غزل مدح حضرت عبدالعظیم ع و شعر مقاومت :
ما خادمانِ حضرتِ عبدالعظیمیم
ما نوکرانِ درگهِ شاهِ کریمیم
عطرِ حریمش مست کرده شهرری را
ما تا اَبَد مستِ سبویِ این نسیمیم
دنبال جنت هر که هست، اینجا بهشت است
با عشقِ این آقا، به شهرِری مقیمیم
تهران پُر از آقاست، اما قبله ینجاست
ما رو به این قبله، از ایامِ قدیمیم
وقتی که دلتنگِ حسین و کربلائیم
در این حرم، با زائرانِ او سهیمیم
با اقتدا بر حضرت اربابِ عالم
ما مردمی با غیرت و قلبِ سلیمیم
با تکیه بر دستانِ عباسِ علمدار
رو در رویِ ابلیس و شیطانِ رَجیمیم
ما راهِمان راه امیرالمؤمنین است
تنها به دنبالِ صراطِ مستقیمیم
ساکت نمی مانیم پای ظلم صهیون
در انتظارِ طلعتِ روزِ عظیمیم
#حضرت_سیدالکریم_ع
#وحید_خیری
@hadithashk
تصنیفِ هر قصیدهٔ ما، نِی شد عاقبت
شُربِ مدامِ هر شبِ ما، مِی شد عاقبت
بی کربلا نشستنِ ما طِی شد عاقبت
چون قبله گاهِ هر شبِ ما، رِی شد عاقبت
مَن زارَ حضرتش که همان زارَ کربلاست
یا سیدالکریم،همان یا حسینِ ماست
میخواستم که واژه برایت عَلَم کنم
دل را به شوقِ وصلِ شما اَرگِ بَم کنم
جوشانده ای ز شعر ،برایِ تو دَم کنم
خود را برایِ مدحِ شما مُحتشم کنم
کاسه کجا و وُسعتِ دریایِ بی کران
من جایِ خویش هستم و توجایِ خود بمان
امشب بهانه هایِ دلم چیست؟ شهرِ ری
برگو شَرابِ تو زِ خُمِ کیست؟ شهرِ ری
مستی فُزون تر از مِیِ تو نیست شهرِ ری
با او شده است منطقهٔ بیست شهرِ ری
تعظیم میکنم به تو در لحظهٔ ورود
ای از امامِ هادیِ ما بر شما درود
فرمود رهبرم که تویی قبله گاهِ شهر
آری تویی تو یک تنه پشت وپناهِ شهر
ای آفِتابِ روشنِ بختِ سیاهِ شهر
هست آن ضریحِ نقره ای ات مِهر و ماهِ شهر
این پایِتخت با تو که صاحب حرم شده
تهران به خِیرِ بودنِ تو محترم شده
یا سیدالکریم!! تو ای بندهٔ عظیم
از جانبِ تو بر دلِ ما می وزد نسیم
دل بستهٔ نگاهِ تو هستیم از قدیم
با عشق، تا کنارِ ضریحِ تو میرسیم
از بس غریقِ رحمتِ بی انتها شدیم
حس میکنیم زائر کرب و بلا شدیم
وقتِ زیارتت به دلم شور میرسد
فیضت به هر شکستهٔ رنجور میرسد
در مسلمیه از حرمت نور میرسد
شبهایِ جمعه نالهٔ منصور میرسد
نوکر رسید و در حرمِ تو دخیل شد
در اعتکافِ روضهٔ ابن عقیل شد
#حضرت_سیدالکریم_ع
#مهدی_قربانی
@hadithashk
هستند مبتلایِ تو نوح و کلیمها
هستند در مدارِ نگاهت نسیمها
عمریست پای سفرهیِ مهرت نشستهایم
ای سیدالکریمِ تبارِ کریمها
از ابتدا تو قبلهی تهرانی و همه
هستند در پناهِ تو از آن قدیمها
مانند مجتبی همگی شاهدند که...
لطفت رسیده به فقرا و یتیمها
دارالنعیم، معنیِ مُلکِ بهشت شد
صحنِ تو است حسرتِ دارالنعیمها
#حضرت_سیدالکریم_ع
#علی_گلچین_پور
@hadithashk
دم زدن از غم او نكته ي آساني نيست
اگر آغاز شود نقطه ي پاياني نيست
پدرم گفت كه معشوق حسين است حسين است حسين
مادرم گفت كه بي او به تنم جاني نيست
هر كه مجنون حسين است خوشا بر حالش
مست ليلا نشدن رسم پريشاني نيست
چشم گريان در اين خانه سعادتمند است
واي بر ديده ي آن مست كه باراني نيست
سر شكستم كه سرش را به سر نيزه زدند
روضه اي سخت تر از روضه ي عرياني نيست
ميهمان را چه كسي جاي دهد كنج تنور
اينچنين بي ادبي رسم مسلماني نيست
قطعأ آن كس كه براي غم او گريه نكرد
سهم او روز جزا غير پشيماني نيست...
