eitaa logo
فعالیتی انجام نمیشود.
180 دنبال‌کننده
13.3هزار عکس
26هزار ویدیو
371 فایل
@haaf zanvahy351
مشاهده در ایتا
دانلود
💠
 سرمایه الهی

🔹 انسانی كه به دنیا آمده، «حدیث العهد بالربّ» است، یعنی تازه از حضور ذات اقدس خداوند، تنزّل كرده و به خدا تعهّد توحید ربوبی سپرده و به یاد اوست. او خدای خود را خوب می‏ شناسد و به موادّی كه بر اساس آن به خدا سپرده آگاه است و با الهام و آگاهی ﴿فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها﴾ به دنیا آمده و هنوز رنگ تیره طبیعت او را رنگین نكرده و قابل ترقّی است. 🔹 بنابراین، قبل از این كه با عادات و رسوم دیگر آشنا شود، باید او را با تربیت و آداب صحیح كه است رنگین كنیم و نگوییم است و باید بازی كند و هرچه خواست بگوید. بلكه بگوییم بكند و حرفِ خوب، یاد بگیرد. چون حرف و بازی خوب و رفتار، گفتار و كردار ظریف و صحیح كودكانه هم كم نیست. 📚 مبادی ‏اخلاق ‏در قرآن، ص144 و 145. http://eitaa.com/hafezan_vahy1
💠
 نگاه ناب
🔸 مرحوم (رضوان الله تعالی علیه) سعی بلیغش در این بود که گذشته را به یاد ما بیاورد؛ اینکه گذشته را به یاد ما بیاورد، آینده را به خوبی تأمین می کند. این کتابی که ایشان در شرح نهج البلاغه نوشتند و کتاب های دیگری را که از زبان نوشتند، قسمت مهمّش در این است که ما را که روزی مهمان خدا بودیم در مشهد خدا بودیم در محضر خدا بودیم مخاطب خدا بودیم مستمع خدا بودیم بین ما و خدا سؤال و جوابی شد، این صحنه را به یاد بیاوریم. اگر این صحنه را به یاد بیاوریم ماسوای خدا برای ما بی ارزش است. 🔸 مرحوم در عین حال که تبلیغاتش، تألیفاتش، بنان و بیانش نسبت به آینده روشن بود؛ اما سعی بلیغش در این بود که را بیش از آنچه که دیگران می دانند کند. این شرح نهج البلاغه ایشان بخش وسیعی درباره این تذکره است که اگر انسان آنچه در درون دارد به یاد آن باشد، آن وقت راحتِ راحت است؛ وقتی آن صحنه را ببیند آن جلال و شکوه را ببیند، آینده را تأمین خواهد کرد. اگر این چنین باشد تأمین است تأمین است تأمین است و دیگر هیچ نگرانی نیست. 🔸 این راهی است که کمتر، رونده ها رفته اند؛ قسمت مهم تدریس، بنان و بیان، قلم و لسان علمای ما در تربیت نسل جوان یا غیر جوان، به آینده برمی گردد که اگر این کار را کردید دنیای شما اصلاح می شود، اولاً؛ در برزخ به بهشت برزخی می روید، ثانیاً و در قیامت وارد بهشت می شوید؛ اما درباره گذشته که شما چنین بودید، این را حفظ کنید، این در کلمات کمتر کسی پیدا می شود. اگر این چنین باشد آن وقت انسان نسبت به آینده راحت است؛ وقتی خود را بداند، این سرمایه، او را به پیش می برد. 📚 پیام به مناسبت سالگرد علامه جعفری تاریخ: 1400/08/18 🌐 https://eitaa.com/hafezan_vahy1
