بهر دین بود ، پای خود نشکست
از غم بچه های خود نشکست
تا شد از غصه های اهل البیت
عاقبت هم برای خود نشکست
مثل این مادر شهیدان هیچ
روضه خوان از صدای خود نشکست
هیچ کس مثل او برای حسین
وقت پیری عصای خود نشکست
داغ اولاد دید و گفت حسین
از ادب در عزای خود نشکست
( قَد قَطَعتَ نِیاطَ قَلبی ) گفت
ولی از ماجرای خود نشکست
ح و س ، ی و نون ، ته گودال
وقف شد ، در هجای خود نشکست
قامتش زیر بار غم خم بود
باز میگفت چارتا کم بود....!!!
کار ام البنین عزاداری است
اشکهای مداومش جاری است
روضه از نام او که گرم شود
دل هر سنگ خاره نرم شود
نوحه در نوحه انقلاب کند
روضه در روضه انقلاب کند
صاحب ناله های شورانگیز
چشم هایش دو رود دریا خیز
اشک خونش به عین میآید
تا که نام حسین میآید
ناله های حزین خودش روضه است
نام ام البنین خودش روضه است
او کشیده است دست از چشمش
گریه سو برده است از چشمش
او فراموش کرده از ماهش
میدمد یکسر از جگر آهش
اشک او مادرانه میریزد
دائما بی بهانه میریزد
سیل غم را به کوچه از اشک
ممتد و دانه دانه میریزد
نوحه اش شکوه روی خاک بقیع
از جفای زمانه میریزد
دستهایش به خاک تا برسد
گرد غم را به شانه میریزد
قاب زهرا است بر لب گودال
چادرش تا به چانه میریزد
میرود از خودش به روضه ی در
پهلوی آستانه میریزد
دلش از غصه های زهرا در
کوچه ، گاهی به خانه میریزد
از سر و روی دخترانش نیز
از سفر صد نشانه میریزد
زینبش را بغل گرفته و اشک
بر رد تازیانه میریزد
یاد اشک کئابه*** در علقم
اشک را کودکانه میریزد
آه از این ماتم ای خدا به زمین
آسمانها چرا نمیریزد ؟؟؟
خانه اش روضه خانهی گودال
چشم تارش نشانهی گودال
دائم از حال میرود بیبی
تا به گودال میرود بیبی
بی سر و بی لباس.....یا زهرا
مانده بر رمل داغ این صحرا
اهل او را به ناقهی عریان
میبردند اهل کوفه تا زندان
مانده ام البنین که با چه حساب ؟؟؟
دختران علی و بزم شراب ؟؟؟
#شعر_شهادت_حضرت_ام_البنین_س
#محمد_علی_بقایی
@hadithashk
سه غم اومد به جونم هر سه یکبار
غریبی و اسیری و غم یار
به بازار کنیزان رفت زینب
کجا بودی علمدار ای علمدار
#شعر_شهادت_حضرت_ام_البنین_س
#داریوش_جعفری
@hadithashk
خوشی را در نگاه من نجویید
گلی دیگر به باغ من نرویید
پسر در بر ندارم، آی مردم!
به من ام البنین دیگر نگویید
همیشه من پی بوی حسینم
همیشه من دعاگوی حسینم
پسرهای مرا کشتند انگار
فدای تاری از موی حسینم
تمامش کن دگر این گفتگو را
حسینم کو؟ بگو راز مگو را
به چشمم نیست آرام و قراری
«گلی گم کردهام میجویم او را»
#شعر_شهادت_حضرت_ام_البنین_س
#حسن_معارف_وند
@hadithashk
آسمونم دیگه مهتاب نمیخواست
گریه واسش دلِ بی تاب نمیخواست
خبر جسم ابالفضل که اومد
علی اصغرم دیگه آب نمیخواست
تا کشیده شد از اون خیمه عمود
یعنی هیچ جا دیگه امنیت نبود
اثرش هنوز رو صورتامونه
اگه میبینی که سرخه یا کبود
بعدِ اون مارو با کعب نی زدن
هی ما افتادیم و اونا هی زدن
انقدر درگیر بچه ها شدم
که نفهمیدم ربابُ کی زدن
حال هیچکس مث حال من نبود
من میرفتمو تنش کفن نبود
پیراهن کهنه ای که بهش دادم
گشتم اما همونم به تن نبود
#شعر_شهادت_حضرت_ام_البنین_س
#محمد_جواد_مطیع_ها
@hadithashk
گرد هم آمدند در خیمه
تا مروری کنند فردا را
تا که عباس زنده باشد…نه
