eitaa logo
حدیث اشک
15.8هزار دنبال‌کننده
169 عکس
259 ویدیو
21 فایل
کانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" http://hadithashk.com اینستاگرام: http://instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @pourrajab70 @asgharpoor53 لطفا درخواست تبلیغات نفرمایید پیام رسان بله https://ble.ir/hadithashk تلگرام: http://t.me/hadithashk
مشاهده در ایتا
دانلود
یابن شبیب اشک بریز از غم حسین لطمه بزن برای غم و ماتم حسین در قتلگاه هیچ کسی همدمش نبود شمشیرو نیزه بود فقط همدم حسین یابن شبیب حنجر خشکیده دیده ای یابن شبیب گردن پاشیده دیده ای افتاد جد ما جلوی چشم قافله کردند دور قتلگه شاه هلهله تیر سه شعبه سینه‌ی مظلوم را شکافت بیرون زده است از کمرش تیر حرمله یابن شبیب عمه ما رخ خراش داد شمر آمدو به سینه‌ی او زانویش نهاد یابن شبیب شمر در آنجا چها نکرد هرچه که شد محاسن او را رها نکرد پا را گذاشت بر روی رگهای گردنش با راحتی سر از تن جدم، جدا نکرد کام مرا به غصه و غم، زهر کرده اند یابن شبیب جد مرا نحر کرده اند یابن شبیب داغ به دلها گذاشتند داغ حسین بر دل زهرا گذاشتند تا نعل، جایِ خود بکند باز، اسبها محکم به روی پیکر او پا گذاشتند یابن شبیب دست عمو تا بریده شد موی سه ساله عمه‌ی ماهم کشیده شد یابن شبیب سینه‌ی او را سنان شکست سربسته گویمت که بدان استخوان شکست جوری یزید چوب به لبهای خشک زد دندان شکست در دهن و، خیزران شکست یابن شبیب عمه‌ی ما شد تنش کبود با شمر هم‌کلام شدن حق او نبود @hadithash
در غُصه و غم، پناه دادی ما را در ظلمتِ شب، پگاه دادی ما را در مجلس روضه‌ یا اباعبدالله... ممنونم از اینکه راه دادی ما را @hadithashk
ای چشم، یاد دشت عطش، مثل رود باش ای اشک، لحظه لحظه به فکر فرود باش خود را شبیه پرچم او سربلند کن تعظیم کن به ساحت او در صعود باش صاحب عزا مقابل در ایستاده است در لحظه ورود سرا پا درود باش حسرت به دل به صدر مراسم نظر مکن اما به چای ریز عزایش حسود باش مِهر حسین، مُهر قبول نماز ماست تنها به روی تربت او در سجود باش جمع است آب، دور درختان بارور خواهی که غرق جود شوی اهل جود باش یک سکه نذر او کن و صد سکه پس بگیر اینجا بدون هیچ ضرر غرق سود باش مادر میان روضه به یاد تو بوده است امشب به یاد آنکه به یاد تو بود، باش ارباب تو مقابل ظالم قیام کرد حالا تو هم مقابل ظلم یهود باش در خاک خفته اند جوانان بی شمار فرصت کم است گریه کن ای چشم، زود باش پامال نعل تازه شدن حق او نبود ای سینه یاد سم ستوران کبود باش @hadithashk
هر چند که دیر ! یا اباعبدالله عذرم بپذیر یا اباعبدالله پرونده ی این حُر خطاکارت را نادیده بگیر یا اباعبدالله ای عشق همیشگی اباعبدالله معنای یگانگی اباعبدالله خوشبختی محض ست کنارت بودن آرامش زندگی اباعبدالله @hadithashk
دردمون درد یه کوچه گردیه که تو کوچه های کوفه حیرونه مرد اگه غمزده باشه راه میره راه میره اما کجا نمیدونه مرد غمگین به خودش میاد یه وقت میبینه‌ که داره گریه میکنه یه نیگا به اینور اونور میکنه راه میره دوباره گریه میکنه دنیا و آخرتو ابن عقیل برا کوفیا آورد پس دادنش بعد از این روز دیگه خیر نمیبینن پر طاووسو به کرکس دادنش کوچه گرد کوفه از تو‌خونه ها میشنوه صدای اهل کوفه رو صدای بدرقه‌ی زنایی که مردشون میبنده بار سفرو زنا