💠 نگاه ناب 🔸 مرحوم (رضوان الله تعالی علیه) سعی بلیغش در این بود که گذشته را به یاد ما بیاورد؛ اینکه گذشته را به یاد ما بیاورد، آینده را به خوبی تأمین می کند. این کتابی که ایشان در شرح نهج البلاغه نوشتند و کتاب های دیگری را که از زبان نوشتند، قسمت مهمّش در این است که ما را که روزی مهمان خدا بودیم در مشهد خدا بودیم در محضر خدا بودیم مخاطب خدا بودیم مستمع خدا بودیم بین ما و خدا سؤال و جوابی شد، این صحنه را به یاد بیاوریم. اگر این صحنه را به یاد بیاوریم ماسوای خدا برای ما بی ارزش است. 🔸 مرحوم در عین حال که تبلیغاتش، تألیفاتش، بنان و بیانش نسبت به آینده روشن بود؛ اما سعی بلیغش در این بود که را بیش از آنچه که دیگران می دانند کند. این شرح نهج البلاغه ایشان بخش وسیعی درباره این تذکره است که اگر انسان آنچه در درون دارد به یاد آن باشد، آن وقت راحتِ راحت است؛ وقتی آن صحنه را ببیند آن جلال و شکوه را ببیند، آینده را تأمین خواهد کرد. اگر این چنین باشد تأمین است تأمین است تأمین است و دیگر هیچ نگرانی نیست. 🔸 این راهی است که کمتر، رونده ها رفته اند؛ قسمت مهم تدریس، بنان و بیان، قلم و لسان علمای ما در تربیت نسل جوان یا غیر جوان، به آینده برمی گردد که اگر این کار را کردید دنیای شما اصلاح می شود، اولاً؛ در برزخ به بهشت برزخی می روید، ثانیاً و در قیامت وارد بهشت می شوید؛ اما درباره گذشته که شما چنین بودید، این را حفظ کنید، این در کلمات کمتر کسی پیدا می شود. اگر این چنین باشد آن وقت انسان نسبت به آینده راحت است؛ وقتی خود را بداند، این سرمایه، او را به پیش می برد. 📚 پیام به مناسبت سالگرد علامه جعفری تاریخ: 1400/08/18 ‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌🔰 http://eitaa.com/hafezan_vahy1 🔰
💠خمس خانه، ویلا، مغازه و سرمایه💠 ❓سوال: کسی که دو خانه، در شمال و 300 میلیون تومان سرمایه در مغازه دارد که 200 میلیون آن و 100 میلیون هم است، چگونه را محاسبه نماید؟ ✅پاسخ:👇👇 ✴️ آیت الله مکارم شیرازی: یک روز از سال را به عنوان خود انتخاب نمایید و اما خمس منزل مسکوني و اسباب و اثاثيه منزل، و وسيله سواري (اگر داريد) را با شما مصالحه کرديم. بقيه اموال و دارايي را محاسبه نموده، هاي مربوط به آن را کسر کرده، باقيمانده را يکجا يا تدريجا پرداخت نمایید و در مورد نحوه محاسبه خمس،توجه داشته باشید، آنچه که بدهی دارید از اصل سرمایه کسر نموده و باقیمانده مشمول خمس است و در مورد خمس آنچه که از دیگران طلب دارید چنانچه بازپس گيري آن براي شما براحتي ممکن باشد و سال خمسي بر آن بگذرد هر زماني که آن را به شما برگرداند بايد خمس آن را بپردازيد اما اگر بازپس گيري به راحتي امکان ندارد چنانچه از زماني که برگرداند تا سال خمسي بعدي چيزي از آن باقي مانده باشد خمس دارد. اما منزلی که اجاره داده اید مشمول خمس است ولی منزلی که در شأن شما باشد خمس ندارد. [1] ✴️ آیت الله فاضل لنکرانی: 🔹1. هرمقداری که در مغازه از خودتان دارید و سال بر آن گذشته باشد باید خمس سرمایه خود را بدهید، مگر اينكه براى تأمين معاش خود و تان مطابق شأن خودتان به همه سرمايه نياز داشته باشید. بطورى كه اگر خمس آن را بدهید، نمی‌توانید با بقيه آن امرار معاش كنید،‌ در اين صورت سرمایه شما فعلا خمس ندارد. ولى اگر تمكن پيدا كردید يا را بفروشید، بايد خمس آن را پرداخت كنید. 