eitaa logo
حدیث اشک
16.5هزار دنبال‌کننده
181 عکس
267 ویدیو
22 فایل
کانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" http://hadithashk.com اینستاگرام: http://instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @pourrajab70 @asgharpoor53 لطفا درخواست تبلیغات نفرمایید پیام رسان بله https://ble.ir/hadithashk تلگرام: http://t.me/hadithashk
مشاهده در ایتا
دانلود
این حوالی که چشمِ گریان نیست این حوالی که چشمِ گریان نیست خبری از بهار و باران نیست حال چشمم که از تو پنهان نیست خشک خشک است و جز بیابان نیست هرکسی در هوای معراج است شک ندارم به گریه محتاج است معجزه بر نگاه مان دادند سوز خوبی به آه مان دادند تا در این خانه راه مان دادند پشت گریه پناه مان دادند گریه از بهترین عبادات است گریه اوج همه مقامات است شمع و پروانه را سحر دادند هر دوتا را یکی هنر دادند این یکی را فقط شرر دادند آن یکی را فقط جگر دادند بزن آتش نده امان امشب آتشت را بزن به جان امشب این دعا را تو مستجابش کن ظرف ما را پر از شرابش کن ذره ام را تو آفتابش کن کم ما را فزون حسابش کن بس که دوروبرت گدا داری خبر از حال زار ما داری سینه هامان برای تو چاک اند پدر خاکی و همه خاک اند بچه های شما همه پاک اند بهترینِ زمین و افلاک اند جان به قربان بچه هات آقا نظری کن به این گدات آقا حور و جن و بشر به قربانت جان عالم فدای چشمانت قبل از این که شوم مسلمانت سجده باید کنم به ایوانت من زیاد از شما نمی دانم بنده ای یا خدا،نمی دانم  رسول عسگری لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
جانم علی(ع) وقتی حلول می‌کنه ماه رجب خدا به عاشقا نظر می‌کنه نوای یا علی که میره بالا گلوی آسمونو تر می‌کنه خدا خودش تو آیه‌هاش نوشته با علی توبه‌ها رو می‌پذیره بزار بگم تو این شبای روشن هرکی نره نجف ضرر می‌کنه نبین که دستاشو تو کوچه بستن مصلحت دین خدا این بوده اگه قرار باشه برا دشمنا غوغا به پا می‌کنه شر می‌کنه خوش به حال کبوتری که دائم رو گنبدش افطاری مهمونشه شبای ماه رمضونو پای ایوانْ طلای تو سحر می‌کنه سیزده به در نشینای طبیعت بیاید ببینید توی ماه رجب فاطمه ی بنت اسد تو کعبه چه جوری سیزدهو به در می‌کنه خورشید اصلی چهره ی حیدره که کهکشونا روشن از نورشن بیچاره خورشید صُبا که می‌تابه فک می‌کنه خیلی هنر می‌کنه محمد نجاری لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
ترابِ بوترابم، جایی از هفت آسمان بهتر غبارِ خانه‌اش از قصرهای آن جهان بهتر علی یعنی علی یعنی علی یعنی علی یعنی ... چه می‌دانم، هر آن چیزی که می‌دانی از آن بهتر بگردید و بگردانید و بگذارید جای او اگر دیدید از حیدر، امیرِ مؤمنان بهتر بگو با حاجیان آن دورها جز دورِ باطل نیست طواف قبله‌ای باید از آن سنگِ نشان بهتر اگر کاغذ سلاحِ جنگ با قرآن ناطق شد همان بهتر که روی نیزه‌ها باشد، همان بهتر چه گوهرهاست در دستِ عقیل از داغی آهن "عدالت" می‌درخشد مثل دُر، در آن میان بهتر به دارِ نخل، هُرمِ هر دَمِ تمّار "حیدر" بود نخواهد دید نخلستان از آن خرماپزان بهتر؟ غبار پای او سر می‌زند ویران‌نشینان را گدای دیدن روی علی، بی‌خانمان بهتر اگر ای خار، پای زائرانش را زدی بوسه گلستان می‌شوی، گل می‌دهی از زعفران بهتر فقط اینجا گدا را خانه‌زاد خویش می‌دانند کجا داریم از این خانه، از این خاندان بهتر؟ کجا دیدید حاکم، تحتِ امرِ خود شود محکوم یهودی‌ها خبر دارند، از آن داستان بهتر چرا تا "أشهدُ أنّ علی ..." فرسنگ‌ها راه است؟ از این‌جایی که می‌گویند از هر جا اذان بهتر! ولی می‌آید آن روزی که با خود می‌بَرد ما را به دورانِ علی، عصری که بود از هر زمان بهتر به رسمِ احترامِ مقدمِ مولا به پا خیزید! اگر شد حالِ سختِ احتضارم، ناگهان بهتر @hadithashk