مرداشونو راهی میکنن دستشون شمشیر و قداره میدن باباها به دخترای خودشون وعده‌ی سوغات گوشواره میدن صداها رو میشنوم دق میکنم میخوام از کوفه بشم فدات حسین عاشق از دارو ندارش میزنه دخترم فدای دخترات حسین اینجوری که اینا دارن شب و روز تیغ و خنجراشونو تیز میکنن اگه پاشون برسه به کربلا علی اکبرتو ریز ریز میکنن نامه مو فقط برا رباب نخون اگه بشنوه یه کم جا میخوره یه دونه سه شعبه ساختن که باهاش سر شیش ماهه رو در جا میبره کوچه گردیای من که چیزی نیست پیش کوچه گردیای زینبت پریشون نشه یه وقت تو کوچه ها مث اون زلفای نامرتبت @hadithashk
در فراق و وصلِ تو دل هایمان صد پاره شد نوکرت در بی کسی ها بار ها بیچاره شد ای حسینِ فاطمه ای افتخار اهل بیت دشمنت در هر دو عالم،لعن شد، آواره شد در صفوفِ هیئتَت گمگشته شیدا می شود چاره ساز ما همان کودک، گلِ گهواره شد تا محرّم می شود رخت عزا نو می کنیم شور و شوقِ تو پناهِ من در این سیّاره شد اصغر گلگون کفن هم در رکابت حاضر است در جهادِ عاشقی خون پسر فوّاره شد درس استاد و معلم جای خود دارد ولی در مصائب،درسِ روضه،بینوا را چاره شد (جاهد) @hadithashk
این عشق را که در دل آدم گذاشتند بر سفره اش به جای نمک، غم گذاشتند قرآن شناس های جهان، هر چه داشتند در شرح این سه آیه‌ی محکم گذاشتند خوشبخت عالمند کسانی که با غمش مَحرم شدند و پا به مُحرّم گذاشتند شرمنده اند گریه کنانی که در جهان از روضه‌ی حسین و حسن کم گذاشتند در قلبشان سپیدی مهتاب رخنه کرد در چشمشان زلالی شبنم گذاشتند سلمان شدند و بعد مسلمان مرتضی پا جای پای بوذر و میثم گذاشتند چشمانشان به نور جمال علی رسید هنگام مرگ چشم که بر هم گذاشتند تا روز حشر گریه کنان غم حسین بر زخم های فاطمه مرهم گذاشتند @hadithashk
تو حسینِ بچگی‌های منی از همون بچگی مولای منی مهربون تر از پدر مادرمی تو فقط درمون درد های منی از خدا فقط وصالت رو می‌خوام تهِ خواهش و تمنای منی پدرم حُبِّتُ یاد داده به من آره ارثیه‌ ی بابای منی جز محبّتِ تو چیزی ندارم تو تمومِ دین و دنیای منی عشقِ تو عاقبتش سعادته با سعادتم که لیلای منی حرَمت فکر و خیال شبامه آرزوی من و رویای منی‌ آشِنایی با غریبای جهان خوشبحالِ من که آشْنای منی اسم تو غم هارو از دل میبره یاحسین! کاشف غم های منی @hadithashk
تعویض کن دلم را همراه پرچم خود مَحرَم نما مرا با ماه مُحَرَم خود مزد محرمم را یک کربلا نوشتند سود زیاد بردم پیش تو با کم خود در دم خرید زهرا وقتی دو دم گرفتیم از دم خرید مارا با ناله و دم خود پیغمبران زمان سختی "حسین" گفتند اعجاز کرده‌ای تو با اسم اعظم خود وقت نزول رحمت من نیز بهره بردم باران درست کردم با اشک نم نم خود بعد از گذشت عمری بیچارگی کشیدن وقتش شده بسازی از بنده آدم خود قابل بدان دو چشمی که از غم تو خون شد بر چشم گریه‌کن‌ها بگذار مقدم خود دردم زیاد اما زخم تو بیشتر بود حق داشت نوکر تو یادش رود غم خود درهم خریده مارا محشر اگر خداوند چونکه شفیع مایی با جسم درهم خود آب فرات با اینکه مهر مادرت بود محروم شد لبت از حقِ مُسَلَم‌ِ خود شد زینب صبورت، صبرش تمام وقتی گفتی بیا کنارم با جسم مبهم خود @hadithashk
فَرّوا إلی الحُسین(ع)
جبریل برای روضه ات دربان شد در مجلس روضه،روضه خوان باران شد از عرش به اذن حضرت صدیقه پیراهن خونین تو آویزان شد @hadithashk