eitaa logo
حدیث اشک
16.5هزار دنبال‌کننده
181 عکس
267 ویدیو
22 فایل
کانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" http://hadithashk.com اینستاگرام: http://instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @pourrajab70 @asgharpoor53 لطفا درخواست تبلیغات نفرمایید پیام رسان بله https://ble.ir/hadithashk تلگرام: http://t.me/hadithashk
مشاهده در ایتا
دانلود
بلند آوازه ی عالم..علیِ عالیِ اعلی تو آن بالاترینی که شده مبهوت تو طوبی خدا در وصف تو شعری سروده اینچنین آقا علی حق و علی حی و علی والاتر از والا برای ما همین یک نکته از تو منجلی باشد که تا بعد از قیامت هم فقط حق با علی باشد اگر جبریل در پیش قدومت سر خم آورده هزاران بار در منطق به پای تو کم آورده برای مدح تو جانا خود زهرا دم آورده شکسته بغضش انگاری که چاه زم زم آورده تو آن شاهی که در عالم ندارد هیچ مصداقی دلیل سر کشیدن ها…حدیث بزم عشاقی همین اندازه می دانم امام المتقین هستی مسیحایی..معمایی امام العارفین هستی ز هرچه هست در خلقت از آن بالاترین هستی عجب تفسیر زیبایی..امیرالمومنین هستی تو قبل از خلقت آدم از این عالم گذر کردی به خاکش پا نهادی و به بنیانش نظر کردی همیشه سرکشیدم از می ات پیمانه پیمانه نمی دانم نجف داری تو آقا یا که میخانه؟ به انگور ضریحت هر که لب زد گشت دیوانه ز بسکه مست شد برگشت تا ایوان تو سلانه سلانه پیمبر وقت معراجش تو را دیده در آن بالا بلند آوازه ی عالم…علیِ عالیِ اعلی خدا خرج تو کرده خویش را تا حیدرش باشی به شکل تو درآمد تا حکیم منبرش باشی کلامت عین وحی است و کلام دیگرش باشی خدا فرمود تو آئینه ی پیغمبرش باشی “خدا خود را که مومن خواند منظورش همین باشد که میخواهد علی تنها امیرالمومنین باشد” سزاوار است جان ما به قربان نجف باشد چرا که کعبه هم دستش به دامان نجف باشد بهشت من به واللهِ بیابان نجف باشد همان جایی که تحت سلطه ی خانِ نجف باشد نَجاشی ها همه حیران نخلستان خرمایت که شاهی و خلاصه گشته در یک چاه دنیایت جگر داریِ تو در معرکه شد باعث حیرت ز خشم تو فراری شد ز میدان خصم بد سیرت خدا در عرش زد فریاد:ای جانم بر این هیبت بقیه پشت میدان و تو در میدان..بنازم بر تو با غیرت تمام دشت از خشم نگاهت معدن سر بود چنان کردی که لشکر گفت این طوفان محشر بود قلم بر صفحه می چرخد به نامت،ساقی کوثر نخوردم غبطه هرگز جز به حال نوکرت،قنبر که وقف تو نموده خویش را یک عمر سر تا سر چه بختی و چه اقبالی…غلام حضرت حیدر… نوشتم کور بادا چشم هر کس با تو بد باشد که اسم رمز اولادت فقط حیدر مدد باشد به پایان آمد این شعر و حکایت همچنان باقی دلم مست است از وصفت…الا یا ایها الساقی نمانده هیچکس بی روزی از تو..بسکه رزاقی کریمی و کرم داری..در این ره صدر آفاقی بده خرجیِ مارا..ما به دستان تو دل بستیم علی جان رد مکن ما را…گدای خانه ات هستیم @hadithashk