🔹2. اگر یکی از خانه ها از اول اضافه بر نیاز بوده و با پولی که خمسش داده نشده خریده اید یا ساخته باشید و سال برآن گذشته باشد، باید خمسش را بدهید؛ سپس بابت بدهی که در مغازه سرمایه گذاری کرده اید بدهید و سرمایه ای که بعد از آن می ماند و از پول خمس داده شده فروش خانه، بدهی اش داده شود، خمس ندارد. 🔹3. اگر خانه ویلایی در شمال مورد نیاز شما برای ایامی که در شمال می روید باشد، یا قبلا جزء مئونه زندگی بوده و در آن زندگی می‌کردید یا از راه ارث به شما رسیده باشد خمس ندارد، در غیر این صورت خمس دارد. [2]  ----------------- 📚 منبع: 🔹[1]. استفتاء اینترنتی پایگاه اطلاع رسانی آیت الله مکارم شیرازی، کد رهگیری: 9511290137. 🔹[2]. استفتاء اينترنتی پايگاه اطلاع رسانی حضرت آيت الله فاضل لنکرانی، شماره سوال: 950344 📚 http://eitaa.com/hafezan_vahy
💠 خانواده دینی 🔸 در قرآن كریم فرمود: ﴿وَ جَعَلَ بَینَكُم مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً﴾؛ عنصر اصلی تشكیل زندگی زناشویی، دو چیز است: یكی و یكی . فرمود: ﴿وَ جَعَلَ بَینَكُم مَوَدَّةً﴾؛ (این یك) كه دوستی بر محور عقل باشد؛ دوم: ﴿وَ رَحْمَةً﴾؛ چون انسان‌ها مثل فرشته نیستند كه هرگز عصبانی نشوند یا حالت ‌هایشان فرق نكند، انسان شرایط گوناگونی دارد، گاهی در اثر شدّت كار, گاهی در اثر بیماری, گاهی در اثر مسائل اقتصادی, گاهی در اثر مسائل دیگر، بالاخره گاهی انسان تند است گاهی كُند است. بنابراین عنصر اول، است و عنصر دوم، ؛ فرمود: ﴿وَ جَعَلَ بَینَكُم مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً﴾؛ این دو است كه زندگی را می ‌سازد. 🔸 مطلب بعدی آن است كه گرچه تهیه مسكن _ حالا یا خرید است یا اجاره است یا هر چه هست _ به عهده زوج است، گرچه تهیه وسیله زندگی، به عهده زوج است؛ اما تامین سَكینت به عهده زوجه است. آن و گذشت و عاطفه و اشكی كه در هست، است؛ اوست كه رئوفانه و مهربانانه اداره می‌ كند. هر دو رحمت دارند ولی زن، ممتاز است؛ فرمود: ﴿خَلَقَ لَكُم مِنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجاً لِتَسْكُنُوا إِلَیهَا﴾. بنابراین وظیفه مشترك مشخص شد, وظیفه مخصوص مرد مشخص شد, وظیفه مخصوص زن مشخص شد، این خانواده می‌ تواند خانواده‌ ای باشد كه اسلام آن را می ‌پذیرد. 📚 مراسم اجرای خطبه عقد توسط حضرت استاد تاریخ: 1398/08/16 🌐 http://eitaa.com/hafezan_vahy
💠
   نردبان تعالی
▫️ وجود مبارک امام جواد (علیه السلام) فرمودند: «الثِّقَةُ بِاللَّهِ‏ ثَمَنٌ لِكُلِّ غَالٍ وَ سُلَّمٌ إِلَی كُلِّ عَال‏»؛ فرمود حرکت کنیم و ترقی کنیم، راه باز است. شما تاریخ این روستاها را نگاه کنید، از بسیاری از این روستاها و منطقه ‌های کوچک، مردان بزرگی برخاستند؛ حالا یا حوزوی بودند یا دانشگاهی بودند یا تجاری بودند، مردان بزرگ غالباً از همین منطقه ‌های کوچک برخاستند؛ . ▫️ بیان نورانی امام جواد این است که ، اعتماد به خداست! بنای انسان بر این باشد که نه بی‌ راهه برود نه راه کسی را ببندد، آن‌گاه و تکیه‌گاهش به خدا باشد، یقیناً