eitaa logo
حدیث اشک
11هزار دنبال‌کننده
120 عکس
216 ویدیو
12 فایل
کانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" http://hadithashk.com اینستاگرام: http://instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @Admin_hadithashk @asgharpoor53 لطفا درخواست تبلیغات نکنید پیام رسان بله https://ble.ir/hadithashk تلگرام: http://t.me/hadithashk
مشاهده در ایتا
دانلود
این خواب، نه!کابوس در دنیای بیداریست این صحنه ها در خاطر تاریخ تکراریست بار دگر دست خبیث دشمن دیرین رو کرد آنچه مایه نفرین و بیزاریست در باد مُحـرَز ميشود پرچم، نمي افتد ايران پُــر از همچون سليماني و دِلْواريست ايران كه نه، جمهوري اسلامي ايران پاي ولي ميماند اين عين وفاداريست این خاک هرگز رنگ ذلت را نخواهد دید تا نام حیدر بر در و دیوار آن جاریست شورای صلح غزه است یا جمع کفتاران؟ باور نکن این صلح نیست، این عین خونخواریست هرگز نمی بینید ویرانی ایران را پایان این افکار قطعا ضربه ای کاریست ما وارثان لحظه های فتح پیکاریم بی شک سرانجام شما هم ذلت و خواریست تا صاحب عالم نیاید از پسِ پرده دنیا پر از مکر و فریب و نا بِهنجاریست @hadithashk
گل بیاید خسی نمی‌ماند دل دلواپسی نمی‌ماند یاریش کن که یوسف زهرا زیر دِین کسی نمی‌ماند @hadithashk
دلم را زنده کرده یادت آقا جهان در حسرت امدادت آقا عجب جشنی شود امسال اگر که... خودت باشی شب میلادت آقا @hadithashk
چندیست هوای شهر سرد است بیا بی تو دل این زمانه درد است بیا جنگی که به راه خواهد افتاد امروز با پرچمت آخرین نبرد است بیا @hadithashk
نوری ز مشرق اَبَدیَّت بلند شد طوفان بی امان حقیقت بلند شد دنبال خاک بود خدا روز خلقتش برخاست شخص حیدر و تربت بلند شد کعبه جوابگوی علی‌دوست‌ها نبود... ایوان‌طلای مرقدِ حضرت بلند شد حَظّی میان هروله‌هامان نداشتیم... ذکرِ علی ز گوشه ی هیئت بلند شد وقتی که در به دست علی کَنده شد ز جا فریاد هرچه قلعه به حیرت بلند شد تا مرتضی گره به دو ابروی خود کشید در گردنِ بشر رگِ غیرت بلند شد گفتی:امیدتان؟!..،همه گفتیم:فاطمه مادر همیشه وقت شفاعت بلند شد این خاک،شیعه‌خانه‌ی ذُرّیّه ی علی است ایران همیشه پای ولایت بلند شد ما را گدای نیمه‌ی‌شعبان خویش کرد عطری که دور سفره ی غیبت بلند شد لب‌تشنگان چشمه‌ی جانیم تا ابد ما نان‌خورِ امام‌ِ زمانیم تا ابد پلکی بزن..،خزان "زمین" را بهار کن این سالخورده را به جوانی دچار کن اسفندها به یُمن شما عید می شود کهنه‌لباس جامعه را نونوار کن دلداده‌هات حسرت دلبر کشیده اند خود را برای این همه عاشق، نگار کن دُکّان دردِ دوری خود را بیا..،ببند غم را ز شغل دائمی اش برکنار کن هوش از سر همه بِبَرَد خنده های تو... روی نقاط ضعفِ دلِ شیعه کار کن گردن‌کشیِ یاغیِ عشق‌ات حکایتی است... ما را ذبیح ‌های دمِ ذوالفقار کن موری به پیشگاه سلیمان رسیده است ما را به روی فرش وصالت سوار کن کعبه به شوقِ تکیه ی تو ایستاده است فکری به حال خانه ی پروردگار کن مستت به جز شراب نجف، مِی نمی خورد این باده را نصیب گدای خُمار کن صحرانشین! کجای جهان خیمه‌گاه توست؟!... کُنجی برای گریه ی ما اختیار کن زهرم..،بگو بدل به عسل می کنی مرا آخر میان گریه،بغل می کنی مرا فقرِ مرا اگرچه جهانی جواب کرد دستت گرفت کاسه ی من را..