پناهِ امنِ هر دلواپسی ، نورِ شبای تار...
میام سمت حرم سمت خدا میره دلم انگار...
توو اقیانوسِ صحنِ جامع ، غرقم توو امید آقا...
مزاحم ، سر زده ، با غصه ...همسایت رسید آقا...
توو صحنت می چشم من مزه ی روزای بهتر رو...
تو معنی می کنی الجار ثم الدارِ مادر رو....
سلام ای مهربونِ خاندانِ مهر و آقایی...
زیارت اومدم ....من مطمئنم که تو اینجایی...
تو اینجایی و عطر بودنت پاشیده توو اینجا...
تو اینجایی و نور صورتت می تابه روو دنیا...
حضورت باعث آرامش محض حرم میشه...
داره بارِ گناهِ زائرات هر لحظه کم میشه...
کسی که تشنگی شو آبِ سقاخونه می گیره...
یقین دارم دمِ جون دادنش تشنه نمی میره...
دمِ شیپورِ نقاره خونت زنگِ دعا میشه...
با هر ضربه به روی طبل ، صد حاجت روا میشه...
میگیره هر ملک از گنبدت روزیِ سالش رو...
تبرک میکنه جبریل از گلدسته بالش رو...
من هیچ وقت دست خالی برنگشتم از حرم سلطان...
تمومه زندگیمو از تو دارم...نوکرم سلطان...
#امام_رضا_ع
#مصطفی_جلیلی_نژاد
@hadithashk
گیراتر از اسم مصطفی باده نشد
توحید بدون حب او ساده نشد
در کل تواریخ بشر هیچ کسی
بهتر ز محمد امین زاده نشد
#حضرت_محمد_ص
#بهمن_ترکمان
@hadithashk
پیامبراکرم صلیاللهعلیهوآله
آنقدر در میان ما
غریب و ناشناخته است،
که از اینکه به او بگوییم:
شهید
مضایقه میکنیم!
بابا مدام در بر تو می زنم به سر
یا که مرو یا که مرا همرهت ببر
از سوز زهر سوختی و بستری شدی
تو سوختی و من شدم از غصه خونجگر
بابا مرو که سخت دلم شور می زند
با رفتن تو بی کس و تنها شوم پدر
ای وای از غریبی و تنهایی علی
ای وای از فشار در و ضرب میخ در
من غصه ی خودم نخورم ای پدر،که من
بهر علی کنم همه دم سینه را سپر
ترسم ز محسن است بماند به زیر پا
ترسم که له شود بدن کوچک پسر
یک لحظه چشم بی رمق خود گشا به من
از کربلا و تنگی گودی بده خبر
در وقت احتضار سبک هست سینه ات
اما تن حسین شود معبر گذر
#شعر_شهادت_حضرت_محمد_ص
#شعر_شهادت_پیامبر_اسلام
#حضرت_زهرا_س
#محمود_اسدی
@hadithashk
چقدر صورت در آینهست پیرتر از من
برای دیدن رویت بهانهگیرتر از من
مگر تو گوش کنی، آینه شبیه به سنگیست
که از شنیدن این شِکوِههاست سیرتر از من
به ارتفاع تو و گنبدت قسم، که نیامد
به خاکساری تو هیچکس حقیرتر از من
مقام نیست در این کهکشان رفیعتر از تو
پرنده نیست در این آسمان اسیرتر از من
مرا مگیر به آلودگی و سربههوایی
که نیست در حرمت شرم سربهزیرتر از من
دوباره معجزۀ شوق را ببین که چگونه
رسیده باد به پابوسی تو دیرتر از من
در آستان محبت خلافِ قاعده عُرف است
که من رهاترم از باد و او اسیرتر از من
رسیدهام من و سر تا قدم شکست و نیازم
نباش منتظر زائری فقیرتر از من
ببار بر منِ جانتشنه، ای لطافتِ مطلق
که نیست زیر هزار آسمان کویرتر از من..
