eitaa logo
حدیث اشک
16.3هزار دنبال‌کننده
177 عکس
264 ویدیو
22 فایل
کانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" http://hadithashk.com اینستاگرام: http://instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @pourrajab70 @asgharpoor53 لطفا درخواست تبلیغات نفرمایید پیام رسان بله https://ble.ir/hadithashk تلگرام: http://t.me/hadithashk
مشاهده در ایتا
دانلود
بسته‌ای چشم به رویم که مرا زار کنی؟ خانه‌ی غم‌زده را بر سرم آوار کنی؟ جان من پلک بزن..حرف بزن..زهرا جان قدِّ یک آه فقط! جانِ حسن.. زهرا جان رسمش این بود که پرواز کنی از بامم؟ خجلم! از تو و از حیدری‌ام..از نامم از مدینه…ز همه…بعد تو دلسرد شدم غیر از این خانه عزیزم، ز همه طرد شدم بدنت آب شده…آه…تنت گلگون است نه فقط چشم، به والله که قلبم خون است یاد آن روز که در کوچه ز پا اُفتادی تا به خانه به حسن دست خودت را دادی خاطرم هست چه آمد به سرت در کوچه ضربه می‌زد به تو و بال و پرت در کوچه “قنفذ از راه از آن لحظه که آمد می‌زد تازه می کرد نفس را و مجدد می‌زد” یک نفر نه که به جان تو چهل تن اُفتاد مُردم آن لحظه که چشمان تو بر من اُفتاد کمرم تیر کشید و جگرم آه کشید طول درمان تو ای ماه به سه‌مّاه کشید آخرش هم که نماندی و مرا سوزاندی حقش این بود که پیش علی‌ات می‌ماندی @hadithashk
بیا بر قلب بسپاریم او را بیا دائم، به یاد آریم او را به سادات بنی الزهرا نیاز است ز روی خاک برداریم او را @hadithashk
بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران از چاه می‌کشم آب تا که تو را بشورم با هق هق یتیمان با آه داغداران تا مثل من بسوزی آتش بگیر آتش تا کوچه را بشوری باران ببار باران بر آستین خیسش دندان فشرده زینب یک طور دیگری هست در جمع سوگواران دیدم غلاف را که همدست تازیانه است غسل تو است و گفتم یک روضه از هزاران قسمت نشد بسازم گهواره را عزیزم تابوت ساختم تا سوزم چو شرمساران آه ای نفس بریده ای شانه‌ی خمیده من را بَرند ای کاش بر شانه‌های یاران شامِ غریبی ما وقت وداع است اما زهرا قرار ما شام در جمع بی قراران در شام کوچه کوچه در ازدحام اُفتند طفلان از آتش بام سرها زِ سنگ باران یک سر فرار نیزه یک طفل پای نیزه اُفتاده است دختر دنبال نیزه داران در مجلس یزید است نزدیک سر ولی سوخت از دست خیزران و طشت و شراب‌خواران نامحرمی که بابا با خود سر تو را داشت وقتی که زد به رویم انگشتر تو را داشت @hadithashk
یک خط روضه... الهی چشم دشمن هم نبیند آنچه من دیدم... که پامال خزان تنها گلم را در چمن دیدم... استاد می‌تونست بگه: که از باد خزان...اما گفته پامال...😭 @hadithashk
نه تنها روی زهرا را نبیند غم پهلوی زهرا را نبیند خدایا چاره ای کن، وقت غسلش ... علی بازوی زهرا را نبیند @hadithashk
وقتی که روی زمین افتاده بودی فاطمه (س) جز، برای زدنت کسی به سمتت نیومد این همه فامیل و آشِنا و همسایه ،کسی برای عیادت و مجلس ختمت نیومد @hadithashk
