eitaa logo
فعالیتی انجام نمیشود.
181 دنبال‌کننده
13.3هزار عکس
26هزار ویدیو
371 فایل
@haaf zanvahy351
مشاهده در ایتا
دانلود
💠 معروف و منکر 🔹 ﴿وَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ﴾؛ «معروف» یعنی چیزی كه نزد معرفه است، نزد معرفه است. اگر چیزی نزد عقل معرفه بود یعنی عقل آن را به رسمیت شناخت و نیز نزد نقل معرفه بود یعنی نقل و روایات آن را به رسمیت شناختند، این عقل و نقل، دلیل شرعی ‌اند و كاشف از این هستند كه این نزد صاحب شریعت به رسمیت شناخته شده است و شارع آن را به رسمیت می ‌شناسد؛ این می ‌شود معروف. 🔹 و اگر چیزی نزد به رسمیت شناخته نشد و نزد روایات و به رسمیت شناخته نشد، این چون به رسمیت شناخته نشد، كشف می ‌كنیم كه نزد صاحب شریعت، نكره است; یعنی صاحب شریعت آن را به رسمیت نمی ‌شناسد. این نه یعنی اینكه علم به آن ندارد، خب اگر علم به آن نداشته باشد چگونه نهی می ‌كند و تحریم می ‌كند؟! یعنی چیزی كه نزد صاحب شریعت به رسمیت شناخته شده است و یعنی چیزی كه نزد صاحب شریعت به رسمیت شناخته نشده است و این در همه
ادیان الهی
بوده است. 📚 سوره مبارکه لقمان جلسه 4 تاریخ: 1391/12/08 🌐 @hafezan_vahy 🆔
احیای امر به معروف و نهی از منکر 🔹 از پیام های سالار شهیدان در نهضت عاشورا نشر و احیای این عزم ملّی بود. خداوند در سوره «لقمان» وقتی که حکمت را معنا کرد و حکیم را معرّفی نمود و لقمان را به وصف صاحب حکمت ستود، فرمود: چنین انسان حکیمی به فرزندش نصیحت حکیمانه کرد و گفت: ﴿وَ أْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَ انْهَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ اصْبِرْ عَلى ما أَصابَكَ إِنَّ ذلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ﴾ . یعنی چیزی که عقل و نقل (قرآن و روایات) او را به رسمیّت می شناسند؛ خلاف که پیش عقل و نقل، نکره و ناشناس است و او را به رسمیّت نمی شناسند. حضرت لقمان فرمود: امر به معروف و نهی از منکر کن. سپس فرمود: امر به معروف، عزم ملّی می خواهد و این راه، مصیبت و رخداد تلخ به همراه دارد و باید در آن صبر پیشه کنی... . 🔹 امر به معروف و نهی از منکر از وظایف اختصاصی حوزه های علمیه نیست؛ چون کار اختصاصی آن ها تعلیم و تزکیه است. همچنین از اختیارات دانشگاه ها نیست؛ زیرا کار ویژه آن ها دانشوری و نشر اندیشه و دانش است. نیز در قلمرو آموزش و پرورش نیست؛ چون کار مخصوص آن ها پرورش و تربیت نوسالان و جوانان است. امر به معروف و نهی از منکر، امری ملّی، مصمّم و جزمی است که با همراه است... . 🔹 فریضه امر به معروف و نهی از منکر با حدّ و تعزیر فرق جوهری دارد. در امر به معروف به انجام کار فرمان می دهند و در نهی از منکر جلوی کار زشت را می گیرند و به عامل آن می گویند: این کار خوب را انجام بده یا کار بد را نکن، ولی در حدّ و تعزیر، شخص بزهکار را تنبیه می کنند که چرا فلان کار قبیح را مرتکب شدی. از این رو، چنین کاری به عهده است؛ خلاف امر به معروف و نهی از منکر که وظیفه همگان است، نه خصوص قاضی... . 