ای نفَس و نفس پیمبر علی
ای نوه ی ساقی کوثر علی
آینه ی حضرت طاها تویی
از طرفی هیبت حیدر علی
نور تویی نور علی نور تو
جلوه ی زهرایی مادر علی
حُسن حسن در تو نمایان شده
مثل عمو از همه منظر علی
تو پسر حضرت اربابی و
جان به فدایت علی اکبر... علی
قدرت و رزم تو ابوفاضلی
قبله ات عباس دلاور علی
صوت دل آرات مسیحایی و
صورت زیبای تو محشر علی
مستی ما با نفس گرم توست
از می تو پر شده ساغر علی
بوی خوش لحن اذانت کند
عرش خداوند، معطر علی
باز به یک شور انابن الحسین
لرزه بینداز به لشکر علی
جان حسینی و جوان حسین
قلب پدر با تو منور علی
هر چه نوشتیم و نوشتند باز
مدح تو از فهم فراتر علی
کرببلا بود و تو و یک سپاه
راه تو افتاد به آذر علی
آه که خوردی تو در آن معرکه
ضربه ی تیغ و نی و خنجر علی
بند به بند تو جدا شد ز هم
هیچ نماند از تو مصور علی
وا شده اعضای تو با نیزه ها
آه شدی چند برابر علی
آینه ات وای که ممتد شکست
ماند به دست پدر آخر علی
جمع شدی بین عبا ریز ریز
روی زمین ریخته پیکر علی
پهلویت ای وای مدینه شده
کوفه چه آورده به این سر علی
داغ تو جان پدرت را گرفت
بی تو حرم زخمی و پرپر علی
#شعر_شهادت_حضرت_علی_اکبر_ع
#جابر_عابدی
#محرم_۱۴۰۴
@hadithashk
تو قمر چهره ای و نور مجسم هستی
پسر ارشد ارباب دو عالم هستی
یل رزم آور و شاگرد ابالفضلی تو
منشأ جاذبه ی عالم و آدم هستی
دست و دل بازترین مثل عمو جان حسن و
مخزن جود و کرم، الگوی حاتم هستی
خورده غبطه به تو و مادرت ام لیلا
رشک عیسایی و هم حسرت مریم هستی
هر چه گویم من از آقایی تو کم گفتم
اشبه الناس به پیغمبر خاتم هستی
به خدا آینه ی حُسن و کمالاتی علی
حیدر طایفه ی صاحب پرچم هستی
نفس اهل حرم، روح و روان پدری
سپر واقعه با عزم مصمم هستی
ارباً اربا شدنت قد پدر را خم کرد
تو جگرسوزترین زخم محرم هستی
#محرم_۱۴۰۴
#شعر_شهادت_حضرت_علی_اکبر_ع
#جابر_عابدی
@hadithashk
مسیر زندگیام بین روضه بهتر شد
دم حسین گرفتم ، دمم معطر شد
میان عرش لباس تو را علم کردند
ز داغ پیرهنت ، عالمین ، محشر شد
رسید فطرس و مالید پر به این پرچم
به یک نگاه ابالفضل تو توانگر شد
مسیح گریه کن ثابت مجالس توست
کلیم آمد و با افتخار نوکر شد
تمام مال و منالم همین دو چشم تر است
دو قطره اشک به روضه ، دو قطعه گوهر شد
میان هیئت تو حس کربلا دارم
ببر به جان رقیه که عمر ما سر شد
سگی رسیده به درگاهتان ، ردش نکنید
چه خوشبحال کسی شد که کلب این در شد
به مادرت که از این در ، نمیروم جایی
به غیر خانه ی تو رفتم هرکجا ، شر شد
حرم چه لحظه ی سختی به پیش رو دارد
که وقت روضه ی آقا علی اکبر شد
نوشته اند به صورت ز مرکبش افتاد
کنار پیکر اکبر ، چقدر مضطر شد
به روی دست پدر ذره ذره شد بدنش
جوان خوش قد و بلا ، علیِ اصغر شد
به دست و پا زدنش ، ابن سعد میخندید
حسین مضحکه ی لشکر ستمگر شد
تمام آبرویش پخش شد میان زمین
هزار بار بدن را شمرد و کمتر شد
چو دید نیزه به پهلوی اکبرش خورده
به یاد سینه و پهلوی زخم مادر شد
#محرم_۱۴۰۴
#سیدالشهدا_ع
#علی_اکبر_جمشیدی
@hadithashk
انتظاری که ندارم که سرپا برخیزی
از علی اکبرِ من هیچ نمانده چیزی
بدنت را زِرِه اینگونه نگهداشته است
گوشه اش باز شود روی زمین می ریزی
#محرم_۱۴۰۴
#شعر_شهادت_حضرت_علی_اکبر_ع
#حبيب_اوليايی_فر
