eitaa logo
حدیث اشک
15.8هزار دنبال‌کننده
168 عکس
259 ویدیو
21 فایل
کانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" http://hadithashk.com اینستاگرام: http://instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @pourrajab70 @asgharpoor53 لطفا درخواست تبلیغات نفرمایید پیام رسان بله https://ble.ir/hadithashk تلگرام: http://t.me/hadithashk
مشاهده در ایتا
دانلود
یا اهل بیت النبوه هم جن بیاورید ، هم انسان بیاورید یک لشکر بزرگ به میدان بیاورید از سنگ های سخت که بالای کوه هاست تا ریگ های ریز بیابان بیاورید هم مرد های جنگی و یل های غول کش هم اسب های سرکش تازان بیاورید آورده اید هرچه که در چنته داشتید اما اگر کم است دوچندان بیاورید من با کتاب وحی می آیم ولی شما صدها هزار حجت و برهان بیاورید من با علی و فاطمه و بچه هایشان اما شما سپاه فراوان بیاورید این پنج تن برای زمین و زمان بس است حتی اگر هزار هزاران بیاورید_ _این معجزه به معنی اتمام حجت است وقتش رسیده است که ایمان بیاورید مجتبی خرسندی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
آیینه ی صفات خدا، نورِ واحدند بعد از هزار نقل حدیث و مباحثه حل شد دگر به عدل و عدالت معادله فرمود جبرئیل که ایمان بیاورید مدح علی ست شأن نزول مباهله نفرین هنوز بر لب احمد نیامده گشتند با رسول خداوند یکدله تا هست انتخاب خدا رأی پنج تن رأی بقیه چیست جز آراءِ باطله؟ آیینه ی صفات خدا، نورِ واحدند زنجیره ای که نیست در آن هیچ فاصله نصِّ صریحِ انفُسنا فاش میکند جانِ رسول کیست در این طرح مسئله با احتساب این همه حجت، نمانده است یک ذره جای شبهه و تردید یا گِله بیهوده است و راه به جایی نمی برد با مستجاب دعوه ترین ها مجادله نجرانیان رواست که با عشق خو کنند وقتی علی است یک طرف این مقابله افتاده بر تراب چنان پیش بوتراب طوری که او به نزد خدا وقت نافله وقتی قسیم جنت و نار است مرتضی تکلیف روشن است دگر، ختم غائله این خانه را گذارم و حاجت کجا برم؟! وقتی گرفته هستی از این سلسله صله  منصوره محمدی مزینان لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
در افقی ماورای عرش معلی در افقی ماورای عرش معلی آینه دارد خدا، `دَنیٰ فَتَدَلّیٰ” طعم وجود از که یافت سفره‌ی خلقت؟ از نمک چهره‌ی محمد طاها خلق شدند آفتاب و ماه و ستاره صبح ازل با مداد رنگی مولا صبح ازل سرنوشت خلق نیفتاد از قلم ریز بین مصحف زهرا خشت نخست کرم به نام حسن شد تا نرود کج عمارتش به ثریا اول یاقوت سرخ پیش قدم شد تا بشود خاک کربلای معلیٰ مادرم از کودکی خرید برایم تا که شوم سر به راه، کفش تولا آنچه نجاتم دهد ز بارش آتش چیست به یوم الحساب؟ چتر تبرا من قلمی هستم از تبار زبرجد چشم به راه تراش عترت طوبیٰ  سید میلاد حسنی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
الا یاران الا یاران به نام یکه فرزند خدا عیسی قسم بر عهد و پیمانی که ما داریم با عیسی مبادا شرمگین باشد میان انبیا عیسی دل ابلیس را باید به دست آریم یا عیسی نباید گوش بسپاریم بر آوای شیطانی چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی کسی را بهتر از این پنج تن دیده زمین آیا؟ تقابل می کند انجیل ما با مؤمنین آیا؟ نمی ترسید از اوصاف ختم المرسلین آیا؟ مصاف مور با شیران! خریت بیش از این آیا؟ ندارد ترسی از نفرین ما این جمع نورانی چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی چرا در ابتدای کار آخر را نمی بینید؟ چرا آن سوی میدان کوه باور را نمی بینید؟ مگر همراه احمد شیر خیبر را نمی بینید؟ مگر خشم عیان در چشم حیدر را نمی بینید؟ به چنگ شیر می افتیم ای یاران به آسانی چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی زنی همراه احمد آمده عالم به او محتاج برای توبه کردن حضرت آدم به او محتاج به هنگام شفاعت نا مسلمان هم به او محتاج نه تنها ما که حتی حضرت مریم به او محتاج نصیبت شعله نار است اگر او را برنجانی چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی دو تا کودک در این جمع‌اند از هر پیر داناتر نفوس قدسی آن ها ز عیسی هم مسیحاتر مقام انبیا بالا، مقام این دو بالاتر کجا پیدا شود از این دو آقازاده آقاتر حریف خشم آن ها نیست اقیانوس طوفانی چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی  علی ذوالقدر لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
آل عبا به جز مباهله این غائله علاج نداشت که اعتقاد، نصارا به احتجاج نداشت به غیر آل عبا، مصطفی به هیچ کسی در این نبرد نفس‌گیر احتیاج نداشت چنین نشستن و این شیوه‌ی دعا کردن مگر برای رسولان حق رواج نداشت از این مقابله ترسید اسقف اعظم و راه چاره به جز دادن خراج نداشت و باز فتح بزرگی بدون خونریزی به دست شاه عظیمی که تخت و تاج نداشت  علی سلیمیان لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
یا اهل بیت النبوه محمّد، با خودش آورد، محبوبش، حبیبش را حسن، آن باغ حُسنش را، حسین و عطر سیبش را زنی از راه می‌آید، که مریم آرزو دارد، به رویش وا کند، یک لحظه چشمان نجیبش را رسید از راه، روح‌الله و سرّالله و سیف‌الله شنید از آسمان، عیسی‌ابن‌مریم هم، نهیبش را پدر با ما، پسر با ما، دَمِ روحُ‌القدس با ماست بگو در پای حیدر، افکنَد ترسا، صلیبش را به پای «ایلیا» اُفتند، یا در نار، می‌بخشد قسیمُ النار والجنت، به هر نفسی، نصیبش را بپرس از خیبر، ای نجران! که لرزان با تو واگوید: چه خواهد شد اگر حیدر، کِشد تیغ مهیبش را فقط «دست خدا» کافی است، بی‌تیغ دودم، حتی به آنی رو کند، دست کلیسا و فریبش را نگاهی می‌کند یعسوب و می‌ترسند ترسایان چه کس، این‌گونه بیرون کرده از میدان، رقیبش را؟  قاسم صرافان لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
این خانواده، اشرف اولاد آدمند این پنج نور، علت زیبای خلقتند اسرار پنج حرفِ شریف «کرامت»ند این خانواده، اشرف اولاد آدمند آنان طبیب درد طبیبان عالمند این پنج تن، خلاصه‌ی احساس خالقند اندازه دل همه‌ی خلق، عاشقند خاکی شدند تا ره افلاک وا کنند «آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند» زیباترین سپاه به میدان رسیده بود نام ابوتراب به نجران رسیده بود آنان که لاف، پیش شه لافتی زدند تا چشمشان به هیبتش افتاد، جا زدند یک اخم مرتضی علی و ختم غائله اینگونه‌ شد خلاصه‌ی روز  مباهله  قاسم صرافان لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
بِسْمِ ٱللَّٰهِ ٱلرَّحْمٰنِ ٱلرَّحِيمِ الشَّهْرُ الْحَرَامُ بِالشَّهْرِ الْحَرَامِ وَالْحُرُمَاتُ قِصَاصٌ ۚ فَمَنِ اعْتَدَىٰ عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَىٰ عَلَيْكُمْ ۚ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ ماه حرام در برابر ماه حرام است [اگر دشمن حرمت آن را رعایت نکرد و با شما در آن جنگید، شما هم برای حفظ کیان خود در همان ماه با او بجنگید.] و همه حرمت ها دارای قصاص اند. پس هر که بر شما تعدّی کرد، شما هم به مثل آن بر او تعدّی کنید، و از خدا پروا نمایید، و بدانید که خدا با پروا پیشگان است @hadithashk