🔹 حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: هیچ کس نباید در جامعه اسلامی از خود سلب مسؤولیت کند و بگوید: به من چه! ... مسؤولیت عمومی برای آن است که انسان دارای است... و چون حیثیّت جمعی دارد، به دیگران وابسته است. 🔹 ... امر به معروف و نهی از منکر، جنبه ای دارد که نمی گذارد وارد صحنه شوند. اگر امر به معروف و نهی از منکر ترک شود، افراد شرور والی مردم می گردند؛ آنگاه ولایت فقیه عادل مطرح نخواهد بود، بلکه سرپرستی سفیه و فاسق پذیرفته می شود. در این حال، مردانِ برجسته دعا می کنند و مستجاب نمی شود. ... از این جاست که در کلمات قصار حضرت علی (علیه السلام) چنین آمده است: جهاد در راه خدا نسبت به امر به معروف، مانند آب دهان است در برابر دریا؛ یعنی آن جهاد نرم در برابر این جهاد شدید و سخت، چنین است. هر دو جهادند؛ امّا یکی بالاتر از دیگری است. 📚 شکوفایی عقل در پرتو نهضت حسینی ص108 تا 114 🌐 @ravanede 🆔
💠
مقصود معرفت
🔹 فخر رازی با اینکه مرتّب در اشارات و تنبیهات بر ابن سینا اشکال دارد، به نمط نهم که رسید، می‌ گوید مسائل عرفانی را طرزی تنظیم کرد که نه قبل از او بود و نه بعد از او تا کنون! گفت تاکنون کسی عرفان را این ‌طور ذکر نکرده است. 🔹 ابن‌سینا در نمط نهم دارد که کسی که را «للعرفان» بخواند، او قائل به ثانی است، موحد نیست: «من آثر العرفان للعرفان فقد قال بالثانی»؛ او هنوز موحد نشد، او گرفتار ثنویت است. او اگر «معرفة الله» را برای «معرفة الله» بخواهد، موحد نیست، اگر کسی را برای بخواهد نه برای خود معرفت، او موحد است. «من آثر العرفان للعرفان فقد قال بالثانی»؛ او هنوز گرفتار ثنویت است. 🔹 این حرف از حرف‌ های بلند ابن‌ سیناست و فخر رازی اینها را خوب شرح کرده است. اگر کسی معرفت خدا را، برای معرفت خدا و برای اینکه عارف بشود بخواهد، او هنوز نیست. 📚 سوره مبارکه مزمل جلسه 5 تاریخ: 1398/01/25 🆔 @ravanedel
✨🔹✨🔹✨🔹✨🔹✨ ✨ ⭕️«معروف» چيست؟ 🔹 از ماده «عرفان» يعنى چيز شده و از ماده «انكار» يعنى چيز است. راغب در «مفردات» مى گويد: «معروف؛ اسم است براى هر فعلى كه با و ، نيكى و خوبى آن شناخته مى شود، و منكر؛ اسم است براى هر فعلى كه با اين دو، حُسن و خوبى آن انكار مى شود». [۱] به ، و شناخته شده گويند؛ زيرا خدا را چنان آفريده كه براى او صفات خوب شناخته شده است؛ ، ، ، و ديگر فضائل عناصر شناخته شده براى انسان است، گويى مثلا در عالمى ديگر با آنها انس گرفته است، و در مقابل، و بد را گويند، زيرا چهره و بى عدالتى و تضييع حق مردم و ، چهره اى ناشناخته است. 🔹 در هر زمينه اى به دعوت مى كند. «فَاتِّبَاعُ بِالمَعرُوفِ» (باید از پیروی کنند). [سوره بقره، آيه ۱۷۸]؛ «فَاِمسَاكُ بِمَعرُوفٍ...». ([(در طلاق رجعی) شوهر در هر مرتبه از رجوع] باید [همسرش را] به طور شایسته و متعارف نگه دارد...) [همان سوره، آيه ۲۲۹]؛ «...