سیاهی شب یلدا سیاه گیسویش
گل سری است ستاره نشته بر مویش
و ماه آمده قبل از شب چهاردهم
بدون واسطه سر خط بگیرد از رویش
برات کرب و بلا را شکسته نستعلیق
نوشته است بدون دوات ابرویش
دوگوشواره به گوشش دو زخم آویزان
به دور دست رقیه طناب النگویش
بغل گرفته خودش را به جای بابایش
کشیده دست خودش را به روی بازویش
برای دادن پاداش قهرمان اینبار
به جای سینه مدال است روی پهلویش
#حسین_احسانی_راد
#شعر_شهادت_حضرت_رقیه
#کوفه_و_شام
@jadithashk