد خادم، صحن نمی دانم کجا؟
ماجرای دل سپردن را روایت میکند
سیل جمعیت کنار پنجره فولاد او
از کراماتش به زائرها ، حکایت میکند
او خودش گفته سه جا برداد عاشق میرسد
یک نگاهش مردن ما را چه راحت می کند
می شود آیا که ما را دست خالی رد کند؟
او که بر آهوی بیچاره ، محبت می کند
ما که عمری گریه بر جد غریبش کرده ایم
شک نکن ما را صف محشر ، شفاعت می کند
#شعر_مناجات_امام_رضا_ع
#مرتضی_عابدینی
@hadithashk
از غمِ دوریت آزرده دل و گریانم
مثلِ مرغی که زمین گیر شده نالانم
حال و روزِ منِ درمانده خودش می گوید
که چه اندازه خرابم .. چقدَر ویرانم
اشک از دیده که نه از نگهم خون جاریست
ترسم این سیلِ سرازیر کند بُنیانم
بیش از این تاب ندارد دلِ من کاری کن
عوضِ آنکه کُنی این همه سرگردانم
در تمنّایِ تو کم مانده دلم آب شود
اندکی رَحم کن آهن که نیَم .. انسانم !
واقعاً این همه دلسوختگی کافی نیست ؟
خانه آباد .. به لب آمده دیگر جانم !
من به پابوسیِ تو از همه مشتاق ترم
" پدرِ عشق بسوزد که در آمد پدرم "
ای که در هر دو جهان بی برو بَرگرد شَهی
به بلندایِ مقامت نرسد هیچ مَهی
بر سرِ کویِ تو فریاد کشم از تهِ دل
به رعایایِ جگر سوخته هم کُن نگهی
مانده پا در گِل و غمخوار ندارم آقا ...
یاریم کن که پس و پیش نمانده ست رهی
ناشتاییم شده غصّه و شامم افسوس
کاش از اینهمه اندوه نجاتم بدهی
کاش طوری بشود مثلِ نسیمِ سحری
دست از زلفِ تو بیرون نکشم هیچ گهی
گر نباشد نظرِ لطفِ تو باید چه کند
معصیت کار یکی مثلِ منِ رو سیهی
روزها وصلِ تو را می طلبم تا دلِ شب
بَدم امّا تو بزرگی کن و از نو بطلب
نیست زلفی ز سرِ زلفِ تو رویایی تر
همه شیدایِ تو من از همه شیدایی تر
بی خرد آنکه شد از دوریِ لیلی مجنون
غافل از اینکه تویی از همه لیلایی تر
نازکش می طلبد عشوه یِ کَنعانیِ تو
نه یکی مثلِ زلیخا .. که زلیخایی تر
دین و دل می رود از شهر .. چرا که رویت ...
از رخِ یوسفِ مصریست تماشایی تر
با سخاوت تری از حضرتِ موسی گر چه ...
هر دو بَحرید ولی قلبِ تو دریایی تر
برتر از نوحی و از آدم و از ابراهیم
نفست از دمِ عیساست مسیحایی تر
" تو که خورشیدِ جهانی به جهان می تابی"
چه کنم تا که منِ شب زده را دریابی
چه کنم حال اگر گریه و زاری نکنم
دیدنِ رویِ تو را لحظه شماری نکنم
همه در خوابِ خوش و من نگران از سرِ شب ...
تا خودِ صبح به جز فکرِ تو کاری نکنم
آنقدر خاطره دارم ز سرِ کویت که ...
جز خراسان هوسِ هیچ دیاری نکنم
من که از دوریِ تو غرقه یِ دریایِ غمم
پس چرا در طلبت پای فشاری نکنم
درد شیرین نبود .. دوریِ تو می کُشدم
این دو خط شکوه اگر گاه گُداری نکنم
جان به لب کرده مرا داغ فراقِ تو ولی ...
باز با این همه جز شکر گذاری نکنم
ای مرا پنجره فولادِ تو معنایِ حیات
جانِ ناقابلِ من باد فدایِ کفِ پات
#شعر_مناجات_امام_رضا_ع
#مهران_ساغری
@hadithashk
۳۷ روز مانده تا عیدالله الاکبر
#تبلیغ_غدیر_واجب_است
قال رسول الله صلی الله علیه و آله:
یاعلی! أنتَ حُجَّةُ اللّهِ وَ أنتَ بابُ اللّه
ای علی! تو حجت خدا و باب او می باشی.
