eitaa logo
حدیث اشک
15.7هزار دنبال‌کننده
166 عکس
256 ویدیو
20 فایل
کانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" http://hadithashk.com اینستاگرام: http://instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @pourrajab70 @asgharpoor53 لطفا درخواست تبلیغات نفرمایید پیام رسان بله https://ble.ir/hadithashk تلگرام: http://t.me/hadithashk
مشاهده در ایتا
دانلود
مونس من بعد تو اندوه و ماتم می‌شود دانه‌های اشک گردنبندی از غم می‌شود ذکر لب‌‌های جهان انا علیه راجعون بر سر ارض و سما خاک دو عالم می‌شود نور در پایین و ظلمت رو به منبر می‌رود بعد تو از هر طرف داغی مجسم می‌شود در فراقت سرمه‌ی خوابی نمی‌آید به چشم روزگار من ز داغت زار و در هم می‌شود می‌نشیند رنگ وحشت بر سر هر منبری شهر بعد تو پر از آه دمادم می‌شود گفت، رودی پس به دریا می‌رسی آرام باش مژده‌ی وصلت چنین بر داغ مرهم می‌شود @hadithashk
راه تو راه خدا راه مسلمان شدن است راه تو جاده‌ی سلمان شدن انسان شدن است آمدی تا که زمین را بتکانی با خود تا که ما را برسانی برسانی تا خود آمدی تا همگی مردمِ آزاد شویم آمدی تا که اباذر، همه مقداد شویم بت شکستی و زدی ریشه کافرها را نه فقط بت، که شکستی تنِ بُت‌گرها را راه ما را به خدا یک شبه کوتاه کنی همه را یک دل و یک قبله و یک راه کنی سنگلاخ است اگر عزم رسیدن دادی باتلاق است اگر بال پریدن دادی تا زمان تو جهان این همه نامرد نداشت دید عالم که قدم‌هات عقبگرد نداشت آمدی تا که شبیه تو به میدان برویم مرد گردیم و همه در دل طوفان برویم تا بمانیم و فقط بیرق این راه شویم تا همه جلوه‌ای از نصر من الله شویم سر زِ بیگانه بگیریم اگر باید رفت یا دلیرانه بمیریم اگر باید رفت تو زدی بر شب و شمشیر خدا همراهت که خدا گفت برو ، شیر خدا همراهت نیست بیمی ز حرامی که علی را داری چه غم از ازرق شامی که علی را داری چه خیالی است زِ خیبر که علی پیش تو است عمرود هست چه بهتر که علی پیش تو است ما شنیدیم سر ماذنه‌ها راهت را اشهد ان علی ولی الله ات را @hadithashk
بی تو بی‌صبر و شکیبیم پس از تو ای وای ما در این شهر غریبیم پس از تو ای وای جان من جان علی ای تن تبدار بمان چشم بگشا به روی این همه اصرار بمان رحم کن بر من و بر چشم پریشان علی بینِ بستر چقدر آب شدی جان علی وای از این داغ که بعد تو مقدر شده است از هم اکنون غم ما چند برابر شده است بی تو کس حلقه‌ی کاشانه‌ی ما را نزند غیر جبریل در خانه‌ی ما را نزند بعد تو هیچ سَری سر به عزایم نکشد جز علی هیچ کسی آه برایم نکشد هیچ کس غصه‌ی این بیت عزا را نخورد کس به جز آتش و هیزم غم ما را نخورد کاش گویی که چرا عهد مرا می‌شکنید در این خانه عزیز است چرا می شکنید کاش باشی و سرم را روی دامان بکشی باز دستی به سرم در شب هجران بکشی کاش باشی و بگویی که زمانی مانده میخِ در را زِ درِ خانه علی جان بکشی! کاش باشی و به جای حسن از کوچه مرا ببری و غم این کودک گریان بکشی کاش باشی و به جای علی و فضه و من میخ در را خودت از پهلوی سوزان بکشی کاش باشی و مرا نیمه‌ی شب خاک کنی مرتضی را به روی شانه سلمان بکشی کاش باشی و کِشی تیر زِ تابوت حسن آه از فرق علی، دادِ دو چندان بکشی کاش باشی به غمِ کرببلا جای حسین منت آب برای لب طفلان بکشی تا نمرده است رُبابت بروی پشت حرم تیر از حنجره‌ی بچه‌ی بی جان بکشی کاش دنبال حسینم ته گودال روی دست را روی جراحات فراوان بکشی تا که شاید نکشند از بدنش پیرهنش لااقل پارچه‌ای بر تن عریان بکشی جای زینب برسی آب به گودال بری نیزه را از وسط سینه‌ای عطشان بکشی چادری سوخته یا معجری از ما رویِ... ...