به ثمر می ‌رسد. فرمود: «الثِّقَةُ بِاللَّهِ‏ ثَمَنٌ لِكُلِّ غَالٍ وَ سُلَّمٌ إِلَی كُلِّ عَال‏»؛ فرمود هر متاع گرانی را با اعتماد به خدا می ‌شود خرید و به هر مقام بلندی با نردبان اعتماد به خدا می‌ شود رسید. ▫️ این کشور می‌تواند روی پای خود بایستد؛ یقیناً مردان بزرگ، برادران و خواهران بزرگ و مطمئن وجود دارند که این کشور را به خوبی و در کمال قدرت و عزت حفظ کنند. به غیر خدا تکیه نکردن و ناامید بودن از غیر خدا، اولین دعاست. 📚 درس اخلاق تاریخ: 1398/05/10 🌐 http://eitaa.com/hafezan_vahy
شکوفایی عقل در پرتو علم 🔹 درخشش و شکوفایی عقلِ جامع بین نظر و عمل و نیز تاریکی و افول آن، وابسته به صائب و نیز به صالح است. علم دوگونه است: علم صاحب خانه یا میزبان و علم اکتسابی یا مهمان. علم میزبان، فطرت و خردی است که خداوند در جان انسان نهاده است؛ ﴿ و نفس و ما سوّیها ٭ فألهمها فجورها و تقویها ﴾. این ، دستبرد پذیر و زایل شدنی نیست؛ ولی باید مراقب بود تا غبار گرایش مادی آن را نپوشاند؛ ﴿ و قد خاب من دسّها ﴾ . به دیگر سخن، فطرت و عقل از میان رفتنی نیست، ولی ضعیف و مستور می شود. 🔹 خداوند همگان را راستگو و راست کردار آفرید؛ چنان که کودک همواره راست می گوید، مگر آن که به طنز یا به جِد، دروغ را به او بیاموزند. نسبت علمی انسان به نیک و بد، یکسان است؛ یعنی هم بدی را می فهمد، هم خوبی را؛ ولی گرایش او نسبت به زشت و زیبا یکسان نیست. فقط به سوی نیکی و حق است و و دست نخورده انسان هرگز بدخواه نیست و به بدی گرایش ندارد. بنابراین، زمینه دریافت معارف الهی در جان همگان وجود دارد... . 🔹 علم در یک نگاه، دو قسم است: علم مهمان و علم میزبان. علم مهمان، دانشی است که در حوزه یا دانشگاه تدریس می شود و چنین علمی دوام ندارد؛ چنان که بسیاری از دانسته ها در دوران سالخوردگی از یاد انسان می رود و بسیاری از دانشوران در کهنسالی دچار فراموشی می شوند. علم میزبان در ضمیر انسان و به منزله چراغ هدایت است که برخی شعله آن را کم می نمایند و بعضی اشتعال آن را زیاد می کنند. پیامبران، مهمانی را به خانه دل انسان ها دعوت می کنند که با میزبان خود سازگار و هماهنگ باشد. چنین مهمانی، نور چراغ صاحب خانه را زیاد می کند تا شبستان جان افشان روشن گردد و او عالمِ با عمل شود... . 🔹 ... برده ای اهل نماز و عبادت، به همراه صاحب بی نمازش از کوچه و خیابان می گذشتند که هنگام نماز به کنار مسجدی رسیدند. غلام از فرصت استفاده کرد و با اجازه صاحبش، برای ادای نماز اوّل وقت به مسجد رفت. نماز و نیایش غلام، اندکی به درازا کشید و مالک او که بیرون مسجد در انتظار بود، طاقتش به سرآمد و دَرِ مسجد را گشود و او را همچنان سرگرم عبادت یافت. پرسید: چرا از مسجد بیرون نمی آیی تا برویم؟ غلام پاسخ داد: من اجازه خروج ندارم. مالک، شگفت زده پرسید: چه کسی اجازه نمی دهد؟ پاسخ داد: همان کسی که به تو اجازه ورود به مسجد و نماز خواندن در آن را نمی دهد؛ یعنی تو را به حال خودت رها کرد و توفیق خاص را از تو دریغ نمود. البته در همه این موارد، آنچه به خدای سبحان انتساب دارد، است و نه بیش از آن که مستلزم جبر گردد. 📚 شکوفایی عقل در پرتو نهضت حسینی ص126 تا 128 https://eitaa.com/ravanedel 🆔