زادگه کعبه و محراب شهادتگاهت از خدا تا به خدا بود تماماً راهت گاهی اوقات به ما هم نظری کن ای که سرگذارند ملائک همه بر درگاهت ما كه باشيم بخواهيم شهادت بدهيم اَشهدُ اَنَّ على گفته رسول الله ات بخدا که به خدا وصل شدن دشوار است در کنار تو به این امر رسیدم راحت تا ابد ((عدل علی ، عدل علی)) می گوئیم همه در حسرت دوران کم و کوتاهت شب معراج، پیمبر به همه ثابت کرد میشود رفت به دیدار خدا همراهت غیر پیش تو دلم پیش کسی عاجز نیست تا تو باشی به کسی رو بزنم ، جایز نیست حرف خالق به میان بود نوشتیم از تو صحبت خلق جهان بود نوشتیم از تو ما به غیر از تو ندیدیم در این عالم، پس هر چه در کون و مکان بود نوشتیم از تو آن که فکر دگران بود نوشتیم از خود آن که ما را نگران بود نوشتیم از تو پادشاهی که به جای "برو" گفتن به گدا صحبتش حرف "بمان" بود نوشتیم از تو آنکه از نام تو بگذشت، گذشتیم از آن بحث ارکان «اذان» بود، نوشتیم از تو خطبه ی بی الف از داغ سکوت تو گریست بحث از فن بیان بود نوشتیم از تو بی سبب نیست خداوند شده عاشق تو لایق فاطمه ای، فاطمه هم لایق تو گاه خورشید شدی بر دل ما تابیدی گاه باران شدی و بر سر ما باریدی متولد شدنت را که ندیده است کسی به گمانم که همان لم یلد توحیدی سیب سرخ از شجر سبز به احمد دادی جای آن «فاطمه» از نخل نبوت چیدی آن شبی که همه بر قتل نبی جمع شدند تو فقط جان نبی، جای نبی خوابیدی سر همسایگی نام تو بوده است فقط صدق اللهِ خدا دارد اگر تاییدی نطفه‌اش قابل تردید شود هر کس که سرِ حق بودنتان دارد اگر تردیدی از من خسته به درگاه تو سائل تر نیست اشهد انک از نام تو عادل تر نیست دکمه ی پیرُهنت یوسف کنعان همه‌ست زلفِ در باد، رهای تو پریشان همه‌ست شبِ لطفت همه در سایه‌ی پُر مِهر تواند صبح قهر تو همان شام غریبان همه‌ست تو همانند خداوند برای همه ای آیه های سخنت مصحف و قرآن همه‌ست رزق با نیم نگاه تو به عالم برسد به خدا که اثر چشم تو در نان همه‌ست رسم چرخاندن تابوت به دور حرمت بهترین‌ بدرقه و نقطه‌ی پایان همه‌ست با رکوعت شه مردان همگی پاک شدیم که نمازت سبب عفو گناهان همه‌ست رازق خلقی و هر روز به یاد همه‌ای همه عشاق مریدند و مراد همه‌ای داشت اوصاف جلالیه ی حق در تو بُروز پای درس ات ملک الموت می‌آمد شب و روز آنقدر غرق نمازی که ندادی اصلاً درد را وقت برون آمدن تیر بُروز بندگی را به اولوالعزم تو آموخته‌ای نوح و موسی و خلیل‌اند تو را کار آموز زیر پای تو زَر و دُرّ و زُمُرّد پهن است گوشه‌ی مسجد حنانه دگر گیوه ندوز به کسی که وسط جنگ فراری بشود شیعه‌ی حیدر کرار بگوید پُفیوز ضربه ات را زدی و رد شدی و بی سر شد چند ثانیه گذشته است نفهمیده هنوز همه دیدند که مرحب‌کُشِ خیبر افکن با یتیمان عراق است چو بابا دلسوز با نخی دوخته‌ای سِرِّ ازل را به ابد دل ما را سر آن وصله‌‌ی نخ دار بدوز سالک مذهبِ وحدانیتش مینامیم آن کسی را که به درگاه تو میمالد پوز علوی ام علوی ام علوی ام علوی مست نام علی ام غرق همین بَحر و عَروض گر بپرسند چه کس خیر تو را میخواهد من بگویم که بغیر از تو ندارم دلسوز کاش میشد برسانند به دستان حسین دست هایی که بلند است به سمتت امروز خشک بودیم که تو ساقی کوثر گشتی تو به تاریخ ابالفضل شدی برگشتی رفتی و زینب تو خنده مگر کرد نکرد غم مگر از دل او صرف نظر کرد نکرد تا نفس داشت به یاد علی اکبر نالید قطره‌ای گریه برای دو پسر کرد نکرد وسط گریه ی او پیروهنی غارت شد اَحَدی رحم بر آن دیده‌ی تر کرد نکرد از بنات تو کسی بعد شب عاشورا غیر یک پارچه‌ی سوخته سر کرد نکرد به سوی کوفه خودش قافله ای راه انداخت چه کسی گفته که با شمر سفر کرد نکرد ای که نگذاشته ای سایه‌ی او دیده شود دخترت از ملاء عام گذر کرد نکرد دم دروازه تنش گرم سپر بودن شد خستگی را دم دروازه به در کرد نکرد بی هوا بود هرآنچه به سرش می‌آمد سنگ و آتش ز روی بام خبر کرد؟