eitaa logo
حدیث اشک
15.7هزار دنبال‌کننده
166 عکس
256 ویدیو
20 فایل
کانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" http://hadithashk.com اینستاگرام: http://instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @pourrajab70 @asgharpoor53 لطفا درخواست تبلیغات نفرمایید پیام رسان بله https://ble.ir/hadithashk تلگرام: http://t.me/hadithashk
مشاهده در ایتا
دانلود
مست از سبوی چشم تو انگور ناب هم مخمور باده های تو حتی شراب هم گر پرده از رخت بکشی کم بیاورد از نور روی ماه شما آفتاب هم از عطر زلف شب شکنت مست می‌شوند اسپند و عود و عنبر و مشک و گلاب هم بر سرخی لبان شما غبطه می‌خورد حتی عقیق سرخ یمن در رکاب هم جبریل و جن و انس و ملک عبد درگهت این را شنیده‌ام ز لب بوتراب هم هر صبح خود به نام تو آغاز می‌کنم حتی اگر که نشنوم از تو جواب هم من تا همیشه نام تورا جار می‌زنم می‌خوانمت به عرصه‌ی صبح حساب هم دم می‌زنم فقط ز تو و خاندان تو حتی اگر شود ز غمت دل کباب هم آقا مرا به جان بتولت محل بزار تلخ است کام من، تو به کامم عسل بزار مقصود عشق، حب نبی در غزل بوَد صل علی محمد و آلش عسل بوَد در پیچ میم اسم تو عشاق مانده‌اند الکن ز وصف نام تو شیخ اجل بود شمس و قمر ز نور رخت گشته منجلی یک انشعاب خال لب تو زُهَل بود امضای حب ناب نبی در ید علی‌ست پس بی علی، حب نبی بی محل بود خیر و العمل صراط و توو راه حیدر است عالِم بدون حب علی بی عمل بود آن زاهد زمانه و آن شیخ راه هم بی عشق مرتضی به خدا که دغل بود آن کس که مِهر پاک علی در دلش نرفت در بحث پاک زادگیِ او خِلَل بود محشر اگر که کار به دست پیمبر است این مرتضی علی‌ست که میزان محشر است @hadithashk
رویید چو عطر گل حیاتی دیگر در مکه و یثرب، برکاتی دیگر بر خاتم انبیا محمد صلوات بر حضرت صادق صلواتی دیگر @hadithashk
سنگ حَجَر نشانه ی خال او باغ بهشت است به دنبال او زمزمه ام هفده ماه ربیع سلام بر "محمد و آل" او ### از عرش پیام سرمدی آوردند به به چه مَه زبانزدی آوردند در روز ولادت " امام صادق " یک دسته گل محمدی آوردند @hadithashk
شده خورشید و به جان ظلمات افتاده لرزه بر هیمنه ی لات و منات افتاده چشمه ی عشق تو جاوید کند هستی را خضر بیهوده پی آب حیات افتاده نه فقط شعر، که شور از هیجان میرقصد و کلاه از سر مست کلمات افتاده تو رسیدی و زمین پر شده از رایحه ات گل به گل باغ پی این نفحات افتاده روی هر واژه سیاه است اگر در خور نیست قلم از خشکی ذوقش به دوات افتاده تا مگر مهر قبولی بزنی بر این شعر دست هر بیت به پای صلوات افتاده @hadithashk