،ثواب کرد بخشندگیِ تو به حسن‌جان کشیده است این لُطف را عمو‌ی کریمِ تو باب کرد روشن‌ترین توسل خورشیدها..،سلام! ذکرت دعای شبزده را مستجاب کرد نام تو رمز سروری کشور من است پیرِ خُمِین با دم تو انقلاب کرد وقتی که گفت نوح قبیله:خَدَمتُهُ... یعنی به روی نوکری ما حساب کرد ما نوکریم..،نوکر جدِّ غریب تو ما را به این لقب خودِ زهرا خطاب کرد " هیئت؛ کلاس درس ولایت‌شناسی است " روضه ، مرا به کار برایَت مُجاب کرد "یامهدی" است باطن هر "یاحسینِ" ما... پس سینه‌زن مسیرِ درست،انتخاب کرد قلبی که پای هجر نسوزد..،کباب باد آن مجلسی که از تو نگوید خراب باد دستم هنوز طرح کبوتر نمی کشید یعنی دلم به شوق شما پر نمی کشید قصدم خودِ تویی..،بخدا نان نخواستم بوی غذا مرا دمِ این در نمی کشید خیلی برای آمدنت کم گذاشتم وَرنه،خجالت این همه..،نوکر نمی کشید هرکس مُفید بود برایت..،"مُفید" شد غیر از تو را به مُصحَف و منبر نمی کشید عُمر پدر به دیدن روی تو قَد نداد از شِدَّتِ فراق تو دیگر..،نمی کشید غرق گناه بودم اگر فاطمه نبود دست مرا اگر خودِ مادر نمی کشید...!؟ ما غیر کربلا که به جایی نمی رویم میل گدا به اینور و آن‌وَر نمی کشید هرگز کسی به غیر همین تشنه‌لب..،چُنین در قتلگاه جام بلا سر نمی کشید با چکمه روی سینه ی او می نشست شمر... از کار خویش دست هم آخر نمی کشید بعد از حسین بود..،سنان رفت در حرم... ای کاش ختم روضه به معجر نمی کشید پنجا‌ه‌سال‌پرده‌نشین پیرِ پیر شد با شمر،عمه‌جان شما هم مسیر شد @hadithashk
امام صادق علیه السلام میفرمایند لا یَدخُلُ الجَنَّهَ مَن فِی قَلبهِ مِثقالَ ذَرَّهٍ مِن کِبر کسی که در قلبش به اندازه ذره ای کبر و خود بزرگ بینی باشد به بهشت وارد نمی شود. الکافی(ط-اسلامی) ج2 ص310 @hadithashk
خوش است حال من امشب چرا که یار آمد برای این دل بی تاب من قرار آمد وفور رحمت حق شد به عاشقان نازل بشارتی بده ساقی بگو نگار آمد شکفت غنچه و شد گل،به یمن مقدم او زفیض هر قدمش گوییا بهار آمد به پاست جشن و طرب در سراسر گیتی چراکه مالک هستی و روزگار آمد قناری است غزلخوان مقدمش امشب برای هردوجهان صاحب اختیار آمد عجب گلی است درآغوش نرجس اطهر عدالت و شرف و وجه کردگار آمد زیمن مقدم او سامرا گل افشان شد برای قلب حسن آیه ی قرار آمد جمال نور خدا از رخش نمایان شد قمر برای نگاهش به انتظار آمد طلوع کرده به عالم شکوه جاء الحق ز نسل آل علی آن طلایه دار آمد علی رخ است و علی شوکت و علی هیبت بگو که وارث شمشیر ذوالفقار آمد برو به محفل جانان و مژدگانی ده بگو به عاشق بیدل که شهریار آمد رسد دمی که زند ناله ی انالمهدی(ع) ز کعبه نغمه برآید که تک سوار آمد @hadithashk
آسمان ابر شد و موسم باران آمد بارش عشق به امداد بیابان آمد دلمان گرم شد از بارش نورش وقتی دست مهرش به سر سوز زمستان آمد فصل ویرانگی ام طی شد و نرگس گل داد سر و‌ سامان دل بی سر وسامان آمد دفتر دوره ی دلواپسی ام بسته شد و فصل دلتنگی آدینه به پایان آمد شد زلیخا همه ی شهر زمانی که شنید یوسف فاطمه از جانب کنعان آمد محشری کرد به پا هیبتِ قَدْ قامت او جلوه کرد و به تن مرده ی ما جان آمد باده ای بود که در خمره ی حق می جوشید ساغری بود که با خیر فراوان آمد یازده آیه تطهیر رسید و پس از آن وقت تفسیر شد و سوره ی انسان امد رد شد از خاطره ی سیزده آیینه ی نور ماه کامل شد و در نیمه شعبان آمد @hadithashk
