از حرم برون آمدم ز نجف
رو نهادم به شوق بر جاده
همه بهر نماز صف بسته
خاک شد مهر و جاده سجاده
می روم سوی آنکه از دادار
شده نامش وسیله السعدا
بارها آمدم ولی این بار
شد نیابت زیارت از شهدا
درد هجری کشیده ام که مپرس
چه بگویم که با چه حال گذشت
این دوسال از فراق هر روزش
سیصد و شصت و پنج سال گذشت
زایر خسته ، خاکی و بی خواب
میهمان بین ره به موکب شد
هر که یک شب به موکبی می خفت
شب او لیله الرغائب شد
تا نبیند کسی نمی فهمد
چه بهشتی است بین این حرمین
رفتم اول به محضر عباس
که دهد رخصت حریم حسین
#اربعین
#مشایه
#حاج_علی_انسانی
@hadithashk
یک اربعین گذشت ز غمهای کربلا
برگشته خواهر تو به صحرای کربلا
آن خواهری که بی تو قدم بر نداشته
تا شام رفته بعدِ تو آقای کربلا
ای خُفته زیر خاک نظر کن به خواهرت
زینب شکسته شد به خدا پایِ کربلا
آه از لبِ تَرَک تَرَکِ تشنه ات حسین
آتش گرفت از عطشت نایِ کربلا
یک اربعین گذشته و تو تشنه ای هنوز
سهمت نشد دو قطره ز دریای کربلا
هم از غم جوان جگرت سوخت بین دشت
هم سوختی ز آتشِ صحرایِ کربلا
طوری که سوخت پیکرِ تو خیمه ها نسوخت
خوردی سه روز شعله ی گرمایِ کربلا
ای پیکر شریف شکسته به زیر تیغ
ای پیکر مقطع الاعضای کربلا
یادم نمیرود چقدر کُند سَر برید
آن خنجری که شد غم عُظمای کربلا
دیدم به روی نیزه سرت را دلم شکست
بر نیزه بود راس مسیحای کربلا
من زینبم که جان و دلم در کنار توست
باید کجا روم پس ازاین...... جای کربلا
#اربعین
#حضرت_زینب_س
#محمد_جواد_مطیع_ها
@hadithashk
تا به ابد برای تو گریان شدن رواست
بحث غم تو از همه ی غصه ها سواست
هیئت اگر نبود کجا مست می شدیم؟
دنیا بدون میکده ات سرد و بی صفاست
سر تر ز آب زمزم، چای حسینیه ست
آب بهشت شعبه ای از آب روضه هاست
در زندگی به سنگ ندامت نمیخورد
پیشانی هر آنکه به خاک تو آشناست
ذکر حسین ذکر شریف دو عالم است
شکر خدا که گوش دلم غرق این نواست
کرب و بلاست کعبه عشّاق اهل دل
اینجا هم ابتدای جهان و هم انتهاست
وقتی خداست زائر شبهای جمعه ات
شبهای جمعه زائر تو زائر خداست
باز از وفا مرا تو به اینجا کشانده ای
با اینکه این غلام تو عاصی و بی وفاست
گریه بگیر، از منِ خشکیده دیده هم
این اشک ها اگر که به زخم تنت دواست
ای مرغ بسملم نزن انقدر دست و پا
باور نمیکنم که سرت از تنت جداست!
