عرصه گیتی شده آماده فیض حضور
رشته ای بر گردن دنیاست در وادی نور
قرعهء فال جهان افتاده در جام طهور
چشم بد از یوسف گم گشته زهرا بدور
در کمال مرحمت بانگ خوش عهدی آمده
"فرش قرمز" پهن کن دنیا که مهدی آمده
فرش قرمز مال خوبان است، او بالاتر است
بین جانانِ جهان، او از همه جانا تر است
از تمام شخصیت های جهان اولی تر است
در عجم ها در عرب ها، از همه آقا تر است
آی دنیا، پای او دُرّ و صدف را پهن کن
"فرش قرمز" نه، بیا "فرش نجف" را پهن کن
امتداد نور حیدر را به گهواره ببین
شد نمایان آخرین اعجاز خلقت در زمین
صاحبِ اَبوابِ رحمت، چهره اش خلد برین
حاصلِ ادعیه های حضرت زهراست این
مهدی موعود ، ای آقای سامرا سلام
ای دعای مستجاب حضرت زهرا سلام
لطف بی حَدّ خدا بر بندگان شامل شده
دین احمد بر مَدارِ سامرا کامل شده
داعی الله زمین، از آسمان نازل شده
جاءَ حق آمد به دنیا، غیر حق باطل شده
از حسد، کوریه چشم ناسپاسان را ببین
پشت درب خانه او حق شناسان را ببین
روز وصل دوستداران را نگر، یار آمده
بَخت، یار ما شده چون بختِ بیدار آمده
از مُعماهای خلقت، پرده بردار آمده
یوسف حُسنِ خداوندی به بازار آمده
گلعذاری از گلستان نبوت سر زده
بخت، امشب خانه اُمیدمان را در زده
جبرئیل وحی عِلمَش را گرفت از مکتبش
معبد و دیر و کلیسا مستمندِ مذهبش
مانده ام با این همه جاه وجلال ومنصبش
بوسه بر کعبه زنم یا بوسه بر خال لبش!
دین و ایمان از ولای او محک برداشته
یوسف از حُسن جمال او نمک برداشته
آمدی ای روشنیّه دیدهء یعقوب ها
ای ابالفضل نگاهت! غُرّشِ مجذوب ها
خشمتان خشم خدا و غیرتان مغضوب ها
در بَرَت محجوب ها و محضرت محبوب ها
عالم بالا به لب، نامت دمادم داشته
آمدی چون عالم خلقت تو را کم داشته
وعدهء حق را مُقدّر: تکیه بر کعبه بزن
ذوالفقار دست حیدر: تکیه بر کعبه بزن
آخرین امید مادر: تکیه بر کعبه بزن
رمز و رازِ فتح سنگر: تکیه بر کعبه بزن
رَجعَتی کن، خط بُطلانی بر این شُبهِ بزن
نام بابایت علی را سر در کعبه بزن
حال دنیا را ببین آماده مهمانی است!
کوچه فتح خدا مشغول نور افشانی است
چشم بر راه حضورت سید ایرانی است
ما رَمَیتَ اذ رَمَیتَ، وعده قرآنی است
سرنوشت دشمنان، محکوم بر ناکامی است
خواستگاه نهضتت جمهوری اسلامی است
#شعر_ولادت_امام_زمان_عج
#ایران_حسین_تا_ابد_پیروز_است
#حسین_محمدی
@hadithashk
با یک دلِ بیقرار تا برگردی
هستیم در انتظار تا برگردی
انقدر گره به کار افتاده، که هست
بیتابِ تو روزِگار تا برگردی
تعریفِ جهانِ بیتو یعنی عکسی-
-مدفون شده در غبار، تا برگردی
دور از قدمَت تمامِ دنیا دارد-
-وضعیتِ ناگوار تا برگردی
بی تو همگی اسیرِ در پاییزیم
پیدا نشود بهار تا برگردی
افتاده و بیپناه ماندیم همه
با یک غمِ ماندگار تا برگردی
عجل لولیک الفرج میخوانیم
ای فارِسِ شهسوار تا برگردی
حالِ همه حرمله صفتها قطعا
دیگر بشود نزار تا برگردی
عدلِ علوی چشم به راهت مانده
ای وارثِ ذوالفقار، تا برگردی
ای منتقمِ خونِ اباعبدالله
دنیاست در انتظار تا برگردی
#شعر_ولادت_امام_زمان_عج