نکرد به اذیت شدنش هم که وصیت میشد زینب اینقدر نباید که اذیت میشد @hadithashk
اوج پرواز ملائک تا علیست ذکر خوبان عوالم یا علیست ذکر تسبیح ملک در آسمان نعره های لا فتی الا علیست دستگیر ماست امروز از وفا شافع روز جزا فردا علیست کفر گوید هر که می‌گوید خداست گر چه مرد روز وانفسا علیست برترین اعجاز پیدا مرتضاست تا ابد اعجاز  ناپیدا  علیست نوح اگر کشتی بیاندازد به آب جان پناه نوح در آنجا علیست شد به آغوش گلستان گر خلیل آن گلستان را یقین معنا علیست گر عصا در دست موسی مار شد دست اعجاز خود موسی علیست هم که دارد دست حق در آستین هم که انوار ید بیضا علیست علت ایجاد هستی مصطفاست علت پیدایش طاها علیست کوثر جان محمد فاطمه است آن که بر او گشت اعطینا علیست بر دو پیکر روح واحد داده حق هم علی زهراست هم زهرا علیست گفت قرآن از تلاقی دو بحر از قضا گفتند یک دریا علیست آن یکی زهراست این هم مهر او مهر زهرا هم خود مولا علیست آب حیدر ، خاک حیدر ، باد هم نار و نورِ طورِ در سینا علیست عالمِ  علمِ  زمین و  آسمان مالک مُلک و مَلَک تنها علیست ساکن خاک زمین با خاکیان زائر ذات هو الاعلی علیست ریشه نخل ولایت جای خود برگ و بار سدره و طوبا علیست حاکم خلوت نشین سائلان کیسه بر دوش دل شبها علیست آن که کرده نطفه های پاک را عاشق و شوریده و شیدا علیست مرتضی با حق همیشه با هم اند خوش به حال حق که دائم با علیست شد قلم قاصر که بنویسم از او برتر از هر واژه و معنا علیست ای مریدان فلان ابن سوال خاکیان پاک را بابا علیست چون قیاسش با خطاکاران خطاست فاش باید گفت بی همتا علیست از ازل بوده امیرالمومنین تا ابد بر ما سوا مولا علیست @hadithashk
خانه آبادی ام از خانه آباد علیست همه زندگی ام در ید امداد علیست پدرم گفت ز باباش به نقل از پدرش هفت پشتم همه روزی خور اولاد علیست هر چه را گفتم از آغاز علی بود علی تا ابد ذکر تبارم همه فریاد علیست مادرم تا دم آخر همه دم فاطمه گفت پدر هم همه دم روی لبش ناد علیست سرو قامت شده ام زیر پر سایه او هر چه سرو است به زیر پر شمشاد علیست یاد او نیست فقط در سر مخلوق خدا که خدا نیز خودش دم همه‌ دم یاد علیست گر چه قرآن همه از سینه احمد گل کرد شرح و تفسیر نوشتند به  ایفاد علی ست این عجب نیست سخن گوید اگر از پس و پیش عرش مکتب شد و دادار خود استاد علیست اینهمه مرجع و علامه و آیات عظام با همه رتبه ، کمی از گل مازاد علیست نعمت هر دو جهان گر چه شمردن نتوان به گمانم نشود گفت به تعداد علیست قاصدک نه که ملک باز خبر آورده است که خدا هم بخدا شاد ز میلاد علیست @hadithashk
حق آمدی و به حد کافی است علی غیر از تو امیر مومنان کیست علی؟ دیوار اگر ترک ترک شد به خدا ظرفیت کعبه بیش از این نیست علی @hadithashk