مَتَاعٌ بِالمَعرُوفِ». (...هدیه مناسبی بدهند) [همان سوره، آيه ۲۴۱]؛ «قَولٌ مَعرُوفٌ». ( [در برابر نیازمندان]) [همان سوره، آيه ۲۶۳]؛ «فَليَأكُل بِالمَعرُوفِ». (به طور شایسته [و مطابق زحمتی که می کشد] از آن مصرف کند). [سوره نساء، آيه ۶]؛ «وَ عَاشِرُوهُنَّ بِالمَعرُوفِ». (و با آنان به طور رفتار کنید) [همان سوره، آيه ۱۹]؛ 🔹«لَا يَعصِينَكَ فِى مَعرُوفٍ». (و در هیچ کار شایسته ای مخالفت فرمان تو را نکنند). [سوره ممتحنه، آيه ۱۲]؛ «تَأمُرُونَ بِالمَعرُوفِ». ( می کنید). [سوره آل عمران، آيه ۱۱۰] در روايات نيز به آقایی و معرفى شده: «اَلمَعرُوفُ سِيَادَهٌ» [۲] و در روايتى با شرافت‌ترين‌ سيادت معرفى گرديده است: «اَلمَعرُوفُ اَشرَفُ سِيَادَةٍ». [۳] عمل تنها چيزى است كه از آثار انسان باقى مى ماند. (عليه السلام) به يارانش مى فرمود: «اِستَكثِرُوا مِنَ الشّىءِ الَّذِى لَا يَأكُلُهُ النَّارُ قَالَوا: وَ مَا هُوَ؟ قَالَ: اَلمَعرُوفُ». [۴] (زياد كنيد چيزى را كه آتش آن را نمى خورد و از بين نمى برد. گفتند: آن چيست؟ فرمود: [عمل شايسته و نيك]). 🔹اميرالمؤمنين (عليه السلام) نيز مى فرمايد: «اَلمَعرُوفُ ذَخِيرَةُ الَأَبَدِ». [۵] (، ذخيره و توشه هميشگى است). و در مى توان از آن استفاده برد. در جاى ديگر مى فرمايد: «عَلَيكُم بِصَنَايِعِ المَعرُوفِ فَاِنّهَا نِعْمَ الزَّادُ اِلَى‌ المَعَادِ »؛ [۶]؛ (بر شما است انجام دهيد؛ زيرا آنها بهترين توشه به سوى معاد و است!). (عليه السلام) فرمود: «اَوّلُ مَنْ يَدخُلُ الجَنَّةُ اَهلُ المَعرُوفِ » [۷]؛ (نخستين كسى كه داخل مى شود هستند). (عليه السلام) فرمود: «مَنْ كَثُرَت عَوَارِفُهُ كَثُرَت مَعارِفُهُ» [۸]؛ (كسى كه و شايسته او زياد شود، ياران او زياد مى شوند). «عوارف» جمع عارفه به معنى و «مَعارِفُ الرجل» يعنى و ياران آن مرد. پی نوشت‌ها؛ [۱] المفردات فی غريب القرآن، راغب اصفهانى، دارالعلم - الدار الشامية، چ ۱، ص ۵۶۱. [۲] غررالحكم و درر الكلم‏، دارالكتاب الإسلامی، چ ۲، ص ۱۸، حکمت ۵۰. [۳] همان، ص۴۹، حکمت ۹۰۷. [۴] بحارالأنوار، دار إحياء التراث العربی، چ ۲، ج ‏۱۴، ص ۳۳۰، باب ۲۱. [۵] غررالحكم و دررالكلم‏، همان، ص ۵۴، حکمت ۱۰۲۳. [۶] مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل‏، مؤسسة آل البيت، چ ۱، ج ‏۱۲، ص ۳۴۶، باب ۱. [۷] الأمالی، طوسى، دار الثقافة، ‏چ ۱، ص ۶۰۳. [۸] تصنيف غرر الحكم و درر الكلم‏، دفتر تبليغات‏، چ ۱، ص ۳۱۸ 📕اخلاق اسلامى در نهج البلاغه، مكارم شيرازى، ناصر، تهيه و تنظيم: اكبر خادم الذاكرين‏، نسل جوان‏، قم‏، ۱۳۸۵ش، چ ۱، ج ۲، ص ۴۸۰ منبع: وبسایت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (بخش آئین رحمت) #منکرhttps://eitaa.com/hafezanewahy