#علی_گلچین_پور
@hadithashk
قلم به دست بگیر و بهار را بنویس
برای لشکر حق اقتدار را بنویس
بهارِ زمزمه جمعه های موعود است
بیا که عصر زمستان غبار آلود است
چقدر غصه نشسته ست لا به لای زمین
شده ست شک به سرانجام میهمان یقین
آهای اهل زمین صبح میشود این شب
قسم به وعده دین صبح میشود این شب
بیار طاقت عزیزم بهار می آید
علی به معرکه با ذوالفقار می آید
بدان که وعده منجی پیام عاشوراست
امام نیمه شعبان ، امام عاشوراست
دعا ، دعای فرج گرمی مناجات است
هنوز ذکر لب شیعه یالثارات است
به ظلمت دل این خانه نور نزدیک است
بگیر دست به زانو ظهور نزدیک است
به غیر بیعت با او که هیچ راهی نیست
برای منتظران جز دعا سلاحی نیست
در این زمانه که شر فتنه زیر سر دارد
«بخوان دعای فرج را دعا اثر دارد»
سلام حضرت موعود ما گرفتاریم
ولی به سینه غمی نیست تا تورا داریم
تو آخرین علی خاندان زهرایی
امید اهل مدینه ، تو جان زهرایی
بیا بیا که غم از سینه میرود با تو
غبار از دل آئینه میرود با تو
به گوش مقتدر ما صدا صدای تو بود
ستون خیمه ما برکت دعای تو بود
بیا دوباره به بازار دین ثبات بده
بیا بیا گل نرگس مرا نجات بده
جهان اگر چه به فکر بد و گزند تو بود
بشر تمامی عمرش نیازمند تو بود
زمانه دل به تو داده ست یا اباصالح
گره به کار فتاده ست یا اباصالح
تمام کن غم مارا و چاره را بفرست
به آسمان شب ما ستاره را بفرست
تویی تو وارث صلح حسن، قیام حسین
بیا امید دل ملت امام حسین
نبی ست نیم تو و مرتضی ست نیمه تو
جهان فدای تو و دولت کریمه تو
نماز من تو ، حرم روی توست ، دین که تویی
جهان ندیده به خود صلح اینچنین که تویی
بیا به باد رود بی تو دین و آئینم
بیا مخواه به داغ عزیز بنشینم
بیا که هیچ ندارم به جز امید به تو
بگو که از چه دری میتوان رسید به تو؟
چقدر در طلب دیدن تو سوخته ایم
به در چقدر نگاه غریب دوخته ایم
عزیز فاطمه رویای عاشقان این است :
که صبح با تو نشستن چقدر شیرین است
بیا که چشم همه شیعیان به راه شماست
به غصه تکیه نزن کعبه تکیه گاه شماست
#شعر_ولادت_امام_زمان_عج
#امیرفرخنده
@hadithashk
کاروان می رود و وقت سفر نزدیک است
تو فقط قوت قلبی و خطر نزدیک است
باز خوبی به بدی، خیر به شر نزدیک است
گر چه با آمدنت، وقت سحر نزدیک است
خسته ایم از شب گمراهی و سرگردانی
تو فقط راه نجات همه را می دانی
شده بغض من از این شعر و روایت سنگین
کوله بار بشر از جرم و جنایت سنگین
هست روی سرمان سایهی غربت سنگین
مانده بر دوش زمین بار امانت سنگین
تو میآیی و غمی در دلمان دیگر نیست
چشم نرگس به شقایق، نگران دیگر نیست
عالم از نالهی مظلومیت ما پر شد
اشکها ریخت و ظرف دل دریا پر شد
از ستمکاری و عصیان، همه دنیا پر شد
کاسهی صبر زمین، از غم دنیا پر شد
قطره بودیم و همه روی به رود آوردیم
سر تعظیم به این صحن فرود آوردیم
بین امواج غمت وحشت طوفان تا کی؟
ای سحرگاه امید این شب هجران تا کی؟
میرود قافلهی عمر، شتابان تا کی؟
باشد این شهر بدون تو پریشان تا کی؟
به خدا از غم بی همنفسی پیر شدیم