هنوز اگر چه نفهميدم از غمت چيزى نديده ام به قشنگى پرچمت چيزى ز مرگ بيم ندارم ولى دگر اى دوست نمانده است به ماه محرمت چيزى همين كه گريه ز ما در بياورى كافى ست نخواهم از تو به جز اشك ماتمت چيزى به خط اشك نوشتم كه كاش دست لهوف نمى نوشت ز حلقوم درهمت چيزى هر آنچه بود به همراه تو به غارت رفت نماند از بدن نامنظمت چيزى @hadithashk
یا بن شبیب بشین تا که یه قدری روضه جدم و برات بخونم یه سال دعای من همین دعا بود الهی تا محرمش بمونم خداروشکر نمردم و رسیدم اشک برا غم حسین روزیم خداروشکر امسال و هم تونستیم یه چند تا پرچم سیاه بدوزیم سیاهیارو خود من میزنم تا که به چشم مادرم بیادش برای هر چی حدی هستش ولی گریه برا حسین خوبه زیادش خورده به زخم پلک من نگیرید چون که نمیدونید چیا میدونم خیلیاشو نمیشه گفت تو هر جا خیلی چیزا میاد روی زبونم یابن شبیب به قتل صبر کشتنش مونده بوده تو قتله گاه سه ساعت خداروشکر تا وقتی که زنده بود ندیده به خیمه بشه جسارت یابن شبیب عمه ما رو کسی تا روز عاشورا ندیده بودش حالا من از کجای روضه ش بگم از قل و زنجیر یا تن کبودش @hadithashk
روز ازل چو نقش به لوحش خدا کشید اول ز شوق نقشِ رُخ مصطفی کشید وانگاه از دم و نفس و لحم مصطفی نوری شگفت از رُخ شیر خدا کشید می خواست رو بروش نشیند سحرگهان نقشی عجب ز ساحت خیر النسا کشید با حُسن خویش خلقت نوری دگر نمود نقش حَسن به رایت این ماسِوی کشید معنا نداشت خلقت عالم بدون عشق معشوق خویش را شه کرب و بلا کشید انوار پنج تن که تجلی ذات حق در آن پدید بود ز شمس الضحی کشید یعنی محمد و علی و فاطمه،حسن همراه با حسین چو بدرالدّجی کشید یعنی مطهرند و مبرّا ز شرک و رِجس از نور خویش جلوه ی آل کسا کشید روز مباهله به سر اهل بیت خود بار دگر نبی ز سر مِهر عبا کشید آورده بود لشگر حق، اهل بیت را شمشیر نور با مدد کبریا کشید از دور دید اُسقف نجرانیان و گفت چین بر جبین ز خشم ، شه لا فتی کشید ما را چه با مباهله ی مصطفی و آل باید که دست از سرِ این ماجرا کشیدا پروا کنید از غضب مرتضی علی آنکس که ذوالفقار دو دم در غزا کشید باید که سجده کرد بر این پنج آفتاب باید به چشم سرمه ی آن خاک پا کشید زد بر زمین صلیبش و ترسا لقب گرفت از ترس مرتضی چه بگویم چه ها کشید هرچه کنیسه بود و کلیسا و دیر بود خاموش گشت و ناطق ناقوس را کشید وقتی که دید نفس نبی پای کار اوست نجران تماما از ته دل این ندا کشید ما خاک پای احمد و آل محمدیم از خوف این مباهله ما جزیه می دهیم این است قدر آل نبی و کمال او این است اقتدار محمد و آل او عالم تمام مات بر این پادشاهی است مات حکومت قَدَر و بی زوال او شد خال روی هاشمی اش قبله گاه خلق شد سجده گاه ابروی همچون هلال او سعدی ندیده قامت طوبی که گفت سرو کم آورد ز قامت و از اعتدال او یا بی سبب نبوده که هر صبح و شامگاه خورشید و ماه بوسه زند بر نِعال او بنهاده بر سرش ز کرامت عِمامه ای صلوات بر عبا و قبا و به شال او حُسنش نکو و خُلق نکو ، خوی او نکو صلوات اهل بیت به جمع خصال او صلوات جبرئیل و ملک ،جمع کائنات بر خُلق پاکِ بی بدل و بی مثال او شایسته است جان بدهم گر هزار بار یک بار گر به خواب ببینم جمال او شایسته است گر بفرستم هزار بار صلوات بر جمال و کمال و جلال او صلوات عاشقان محمد جدا جدا بر میم و حا و میم و در آخِر به دال او آندم که گُل ز بوی محمد صفا گرفت بلبل به لب ترانه ی یا مصطفی گرفت @hadithashk