#یا_ام_البنین_مددی
سائل از چه دلی غمین داری
غم مخور که ام البنین داری
کار بی بی عنایت و بذل است
مادر حضرت ابالفضل است
حاجتت را بخواه از بی بی
کافی است یک نگاه از بی بی
آری ام الوفا لقب دارد
ادب از او کمی ادب دارد
ادبش مایه مباهات است
به خداوند باب حاجات است
خانه دار ابوتراب شده
آبروی بی کلاب شده
آبرودار هر دو دنیا شد
مادر بچه های زهرا شد
نیست از این فضیلتی برتر
زینب او را صدا زند مادر
ذوالفقاری برای مکتب بود
حامی انقلاب زینب بود
گریه ها کرد از برای حسین
گفت اولآد من فدای حسین
روضه او صدای آب شده
خجل از دیدن رباب شده
پسرش ساقی العطاشا بود
تشنه او فرات و دریا بود
علقمه رفت و مشک بر دوشش
ای عمو آب _ مانده در گوشش
جاری از هر دو دیده اش اشک است
آرزویش رساندن مشک است
نگران شاه خیمه می بارد
آخر این خیمه یک عمو دارد
راهی خیمه گشت و غوغا شد
کینه ها از علی هویدا شد
چه روایت کنم چه ها کردند
دست عباس را جدا کردند
علقمه بهر او چو زندان شد
آه عباس تیر باران شد
عرق شرم از جبین می ریخت
آب از مشک بر زمین می ریخت
تیر بر چشم و بر سر و تن خورد
داد بیداد عمود آهن خورد
ناله زد یا اخا مرا دریاب
یابن زهرا بیا مرا دریاب
شاه سویش نفس زنان می رفت
همه دیدند نیمه جان می رفت
آخر ماجرای سقا بود
دست او روی خاک صحرا بود
شاه عالم رسید ناله کشید
فرق او را که دید ناله کشید
شاه با اشک دیده برمیگشت
او پیاده خمیده برمیگشت
چشم اصغر تمام سویش رفت
نفس طفل با عمویش رفت
#شعر_شهادت_حضرت_ام_البنین_س
#حسین_برزی
@hadithashk
دیدی آن مغلطه ی شیخک شیطانی را
دیدی آن تو دهنی خوردن طوفانی را
یا علی مزد دفاعی که شد از زهرایت
خود عطا کن صله ی حامد کاشانی را
#شیخ_حامد_کاشانی
#حيدر_توكلی
@hadithashk
چشمان همه ز غیرتت بارانی
رحمت به پدر وَ مادرت کاشانی
گر توبه نکرده برود از دنیا
ای وای به حال شیخ اردستانی
#شیخ_حامد_کاشانی
#بهمن_ترکمانی
@hadithashk
همه اهل حرم آزار دیدند
همه آزارها از خار دیدند
کجا بودی ابالفضلم شنیدم
که زینب را سر بازار دیدند
مرا با طعنه و آزار بردند
شب تاریک بین خار بردند
به روی نیزه بود عباس ، مادر
که من را بر سر بازار بردند
#شعر_شهادت_حضرت_ام_البنین_س
#داریوش_جعفری
@hadithashk
سائل فقط از نان قمر خواهد خورد
از سفره احسان قمر خواهد خورد
وآنکس که به مادرم اهانت بکند
سیلی ز دو دستان قمر خواهد خورد
#امیر_فرخنده
@hadithashk
شجاعت شیر شد در کام فرزندان دلبندش
نبوده بنده دنیا جهان بوده است در بندش
نظیرش در جهان پیدا نخواهد شد بدون شک
ندیده چشم دنیا بعد زهرا مثل و مانندش
برای همسریاش برگزید او را ولی الله
علی وقتی پسندیده پسندیده خداوندش
چه بختی داشت وصلت کرد با دست خدا این زن
خدا بر شاخه طوبی چنین داده است پیوندش
قسم خورده تمام عمر دنبال علی باشد
بمیرد هم فراموشش نخواهد گشت سوگندش
غم و شادی او وابسته بر حالات مولا بود
غمش بر ماتمش وابسته لبخندش به لبخندش
نصیحت میکند در گوش فرزنداش از حیدر
سزاوار است گوش جان دهم من نیز بر پندش
مقامش را ببین که بر رضای حق شده راضی
نبوده جز رضای مرتضی چیزی خوشایندش
پسرهایش غلامان حسین بن علی هستند
غلامی را خودش آموخته بر چار فرزندش
خیال حیدر آسوده است از آینده زینب
به زیر سایه سرو پسرهای برومندش
حفاظت میکنند از دختر حیدر پسرهایش
چه فخری میکند ام البنین پس بر پسرهایش
اگر در کربلا بود او شهامت را نشان میداد
کنار بچه های خویش میجنگید و جان میداد
اگر در کربلا بود او میان خیمه زنها
در آغوش خودش قنداق اصغر را تکان میداد
خودش هم مشک بر میداشت همراه ابالفضلش
میآمد جرئه جرئه آب دست کودکان میداد
اگر بود آن زمان که شمر آمد با امان نامه
به آن ملعون بیارزش جوابی بس گران میداد
اگر شام غریبان بود وقت غارت خیمه
