آن روزها رفتند
آن روزهایی کز شکاف پلکهای من
آوازهایم، چون حبابی از هوا لبریز، میجوشید
چشمم به روی هر چه میلغزید
آن را چو شیر تازه مینوشید
گویی میان مردمکهایم
خرگوش نا آرام شادی بود
هر صبحدم با آفتاب پیر
به دشتهای ناشناس جستجو میرفت
شبها به جنگلهای تاریکی فرو میرفت.
فروغ فرخزاد ؛
Heartbroken
سه عدد شانسه ولی واقعا این روزا روزای شانس نیست
ایشالا روزگاری روزای شانس باشه
تو را چون آرزوهایم همیشه دوست خواهم داشت .
محمدعلی بهمنی ؛