#شعر_مناجات_سیدالشهدا_ع
#محسن_صرامی
@hadithashk
علت خلق دو دنیا را علی باید نوشت
نغمه ی درب جنان را یاعلی باید نوشت
وقت رزمش پهلوان و با یتیمان مهربان
وقت وصفش لا فتی الّا علی باید نوشت
در مقام قاب قوسین ، صد نشان از روی اوست
پس عروج مصطفی را تا علی باید نوشت
خالق ما جز علی ، هم کفو زهرایش نداشت
در کنار شهرتِ زهرا ، علی باید نوشت
وقت گفتن از شفیع روز حشر شیعیان
از ولی الله ، مولانا علی باید نوشت
از "مع الحقِ" پیمبر اینچنین دریافتم:
جلوه ی حق را همیشه با علی باید نوشت
تحت نقش دلبرِ "هذا محب الفاطمه"
بر جبین جمع سائل ها ، علی باید نوشت
صدر منبرها فقط مدح و ثنایش جایز است
در دل محراب ها ، خوانا علی باید نوشت
در کتاب درسی ما عاشقانِ فاطمه
جای هرچه واژه ی بابا ، علی باید نوشت
#شعر_مناجات_امیرالمومنین_علی_ع
#مرتضی_عابدینی
@hadithashk
خوانده از اول کارم، مَلَکی در گوشم
عشقِ مولای جهان را به جهان نفروشم
دم به دم ذکر علی روی لبم جاری هست
این چه سرّیست که از ذکر علی مدهوشم
زنده آن است که از یاد علی پُر باشد
من در آن روز که یادش نکنم، خاموشم
عمر من صرفِ رضایش نشود، ناچیز است
کلِّ اوقات به امّیدِ رضایش کوشم
چشمهها با نفسِ گرمِ علی جوشیدند
گر نگاهی به من از لطف کند، میجوشم
جنسِ بازارِ حراجی به چه کارم آید؟!
تا ابد جامهی حُبّش به تنم میپوشم
#شعر_مناجات_امیرالمومنین_علی_ع
#عرشیا_رزاق
@hadithashk
باز کن در را دوباره آمدم ای یار من
در دلم بنشین دوباره دلبر و دلدار من
بعد عمری نوکری باز هم که جای اولم
سخت در جا میزنم ای محرم اسرار من
کاش میشد محضرت باشم همیشه بیامان
تا مراقب باشی از این بد.. گل بیخار من
تا به حالا که به درد تو نخوردم لحظهای
پر شد از آلودگی این دامن پربار من
زاده ی عقده گشا.. عقده گشایی کن فقط
گر که مقدور است وا کن یک گره از کار من
عنقریب است آبروریزی شود، من را بخر
ای به قربان مرامت حضرت ستار من
#شعر_مناجات_امام_زمان_عح
#محسن_راحت_حق
@hadithashk
اشک فراق میچکد از دیدگان ما
خون دل است پر شده در استکان ما
موی سپید و قدّ کمان شرح حال ماست
اصلا چه حاجتی ست دگر به بیان ما
انکار میکنیم و تو حرفی نمیزنی
مخفی نبوده بر تو عیان و نهان ما
باید که بر حریم تو نزدیک تر شویم
بر بام تو نمیرسد این نردبان ما
شکر خدا که اسم تو را جار میزنیم
شکر خدا شد اسم تو رزق دهان ما
صد قرن اگر که غیبت تو طول هم کِـشد
هستی هنوز حیّ و امام جوان ما
قربانی مسیر ظهور تو میشویم
اصلا چه قابل است به پای تو جان ما
ای کاش چشم روشنی ما فرج شود
باشد ظهور خاتمه ی داستان ما
#شعر_مناجات_امام_زمان_عح
#بهمن_ترکمانی
@hadithashk
1.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به رسم خوبی آیینهها محبت کن
تبم گرفت و دلم خوش! ز من عیادت کن
برای آنکه بگویی فراق یعنی چه
بیا وخامت حال مرا روایت کن
مریض دوریام و مبتلا به هجرانم
دوباره درد گدا را دوا به تربت کن
نشسته ام دم بازار تا مرا بخری
برای دل خوشیام لااقل تو قیمت کن
طبیب کرب و بلا، درد من فراق علیست
مرا نجف ببر و باز هم طبابت کن
برای اینکه سگ پاسبان او باشم
به پیش شیرخدا خواهشاً وساطت کن
بیا ز خوشه ی انگور بر ضریح نجف
برای تشنه لبان علی سقایت کن
«کفن که دست مرا بست دست تو باز است»
هرآنکه رفت و چنین خوانده بود رحمت کن
«و دست باز تو یعنی بیا در آغوشم»
به کشتگان غم خود بغل عنایت کن
در این زمانه که مردم هزار دسته شدند
به دسته های عزایت مرا هدایت کن