استوار آمده بودیم و زمینگیر شدیم
در جهان بی تو نمانده است امیدی دیگر
نیست جز دیدن چشمان تو عیدی دیگر
بعد از این ظلمت و غم صبح سپیدی دیگر
باز بر تخت نشسته است یزیدی دیگر
پس بیا، تا ستم غزه به پایان برسد
به لب تشنهی این طایفه باران برسد
#شعر_ولادت_امام_زمان_عج
#روحالهگائینی
@hadithashk
ابر کرم که نم نم باران درست کرد
از این کویرِ خشک گلستان درست کرد
دل را تجلیّات خداوندی سحر
خانه خراب زلف پریشان درست کرد
دستی کریم آمد و با دستگیری اش
از ما گدای نیمه ی شعبان درست کرد
ما را سر قرار خودش بی قرار ساخت
دنبال یار بی سر و سامان درست کرد
پس نادرست سجده نکردیم این جناب
کافر خراب کرد و مسلمان درست کرد
با دستپخت فاطمه نانی درست شد
از ما کنار سفره سلیمان درست کرد
ما سائل همیشه ی زهرا و حیدریم
در انتظار مهدی آل پیمبریم
با جذر و مدّ پلک تو دریا بلند شد
نوح و خلیل و آدم و موسا بلند شد
مریم به دور کعبه ی نرگس طواف کرد
عیسا به شوق روی مسیحا بلند شد
یک دست روی سینه و یک دست روی سر
یوسف به پای یوسف زهرا بلند شد
مجنون شدند اهل سماوات تا زمین
تا گرد و خاک محمل لیلا بلند شد
ما سربلند بر سر این سروری شدیم
وقتیکه سایه ات به سر ما بلند شد
هرجا که نام تو برسد واجب القیام
باید به احترام تو از جا بلند شد
ما غیر نام محترمت را نمیبریم
در انتظار مهدی آل پیمبریم
الحق گره گشایی و مشکل نماندنیست
حال خراب اینهمه سائل نماندنیست
یک گوشه چشم خرج دل ما نمیکنی؟
زیبایی تو جلوه کند دل نماندنیست
باید خودت به دور خودت جمعمان کنی
بی میزبان که سفره ی منزل نماندنیست
ذکری اراده کن همه را اهل ذکر کن
آقا تویی بدون تو محفل نماندنیست
دریا اگر قیام کند شُسته میشود
این نقشهای مانده به ساحل نماندنیست
حق با علی و آل علی هست تا ابد
سوگند می خوریم که باطل نماندنیست
با این حساب ما همه سرباز دلبریم
در انتظار مهدی آل پیمبریم
ای وارث ولایت عظمای اهل بیت
سرمایه ی ذخیره ی فردای اهل بیت
جمعی زدیم و چهارده ات نیز پنج شد
با این حساب یک نفری جای اهل بیت
وجه خدا و باب خدا قبله گاه حُسن
خورشید و ماه خوش قد و بالای اهل بیت
ای اتصال ارض و سما با وجود تو
دیگر فراهم است تماشای اهل بیت
ای حاکم قیامت صغرای روزگار
پرچم به دوش دولت تقوای اهل بیت
تنهاترین چراغ سر قبر فاطمه
در دست توست حلّ معمای اهل بیت
تا اوج آسمان ولایت کبوتریم
در انتظار مهدی آل پیمبریم
ماییم و مستمند دعای شما شدن
قبل از رسیدن رمضان با خدا شدن
از من مرا بگیر و خودت را به من بده
باید به راه عشق تو از خود رها شدن
باید درست توبه کنم این بدی بس است
می ترسم از عقوبت این بی حیا شدن
از دست رفت چشم ترت بسکه گریه کرد
با باخبر ز نامه ی اعمال ما شدن
یا ایهاالعزیز مناجات های ما
خوب است با صدای تو از خواب پا شدن
یک وقتها برای خودم نقشه میکشم
ای کاش با تو راهی کرب و بلا شدن
ما تشنه زیارت ارباب بی سریم
در انتظار مهدی آل پیمبریم
تو می رسی نشان بدهی راه چاره را
بهر حیات طیبه نوری دوباره را