شکوفایی عقل در پرتو علم 🔹 درخشش و شکوفایی عقلِ جامع بین نظر و عمل و نیز تاریکی و افول آن، وابسته به صائب و نیز به صالح است. علم دوگونه است: علم صاحب خانه یا میزبان و علم اکتسابی یا مهمان. علم میزبان، فطرت و خردی است که خداوند در جان انسان نهاده است؛ ﴿ و نفس و ما سوّیها ٭ فألهمها فجورها و تقویها ﴾. این ، دستبرد پذیر و زایل شدنی نیست؛ ولی باید مراقب بود تا غبار گرایش مادی آن را نپوشاند؛ ﴿ و قد خاب من دسّها ﴾ . به دیگر سخن، فطرت و عقل از میان رفتنی نیست، ولی ضعیف و مستور می شود. 🔹 خداوند همگان را راستگو و راست کردار آفرید؛ چنان که کودک همواره راست می گوید، مگر آن که به طنز یا به جِد، دروغ را به او بیاموزند. نسبت علمی انسان به نیک و بد، یکسان است؛ یعنی هم بدی را می فهمد، هم خوبی را؛ ولی گرایش او نسبت به زشت و زیبا یکسان نیست. فقط به سوی نیکی و حق است و و دست نخورده انسان هرگز بدخواه نیست و به بدی گرایش ندارد. بنابراین، زمینه دریافت معارف الهی در جان همگان وجود دارد... . 🔹 علم در یک نگاه، دو قسم است: علم مهمان و علم میزبان. علم مهمان، دانشی است که در حوزه یا دانشگاه تدریس می شود و چنین علمی دوام ندارد؛ چنان که بسیاری از دانسته ها در دوران سالخوردگی از یاد انسان می رود و بسیاری از دانشوران در کهنسالی دچار فراموشی می شوند. علم میزبان در ضمیر انسان و به منزله چراغ هدایت است که برخی شعله آن را کم می نمایند و بعضی اشتعال آن را زیاد می کنند. پیامبران، مهمانی را به خانه دل انسان ها دعوت می کنند که با میزبان خود سازگار و هماهنگ باشد. چنین مهمانی، نور چراغ صاحب خانه را زیاد می کند تا شبستان جان افشان روشن گردد و او عالمِ با عمل شود... . 🔹 ... برده ای اهل نماز و عبادت، به همراه صاحب بی نمازش از کوچه و خیابان می گذشتند که هنگام نماز به کنار مسجدی رسیدند. غلام از فرصت استفاده کرد و با اجازه صاحبش، برای ادای نماز اوّل وقت به مسجد رفت. نماز و نیایش غلام، اندکی به درازا کشید و مالک او که بیرون مسجد در انتظار بود، طاقتش به سرآمد و دَرِ مسجد را گشود و او را همچنان سرگرم عبادت یافت. پرسید: چرا از مسجد بیرون نمی آیی تا برویم؟ غلام پاسخ داد: من اجازه خروج ندارم. مالک، شگفت زده پرسید: چه کسی اجازه نمی دهد؟ پاسخ داد: همان کسی که به تو اجازه ورود به مسجد و نماز خواندن در آن را نمی دهد؛ یعنی تو را به حال خودت رها کرد و توفیق خاص را از تو دریغ نمود. البته در همه این موارد، آنچه به خدای سبحان انتساب دارد، است و نه بیش از آن که مستلزم جبر گردد. 📚 شکوفایی عقل در پرتو نهضت حسینی ص126 تا 128 @ravanedel 🆔
💠
شکوه ایثار