مؤدّبانهترین شکل عرضِ حال، سکوت است
که اشک حال مرا گفته دلپذیرتر از من
#شعر_مناجات_امام_رضا_ع
#هادی_جانفدا
@hadithashk
شان مزار مجتبی در این سرا نیست
جز عرش هرجای دگر باشد روا نیست
سائل طلب ناکرده اینجا پادشاه است
دوروبر ربالکریم اصلا گدا نیست
وقتی گره کور است باید یاحسن گفت
نامی شبیه نام او مشکل گشا نیست
کار طبیبان رونقی اینجا ندارد
نام حسن هست و نیازی بر دوا نیست
ایوان فقط ایوان زیبای حسن جان
عرش خدا هم مثل اینجا باصفا نیست
باید خدا سازد فقط ایوان او را
شان مزار مجتبی در این سرا نیست
#شعر_مناجات_امام_حسن_ع
#سید_حسین_آقامیری
@hadithashk
از پریشان شدنم بستر من ریخت به هم
بنگر از زهر،که بال و پر من ریخت به هم
جگرم پیشتر از زهر جفا سوخته بود
جگرم پاره شد و خواهر من ریخت به هم
جگرم سوخته از خنده ی قنفذ باشد
باورم نیست چنین باور من ریخت به هم
با تو سربسته بگویم که درآن کوچه،چه شد
مادرم پیش دو چشم تر من ریخت به هم
دست من بود به دستش که ره ما سد شد
بی هوا زد به رخ مادر من ریخت به هم
وسط کوچه سر مادرمان پایین بود
تا زمین خورد همه پیکر من ریخت به هم
سر او خورد به دیوار به یک ضربه ولی
تا که دیدم سر او را سر من ریخت به هم
زینبم گریه ی تو قلب مرا می شکند
ار تماشای تو خاکستر من ریخت به هم
پهلویم چکمه نخورده ست چرا بی تابی
فکر کردی نکند حنجر من ریخت به هم
چون به گودال رسیدی بگو از سوز جگر
غیرت الله ببین معجر من ریخت به هم
#شعر_شهادت_امام_حسن_ع
#محمود_اسدی
@hadithashk
جانی نداشت تا که روی پا بایستد
ای جان فدای آنکه نشد تا بایستد
آتش گرفته است کسی که برابرش
از احترام، پهنهی دریا بایستد
او برکت زمین و زمان است، حق بده
کم مانده است نبض دو دنیا بایستد
دارد عبا به سر به سوی حُجره میرود
هی مینشیند و به تقلا بایستد
در پیش مادرش به زمین خورد و هرچه کرد
اما نشد مقابل زهرا بایستد
بی فایده است هر چقدر ناله میزند
این آتش جگر چه کند تا بایستد
در را که بست دید جواد آمده ولی
کودک چگونه از غمِ بابا بایستد
تا سر گذاشت روی زمین دید کربلاست
کم مانده قلب زینب کبری بایستد
تا سمت خیمهها نروند آن حرامیان
بر نیزه تکیه داد خدایا بایستد
در بینِ نیزهها که به پهلو نشستهاند
شمر آمده به سینهی آقا بایستد
#شعر_شهادت_امام_رضا_ع
#حسن_لطفی
@hadithashk
گریهکُن ها همه از داغ رضا گریه کنید
شده مسموم ولی نعمت ما گریه کنید
پاره قلب پیمبر جگرش پاره شده
به جگر سوخته زهر جفا گریه کنید
خواهرش نیست که بر بی کسیاش گریه کند
جای معصومه مظلومه شما گریه کنید
گل بیارید و به همراه زنان نوغان
به غریبی غریب الغربا گریه کنید
یاد آن لحظه که آن نور دل آل عبا
آمد اما به سرش داشت عبا گریه کنید
دو قدم رفته نرفته به زمین می افتاد
سخت شد کارِ معین الضعفا گریه کنید
نا ندارد که سر از روی زمین بردارد
دستگیر همه افتاد زپا گریه کنید
پسرش آمد و برداشت سرش را از خاک
بعد از این بر غم شاه شهدا گریه کنید
پسرش آمد و سیراب از این دنیا رفت
همه بر تشنه لب کرببلا گریه کنید
بهر آن کشته لب تشنه که آبش دادند
با سرِ نیزه و شمشیر و عصا گریه کنید
باغریب الغربا بهر غریب گودال
که بریدند سرش را زقفا گریه کند
#شعر_شهادت_امام_رضا_ع
#عبدالحسین_میرزایی
@hadithashk
گریه بر چشم غزل افتاده از تدفین او
اینکه میآید به سویش تیر در تکفین او
زخمها قبل از شهادت نیز مهمانش شدند
میهمان آن دل پرغصه و خونین او
غصهی سیلی و آتش، غصهی در مانده است