شکر لله که شدم من ز محبان علی جان مادر پدرم باد به قربان علی شیر با مهر علی داد به من مادر و گفت که حلالت پسرم باش به فرمان علی ای که گفتی ز ازل تا به ابد حیدریم باش تا روز ابد بر سر پیمان علی شیعه از روز ازل هست غدیری منشش گر خورد لقمه ای از سفره احسان علی لعنت حق به کسانی که نمک را خوردند ناسپاسان که شکستند نمکدان علی من غلامی ز غلامان غلام علی ام کاش در رتبه شوم من ز غلامان علی سر و سامان من بی سر و سامان وقتی است که شوم در به در و بی سر و سامان علی خاک نعلین علی گر شوم این چشمان را می نهم بر قدم قنبر و سلمان علی افتخار دگرم این که به مژگان روبم خاک صحن و حرم و گنبد و ایوان علی شده ام مست میِ خوشه ی انگور ضریح تا کنم مستی در حلقه ی مستان علی هر کجا کار دلت خورد گره می بایست سر به پایش نهی و دست به دامان علی کسر شانش تو بدان هر چه غلوّ در شعر است که خدا مدح علی کرده به قرآن علی این همه شهد و شکر کز دهنم می ریزد ذکر جانم علی و جانم علی، جانِ علی کرد مولا مددم تا که به گرد گل او نغمه خوانش شوم و مرغ ثنا خوان علی @hadithashk
چنان مخفی‌ست در تاریکیِ زلفِ پریشانش که آدم تا به خاتم جملگی گشتند حیرانش نه تنها انبیا نان و نمک خوردند از دستش تمام رزقِ عالَم بوده از نان‌اش، نمکدانش علی عِلم است، "ادریسِ"نبی بوده‌‌ست شاگردش هزاران آیت‌ُاللَه پروریده در دبستانش در آن بحبوحه‌‌ای که "نوح" ، روی آبْ مُضطر بود رهایی داده کشتی را علی از موج و طوفانش در آن هنگامه که طوفانِ شن بر عاد می‌کوبد عِذارِ "هود" را حیدر گرفته در گریبانش هم او بر قومِ "صالح" ناقه‌ای از کوه آورد و هم او با صیحه‌اش این قوم را کرده‌ست ویرانش خودش فرمانِ قربانی به "ابراهیم" داد و خود نجاتش داد "اسماعیل" را از حکم و فرمانش ز غیرت او غضب بر دودمانِ "لوط" کرد آن‌روز فرو پاشیدْ آن اقلیمْ از هرسنگِ بارانش نه با پیراهنِ فرزندِ خود "یعقوب" بینا شد که شامل گشته الطافِ علی بر چشمِ گریانش مدد می‌گیرد از نامِ علی در خلوتش "یوسف" چه در چاهش بیاندازند یا در کُنجِ زندانش قرابت با علی از طاقتِ "ایّوب" بیرون‌ست اگرچه صبرِ بی‌پایان نهادینه‌ست در جانش ترازوی "شُعَیب" اندازه‌ی توزینِ مولا نیست مشوّش می‌شود از ثقلِ حیدر حدّ و میزانش عصا انداخت "موسیٰ" بر زمین از بهرِ اعجازی که آن إعجاز بوده جلوه‌ای از خشمِ سلمانش علی بر شخصِ پیغمبر چو "هارون"است بر موسیٰ و این یعنی که پیغمبر ندارد ترس در جانش طنینِ «یاعلی» داده‌ست صوتِ‌خوش به "داوودش" سخاء و جودِ او بخشیده مُلکی بر "سلیمانش" چه‌کس در بطنِ‌ماهی حفظ فرموده‌‌ست "یونس"را ؟ که بوده جز علیِ عالیِ اعلیٰ نگهبانش؟ چه کس بر آن پدر که پیر بوده، داده "یحییٰ" را ؟ به هم می‌ریزد این عالَم به ایمائی ز چشمانش «نَفَختُ فیه مِن ر‌وحی» به "عیسیٰ" گوید و بخشد حیاتِ تازه بر میّت به گفتارِ دَم‌افشانش تجلّی کرده بس پیدا و أکمل از هزاران سو که آورده‌ست کُفرْ ایمان به آیاتش، به ایمانش به کشور آیه‌ای همچون علی‌موسی‌الرضا داریم خوشا ایران که فرزندِ علی گشته‌‌ست سلطانش @hadithashk
نه تنها انبیا نان و نمک خوردند از دستش تمام رزقِ عالَم بوده از نان‌اش، نمکدانش @hadithashk