🔸 بنده پیشاپیش به نقص و عجز خودم اعتراف می ‌كنم! شاید حدود بیست سال قبل من به زیارت برادران در یكی از این بیمارستان ‌ها رفتم و از آن تاریخ به بعد دیگر نتوانستم بروم، چون جز شرم و خجالت چیز دیگر برای ما نبود؛ واقعش این طور است! با اینكه هر سال سخن از عیادت اینهاست؛ اما من دیدم هیچ مقدورم نیست؛ جز اینكه بروم آن جا و خجالت بكشم چیز دیگری مقدورم نیست! شما بر ما هستید. 🔸 شما برادران بزرگوار، ما را نگاه نكنید، شما كسانی را نگاه كنید كه ائمه شما هستند؛ همه ما موظفیم طبق راهنمایی ‌هایی كه ائمه (علیهم السلام) فرمودند، همیشه در مسائل ، بالاتر از خود را ببینیم و در مسائل ، پایین ‌تر از خود را. شما عزیزان باید بالاتر از خود را ببینید؛ بالاتر از شما فرشتگان رحمت ‌اند. بالاخره آدم دست می ‌دهد برای چه؟ برای نفت و گازی كه معلوم نیست چه کسی می ‌برد یا برای قرآن و عترتی كه همه چیز را حفظ می‌ كنند؟ 🔸 در زمان جنگ اگر كسی درونِ درون شما را می ‌شكافت همین بود؛ آن روز دیگر سخن از بنیاد جانبازان و حقوق و اینها نبود! آنچه واقعاً بین شما و خدای شما, شما را به جبهه ‌ها برد، یا حسین یا حسین بود و قرآن بود و نام ابی عبدالله بود. در درون درون شما این سرمایه هست، نگذارید این را بیگانه ببرد؛ بگویید خدایا ما این را ندادیم برای اینكه به ما سنار سه شاهی حقوق بدهند، هرگز این كار را نكردیم، ما برای تو اینها را دادیم، تو هم چیزی به ما بده كه بماند. 📚 سخنرانی در جمع جانبازان تاریخ: 1383/06/12 🆔 @ravanedel
🔳عمر سرمایه است 🔅 درآمد نیست عمر سرمایه است؛ آدم باید بفهمد چه سرمایه است چه درآمد است یک کاسب اگر درآمد داشت. حالا جایزه ای به او رسید یا میراثی به او رسید یا غنیمتی برد یا در تجارتی سود کرد؛ آن را می تواند هزینه بکند اما حالا یک کاسب میتواند از خود بگیرد برای مهمانها وسیله تهیه کند پذیرائی بکند؟ آخر سرمایه را که کسی برای دیگری هزینه نمی کند! 🔅همه ما منتها ها بهتر و بیشتر باید بدانیم عمر سرمایه است درآمد نیست این دستور رسمی ماست که اگر یک ساعت رفتی یک جایی نشستی بالاخره چهار حرف یاد بگیر یا چهار حرف یاد بده اگر یک ساعت رفتی یک جا نشستی؛ حالا یا طلبه یا دانشجو؛ رفتی فقط گعده کردی، قعده کردی نشستی گفتی خندیدی به همان مقدار از خدا دور شدی. 🔅 این از بیانات شکوهمند علیهم السلام است که« من جلس مجلساً و لم يزدد فيه من العلم شيئاً لم يزدد من الله الا بعداً». آدم یک ساعت می نشیند بیسواد بر میگردد؟ یک ساعت مینشیند حرف علمی مطرح نمی کند؟ این دیگر تاراج کردن عمر است یک ساعت مینشیند چیز یاد نمی گیرد؟ فرمود به همان اندازه از خدا دور شدی خدا علیم است یعنی علم ذات اوست؛ اگر کسی یک ساعت یک جا نشست و چیزی یاد نگرفت یک ساعت از علم فاصله گرفت؛ یعنی از خدا فاصله گرفت؛ ما هیچ حق نداریم یک جا بنشینیم ..... حالا یا آدم می نشیند یاد می دهد یا می رود یک جا یاد می گیرد مشورت می کند کمک میکند بالاخره عمر است " عمر "سرمایه است. 🔅گاهی آدم در خیابانها عبور میکند بعضی از جوانها را با یک وضعی می بیند با آن وضع حال اینها واقع حیف است! اینها عزیزان ماینداینها افسوس دارد اینها دارند عمرشان را تاراج میکنند. نماز جمعه قم مصلی قدس :۱۳۸۲/۰۳/۳۰ #آیت_الله_جوادی_آملیhttps://eitaa.com/hafezanewahy