بیشتر از زهر سوزانده دل غمگین او
حافظ اسلام و دین و پیروان راستین
صلح بوده در حقیقت راه و رسم دین او
حلقهی وصل زمین و آسمان را خواندهاند
هم مذلالمومنین، هم گفتهاند نفرین او
مرهمی هرگز ندارد زهر کین بر زخم دل
جز بیاید خواهرش یک لحظه بر بالین او
در پی زینب حسین بن علی هم آمده
تا که باشد مایهی آسایش و تسکین او
در حقیقت اینکه پیکر میرود سوی بقیع
وعده داده حضرت خورشید در تمکین او
آرزویم هست در دنیا و بعد از مرگ خویش
سهم من باشد نمک از سفرهی رنگین او
#امام_حسن_ع
#احمد_علمدار
@hadithashk
ای ضامن آهو رضا، شاه خراسان
ای هشتمین نور خدا، ای ماه تابان
ای قبلهی حاجات و ای نور خدایی
با نور تو شد راه حق هموار و آسان
حصن حصینی، شرط اصل و ناب توحید
در سلسله خواندم شروطط را رضا جان
امید هر درمانده و نومید هستی
فرمانبرم من دوستت دارم به قرآن
رفتی اگر چه با غریبی، ای رضا جان
شد مرقد تو قبلهی آزادمردان
تا سرکشیدی جام زهری در غریبی
عالم ز داغ و سوگ و هجرت شد پریشان
یاد حسن، یاد حسین و کربلایش
یاد عطش، یاد غریبیهای طفلان
دردی به خود بدتر از این دنیا ندیده
در ماتم و اندوه تو، زهراست گریان
گرچه گنهکارم، ولی دل بستهام من
بر رحمت و بر لطف تو، ای شاه و سلطان
ای کاش روزی قسمت ما نیز باشد
جان دادن اندر صحن تو، در پای ایوان
فصل بهار این جهان بودی و رفتی
آمد خزان بعد از تو در طوس و خراسان
#امام_رضا_ع
#احمد_علمدار
@hadithashk
مبارک شد قلم تا نقش بندد نام سلطان را
علی موسی الرضا، هشتم امام حی سبحان را
امام مهربانی ، مهرتان همواره جاویدان
بدون فیضتان هرگز ندیدم مهر تابان را
تو ای شمس الشموس از دوری ات منظومه مبهوت است
جهان طاقت ندارد بی شما خورشید پنهان را
عبا بر سر مگیر ای مه، بتاب ای ماه عالم تاب
مکن محروم از تابیدن خود ملک ایران را
تو سکانی و شأنت تکیه بر دیوار دادن نیست
کسی از بهر دلداری عصا آرد سلیمان را
چگونه آسمان طاقت بیارد این مصیبت را
چو بیند سرو رعنای شهی افتان و خیزان را
کشیده پای خود را بر زمین جای قدم، انگار
به سختی می کشد بر خاک کوچه، خط پایان را
فغان از زهر ظلم ظالمان، ای چرخ شاهد باش
که بنشانده است بر روی زمین شاه خراسان را
مرام دعوت و مهمان نوازی نیست شاهد باش
یزیدی بار دیگر می کُشد از کینه مهمان را
جوانی نیست تا گیرد امامش را در آغوشش؟
جگر می سوزد و این حال، آتش می زند جان را
نه خواهر هست تا بر پیکر او اشک غم ریزد
نه طفلش، تا بگیرد بر کف، آن دستان لرزان را
هوای دل به یاد غربتت ابری شده است آقا
که جاری کرده از چشمان خشکم سیل باران را
چه کرده مهر تو با مردم نوغان که در سوگت
بیاوردند بهر پیکرت گلهای ریزان را
فراموشم نشد جدّ غریبت، سنگها، گودال
اگرچه دیده ام گلریزی زنهای نوغان را
کفنها بهر تو آورده اند اما به یادم هست
تن جد غریبت روی رمل داغ، عریان را
به یاد روضه ی یابن شبیبت گریه ها کردیم
حسین کشته در کرب و بلا با کام عطشان را
خدا را شکر از بالای زین آقا نیفتادی
خدا را شکر این قامت ندیده پای اسبان را
فدای بخشش و لطفت، فدای گردش چشمت
تو یکجا داشتی هر آنچه که دارند خوبان را
لطیفِ همنشین با مرم مسکینِ حاجتمند
نمایان کرده ای با مهربانی، لطف رحمان را
رسیدم تا به مشهد تا که بوسیدم ضریحت را
چرا دیگر بخواهم از خدایت باغ رضوان را
بیا تا مرقدش بنگر که او با خلق مانوس است
بیا سیراب شو آن چشمه ی همواره جوشان را
#شهادت_امام_رضا_علیهالسلام
#جواد_محمودآبادی
@hadithashk