این شمر لعنتی چه قَدَر دستپاچه است
کار تو را تمام نکرده، پی عباست
از بین جمعیت کسی آمد به پیش و گفت:
یک چاره دارد این تن پاشیده، بوریاست
#شعر_مناجات_سیدالشهدا_ع
#بهمن_ترکمانی
@hadithashk
ز جا برخیز ای سرو رشیدم
بتاب ای نور و خورشید امیدم
بیا جانا به استقبال زینب
چهل روز است رویت را ندیدم
نمیدانی چه آمد بر سر من
از آن روزی که از تو دل بریدم
مرا رخت اسارت گشت بر تن
چهل منزل اسارت ها کشیدم
چهل منزل سرت بر روی نی بود
تنت بر خاک ای سرو رشیدم
امان از کوفه و ازشام بیداد
چه ها در کوفه و در شام دیدم
سر پاکت میان تشت زر بود
ز لبهای تو قران میشنیدم
فدای آن لب و دندان پاکت
که از داغ لب و دندان خمیدم
برادر از پی امید وصلت
دمادم زهر هجران را چشیدم
به نزد تو بسی شرمنده هستم
اگر چه نزد یزدان رو سپیدم
سراغش را مگیر ای جان زینب
که با داغ سه ساله من شهیدم
چو در کنج خرابه دفن گردید
همانجا من لب از خجلت گزیدم
چهل روز از فراقت دیده تر شد
اگر چه خسته جان از ره رسیدم
#اربعین
#جواد_کریم_زاده
@hadithashk
تو را قسم به همین چشم تر حلالم کن
اگر بدون تو رفتم سفر حلالم کن
به قدر ده سفر از درد دل پر است دلم
اگر نمی کنم اکنون حذر حلالم کن
نشد که غائله را زودتر تمام کنم
شده است قافله ات در به در حلالم کن
نشد دو چشم تو را لحظه ای بپوشانم
به روی نیزه شدی خونجگر حلالم کن
من از تنور به جان تو بی خبر بودم
شده است گیسوی تو مختصر حلالم کن
به خاطر من اگر سنگ خورده بر سر تو...
...ز بام ، از دو سه تا خیره سر حلالم کن
زمان حمله ی دشمن به دختران ، دو سه بار
نشد اگر تن خواهر سپر حلالم کنم
ستارگان حرم بین کاخ تا رفتند
خسوف کرد به مجلس قمر حلالم کن
به روی چادر زهراست جایگاه سرت
اگر نشست روی طشت زر حلالم کن
به جای خواندن ذکر و دعا به لب بوده
قنوت من همه شب تا سحر: «حلالم کن»
هنوز دلهره دارم چگونه عرض کنم
ز شام بهر تو دارم خبر حلالم کن...
...رقیه گوشهی ویرانه جان سپرد حسین
نشد بماند اگر بیشتر حلالم کن
و آنچه مانده مرا غیر عذر چیزی نیست
مرا ببخش... ز من در گذر... حلالم کن...
#اربعین
#عرفان_ابوالحسنی
@hadithashk
کوه صبر و وقار یا زینب
از علی یادگار یا زینب
دانش آموز مکتب زهرا
صاحب اقتدار یا زینب
زینت مرتضی تویی بانو
سبب افتخار یا زینب
پیش سیل بلا وغصه و غم
محکم و استوار یا زینب
خطبه های تو تیغ برنده است
همچنان ذوالفقار یا زینب
ای علمدار بعد عاشورا
تو کجا انکسار یا زینب
سینه را کرده ای سپر پیش
دشمن بی شمار یا زینب
تکو تنها تویی و یکلشکر
از یمین ویسار یا زینب
بر روی تل نظاره می کردی
با دلی بی قرار یا زینب
تا حسین از روی فرس افتاد
بین گرد و غبار یا زینب
رو به سوی مدینه کردی و
با دلی بس فکار یا زینب
ناله کردی که این حسین توست
زیر سم سوار یا زینب
هستی ات نیمهجان روی خاک است
اف بر این روزگار یا زینب
وای من که شد تنش هدف
نیزه نیزه دار یا زینب
وای من از غروب روز دهم
خنجر آن نابکار یا زینب
شمر جالس و علی صدره
دادی از کف قرار یا زینب
#حضرت_زینب_س
#مجید_رجبی
@hadithashk
بحق اشک های خواهری که...
به سوز ناله های دختری که...
عزیز فاطمه برگرد برگرد
به قلب ناامید مادری که...