باید بیایی و پر و بالی بیاوری
یک آسمان و یک سحر پر ستاره را
قرآن ناب دین خدا را بیاوری
آیه به آیه ذکر کنی هر اشاره را
باید برای فاطمه روشن کنی فقط
تکلیف کار کوچه و آن گوشواره را
باید برای عمّه ی مظلومه رو کنی
دستی که بُرد پیرهن پاره پاره را
یک شیرخواره را بگذاری به دامنت
یادآوری کنی گلوی شیرخواره را
ما زیر دین غنچه ی لب تشنه پرپریم
در انتظار مهدی آل پیمبریم
#شعر_ولادت_امام_زمان_عج
#حبیب_اولیایی_فر
@hadithashk
هجران به سر آمد شب دیدار رسیده
ای منتظران فرصت گفتار رسیده
حالا که به بازار، خریدار رسیده
دل را به کف آرید که دلدار رسیده
آمد گلی از نسل علی و پسرانش
ای جان دو عالم به فدای پدرانش
حور و ملک از عرش تماشاگر اویند
ارواح مقدس همه دور و بر اویند
هم خضر و هم عیسی به ادب محضر اویند
سر تاسر دنیا همه زیر پر اویند
نوری که به پا خواسته از سامره امشب
وا می کند از کار دل ما گره امشب
ما تشنگی خویش به دریا نفروشیم
خاک در او را به گوهرها نفروشیم
عطر نفسش را به مسیحا نفروشیم
یک موی سرش را به دو دنیا نفروشیم
این عشق عیان است نیازی به بیان نیست
در طینت ما خصلت کوفی صفتان نیست
شادند همه اهل زمین اهل سما هم
لبخند نشسته است به لب های خدا هم
به به همه اسباب جنون هست فراهم
امشب شب مخصوص زیارت شد و ماهم
در آرزوی رفتن بین الحرمینیم
یارب سببی ساز که دلتنگ حسینیم
آن گل که بود دیده نرگس نگرانش
آن یوسف خوش نام که گمگشته نشانش
آن را که زند نبض زمین با ضربانش
یا رب برسانش برسانش برسانش
مشتاق ظهور است خودش بیشتر از ما
ای کاش در آن روز بسازد سپر از ما
روزی که سوی مکه سپاهی بکشاند
وقتی رجزی مثل ابالفضل بخواند
کافی است که شمشیر علی را بتکاند
از دشمن حیدر احدی زنده نماند
تاریخ نشان داده که در عالم ایجاد
با آل علی هر که در افتاد ور افتاد
می آید و بر پا کند اسلام علی را
بالا ببرد یک نفری جام علی را
در کل جهان زنده کند نام علی را
بیچاره کند دشمن ناکام علی را
آن روز همان روز بد قوم یهود است
پایان بدی منتظر آل سعود است
#شعر_ولادت_امام_زمان_عج
#علی_ذوالقدر
@hadithashk
کاش این سوزِ جگرسوز به پایان برسد
به لبِ تشنهی این طایفه باران برسد
سایه در سایه سفر، غرقِ سکوت است و سراب
کی میایی که به ما رزق فراوان برسد
شبِ شبزنده و شمع و شرر و شهد شفاست
تا شمیم تو به آغو ش خیابان برسد!
تشنه در حسرتِ دریاست ولی باکی نیست
اگر از چشمِ تو یک قطرهی باران برسد
نفسِ سردِ زمین، آتشِ پنهان دارد
تا که از سمتِ شما نغمهی أیمان برسد
همه شهر سراسیمه به دنبالِ تواند
کی شب هجر قرار است به پایان برسد
دلِ آشفته به جز ذکر تو راهی نشناخت
کاش که صوتِ خوشت با دمِ قرآن برسد
بیقراریم و به لب آمده جان از غمِ هجر
وقتِ آن است که بر بیسر و سامان برسد
اربعین بر لب زوار دعای فرج است
جاده ی عشق قرار است به مهران برسد
#شعر_ولادت_امام_زمان_عج
#روح_اله_گایینی
@hadithashk
به کعبه تکیه بده ، صبح روز سروری ات
سرم فدای دم ذوالفقار حیدری ات
#نیمه_شعبان
#بردیا_محمدی
@hadithashk