گیسوی سوخته در شام غریبان بکشی کاش در بین حرم چادر اولاد مرا از زیر چکمه‌ی آن چند مسلمان بکشی @hadithashk
خواهم که امشبی به دلم اقتدا کنم بعد از خدا به نام حسن ابتدا کنم با سوز نای مرغ غزلخوان شب شکن تا صبح بیکرانه هو الهو ندا کنم با جذبه ی جمال رخش در حریم دل بیتی برای شعر و تغزل بنا کنم خواهم تمام اهل کرم را در این غزل با قطره ای ز جود حسن آشنا کنم شرمنده ام ز خامی این ادعای خویش بهتر که باز هم به خودش التجا کنم دل برده از کسی که دل از خلق برده است آخر چگونه وصف کمالش ادا کنم گر ذره ای جدا شود از او خیال من لازم شود که شعرخودم را قضا کنم گویم کلام آخر خود را در این غزل تا اینکه ختم این سخن نارسا کنم او مجتبای عالم خلقت گرفته نام باید حساب کار وی از کل جدا کنم شایسته است در پس این وصف ناتمام سالک شوم نظر به ره مجتبا کنم (سالک زنجانی) @badithashk
فاطمه(س) سربازِ بی چون و چرای حیدر(ع) است فاطمه(س) محوِ جمالِ دل رُبای حیدر(ع) است فاطمه(س) اُمّ الْاَئمّه ، دخترِ خورشید و ماه دلبر و دلدار و یارِ با وفای حیدر(ع) است با کریمان نیست مشکل راهِ حلّ کارها این صِفَت تنها به دستِ مجتبای حیدر(ع) است هیچ فرقی بین درس کربلا و کوفه نیست مسجد و محرابِ کوفه کربلای حیدر(ع) است مَن طلا می خواهم و دنیا نَدارد غیرِ سنگ سهمِ من در زیرِ ایوانِ طلای حیدر(ع) است با علی بودن همانا ، با خدا بودن همان چون که عالَم تحتِ فرمانِ خدای حیدر(ع) است فاتحِ خیبر به نقلِ اهل سنّت هم علی‌ست این مثالی از شُکوه و از وِلای حیدر(ع) است جز بَیانِ حَق ندیدَم در کلامِ مرتضی شاهد این ادّعایم خطبه های حیدر(ع) است مرتضی با حَق و حَق هم با عَلیِ مرتضاست حق وَقار و حق تَبار و حق صفای حیدر(ع) است خیبر و احزاب و بَدر و عادیات و هَل اَتی... یک جهان مبهوت و ماتِ ماجرای حیدر(ع) است « لا فَتی اِلّا عَلی لا سَیْف اِلّا ذوالْفَقار » بر لبِ جبریل هم مدح و ثنای حیدر(ع) است مصطفی شد شهرِ علم و منطق و برهان و دین بابِ شهرِ مصطفی(ص) قطعاً لِقای حیدر(ع) است منبرِ پاکِ محمّد جای اهلِ فتنه نیست این حریمِ با صفا تنها برای حیدر(ع) است مشهد و قم و دمشق و کاظمین و سامرا... هر بهشتِ دلگشا زائرسرای حیدر(ع) است من نمی خواهم بهشت و قصرهای نقره را جنت الماوای رضوان زیر پای حیدر(ع) است درد داری در بدن؟ این درد بر تو نوش جان چون علاج درد عالَم با دوای حیدر(ع) است واژه ها بسیار در وصفِ علی امّا زبان عاجز از توصیف و شرحِ یک هجای حیدر(ع) است حیدری ام حیدری ام حیدری ام حیدری کسبِ این توفیقِ والا خود عطای حیدر(ع) است من صله می خواهم از دستِ امیرالمومنین بارالها آرزویم یک دعای حیدر(ع) است هر که شد یار حیا و غیرت و عدل و نماز لایقِ احسان و لطف و مرحبای حیدر(ع) است « اِکْفیانی وَانْصُرانی یا مُحمّد یا علی » خواندنِ ذکرِ فرج کارِ گدای حیدر(ع) است لشکرِ روزِ ظهورِ حضرتِ صاحب زمان(عج) با خلوص و با اَدب تحتِ لِوای حیدر(ع) است ( دانا شکیبا ) @hadithashk