#حضرت_صاحب_الزمان_عج
#سید_مجتبی_شجاع
@hadithashk
این چهل روز جداییِّ تو کم نیست حسین
کوه هم جورکش شدت غم نیست حسین
مُردم و زنده شدم تا به حضورت برسم
قامتم را بنگر! جای قسم نیست حسین
مانده ام بین تو و جذبه ی سقای حرم
حالِ سرگشتگی ام دست خودم نیست حسین
عالمی دیده به الطاف شما دوخته است
برتر از درگهتان باب کرم نیست حسین
خواستم تا همه باشند ولی شرمنده
دختر کوچکتان بین حرم نیست حسین
شکوه ای نیست فقط جمله ی آخر این است
بدتر از شام بلا شهر ستم نیست حسین
#اربعین
#حسن_تقی_لو(سالک زنجانی)
@hadithashk
السلام علیک یا ثارالله
نخ تسبیح دعا را که به ایمان بستیم
دل به آشفتگی زلف پریشان بستیم
باز هم میرسد از راه شهیدی دیگر
وقت بیعت شد و از شوق تو پیمان بستیم
باز در غائلهی جنگ جگردار شدیم
باز سربند به پیشانی شیران بستیم
نام زیبای تو بین المللی شد میثاق،
با کلیمی و مسیحی و مسلمان بستیم
از همان روز که ایوان طلا را دیدیم
چشممان باز شد و راه به شیطان بستیم
اربعین آمد و مشتاقتر از قبل شدیم
پای ششگوشهی تو عهد دوچندان بستیم
یاحسین بن علی! در حرم محترمت
دل به همبستگی و عزّت ایران بستیم
اربعین پای پیاده حرم انشالله
با تو پیمان جدیدیست که با جان بستیم
#اربعین
#مجتبی_رافعی_مالک
@hadithashk
عاشق مشتاق تا آغوش هجران میرود
پابرهنه در پی خار مغیلان میرود
شب به شب سر به بیابان طلب بگذاشتیم
هر که عاشق میشود ، شبها بیابان میرود
کوچه ای خوبست که طی کردنش دردسراست
میل دیوانه به استقبال طفلان میرود
گردن معشوق می افتد گناه عاشقان
گر زلیخا بد شود یوسف به زندان میرود
بیشتر مهر پدر را میکند معطوف خویش
طفل در نزد پدر هر وقت گریان میرود
گر ازاینجا سردرآوردیم ما کار تو بود
گله هر جا میرود با میل چوپان میرود
سفره مهمان ندیده نیست در شان کریم
اول ابراهیم ما دنبال مهمان میرود
گیسوی معشوق را با خون دل باید گرفت
آنچه آسان میرسد از راه آسان میرود
من ترا با قیمت جانم بدست آورده ام
هر کجا اسم تو می آید؛ز تن جان میرود
آبروی فاطمه ما را کنارت راه داد
طفل بازیگوش با مادر دبستان میرود
من دوباره گیر کردم ؛ ضامن آهو کجاست؟
من دلم تا گیر می افتد خراسان میرود
معجزه یعنی همینکه در میان خانه ات
هر که گریان میشود تا خانه خندان میرود
#شعر_مناجات
#علی_اكبر_لطیفیان
@hadithashk
چه خوب میشد اگر بر سر تو بار نبودم
جُزام داشتم اما گناهکار نبودم
بها گذاشتی و "جنس بدفروش" خریدی
نمیخریدی اگر صاحب اعتبار نبودم
وفا نمودی و دیدم، جفا نمودم و دیدی
به پای من تو نشستی و پای کار نبودم
شهیدها همگی بودهاند صید نگاهت
چرا شکار نکردی؟ چرا شکار نبودم؟
بیا و بندهی خود را ببند پیش نگاهت
بلا رسید سرم هرچه در حصار نبودم
مرا به روز سیاه و به خاک تیره نشانید
اگر به پای غلام تو خاکسار نبودم
برای حفظ شعائر اگرچه طعنه شنیدم
اویس عشق تو بودم، فقط شعار نبودم
کبودی سر و رویم، نشان دهندهی این است
که وقت روضهی گودال بیبخار نبودم
سه روز آب نخوردی، گرسنه بودی و روزه
مرا ببخش که مثل تو روزهدار نبودم
اگر نبود نگاه تو از بلندیِ نیزه
در این مسیر، برادر! که بردبار نبودم
#شعر_مناجات_سیدالشهدا_ع
#گروه_شعر_یا_مظلوم
@hadithashk