با که گویم این نبود آخر سزای فاطمه کاش من میسوختم آنجا به جای فاطمه ساختم گهواره تا محسن بخوابد ، وای من چوب آن تابوت شد آخر برای فاطمه @hadithashk
دفن چون کرد همسر خود را زیر لب گفت با خودش مولا من از این غم چرا نمی‌میرم دسته‌جمعی زدند زهرا را @hadithashk
بیا بر قلب بسپاریم او را بیا دائم، به یاد آریم او را به سادات بنی الزهرا نیاز است ز روی خاک برداریم او را @hadithashk
فاطمه جان سلام عزیز دلم منم علی، همون علی تنها پاشو بده جوابمو که آخه هیچکی محلم نمی ده این روزا هرچی که فاتحه برات می خونم نمی شه این دلم تو سینه آروم پاشو خودت علی رو رو به راه کن دلم برات تنگ شده خیلی خانوم شکست غرور همسرت بعد تو وخیمه حال و روز حیدر، ببین با تو علی همونجا مُرد فاطمه لحظه ای که توو کوچه خوردی زمین خونه و زندگیمو آتیش زدن دارو ندارمو ازم گرفتن تا فهمیدن که بار شیشه داری حیا نکردن، زدنت، نرفتن زندگیمونو چشم زدن حسودا از غم و غصه ها دلم هلاکه زنده بمون واسه چی وقتی که مادر بچه هام به زیر خاکه پاشو حالا بگو چیکار کنم من خورده گره به هَم تموم کارام با این دو سه تا بچه ی کوچیکت چه جور باید کنار بیام با دردام بچه کوچیکات همه بی قرارن نمی دونم چکار کنم با حسن گوشواره هات هنوز توی دستشه ازون روز کوچه نمی گه به من حسینتَم همش صدات می کنه انگاری کابوس می بینه توی خواب این شبا نیستی، وقتی تشنه اش می شه زینب به جای تو بهش می ده آب زهرا امونم بریده زینب حرفای تو از خاطرش نمی ره هر چی می گم گریه نکن عزیزم بازم بهونه ی تو رو می گیره غم هم زندگیمو با خودش برد علی دیگه دلِ خوشی نداره از هر چی که می ترسیدم آخرش سرم اومد این رسم روزگاره @hadithashk
برس به داد علی ای همیشه یاور من زمانه خاک عزا ریخت بی تو برسر من بگو چه چاره کنم لحظه ای که زینب تو بهانه گیرد و گوید کجاست مادر من به حال و روز من نیمه جان دعایی کن بتاب بر شب تارم دوباره اختر من تو زیر خاکی و من خاک روی سر ریزم که زنده ماندن بی تو نبود باور من شکست قامتم از غم، غرور من له شد به کوچه تا که تو خوردی زمین برابر من ز بعد تو نشدم آن علی سابق تو زخاطرم نرود لحظه ای که در بر من میان شعله ی آتش، میان هلهله ها شکست بال و پرت پیش دیده ی تر من نشد برای تو کاری کنم ، نشد زهرا منم ز روی تو شرمنده یاس پرپر من @hadithshk
بیچاره شدم بعد تو ای چاره ی کارم جز صبر به داغ غم تو چاره ندارم چون ابر بهاری شده چشمان تر من خواهم که چو باران به مزار تو ببارم تو مادر آبی و من هستم پدر خاک ای کاش که می‌شد تو بباری به مزارم یک عمر ز عالم گره ی کور گشودم با رفتنت ای جان گره افتاده به کارم بودی همه ی دار و ندارم به همه عمر رفتی ز برم ای همه ی دار و ندارم یک عمر به تن داشتمی جوشن بی پشت زیرا که تو بودی سپر شیر شکارم با پنجه در از قلعه ی خیبر بگشودم این فخر هم از گفتن یا فاطمه دارم با یا علی از جای چو برخاستی یک عمر یا فاطمه یک عمر به لب بود شعارم من ماندم و از داغ تو در سوز و گدازم یا فاطمه جان زود برفتی ز کنارم در خاطر من خاطره ی داغ تو جانکاه ست دلخوش فقط از خاطره ی ناب انارم @hadithashk