در وصف ذات، صحبت ما احتیاج نیست زیرا که در صفات خدا «احتیاج» نیست باید به بال رفت و درآورد گیوه را در بارگاه قرب تو پا احتیاج نیست تو بی ‌وسیله هم بلدی معجزه کنی دست تو را به لطف عصا احتیاج نیست بوی طعام سفره، خودش می‌کشد مرا تا خانه‌ی تو راهنما احتیاج نیست خواهش نکرده اهل کرم لطف می‌کنند این جا به التماس گدا احتیاج نیست اصلاً پی معالجه ی این جگر مباش "بیمار عشق را به دوا احتیاج نیست" محشر برای رو شدن اعتبار توست کی گفته است روز جزا احتیاج نیست؟ تو با سکوت کردن خود، جنگ می‌کنی تیغ تو را به کرب و بلا احتیاج نیست ××× وقتی نداشت مادر تو سنگ قبر هم دیگر تو را به صحن و سرا احتیاج نیست @hadithashk
شادم که بند بند دلم پاره میشود این دل رها ز داغ جگر خواره میشود زهر آمد از دلم غم زهرا برون کند گاهی به زخم زخم دگر چاره میشود از زهر مهلکی جگرم پاره پاره شد کان را به سنگ اگر بزنی پاره میشود یارب به جز محبت و خوبی ز من چه دید آن همسری که قاتل و مکاره میشود با نرم تر از آب دلی چون دل حسن قلبی چگونه سخت تر از خاره میشود باور نکن ز قتل حسن خصم شد خلاص از نو به فکر ظلم دگر باره میشود از تیر خوردن تن من در کفن عدو بر بام رفته سرخوش نظاره میشود از تیرهای فتنه ی فتانه ای تنم خونین کفن ز خصم ستمکاره میشود خواهند اگر به جنب نبی مدفنم شود دشمن به جنگ' دست به غداره میشود بر روی دوش هاشمیان هر طرف روان این پیکر من است که آواره میشود هر مرثیت به رنگ غزل درنیآمده است مرثیت "یتیم" غزلواره میشود @hadithashk
دو ماه از داغ حسینم سوختین اجر گریه تون فقط با خودمه انقدر درد و غمش زیاده که هر چی گریه بکنین بازم‌کمه اون حسینی که توو یک روزِ بلند درد و زخم و غم و اضطرابو داشت یه ابالفضل یه سکینه چند علی تووی خیمه و خونش ربابو داشت امشبو عزیزای دلم بیاین واسه ی راز دارِ من گریه کنین روی مادرو زمین نمی زنین؟ یک شبو برا حسن گریه کنین... خیلی تنها و غریبه پسرم یار که هیچی تو بگو یه هم زبون زائری دور و برِ قبرش نیست نه حرم نه ... تو بگو یه سایه بون... خیلی تنها و غریبه پسرم... درد و غصه هاشو هیچوقت ندیدن از باباش غریب تره بین نماز سجاده از زیر پاش می کشیدن... خیلی تنها و غریبه پسرم رد سیلی روی گوش من دیده روضه ها و مرثیه های منو شنیدین همه ولی حسن دیده توو چهل سال بعد کوچه حسنم خشک نشد یه ثانیه چشم تَرِش... زهر شوخیه برا داغِ دلش... تووی کوچه پاره شد اون جیگرش... بچه های من عزیزای دلم غم و غصه هاتونو من میخرم... یک شبو برا حسن گریه کنین... خیلی تنها و غریبه پسرم..... @hadithashk
دم باب الجواد فهمیدم بی تو دار و ندار من هیچه یه زیارت برام کافی بود تا بفهمم کریم یعنی چه همه ی خادمات فهمیدن دست من خالیه بدهکارم دست خالی نذار برگردم درِ این خونه آبرو دارم از همون بچگی توو رویاهام خودمو گوشه ی حرم دیدم تو رُ توو لقمه ی حلال پدر توو دعاهای مادرم دیدم قبل از اینکه به تو سلام کنم تو جواب سلاممو دادی من اسیرم بگیر دستامو برسونم به صحن آزادی نمک سُفرمی امام رضا زخممو مرهمی امام رضا کسی حرف منو نمی فهمه تو فقط مَحرمی امام رضا @hadithashk