بهای رفتنت از خیمه اشک چشم همهست
از عاشقان غمت دعوی غرامت کن
میان خیمه رقیه هنوز منتظر است
برای دلخوشی اش آیه ای تلاوت کن
عقیله هست حواسش به کودکان و زنان
میان گودی گودال خواب راحت کن
اسیر پنجهی گرگان غزال های تو شد
ز اوج نیزه نگاهی به اوج غربت کن
مگر اثر کند اینبار و زجرشان ندهد
ز نیزه خطبه بخوان زجر را نصیحت کن
#شعر_مناجات_سیدالشهدا_ع
#گروه_شعر_یا_مظلوم
@hadithashk
3.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نگاه تو که به یک غمزه میبرد دل ها
کشیده خط جنون بر کتاب عاقل ها
«غلام نرگس مست تو تاجدارانند»
رسیده است به چشمت حکومت دل ها
اضافه ی گِل تو قسمت همه نشود
کم است، جمعیت شیعیان و خوش گِل ها
برای اینکه همیشه به تو نگاه کنم
اتاق من شده حالا پُر از شمایل ها
فقط به برکت آن "روضهخانگی" ها بود
قدیم داشت صفایی اگر که منزل ها
درون سینهٔشان شوق توست، تا باشند
میان چایی روضه تمامی هلها
تو خواستی که دودوتای ما هزار شود
نگاهِ تو بَرِکَت میدهد به حاصل ها
دلیل کار و پس انداز ما زیارت توست
تویی تو علت نان حلال شاغل ها
برای خرج عزای تو رخت میشستند
قدیم پیرزنان در حیاط منزل ها
همیشه حاجت خود را نگفته میگیرم
رسیده لطف تو حتی به دست کاهل ها
دم ورودی باب الرجاء تو دیدم
نشسته حاتم طایی میان سائل ها
زِ جورِ باد مخالف چه بر سرت آمد
که کشتی تو شکست و نشست در گِل ها
به طعنه لحظهی آخر سنان به تو میگفت:
حسین پیر نبودی چنین اوایل.. ها..
یکی لباس.. یکی سر.. یکی عبا را برد
نشستهاند سر سفرهی تو قاتل ها
شبیه هفتم مادر، تو هم غریبانه
گرفته شد شب هفتات فراز محملها
#شعر_مناجات_سیدالشهدا_ع
#گروه_شعر_یا_مظلوم
@hadithazhk
اگرچه وقت گدایی ، فقیر نابلدیم
دری به غیر در خانه ی تو را نزدیم
همیشه بر لبِ دلداده نام دلدار است
حـسـیـن! ذکر شریف تو را فقط بلدیم
کجای صفحهی تاریخ از تو خالی بود...
رسیده رونق احسانت از زمان قدیم!
لباس مشکی روضه ، شناسنامهی ماست
برای ثبت عزادار بودنت ، سندیم!
مسیحِ تربت تو زنده می کند ما را
بدون معجزهی خاک کوی تو ، جسدیم
بگو که گریهکُن روضهات مِن الازلیم
بگو که سینهزن هیئتت اِلی الابدیم
میان هروله ذکر رقیه ، ذکر علیست
به نام نامی او گرمِ یا علی مددیم
فقط اجازه بده فرش مجلست باشیم
اگرچه پادری کهنه ایم ، اگرچه بدیم
بخار طبخ غذایت گناه ما را شُست
برای پختن نذرت همیشه درصددیم
چراغ برزخ ما ، چلچراغ هیئتهاست
قسم به روشنیاش از پُلِ صراط ، ردیم
رسید سنگی و پیشانیات ترک برداشت...
میان قبر به فکر شکستن لحدیم
چگونه کهنه حصیر دهات شد کفنت
هنوز در عجب از قصّهی بنی اسدیم
#شعر_مناجات_سیدالشهدا_ع
#بردیا_محمدی
@hadithashk
تو لحظه های انتظار
در پی دیدار توام
یه بار دیگه اومدم
بگم گرفتار توام
بدیامو نگاه نکن
این دلِ خونمو ببین
یه بار پای دردِ دل
غلامِ روسیات بشین
بادست خالی اومدم
رحمی به این گدا بکن
تو قنوتِ نماز شبت
برا منم دعا بکن
موهام داره سفید میشه
پیمونه داره سر میاد
دلخوشیم اینه آقاجون
یه روز ازت خبر میاد
از کوچه ی دل منم
چی میشه که عبور کنی
تا که نمردم آقاجون
بیایی وظهور کنی
به جون مادرم قسم
دیگه بریدم از همه
تموم کن این فاصله رو
تورو به جون فاطمه
بساط روضه مون بپاس
تو روزای بدونِ تو
تو بستر افتاده دیگه
مادرِ قد کمونِ تو
سخته برای مرتضی
که فاطمه رو بگیره
سخته جلوی بچه ها
دستو به پهلو بگیره
#شعر_مناجات_امام_زمان_عح
#مرتضی_عابدینی
@hadithashk