باید اول شکست سقا را
شرط بستند ظهر روز دهم
هر که در علقمه کمین بزند
خلعتی پیش شمر خواهد داشت
هرکه عباس را زمین بزند
یک نفر گفت:کشتنش با من
کار او را تمام خواهم کرد
خواب را بر خیام آل علی
ظهر فردا حرام خواهم کرد
عمر سعد رو به حرمله گفت
تیر هاتان اگر خطا برود
روزتان را سیاه خواهم کرد
اگر او تا به خیمه ها برود
آنکه من میشناسمش فردا
سر این آب سخت می کوشد
از وفایش همین که بر لب آب
برسد،آب هم نمی نوشد
مشک را میزنی همان اول
بعد از آن کار می شود آسان
نهراسی ز چشم پر غضبش
دست خالی نیاید از میدان
ظهر فردا شد و اباالفضلت
زد به نهر فرات با مشکش
جگر آب شعله ور شده بود
چون که می دید ناله و اشکش
مشک خود را ز آب پر کرد و
ذکر لب های خشک زینب کرد
مثل طفلی که داشت در آغوش
گره مشک را مرتب کرد
آسمان ناگهان سیاه شد و
تیرها چله را رها کردند
آه..ام البنین..شنیدم که
دست او را ز تن جدا کردند
ای بشیر! از حسین ما چه خبر؟
پسرانم فدای موی حسین
رو به راه است حال او دیگر؟
خط نیوفتاده که به روی حسین؟
پسرانت یکی یکی رفتند
گفتمت از حسین ما چه خبر؟
پس چرا نیست در میان شما؟
علی اکبر کجاست؟کو اصغر؟
پسرت رفت تا ته گودال
مادرش را فقط صدا می زد
دهنم بشکند..چه می گویم
کف گودال دست و پا می زد
شمر ها هم به جانش افتادند
من بمیرم!حسین اذیت شد
سر او را ز تن جدا کردند
ذبح راسش ولی سه ساعت شد
#شعر_شهادت_حضرت_ام_البنین_س
#آرمان_صائمی
@hadithashk
بیچاره هر که پای منبر لَنگ پند است
چون حرف های مُفت مُفتی ها چرند است
عمامه ، شرط معرفت در دین ما نیست
گاهی مُعَمَم در ولایت مستمند است
یا شیخ ! باید به (غلط خوردن) بیفتی
شاید بفهمی حدّ حرف مُفت چند است
بیرون نیا بی پوزه بند از خانه ی خویش
وقتی دهان لق شد دوایش پوزه بند است
#یا_زهرا_س
#فقط_حیدر_امیرالمومنین_است
#یا_جواد_الائمه_ع
#علیرضا_وفایی_خیال
@hadithashk
سلیمانی اردستانی را محاکمه و خلع لباس کنید
بسم الله الرحمن الرحیم
بر همه ما واجب است که در برابر هتاکی و توهین به مقدسات و ارزش های دینی، با قاطعیت و وحدت واکنش نشان دهیم.
اظهارات اخیر جناب آقای عبدالرحیم سلیمانی اردستانی، که متأسفانه حاوی توهین به ساحت مقدس ائمه معصومین(ع) بود، موجی از اندوه و اعتراض در میان اقشار مختلف مردم، به ویژه متدینین و عاشقان خاندان عصمت و طهارت، برانگیخت.
این سخنان نابجا، نه تنها احساسات عمیق میلیونها مسلمان و شیعه را جریحهدار کرده، بلکه نقض صریح اصول قانون اساسی و قوانین جاری کشور است که هتک حرمت مقدسات دینی را شدیداً منع و برای آن مجازات تعیین کرده است.
با استناد به اصول قانون اساسی، خواهان رسیدگی فوری، عادلانه و قانونی مراجع صالح قضایی به این موضوع هستیم. انتظار داریم پس از محاکمهای شفاف، حداکثر مجازات قانونی در مورد ایشان اعمال گردد.
همچنین، با توجه به اینکه این اظهارات از سوی فردی که لباس روحانیت بر تن دارد صادر شده، و این لباس، نماد تقوا، علم و تکریم شعائر دینی است، خواهان بررسی موضوع توسط دادگاه ویژه روحانیت و در صورت احراز تخلف، خلع لباس و اسقاط عنوان روحانیت ایشان نیز هستیم. پوشش روحانیت امانتی است در دست دارنده آن که باید پاس داشته شود و نباید محلی برای بیان سخنان خلاف شرع و مایه وهن شود.