امشب شب یتیمی اولاد آدم است "سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است" شهر مدینه! سایه‌‌ی سر داشتی..،چه شد؟! ای کودک یتیم ! پدر داشتی..،چه شد؟! آن مردِ دردمند که دلسوز بود ، رفت شصت و سه سال خاطره ی خوش ، چه زود رفت بُغضی عمیق در نفس کوچه ها نشست جان جهان ، امین زمان می رود ز دست وقت عروج قُدسی خَیْرُالاَنام شد منبر به گریه گفت به مسجد : تمام شد! قابی برای گریه‌ی ما جا گذاشته آئینه تاب سنگ غمش را نداشته تاریخ از توان قلم نااُمید شد لفظ وفات چیست؟! پیمبر شهید شد فتنه ، دسیسه ، مکر فراوان شروع شد با رفتنش وقاحت شیطان شروع شد دیو زمانه شمع مبین را به غار بُرد لعنت بر آنکه لفظِ " لَیَهجُر" به کار بُرد تنهایی علیِ جوانش چه می شود دلواپسی فاطمه جانش چه می شود بعد از رسول ، خانه‌ی شادی خراب شد سیلی به زن زدن وسط کوچه ، باب شد دست حرامزاده به صورت چنان نشست قلب مطهر نوه‌ی ارشدش شکست آن در که بابِ عرض سلام رسول بود افتاده بود در قفس شعله ، بین دود آن دختر‌ی که میوه‌ی جان پیمبر است آسیب‌دیده‌ی ضَرَبات دم در است این غم به جان اُمَّت شیعه حواله شد گلبرگ یاس در دل آتش مُچاله شد @hadithashk
سلام امام رضا بازم اومدم مزاحمی که غصه شو آوورده شادی هاشو نمیاره برات که... دوباره اشک و گریه شو آوورده حاجتِ اولم رو یادت میاد؟ بیسته ریاضیِ دبستانمو؟ یادته گفتم شما یادم بده با صوت بخونم دیگه قرآنمو... سواد نداشتم که درست بخونم غلط میخوندم زیارت ناممو آخره هر ثلث توو حرم میگفتم درست بکن نمره ی کارناممو... بزرگترم شدم برا نوشتن جوهرِ خودکارمو از تو خواستم جوون شدم پول توو جیبم نداشتم رونقِ هر کارمو از تو خواستم... الان دیگه یه آدمه بزرگم تمومه باورم رو از تو دارم شما نبودی کی به من زن می داد... می دونم همسرم رو از تو دارم... پناه من ؛ وجود من ؛ امیدم توو حرمت توو یک جهانه دیگه ام.. یه حرفای دیگه دارم باهات که پای ضریح میگم توو شعر نمیگم... یه چیزه دیگه من ازت میخوام که بی نیاز از نگاهه مردمم کن این دفعه که حرم بودم بی زحمت توو واحدِ گمشده ها گمم کن... @hadithashk
‌ پناهِ امنِ هر دلواپسی ، نورِ شبای تار... میام سمت حرم سمت خدا میره دلم انگار... توو اقیانوسِ صحنِ جامع ، غرقم توو امید آقا... مزاحم ، سر زده ، با غصه ...همسایت رسید آقا... توو صحنت می چشم من مزه ی روزای بهتر رو... تو معنی می کنی الجار ثم الدارِ مادر رو.... سلام ای مهربونِ خاندانِ مهر و آقایی... زیارت اومدم ....من مطمئنم که تو اینجایی... تو اینجایی و عطر بودنت پاشیده توو اینجا... تو اینجایی و نور صورتت می تابه روو دنیا... حضورت باعث آرامش محض حرم میشه... داره بارِ گناهِ زائرات هر لحظه کم میشه... کسی که تشنگی شو آبِ سقاخونه می گیره... یقین دارم دمِ جون دادنش تشنه نمی میره... دمِ شیپورِ نقاره خونت زنگِ دعا میشه... با هر ضربه به روی طبل ، صد حاجت روا میشه... میگیره هر ملک از گنبدت روزیِ سالش رو... تبرک میکنه جبریل از گلدسته بالش رو... ‌من هیچ وقت دست خالی برنگشتم از حرم سلطان... تمومه زندگیمو از تو دارم...نوکرم سلطان... @hadithashk