بوی خوش بهاری دارد شمیم شعبان دل زنده می شود با عطر نسیم شعبان دنیا شود به کامش عقبا شود به کامش شد هر که بهره مند از فیض عظیم شعبان تا که شریکِ شادیِ اهل بیت باشد یک ماهِ سالِ خود را دل شد مقیم شعبان برعکس ماه گردون ماه حسن بر آید وقتی رسیده باشد دیگر به نیمه ؛ شعبان قصد طواف دارد دور بقیه الله احرام بسته ذیِ الحجّه در حریم شعبان مهمان خانه ی حق مهمان آن جناب است ماه مبارک من یک پنجه آفتاب است دارد خبر می آید از دلبری دوباره می بارد اشک شوق از چشم تری دوباره جشن و سرور دارم جامی طهور دارم مستم ز تاک انگور عسگری دوباره این نرگس است و دارد مهدی به دامن خود؟ یا آمنه ست و دارد پیغمبری دوباره؟ مثل حکیمه چشم حور و پری و غلمان محو نزول اجلال حیدری دوباره دردانه ی یَشوعا نه ؛ نوعروس زهرا آورده هم شبیر و هم شَبَّری دوباره هم تالی حسین و هم ثانی حسن اوست یک تن ولیکن آیینه دار پنج تن اوست ای بی مثال مهدی ای بی نظیر مهدی عمری به دام عشقت هستم اسیر مهدی انگار برد بالا دست تو را پیمبر جاری ست بر زبان نامت از غدیر مهدی میراث دار زهد مولی الموحدینی شاهی و می نشینی روی حصیر مهدی دریای عشق و احساس سیب دو نیم عباس مثل عمو دلیری خیلی دلیر مهدی بحرالعلوم ها را از برکت تو داریم ای بانی کرامت خیر کثیر مهدی در دولت کریمه با نَظرَةً رَحیمه کاری بکن برای رعیت امیرمهدی! آقا بیا که دیگر وقت قضاوت توست چشم همه به سوی حکم عدالت توست تفسیر مهربانی گل خنده ی ملیح ات اقا اجازه دارد یوسف شود شبیه ات ؟ دل داده هر که بر تو دل برده از خلایق راهب ، کشیش و اُسقُف دلداده ی مسیح ات ای حکمت خروشان جهل مرا بپوشان از معرفت بنوشان بر تشنه ی نصیحت هر کس رسید پابوس شد سید بن طاووس با شیوه ی نوین تربیت صحیح ات قطعا امام کعبه بر روی بام کعبه روزی اذان بگویی با لهجه ی فصیحت نُطق تو بی تقیّه تفسیر شقشقیه آغاز خطبه های بی پرده و صریحت بر بیرقت نوشته تنها علی امیر است سیلی تو به جبت و طاغوت بی نظیر است پُر کرده عالمی را حُسن تو یوسف من آخر چه شد عزیزم اذن تشرف من ؟ در ذره ذره ی دل مهر تو رخنه کرده شد رحمت نگاهت خرج تصرف من دیدم به خواب هستم مهمان سفره ی تو در خیمه سیب سرخی کردی تعارف من شاعر خطاب کردند امروز عاشقت را وقتی قلم نهادی دیروز در کف من دیدم به چشم خود که با نام دلربایت سرشار عشق شد شعر بی تکلف من مثل همیشه نامت بسیار خوش نشسته زیباترین ردیف شعر مُردّف من بردیم نام قائم را احترام کردیم مثل امام هشتم ما هم قیام کردیم با اینکه در سر خود موی سپید دارم اما به دیدن تو هر شب امید دارم روح القدس به اذنت دیشب مرا  بغل کرد از لطف توست اگر من شعری جدید دارم وقتی تویی عزیزم هستم عزیز مردم وقتی تویی مرادم کلی مرید دارم هر روز روز غیبت هر روز درد غربت من روزهای سختی در سررسید دارم روز وصال با خود عطر بهار دارد بعد از ظهورت آقا هر روز عید دارم ارشاد کرده دل را تا خیمه گاه سبزت قلباً ارادتی بر شیخ مفید دارم من پا به پای چشمت هر صبح و شام اشکی در روضه های سخت شاه شهید دارم اسم حسین آمد دل راهی حرم شد اسم حسین آمد یکباره تشنه ام شد @jadithashk