به دختر بچههای بی امان حتما امان میداد
اگر بود آن زمان که ساربان دنبال خاتم بود
خودش انگشتر خود را به دست ساربان میداد
در آنجایی که سر زد زینب دل خسته بر محمل
بغل میکرد زینب را در آغوشش توان میداد
میآمد در بقیع این زن رجز میخواند و میگریاند
چنین درس رشادت را به زنهای جهان میداد
چنان مرثیه خواند ام البنین بهر شهیدانش
که کافر میشنید این روضهها را حق به آن میداد
خدا لعنت کند شمر لعین را کاش در گودال
به سالار شهیدان بهر جان دادن زمان میداد
دلش میسوخت از اینکه نشد در کربلا باشد
نبود این حق زینب بین قومی بی حیا باشد
پس از زهرای اطهر بهر حیدر همسری کرده
خدا خیرش دهد شیر خدا را یاوری کرده
خودش را خادم اولاد زهرا و علی میخواند
به این ترتیب بر زنهای عالم سروری کرده
جهادش کمتر از جنگیدن فرزندهایش نیست
که او در جبهه تبیین حق جنگاوری کرده
کنار عمه سادات میجنگیده با فتنه
مطیع امر زینب بود و او هم رهبری کرده
مشخص کرده جای ظالم و مظلوم دوران را
در آن ظلمت بدون واهمه روشنگری کرده
پیام کربلا را منتشر کرده است در عالم
به نحوی اینچنین امالبنین پیغمبری کرده
نشسته روضه خوانده، ایستاده رو به روی ظلم
عجب امر به معروفی! چه نهی منکری کرده!
به دست بچههایش داده حاجات خلائق را
برای اهل عالم تا قیامت مادری کرده
من از شأن علمدار حسین اینگونه فهمیدم
سعادتمند شد هرکس که اینجا نوکری کرده
نمیخواهیم حاجت از کسی دیگر به غیر از او
که هرگز هیچ محتاجی ندیده غیر خیر از او
تمام عمر با مهر علی قلبش عجین بوده
همان بانو که نامش فاطمه، امالبنین بوده
سعادت را ببین که زائر روی خداوند است
که این زن نزد وجه الله عمری همنشین بوده
امانتدارِ بر حق امانتهای زهرا شد
که بود این زن که بهر سرور زنها امین بوده؟!
اگر در کربلا راوی ندید امالبنین را پس
تو با چشم دلت در کربلا او را ببین بوده
پسرهایش شدند امید زینب از همان اول
در اوج ناامیدیها چه امید آفرین بوده
نمیآمد کسی در جنگ رو در روی عباسش
کسی که کشته او را مطمئناً در کمین بوده
خبر آنقدر سنگین بوده که کرده زمینگیرش
«تن عریان سالار شهیدان بر زمین بوده»
میان کاروان دنبال دختربچهها میگشت
نگاهش در پی دردانههایی نازنین بوده
تمام بند بند استخوانش سوخت تا فهمید
رقیه در مسیر شام با زجر لعین بوده
حرامیها چه چیزی بر سر این دختر آوردند؟!
از آن شیرینزبان حالا فقط یک معجر آوردند!
#شعر_شهادت_حضرت_ام_البنین_س
#آرش_براری
@hadithashk
نشستم بر مزار آرزوهایم
زیارت میکنم خواب مزارت را
نه، این قابِ خیالی از تو خالی نیست
نسیم آورده از مقتل غبارت را
به خاکت قطرههای اشک، حیراناند
برایت دانهدانه نوحه میخوانند
نشستم میشمارم با همین تسبیح
شمار زخمهای بیشمارت را
شنیدم پَر زدی دستت زمین افتاد
تو بالا رفتی و امالبنین افتاد
مرا کشتند، آنجا که تو را کشتند
همانجایی که مشکِ آبدارت را ...
کنار رود، اما تشنهلب بودی
به جای آب، سقای ادب بودی
تو دریایی، الا یا ایهاالساقی
نمیسنجند با مشکت عیارت را
نبودم تا ببوسم زخمهایت را
ضریح پیکرِ از هم جدایت را
صدای "یا اخا ادرک اخایت" گفت:
زیارت کرده زهرا نیزهزارت را
کنارم اشک میریزی، تو اینجایی
بگو باران نمیآید، تو میآیی
تو سقایی هنوز آری تو سقایی
بیا سیراب کن چشمانتظارت را
بیا مادر که از داغت خمیدم من
خداراشکر تا اینجا رسیدم من
نگو امالبنین، امالشهیدم من
شهید من! ببر آموزگارت را
بیا و کربلا کن این حوالی را
مزارم کن همین قبر خیالی را
مرا تشییع کن با دستهای خود
ببر سوی مزارش سوگوارت را
#شعر_شهادت_حضرت_ام_البنین_س
#رضا_قاسمی
@hadithashk
یادی ز سقیفه و فدک باید کرد
فریاد به دست پُر ترک باید کرد
هرکس که نمود قتل زهرا انکار
بر نطفه ی او رواست شک باید کرد
#امیر_رضا_فرجوند
@hadithashk