امیدواریم دستگاه قضایی با سرعت و دقت لازم، به این خواسته برحق مردمی پاسخ دهند تا هم از تکرار چنین مواردی پیشگیری شود و هم عزت مقدسات و احساسات مردم پاس داشته شده باشد.
والسلام علی من التبع الهدی
@hadithashk
شکوه کربلا ام البنین است
ادب، ایمان، وفا ام البنین است
روی لب های زوار اباالفضل
نوای مرحبا ام البنین است
#شعر_شهادت_حضرت_ام_البنین_س
#علی_ذوالقدر
@hadithashk
نورانیت اشک غمت را عدمی نیست
غمخوار تو را بهتر از این غم نِعَمی نیست
هر چند که هم عصر غمم، خانه به دوشم
در سینه ولی جز غم ارباب، غمی نیست
مقروض تو ام بابت یک عمر رفاقت
این قرض ولی پیش نگاهت رقمی نیست
تا اشک رفیق است مرا در شب روضه
انگار کنار توام، این لطف کمی نیست
اول قدم عشق، قدم سمت حسین است
عاشق نشد آن دل که به شوق حرمی نیست
بازنده شد آنکس که بهشت از تو طلب کرد
جنت که به پیش کرم تو کرمی نیست
بی عشق تو دیوار به دیوار بلرزد
شهری که خیابان دلش را علمی نیست
#شعر_مناجات_سیدالشهدا_ع
#حسن_کردی
@hadithashk
عطر چای روضههای هفتگی؛
خستگی را از تنم در میکند!
دوست دارم! گریه بین روضه را...
حال من را گریه بهتر میکند!
من به این باور رسیدم که حسین...
راه اصلی رسیدن تا خداست
راه کوتاه دل ما تا حسین؛
کودک ششماههی کربوبلاست
با ولای خاندان مرتضی؛
در میان عرش هم سرآمدیم
با توسل بر علیِّ اصغرش؛
از پس هر مشکلی برآمدیم
وصف خصلتهای او ناممکن است
شرح ایثارش هزاران دفتر است
گرچه در ظاهر "علیِّ اصغر" است
در بزرگی او علی دیگر است
عشق او، سرمایهی باارزش و
لطف او، تنها پناه ما همه
ما "محبان علیِّ اصغریم"!
سینهزنهای حسین فاطمه!
یک طرف غوغای بیداد و عطش
یک طرف صحرا و هُرم آفتاب
هر نفس قلب رباب خسته را
چنگ میزد نالههای آب آب
مادرش خیمه به خیمه میدوید
غنچهاش از تشنگی بیتاب بود
تا ابد میسوزم از این داغ که...
حاجت باب الحوایج آب بود
آنطرفتر علقمه میسوخت از
نالهی اَدرِک اَخاکَ یا اَخاک!
خم شده بود آسمان از بار غم
پیکر سردار بر دامان خاک!
ظهر عاشورا شد از شب تیرهتر
در خسوف خون، جمال ماه شد
قامت سرو رشید هاشمی؛
مثل آیات فلق کوتاه شد
#عزیزم_حسین_ع
#علی_امینی
@hadithashk
پس از زهرای مرضیه یقینا بهترین هستی
تو حورالعین جناتی ولیکن درزمین هستی
تورا درآسمان عشق ملائک جملگی دیدند
همه نامادری گویند ولی مادرترین هستی
عروس خانِدان حیدری و خادمی کردی
میان این همه خادم توییکه برترین هستی
لطیفی همچو باران و همانند گل یاسی
به گلزار وگلستانِ علی خوشبوترین هستی
شجاعت را تو معنا کرده ای بهر ابالفضلت
ازاین رو درکلاس معرکه شیرآفرین هستی
شدی سرمایه خوبی برای گریه کن هایت
نمودی خرج ما جنت عجب سودآورین هستی
تو محبوب ملائک هایی و قبله گه دل ها
طلوع هر عبادت بودی و نور جبین هستی
به زینب مادری کردن چه پاداش عظیمی داشت
کنار حضرت زهرا تو در عرش برین هستی
#شعر_شهادت_حضرت_ام_البنین_س
#رضا_جهانگیری
@hadithashk
چیزی اگر می خواهم از تو داشته باشم
از علقمه باید بلندت کرد، دورت کرد
دیگر جوانی هم نمانده در حرم تا که..
شاید شبیه اکبرم شد جمع و جورت کرد!
#یا_قمر_العشیره
#حبيب_اوليایی_فر
@hadithashk