به فصل غمزده دل بهار می آید به منبر نبوی شهریار می آید به قلب منتظران مژده ظهور دهید دلیل دلخوشی انتظار می آید سکوتِ ظلمت دنیا تمام خواهد شد [نوید رحمت پروردگار می آید] یگانه منجی عالم،چنان پیمبر ها محمدی دگر از کوهسار می آید به دیده وعده دیدار حضرتش دادیم امید ماست،در این روزگار می آید!؟ به دوستان و به عدوان(مبشرا و نذیر) خداگواست که با اقتدار می آید حکومتی نشود جاودان،مگر موعود به لطف حضرت حق پایدار می آید فروغ نور ولایت شدست هادی ما نه!شک نکن که یقینا نگار می آید به عالمین بگو،صاحب و ولی داریم به بیقراری دل ها قرار می آید خبر رسید که قصد هلاک ما دارند بگو که حجت حق آشکار می آید به ناو و موشک و ترکش دگر نیازی نیست [علی گرفته به کف ذوالفقار می آید] میان این همه سختی،دلم به این گرم است بهار می رسد و عطر یار می آید @hadithashk
بگو یابن الحسن ...پس کی میایی؟ امید قلب من ...پس کی میایی؟ خدا رحمت کنه می گفت: "کافی" جوونا پیر شدن ...پس کی میایی؟ @hadithash
عرصه گیتی شده آماده فیض حضور رشته ای بر گردن دنیاست در وادی نور قرعهء فال جهان افتاده در جام طهور چشم بد از یوسف گم گشته زهرا بدور در کمال مرحمت بانگ خوش عهدی آمده "فرش قرمز" پهن کن دنیا که مهدی آمده فرش قرمز مال خوبان است، او بالاتر است بین جانانِ جهان، او از همه جانا تر است از تمام شخصیت های جهان اولی تر است در عجم ها در عرب ها، از همه آقا تر است آی دنیا، پای او دُرّ و صدف را پهن کن "فرش قرمز" نه، بیا "فرش نجف" را پهن کن امتداد نور حیدر را به گهواره ببین شد نمایان آخرین اعجاز خلقت در زمین صاحبِ اَبوابِ رحمت، چهره اش خلد برین حاصلِ ادعیه های حضرت زهراست این مهدی موعود ، ای آقای سامرا سلام ای دعای مستجاب حضرت زهرا سلام لطف بی حَدّ خدا بر بندگان شامل شده دین احمد بر مَدارِ سامرا کامل شده داعی الله زمین، از آسمان نازل شده جاءَ حق آمد به دنیا، غیر حق باطل شده از حسد، کوریه چشم ناسپاسان را ببین پشت درب خانه او حق شناسان را ببین روز وصل دوستداران را نگر، یار آمده بَخت، یار ما شده چون بختِ بیدار آمده از مُعماهای خلقت، پرده بردار آمده یوسف حُسنِ خداوندی به بازار آمده گلعذاری از گلستان نبوت سر زده بخت، امشب خانه اُمیدمان را در زده جبرئیل وحی عِلمَش را گرفت از مکتبش معبد و دیر و کلیسا مستمندِ مذهبش مانده ام با این همه جاه وجلال ومنصبش بوسه بر کعبه زنم یا بوسه بر خال لبش! دین و ایمان از ولای او محک برداشته یوسف از حُسن جمال او نمک برداشته آمدی ای روشنیّه دیدهء یعقوب ها ای ابالفضل نگاهت! غُرّشِ مجذوب ها خشمتان خشم خدا و غیرتان مغضوب ها در بَرَت محجوب ها و محضرت محبوب ها عالم بالا به لب، نامت دمادم داشته آمدی چون عالم خلقت تو را کم داشته وعدهء حق را مُقدّر: تکیه بر کعبه بزن ذوالفقار دست حیدر: تکیه بر کعبه بزن آخرین امید مادر: تکیه بر کعبه بزن رمز و رازِ فتح سنگر: تکیه بر کعبه بزن رَجعَتی کن، خط بُطلانی بر این شُبهِ بزن نام بابایت علی را سر در کعبه بزن حال دنیا را ببین آماده مهمانی است! کوچه فتح خدا مشغول نور افشانی است چشم بر راه حضورت سید ایرانی است ما رَمَیتَ اذ رَمَیتَ، وعده قرآنی است سرنوشت دشمنان، محکوم بر ناکامی است خواستگاه نهضتت جمهوری اسلامی است @hadithashk