باید که به تصویر کشم نقش حرم را در رکن یمانی بزنم کِلکِ قلم را باید که بگویم سخن از مرتبهء او باید بِزُدایم زِ دلم چهرهء غم را می گردم و بر گردِش گرداب سوارم موجم که به آشوب کشم دور و بَرَم را انگشت به لب مانده جهانی زِ تعجّب ماندیم چه نامیم شهِ ملکِ عدم را ؟ در بیتِ خدا زاده شده تا که بدانیم این طفل برون می کند از بیت صنم را چون قامتِ او عین الف بود ندیدند جز نزد خداوند، از او قامتِ خم را جبریل بیان کرد به هنگام رکوعش یک آیه که تفسیر کند طرزِ کرم را با خطبهء بی نقطه و یا بی الفش او فهماند به ما معنیِ معنایِ اتم را ایوان نجف قبله گهِ ماست ولاغیر لیلای دلم همسرِ زهراست(س)، ولاغیر شد مولدِ او افضلِ بر کلِ موالید شد موعدِ چشمک زدنِ زهره و ناهید هر کوچه و برزن پُرِ از عطرِ خدا شد چون عنبرِ گیسوش بر این خاک تراوید پیکانِ دل و قبله نما رو به علی(ع) شد وقتی زِ دلِ کعبه برآمد خودِ خورشید این کیست که بر مسندِ این خانه نشسته این کیست که از خوفِ خداوند نخوابید این کیست که صد زخم به هر معرکه برداشت این کیست که از دردِ خودش هیچ ننالید این کیست که مرآتِ خدا روی زمین است این کیست که مثلش به خلائق نتوان دید یوسف شد و از شوقِ رخش دست بریدند آنان که مریدند و مریدند و مریدند لالائیِ هر روز و شَبَم، نغمهء یا هو شد کارِ همه صبحدمَم زمزمه با او جز او نتوان گفت به کس شیرِ دلاور جز او نشود هیچ کسی همسرِ بانو(س) در کار علی(ع) نیست عجب اینکه بگویند جز نزدِ خداوند، نزَد سجده و زانو عالم به علی(ع) نازد و مولا به عبادت پس نیست فقط مرتبه اش آن یَد و بازو هرچند که دشمن زره انداخت دمی که انداخت علی(ع) نقشِ گرِه بین دو ابرو دامی است در آن خالِ لب و زلف که بی شک صیدش شده هرکس که بُوَد عبدِ خداجو تاج سرِ ما هست، علیً ولیُ اللَه حقَ است بخوانیم هوَ الحیُ و هوَ الهو ما دست ز بیگانه کشیدیم، علی(ع) جان معنای عسل با تو چشیدیم، علی(ع) جان بر کفّهء دین وزنه و معیار تو بودی بر خلقتِ ما بانی و معمار تو بودی گفتند ملائک که چرا خلقتِ آدم برداشت خدا پرده، پدیدار تو بودی خورشید بر آمد به طوافِ قدمِ تو هرچند خود مطلعُ الانوار تو بودی هربار پیمبر ز خداوند مدد خواست یک تن به مدد آمد و هر بار تو بودی یعنی که بدانیم علی(ع) بود و علی(ع) هست تا دین خدا بوده به کَرّار تو بودی تکرار نبودی که شدی اول و آخَر دریاب لبِ تشنهء ما ساقیِ کوثر شمشیر نیاور که کسی مردِ خطر نیست تو میرسی و زمزمه جز اَینَ مَفَر نیست هر چند که در قابِ قلاف است ولیکن برگیری اگر هیچ تَنی لایِقِ سر نیست یک لشگر و تنها توئی و احمد مختار یک ذره ولی در دلت از خوف اثر نیست بیهوده نگفتم اگر اینگونه بگویم در سینهء یک دشمنِ تو هیچ جگر نیست چون بیت خداوند صدف بود شدی دُر پس خاکِ به زیرِ قدَمت غیرِ گُهَر نیست باید که بسوزم ز غمِ غربتت آقا در سینهء من از غمِ تو غیر شرر نیست کُشتند گُل و غنچهء تو پیش دو چشمت گهواره در این خانه مگر جای پسر نیست گهواره که گفتم همه جا کرببلا شد برگرد علی اصغر(ع) من وقت سفر نیست حلقوم تو باریک تر از چوبهء تیر است حلقوم تو بازیچهء آن تیر سه پر نیست بر نیزه نشستی پسرم، غنچهء مادر ای وای تو را آب ندادم دمِ آخر @hadithashk