عجب شمیم بهاریست در هوای حجاز هَزار ها همه مشغول نغمه و آواز به روی خلق بود باب رحمت حق باز شکست طاق و خموش آتش از چنین اعجاز به روی عالمیان لطف حق هویدا شد همین که چشم محمد به آمنه وا شد نگشته است کسی از مقام او آگاه عذار چون قمرش طعنه میزند بر ماه نظر چو کرد عمویش به صورتش آنگاه ربود دل ز ابوطالب او فقط به نگاه عجب روی نمکینی چه جلوه ای دارد به مقدمش ز سما هم ستاره میبارد شده زمین و زمان بر مدار او تنظیم تمام کون و مکان پیش امر او تسلیم هر آنچه هست خدا کرد بر نبی تقدیم کند فرشته ی حق در برابرش تعظیم که احمد است بهانه تمام خلقت را تمام کرده خدا با شما نبوت را به عصر جاهلیت داده ای تمدن را ز دوده ای حسد و شرک و ظلمت از دنیا شکسته اند به دست تو لاتَ وَ الْعُزیٰ همیشه محو صدای شماست غار حرا بخوان به صوت حجازی دو آیه از قرآن بخوان که با نفست اهرمن شود انسان بگو به مردم عالم ره صواب علیست خلیفه کیست ز بعد نبی جواب علیست به وقت ذکر، یقین ذکر مستجاب علیست کسی که گشت به راه تو انتخاب علیست «قسم به اشهد ان لا اله الا الله تو آمدی که بگویی علی ولی الله » محب حیدرم و جان فدای اولادش کسی که خصم شما گشته سوخت بنیادش فدای صادق و ایل و تبار و اجدادش منابر است که زینت گرفته با یادش حدیث اوست که شیعه دیار عاشق هاست و زنده شیعه به صادق و قال صادق هاست رئیس مذهب من صادق است و جعفری ام به لطف همت صادق همیشه حیدری ام پدر بزرگ رضا میکند چه دلبری ام به نطق حضرت صادق از آن دو تن بری ام نگین حب علی مثل در نایاب است نکرد هرکه برائت از آن دو کذاب است میان شادی و عشق و میان شور و ترب شب ولادت و قلبم مدینه رفت امشب به یاد گنبد خضرا و نام تو بر لب به یاد صحن خراب بقیع دل در تب که آتش است دل «عابس» از فضای بقیع هنوز غرق به خاک است آن مزار رفیع @hadithashk
سراسر غم و درد و رنجم ولی تو به هر درد و رنجی طبیبی محمد رفیقی چنان تو کجا می توان یافت حبیبی حبیبی حبیبی محمد شود از شمیم تو جنت معطر به زیر قدم هات تربت معطر روایات تو بی نهایت معطر تو خوشبوتر از عطر سیبی محمد تو حقی و هر چه به غیر از تو باطل ز شان تو همسایه ات بود غافل به تو ناسزا گفت و تو در مقابل جوابی ندادی، نجیبی محمد تو بالاتر از جمع دانشورانی چو خورشید در بین پیغمبرانی حریف تمامی جنگاورانی تو از هر نظر بی رقیبی محمد تو اهل کرم بوده ای بی بهانه به مردم نگاه تو بود عاشقانه سخن گفته ای با همه صادقانه کسی را ندادی فریبی محمد به هر گویش و هر زبان آشنایی بدون تکلف بدون ریایی تو زیباترین بیت شعر خدایی فصیحی بلیغی ادیبی محمد به مظلومی تو ندیده است دنیا تو را زهر از پا در آورده اما چگونه شهیدت نخواندند جانا بمیریم خیلی غریبی محمد @hadithashk
انالله و انا الیه الراجعون جناب آقای امیر فرخنده شاعر گرامی اهل بیت درگذشت پدر گرامیتان را خدمت شما و خانواده محترمتان تسلیت عرض می کنیم انشالله با اهل بیت ع محشور بشن
هر کس که علی شد همه‌ی دار و ندارش قربان علی شد، همه‌ی ایل و تبارش آن کس که بود خاک در حیدر کرّار آید همه بوی خوش حیدر، ز مزارش ما را به سر زلف شکن در شکن او با عطر خوش گیسوی چون فصل بهارش بستند و سر ما ببریدند و خود او ما را به دو تیغ نگهش، کرده خمارش از بین دو لعل لب او، قند و شکر ریخت ای نازم از آن هیبت و ایثار و وقارش دل‌داده‌ی حیدر، بود آزاده‌ی عالم چشمان علی، قلب مرا کرده شکارش ما بنده‌ی دربار نجف، خاک در او قربان کرم‌خانه‌ی مولا و دیارش توصیف علی را همه خلقت نتواند این بنده چه گوید که بود وصف عیارش؟ در وصف تو، ای شاه دو عالم! چه بگویم؟ قربان لبان تو و لعل چو انارش جز حضرت حقّ، وصف تو را کس نتواند مات رخ زیبای تو شد، لیل و نهارش عالم همه یک کوچه ز شهر نجف توست ای آن که بود شمس و قمر، بین مدارش! @hadithashk