@hadithashk
ما کجا و خانه ی اهل خدا، ما را ببین
از لب این ساحل امّید، دریا را ببین
مُرده می آرند، زنده نه، مسیحا می برند
کار دنیا را رها کن، کار زهرا را ببین
جا از این پایین پای شاه بالاتر کجا!؟
دیده ی دل باز کن تا عرش اعلا را ببین
این پسر، پا تا به سر، یعنی تمام انبیاء
معجزات تیره ی یس و طاها را ببین
گریه در کار علی اکبر مگر معنا شود
کارِ نان و آب دارِ اهل معنا را ببین
مرکبش گر راه افتد راکبش روحُ الحق است
مرتضا را، مرتضای بی محابا را ببین
کارفرمای قیامت کیست غیر از مصطفا
در قیام این قیامت، کارفرما را ببین
خاک میدان زیر و رو شد، قلب دشمن آب شد
لشکری در ضجه افتاده ست، غوغا را ببین
مادرِ این کاروان، اُمّ المصائب زینب است
گریه کن های جوان اُمّ لیلا را ببین
تشنه رفت و تشنه تر برگشت، بابا آب آب
موج گرمای طلب را، رنگ لبها را ببین
ماه دارد از تنش انگار که جان میرود
ای عموعبّاس این خوش قدّ و بالا را ببین
ازدحامی شد، به پهلویش گمانم نیزه خورد
حال ما این است، دیگر حال بابا را ببین
نیست دست و سر بفرمانش، خدایا رحم کن
یوسف در بین گرگان مانده تنها را ببین
گوشت و خون پیمبر را به غارت می برند
لاله های ریخته در بین صحرا را ببین
نوبت شمشیر داران است، وای از پیکرش
ارباً اربا، ارباً اربا، ارباً اربا را ببین
کیست دارد بر سر زانو خودش را می کِشد
وضع آقازاده را نه، وضع آقا را ببین
#شعر_شهادت_حضرت_علی_اکبر_ع
#محرم_۱۴۰۴
#حبيب_اوليايی_فر
@hadithashk
مهمان حسین است دو عالم شب جمعه
زهرا به حرم آمده زین غم شب جمعه
مداح حرم کاش مراعات کند که
افتاده شب هشت محرم شب جمعه
#شعر_شهادت_حضرت_علی_اکبر_ع
#محرم_۱۴۰۴
#امیر_فرخنده
@hadithashk
ای ماه بلند قامت پیغمبر
در توست خلاصه هیبت پیغمبر
صد حیف که از غروب عاشورا نیست
در صورت تو شباهت پیغمبر
#شعر_شهادت_حضرت_علی_اکبر_ع
#محرم_۱۴۰۴
#امیر_فرخنده
@hadithashk
فراق پدر را پسر میشناسد
و داغ پسر را پدر میشناسد
چنان واقعه درد دارد که آنرا
فقط پاره های جگر میشناسد
علی سنگباران شد و سنگ دشمن
هدف را فقط سمت "سر" میشناسد
عمود آنقدر حجم تخریب دارد
که آسیب آنرا سپر میشناسد
روش های قتل "پدر با پسر" را
چرا حرمله خوب تر میشناسد؟!...
عبا را که آورد حال حسین را
فقط هر که شد محتضر میشناسد
#شعر_شهادت_حضرت_علی_اکبر_ع
#محرم_۱۴۰۴
#نیما_نجاری
@hadithashk
دوس نداشتم وسط هلهله ها
پاتو به معرکه باز کنم ببخش
کوفیای لعنتی باعث شدن
جلو تو پامو دراز کنم ببخش
چرا غصه میخوری عزیز من
تو از امروز منو بیشتر داری که
یه زمانی یه علی داشتی ولی
حالا صدتا علی اکبر داری که
برو خیمه ولی خواهش می کنم
دستای خونیتو پاک کنی بری
بردنم به خیمه خیلی مشکله
کاش منو همینجا خاک کنی بری
جلوی خنده دشمن نباید
غمی که داریم و آشکار کنیم
خیلی دلشوره ی عمه رو دارم
اگه از خیمه بیاد چیکار کنیم
اگه پا نشی بری عمه میاد
قصه مدینه تکرار میشه ها
زبونم لال وسط نامحرما
مثه مادرت گرفتار میشه ها
پشت اون دری که آتیشش زدن
هر چی اومد سرمون بسمونه
نزا دیگه چادری لگد بشه
چادر مادرمون بسمونه
#شعر_شهادت_حضرت_علی_اکبر_ع
#محرم_۱۴۰۴
#علی_ذوالقدر
@hadithashk
هرچند که تازه از شما میخوانم
با سوز و گدازه از شما میخوانم
من روضه جانسوز علی اکبر