ننداز گِرِه را وسطِ چینِ جَبینَت هر چند که هوشم بَرَد از عقل، هَمینت خورشیدِ خدا هستی و پرنور تَرینی عمری ا‌ست جهان روشن از آن نورِ مُبینت ما عین رکابیم و تو هم عینِ عقیقی ای گَردِ همه کُون و مکان سنگِ نگینت هر زاویهء معرکه تحتِ نظرت هست جسمت به یَسار است و نظر سمتِ یَمینت دنیا اگر از شش جهتش بر تو بِتازد قدری نشود کم زِ کمالاتِ یقینت از جنسِ خدا بود تنَت اینکه دلش را بِشکافته کعبه که شود فرشِ زمینت از بس که میانِ تو و رب فاصله کم بود در بیت خودش کرد چنین پرده نشینت معبود توئی، عبد منم، دستِ خودم نیست آنقدر که با خویش خدا کرده عجینت چون عالیِ اعلاست خدا، گفت علی(ع) باش این سِر نشود تا خودِ محشر به کسی فاش @hadithashk
بلند آوازه ی عالم..علیِ عالیِ اعلی تو آن بالاترینی که شده مبهوت تو طوبی خدا در وصف تو شعری سروده اینچنین آقا علی حق و علی حی و علی والاتر از والا برای ما همین یک نکته از تو منجلی باشد که تا بعد از قیامت هم فقط حق با علی باشد اگر جبریل در پیش قدومت سر خم آورده هزاران بار در منطق به پای تو کم آورده برای مدح تو جانا خود زهرا دم آورده شکسته بغضش انگاری که چاه زم زم آورده تو آن شاهی که در عالم ندارد هیچ مصداقی دلیل سر کشیدن ها…حدیث بزم عشاقی همین اندازه می دانم امام المتقین هستی مسیحایی..معمایی امام العارفین هستی ز هرچه هست در خلقت از آن بالاترین هستی عجب تفسیر زیبایی..امیرالمومنین هستی تو قبل از خلقت آدم از این عالم گذر کردی به خاکش پا نهادی و به بنیانش نظر کردی همیشه سرکشیدم از می ات پیمانه پیمانه نمی دانم نجف داری تو آقا یا که میخانه؟ به انگور ضریحت هر که لب زد گشت دیوانه ز بسکه مست شد برگشت تا ایوان تو سلانه سلانه پیمبر وقت معراجش تو را دیده در آن بالا بلند آوازه ی عالم…علیِ عالیِ اعلی خدا خرج تو کرده خویش را تا حیدرش باشی به شکل تو درآمد تا حکیم منبرش باشی کلامت عین وحی است و کلام دیگرش باشی خدا فرمود تو آئینه ی پیغمبرش باشی “خدا خود را که مومن خواند منظورش همین باشد که میخواهد علی تنها امیرالمومنین باشد” سزاوار است جان ما به قربان نجف باشد چرا که کعبه هم دستش به دامان نجف باشد بهشت من به واللهِ بیابان نجف باشد همان جایی که تحت سلطه ی خانِ نجف باشد نَجاشی ها همه حیران نخلستان خرمایت که شاهی و خلاصه گشته در یک چاه دنیایت جگر داریِ تو در معرکه شد باعث حیرت ز خشم تو فراری شد ز میدان خصم بد سیرت خدا در عرش زد فریاد:ای جانم بر این هیبت بقیه پشت میدان و تو در میدان..بنازم بر تو با غیرت تمام دشت از خشم نگاهت معدن سر بود چنان کردی که لشکر گفت این طوفان محشر بود قلم بر صفحه می چرخد به نامت،ساقی کوثر نخوردم غبطه هرگز جز به حال نوکرت،قنبر که وقف تو نموده خویش را یک عمر سر تا سر چه بختی و چه اقبالی…غلام حضرت حیدر… نوشتم کور بادا چشم هر کس با تو بد باشد که اسم رمز اولادت فقط حیدر مدد باشد به پایان آمد این شعر و حکایت همچنان باقی دلم مست است از وصفت…الا یا ایها الساقی نمانده هیچکس بی روزی از تو..بسکه رزاقی کریمی و کرم داری..در این ره صدر آفاقی بده خرجیِ مارا..ما به دستان تو دل بستیم علی جان رد مکن ما را…گدای خانه ات هستیم @hadithashk
