رو به کسی نمی کنم مگر به شاه لوکشف
آنکه نجف رفته دگر رو نکند به هر طرف
ره به کمال می برم گر برسم بر این هدف
《طالع اگر مدد دهد دامنش آورم به کف
وربکشم زهی طرب ور بکشد زهی شرف》
هیچ دری نمی زنم جز در سلطان نجف
ذکر علی که می برم پر شود از گوهر دهن
خوشتر از او نیامده عالم عشق را سخن
دست ز او نمیکشم گرکه شود تنم کفن
《طرف کرم ز کس نبست این دل پر امید من
گر چه سخن همی برد قصه من به هر طرف 》
شکر شدم در این جهان بی سرو سامان نجف
یار کجا و من کجا عرش کجا و بال من
خاک ره قنبر او مرتبت کمال من
طاق فلک به وهم اگر هم بشود هلال من
《ابروی دوست کی شود دستکش خیال من
کس نزده است از این کمان تیر مراد برهدف》
به جای ابروش کنم سجده به ایوان نجف
رو به علی است عالمی گر نگری جهان به صدق
رود به دریا برسد گر که شود روان به صدق
ختم سخن چنین کند پیر غزل چنان به صدق
《حافظ اگر قدم زنی در ره خاندان به صدق
بدرقه رهت شود همت شحنه نجف》
سنگ به در شود بدل به لطف باران نجف
#شعر_مناجات_امیرالمومنین_علی__ع
#موسی_علیمرادی
@hadithashk
خدا کند نشود کم حیا و غیرت ما
خدا کند نشود دوری تو عادت ما
ذلیل گشته ی اهریمنیم تا وقتی...
که پشت پردهی غیبت نشسته عزت ما
عجیب نیست اگر تحبس الدعا شده ایم
چرا که غرق معاصی شده است خلوت ما
به جَلوَتیم ولی غرق ذکر و استغفار
برای جلوه نمایی است این عبادت ما
تو حاضری به خدا حاضری ندارم شک
خدا کند برسد انتهای غیبت ما !
#شعر_مناجات_امام_زمان_عج
#یونس_وصالی (یونس)
@hadithashk
گاهی سخنی از دل این خانه در آید
فریاد بزن بر سر هوش تا به سر آید
از سینه برآور نفس عشق که باید
با حب علی دیو رود ،فرشته در آید
هر شب به امیدی بنشینم سر حافظ
کو همت شاهانه چو حافظ بسراید
گر پرده ز رخسار تو یک لحظه بیفتد
صد پرده ز اسرار دلِ ما خبر آید
ما را چه غم از تلخی این چرخه زمانه
تا نام تو بر لب، چو شیرین شکر آید
از کوی تو هر کس که گذر کرد، دلش گفت
کز خاک رهت عطر گلستان بهدرآید
ای عشق، اگر شعله ز جانم به کف آری
از خاکستر این سینه هزاران شرر آید
یک جرعه ز جامت بده ای ساقیِ مستان
تا مستیِ این عشق به جانم اثر آید
ای دل، ز غمِ هجر مگو، صبر کن آخر
کز پرده برون یارِ دلآرا بهدرآید
هر قطره که از دیدهٔ عاشق به زمین ریخت
فردا ز همان قطره هزاران گهر آید
گر نام تو باشد همه قال و مقالم
با عشق تو از سینه من لاله درآید
گر راه تو دشوار بود، باک ندارم
کز عشق، توان در دلِ بیبالوپر آید
در خلوت این سینه اگر نام تو پیچد
صد نغمهٔ داوود ز هر گوشه برآید
من بندهٔ آن لحظه که دیدار تو بینم
آن لحظه یقین دار که جانم به سر آید
ای نور خدا ، پرده ز رخسار برافکن
این غیبت کبری چه روزی به سر آید
#شعر_مناجات_امیرالمومنین_علی__ع
#عابس
@hadithashk