با کسب اجازه از شما میخوانم
#شعر_شهادت_حضرت_علی_اکبر_ع
#محرم_۱۴۰۴
#سید_مجتبی_شجاع
@hadithashk
وقت اذان ظهر چو اذن اذان گرفت
گویی مسیح کرب و بلا تازه جان گرفت
اعجاز بین چه کرد اذان گوی کربلا
کاری که جان هر دو جهان جان از آن گرفت
لب تشنه لب گشود و ز الله اکبرش
تنها نه جان حسین که جانی جهان گرفت
گفتا شهادتین به یکتایی اله
بر لب گواه، خاتم پیغمبران گرفت
آغوش دشت گشت پر از هیبت علی
وقتی شهادتین علی در اذان گرفت
قامت قیامتی که به قد قامت الصلوه
از قامتش بلند ستون،آسمان گرفت
سرو قدش چو محشر و محشر ز قامتش
حشر دگر ز قامت رعنا جوان گرفت
شبه رسول بود و به معراج کربلا
بر عرش گام زد ز بُراقش عنان گرفت
بعد از نماز ظهر که اذن جهاد خواست
گویی ز شاه تشنه لبان تازه، جان گرفت
چکمه به پا نموده حمایل به دوش و بعد
بر سر نهاده خُود و به دستی کمان گرفت
با دست دیگرش ز کمر تیغ حیدری
بر لب سرود ناد علی توامان گرفت
آن سبز پوش هاشمیان آفتاب مهر
همچون شهاب رخصتی از کهکشان گرفت
فرمود میروی و رود جان ز تن مرا
خوش میروی برو که دلم، آنچنان گرفت
گامی بزن برابر من شبه مصطفی
با رفتن تو قلب زمین و زمان گرفت
شد عازم نبرد و ز هل من مبارزش
خصمش رمید و جان ددان بی امان گرفت
برگشت تشنه لب به بر شاه عالمین
او را حسین کام و زبان در دهان گرفت
یعنی که تشنه تر ز پسر هست این پدر
دل ها به حال خسرو لب تشنگان گرفت
همچون علی به خیبر کرب و بلا، علی
آمد دوباره سر ز تن ملحدان گرفت
ناگه حسین دید که هنگامه ای به پاست
خورشید دشت کرب و بلا ناگهان گرفت
آه از دمی که همچو علی فرق او شکافت
جا در میان حلقه ی اهریمنان گرفت
هر کس که داشت تیغ و سنان زد به پیکرش
هر کس نداشت عاریه از این و آن گرفت
آه از دمی که پیکر او گشت چاک چاک
گل بوسه ها ز خنجر و تیغ و سنان گرفت
آه از دمی که زین غم جان سوز فاطمه
زانوی رنج و غم به بغل در جنان گرفت
آه از دمی که چشم تر باغبان بدید
که اندر بهار عمر گلش را خزان گرفت
آه از دمی که خسرو لب تشنگان رسید
بر دامنش حسین سر خون چکان گرفت
گفتا که در عزای تو افتاده ام ز پای
افتاده ام ز پا دل کون و مکان گرفت
گفتا پدر فدای لب خشک و تشنه ات
روح و روان ز پیکر شاه زمان گرفت
گفتا ببین پدر که چه سیراب گشته ام
سیراب شد ز کوثر و، خلد آشیان گرفت
زینب اگر نبود،سر نعش اکبرش
می داد جان حسین چو از او توان گرفت
روی عبا نهاده تن چاک چاک او
از بحر بُردنش مدد از هر جوان گرفت
گفتا جواد از غم جانسوز اهل بیت
وز چشم عاشقانش اشک روان گرفت
خاموش ای جواد کز این شعر جان گداز
خون شد دو چشم و قلب امام زمان گرفت
#شعر_شهادت_حضرت_علی_اکبر_ع
#محرم_۱۴۰۴
#جواد_کریم_زاده
@hadithashk
فدای شکل ماهت، محشری تو
چه چشمایی، خود پیغمبری تو
بزرگی میکنی با اربا اربات
علی جانم، علیّ اکبری تو
قد و بالای یار، الله اکبر
نگاهش بیقرار، الله اکبر
رجز میخونه و میریزه قلبم
علی اکبر، هزار الله اکبر
زمستون غارتو از سر گرفته
همه دشتو گل پرپر گرفته
توو خاک کربلا هرجا بگردی
تمومش رو علی اکبر گرفته
گلوشو بغض بسته، وا نمیشه
زمین افتاده بابا، پا نمیشه
میخواد تا خیمه برگردوندش، آه
علی توو شالش اما جا نمیشه..
#شعر_شهادت_حضرت_علی_اکبر_ع
#محرم_۱۴۰۴
#سیده_تکتم_حسینی
@hadithashk