زادگه کعبه و محراب شهادتگاهت از خدا تا به خدا بود تماماً راهت گاهی اوقات به ما هم نظری کن ای که سرگذارند ملائک همه بر درگاهت ما كه باشيم بخواهيم شهادت بدهيم اَشهدُ اَنَّ على گفته رسول الله ات بخدا که به خدا وصل شدن دشوار است در کنار تو به این امر رسیدم راحت تا ابد ((عدل علی ، عدل علی)) می گوئیم همه در حسرت دوران کم و کوتاهت شب معراج، پیمبر به همه ثابت کرد میشود رفت به دیدار خدا همراهت غیر پیش تو دلم پیش کسی عاجز نیست تا تو باشی به کسی رو بزنم ، جایز نیست حرف خالق به میان بود نوشتیم از تو صحبت خلق جهان بود نوشتیم از تو ما به غیر از تو ندیدیم در این عالم، پس هر چه در کون و مکان بود نوشتیم از تو آن که فکر دگران بود نوشتیم از خود آن که ما را نگران بود نوشتیم از تو پادشاهی که به جای "برو" گفتن به گدا صحبتش حرف "بمان" بود نوشتیم از تو آنکه از نام تو بگذشت، گذشتیم از آن بحث ارکان «اذان» بود، نوشتیم از تو خطبه ی بی الف از داغ سکوت تو گریست بحث از فن بیان بود نوشتیم از تو بی سبب نیست خداوند شده عاشق تو لایق فاطمه ای، فاطمه هم لایق تو گاه خورشید شدی بر دل ما تابیدی گاه باران شدی و بر سر ما باریدی متولد شدنت را که ندیده است کسی به گمانم که همان لم یلد توحیدی سیب سرخ از شجر سبز به احمد دادی جای آن «فاطمه» از نخل نبوت چیدی آن شبی که همه بر قتل نبی جمع شدند تو فقط جان نبی، جای نبی خوابیدی سر همسایگی نام تو بوده است فقط صدق اللهِ خدا دارد اگر تاییدی نطفه‌اش قابل تردید شود هر کس که سرِ حق بودنتان دارد اگر تردیدی از من خسته به درگاه تو سائل تر نیست اشهد انک از نام تو عادل تر نیست دکمه ی پیرُهنت یوسف کنعان همه‌ست زلفِ در باد، رهای تو پریشان همه‌ست شبِ لطفت همه در سایه‌ی پُر مِهر تواند صبح قهر تو همان شام غریبان همه‌ست تو همانند خداوند برای همه ای آیه های سخنت مصحف و قرآن همه‌ست رزق با نیم نگاه تو به عالم برسد به خدا که اثر چشم تو در نان همه‌ست رسم چرخاندن تابوت به دور حرمت بهترین‌ بدرقه و نقطه‌ی پایان همه‌ست با رکوعت شه مردان همگی پاک شدیم که نمازت سبب عفو گناهان همه‌ست رازق خلقی و هر روز به یاد همه‌ای همه عشاق مریدند و مراد همه‌ای داشت اوصاف جلالیه ی حق در تو بُروز پای درس ات ملک الموت می‌آمد شب و روز آنقدر غرق نمازی که ندادی اصلاً درد را وقت برون آمدن تیر بُروز بندگی را به اولوالعزم تو آموخته‌ای نوح و موسی و خلیل‌اند تو را کار آموز زیر پای تو زَر و دُرّ و زُمُرّد پهن است گوشه‌ی مسجد حنانه دگر گیوه ندوز به کسی که وسط جنگ فراری بشود شیعه‌ی حیدر کرار بگوید پُفیوز ضربه ات را زدی و رد شدی و بی سر شد چند ثانیه گذشته است نفهمیده هنوز همه دیدند که مرحب‌کُشِ خیبر افکن با یتیمان عراق است چو بابا دلسوز با نخی دوخته‌ای سِرِّ ازل را به ابد دل ما را سر آن وصله‌‌ی نخ دار بدوز سالک مذهبِ وحدانیتش مینامیم آن کسی را که به درگاه تو میمالد پوز علوی ام علوی ام علوی ام علوی مست نام علی ام غرق همین بَحر و عَروض گر بپرسند چه کس خیر تو را میخواهد من بگویم که بغیر از تو ندارم دلسوز کاش میشد برسانند به دستان حسین دست هایی که بلند است به سمتت امروز خشک بودیم که تو ساقی کوثر گشتی تو به تاریخ ابالفضل شدی برگشتی رفتی و زینب تو خنده مگر کرد نکرد غم مگر از دل او صرف نظر کرد نکرد تا نفس داشت به یاد علی اکبر نالید قطره‌ای گریه برای دو پسر کرد نکرد وسط گریه ی او پیروهنی غارت شد اَحَدی رحم بر آن دیده‌ی تر کرد نکرد از بنات تو کسی بعد شب عاشورا غیر یک پارچه‌ی سوخته سر کرد نکرد به سوی کوفه خودش قافله ای راه انداخت چه کسی گفته که با شمر سفر کرد نکرد ای که نگذاشته ای سایه‌ی او دیده شود دخترت از ملاء عام گذر کرد نکرد دم دروازه تنش گرم سپر بودن شد خستگی را دم دروازه به در کرد نکرد بی هوا بود هرآنچه به سرش می‌آمد سنگ و آتش ز روی بام خبر کرد؟نکرد به اذیت شدنش هم که وصیت میشد زینب اینقدر نباید که اذیت میشد @hadithashk