رو به کسی نمی کنم مگر به شاه لوکشف آنکه نجف رفته دگر رو نکند به هر طرف ره به کمال می برم گر برسم بر این هدف 《طالع اگر مدد دهد دامنش آورم به کف وربکشم زهی طرب ور بکشد زهی شرف》 هیچ دری نمی زنم جز در سلطان نجف ذکر علی که می برم پر شود از گوهر دهن خوشتر از او نیامده عالم عشق را سخن دست ز او نمی‌کشم گرکه شود تنم کفن 《طرف کرم ز کس نبست این دل پر امید من گر چه سخن همی برد قصه من به هر طرف 》 شکر شدم در این جهان بی سرو سامان  نجف یار کجا و من کجا عرش کجا و بال من خاک ره قنبر او مرتبت کمال من طاق فلک به وهم اگر هم بشود هلال من 《ابروی دوست کی شود دستکش خیال من کس نزده است از این کمان تیر مراد برهدف》 به جای ابروش کنم سجده به ایوان نجف رو به علی است عالمی گر نگری جهان به صدق رود به دریا برسد گر که شود روان به صدق ختم سخن چنین کند پیر غزل چنان به صدق 《حافظ اگر قدم زنی در ره خاندان به صدق بدرقه رهت شود همت شحنه نجف》 سنگ به در شود بدل به لطف باران نجف @hadithashk
خدا کند نشود کم حیا و غیرت ما خدا کند نشود دوری تو عادت ما ذلیل گشته ی اهریمنیم تا وقتی... که پشت پرده‌ی غیبت نشسته عزت ما عجیب نیست اگر تحبس الدعا شده ایم چرا که غرق معاصی شده است خلوت ما به جَلوَتیم ولی غرق ذکر و استغفار برای جلوه نمایی است این عبادت ما تو حاضری به خدا حاضری ندارم شک خدا کند برسد انتهای غیبت ما ! (یونس) @hadithashk
گاهی سخنی از دل این خانه در آید فریاد بزن بر سر هوش تا به سر آید از سینه برآور نفس عشق که باید با حب علی دیو رود ،فرشته در آید هر شب به امیدی بنشینم سر حافظ کو همت شاهانه چو حافظ بسراید گر پرده ز رخسار تو یک لحظه بیفتد صد پرده ز اسرار دلِ ما خبر آید ما را چه غم از تلخی این چرخه زمانه تا نام تو بر لب، چو شیرین شکر آید از کوی تو هر کس که گذر کرد، دلش گفت کز خاک رهت عطر گلستان به‌درآید ای عشق، اگر شعله ز جانم به کف آری از خاکستر این سینه هزاران شرر آید یک جرعه ز جامت بده ای ساقیِ مستان تا مستیِ این عشق به جانم اثر آید ای دل، ز غمِ هجر مگو، صبر کن آخر کز پرده برون یارِ دل‌آرا به‌درآید هر قطره که از دیدهٔ عاشق به زمین ریخت فردا ز همان قطره هزاران گهر آید گر نام تو باشد همه قال و مقالم با عشق تو از سینه من لاله درآید گر راه تو دشوار بود، باک ندارم کز عشق، توان در دلِ بی‌بال‌وپر آید در خلوت این سینه اگر نام تو پیچد صد نغمهٔ داوود ز هر گوشه برآید من بندهٔ آن لحظه که دیدار تو بینم آن لحظه یقین دار که جانم به سر آید ای نور خدا ، پرده ز رخسار برافکن این غیبت کبری چه روزی به سر آید @hadithashk