📚المحتضر، ج۴، ص۳۶
امیرالمؤمنین نور خداوند جلی باشد
ندارد بویی از ایمان کسی که بی ولی باشد
بگو ذکر علی بن ابی طالب به هر مجلس
که زینت بخش هر مجلس نوای یا علی باشد
@hadithashk
تو آفتابی و من محو سایه ات شده ام
تو سلطانی و تَحتُ و الحمایه ات شده ام
فدای لطف رئوفانه ات حضرتِ عشق
اجازه داده ای و همسایه ات شده ام
گر شادم و از نشاط بی حد هستم
چون تحت لوایِ شاهِ مشهد هستم
سنگ مهر او به سینه کوبم گویم
مستِ عالِمِ آلِ محمد هستم
#شعر_مناجات_امام_رضا_ع
#میرزا_رضا_آهی
@hadithashk
من اگه نمیشنوم ولی بجاش
تو همه درد و دلامو میشنوی
یا امامرضا اگه حرف نزنم
از تهِ دلم صدامو میشنوی
میدونم که همصدای همهای
بخدا امامرضای همهای
ی نگاهی آخریها رو ببین
یا رضایِ آذریها رو ببین
زیر پای زائراته دل ما
پشت درها پادریها رو ببین
میدونم که تو دلای همهای
بخدا امام رضای همهای
ما همه مثل همیم کنار تو
میخرن اینجا دِلای زائرو
برای شنیدن صدای تو
گوشِ دل میخواد نه گوشِ ظاهرو
تو اُمید گریههای همهای
بخدا امامرضای همهای
حال ما پیش شما فقط خوشِ
حال ما پیش امامرضا خوشِ
توی ایون طلا هواییام
چقده هوای کربلا خوشِ
تو براتِ کربلای همهای
بخدا امامرضای همهای
حرف من حرف دلای بی کسه
یه امامرضا دارم واسم بسه
اگه دنیا هم برامون قفسه
یه امامرضا دارم واسم بسه
استحابت دعای همهای
بخدا امامرضای همهای
من اگه کم نمییارم، همیشه
مرحم شکستگیهای منی
به امیدی اومدم ردم نکن
که پناه خستگیهای منی
نه برای من برای همهای
بخدا امامرضای همهای
باتو هیچی کم ندارم آقاجون
میشه که روی منم حساب کنی
اونقده مراقب دلم میشم
تا من و آخرش انتخاب کنی
هرچی غیر تو بخوام زیانمه
حاجتم فقط امام زمانمه
#شعر_مناجات_امام_رضا_ع
#حسن_لطفی
@hadithashk
بر غمزده شاید نظری شد امشب
شایدکه مبارک سحری شدامشب
شاید که به خاطر امام هشتم...
از یوسف زهرا خبری شد امشب
#شعر_ولادت_امام_رضا_ع
#سید_مجتبی_شجاع
@hadithashk
عاشق برای عاشقی گیر بهانهست
در نقشهی من اسم مشهد بهبهان است
دنیای خود را زیرو رو کردم به دقّت
دیدم خراسان پایتخت این جهان است
عالَم شده مشهد که یک نصف از جهانش
در کوچهی سرشور نامش اصفهان است
حس زیارت در زیادی و کمی نیست
مانند حس شعر گفتن ناگهان است
یعنی که باید بشنوی اصلاً در اینجا
روی ضریح از این نظر صدها دهان است
رو از تو برگرداندم اما از تو گفتم
زیر زبان، شخصیت هر کس نهان است
یک با سه وقتی میشود اینجا برابر؛
هر کس که آمد فاتح این امتحان است
حاجت گرفتن تا مِلاک عدهای شد
زائر سکوت تو جواب ابلهان است
#شعر_ولادت_امام_رضا_ع
#مهدی_رحیمی_زمستان
@hadithashk
بر غمزده شاید نظری شد امشب
شایدکه مبارک سحری شدامشب
شاید که به خاطر امام هشتم...
از یوسف زهرا خبری شد امشب
#شعر_ولادت_امام_رضا_ع
#سید_مجتبی_شجاع
@hadithashk
می رسم از راه پر پیچ و خم دشوارها
سوی تو، ای مایه ی همواره ی هموارها
آب سقاخانه را نوشیدم و رفت از دلم
گرد اندوهی که بود از دست بی مقدارها
هر زمان اینجا می آیم تازه آدم می شوم
آری، آری، از محبت می شود گل خارها
من در این درگاه بی منت به کم هم راضی ام
چون کمت بیش است از بسیاری بسیارها
هیچ گاه از آستانت دست خالی برنگشت
دست استمدادها و سوز استغفارها
من گدای مشهدم، ای آنکه برکت می چکد
از طلای گنبدت بر روی گندمزارها
آمدم؛ رفتم؛ دلم دلتنگ شد؛ باز آمدم
بارها و بارها و بارها و بارها
من به هر در می زنم بسته است؛ پس لطفا خودت-
باز کن راهی به سویت از پس دیوارها..
#شعر_مناجات_امام_رضا_ع
#سیده_تکتم_حسینی
@hadithashk
رخصت گرفت روز و به شب هم کشیده شد
پاهای لنگ تا که به پرچم کشیده شد
مردی که وام او به ضمانت نیاز داشت
کارش دگر به ضامن عالم کشیده شد
تصویر زائران حرم دور این ضریح
در قاب، مثل قطره ی شبنم کشیده شد
دارد غذای حضرتی اعجاز می کند
پای تمام عالم و آدم کشیده شد
آن روضه خوان زیارت مخصوص می رود
اما زیارتش به محرّم کشیده شد ...
#شعر_مناجات_امام_رضا_ع
#فربد_افشاری
@hadithashk