eitaa logo
فعالیتی انجام نمیشود.
180 دنبال‌کننده
13.3هزار عکس
26هزار ویدیو
371 فایل
@haaf zanvahy351
مشاهده در ایتا
دانلود
34.29M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔰 قیام پیش از ظهور 🔹 قسمت دوّم: بررسی روایات نهی از قیام پیش از ظهور 🎙 حجةالاسلام استاد محمد شهبازیان @ravanedel
47.06M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔰 قیام پیش از ظهور 🔹 قسمت سوّم: ترسیم فضای صدور روایات نهی از قیام 🎙 حجة الاسلام استاد محمد شهبازیان @ravanedel
6.62M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
امام زمان(عليه السلام) مى فرمايند:«ما هرگز در رعايت حال شما كوتاهي نمى كنيمو ياد شما را از خاطر نميبريم...» "بحار، ج ٥٣، ص 175". 🗣دكتر محمد دولتى @ravanedel
❖﷽❖ من خطبة له (علیه السلام) يومي فيها إلى الملاحم و يصف فئة من أهل الضلال: وَ أَخَذُوا يَمِيناً وَ شِمَالًا ظَعْناً فِي مَسَالِكِ الْغَيِّ وَ تَرْكاً لِمَذَاهِبِ الرُّشْدِ، ⬅️ فَلَا تَسْتَعْجِلُوا مَا هُوَ كَائِنٌ مُرْصَدٌ ✴️ وَ لَا تَسْتَبْطِئُوا مَا يَجِيءُ بِهِ الْغَدُ، فَكَمْ مِنْ مُسْتَعْجِلٍ بِمَا إِنْ أَدْرَكَهُ وَدَّ أَنَّهُ لَمْ يُدْرِكْهُ وَ مَا أَقْرَبَ الْيَوْمَ مِنْ تَبَاشِيرِ غَدٍ. 🔖يَا قَوْمِ، هَذَا إِبَّانُ وُرُودِ كُلِّ مَوْعُودٍ وَ [دُنُوٌّ] دُنُوٍّ مِنْ طَلْعَةِ مَا لَا تَعْرِفُونَ. ✨ أَلَا وَ إِنَّ مَنْ أَدْرَكَهَا مِنَّا يَسْرِي فِيهَا بِسِرَاجٍ مُنِيرٍ وَ يَحْذُو فِيهَا عَلَى مِثَالِ الصَّالِحِينَ، لِيَحُلَّ فِيهَا رِبْقاً وَ يُعْتِقَ فِيهَا رِقّاً وَ يَصْدَعَ شَعْباً وَ يَشْعَبَ صَدْعاً، فِي سُتْرَةٍ عَنِ النَّاسِ 💎 لَا يُبْصِرُ الْقَائِفُ أَثَرَهُ وَ لَوْ تَابَعَ نَظَرَهُ. 🕯 ثُمَّ لَيُشْحَذَنَّ فِيهَا قَوْمٌ شَحْذَ الْقَيْنِ النَّصْلَ تُجْلَى بِالتَّنْزِيلِ أَبْصَارُهُمْ وَ يُرْمَى بِالتَّفْسِيرِ فِي مَسَامِعِهِمْ وَ يُغْبَقُونَ كَأْسَ الْحِكْمَةِ بَعْدَ الصَّبُوحِ.   📜خطبه اى از آن حضرت علی(ع) به حوادث بزرگ اشارت دارد: ⬅️گاه به راست رفتند و گاه به چپ، ولى، راهشان راه ضلالت بود و دورى از طريق هدايت. پس، آنچه را كه آمدنى است و انتظارش مى رود به شتاب مطلبيد و هر چه را، كه فردا خواهد آورد، آمدنش را دير مشماريد. ⚠️ بسا كسى كه چيزى را به شتاب مى طلبد و، چون به آن رسد، آرزو كند كه اى كاش هرگز نرسيده بود. ‼️ چقدر امروز به سپيده فردا نزديك است.اى مردم، زمان فرا آمدن چيزهايى است كه شما را وعده داده اند. و نزديك است كه فتنه اى را، كه نمى دانيد چيست، ديدار نمايد. 🔅بدانيد، كه از ما هر كه آن را دريابد با چراغ روشنى كه در دست دارد، آن تاريكيها را طى كند و پاى به جاى پاى صالحان نهد، تا بندهايى را كه بر گردنهاست بگشايد و اسيران را آزاد كند و جمعيت باطل را پريشان سازد و پراكندگان اهل صلاح را گرد آورد و اين كارها پوشيده از مردم به انجام رساند. 🕯آنكه در پى يافتن نشان اوست، هر چه به جستجويش كوشد، از او نشانى نيابد. 📝پس گروهى در كشاكش آن فتنه ها بصيرت خويش را چنان صيقل دهند كه آهنگر تيغه شمشير را. ديدگانش به نور قرآن جلا گيرد و تفسير قرآن گوشهايشان را نوازش دهد و هر شامگاه و بامداد جامهاى حكمت نوشند. 📚بخشی از خطبه 150نهج الباغه @ravanedel
❖﷽❖ 📜[15/129] أخبرني أبي،عن سدير الصيرفي قال:دخلت أنا و المفضّل بن عمر و داود بن كثير الرقي و أبو بصير و أبان بن تغلب على مولانا الصادق عليه السّلام قال:إنّ‌ اللّه تعالى ذكره أدار في القائم منّا ثلاثة أدارها لثلاثة من الرّسل،قدّر مولده تقدير مولد موسى عليه السّلام و قدّر غيبته تقدير غيبة عيسى عليه السّلام و قدّر إبطاءه تقدير إبطاء نوح عليه السّلام و جعل له من بعد ذلك عمر العبد الصّالح-أعني الخضر عليه السّلام-دليلا على عمره. فقلنا:اكشف لنا يا ابن رسول اللّه صلّى اللّه عليه و اله عن وجوه هذه المعاني. 🌠و أمّا إبطآء نوح عليه السّلام فإنّه لمّا استنزل العقوبة(من السّمآء)بعث اللّه إليه جبرئيل عليه السّلام معه سبع نويات فقال:يا نبيّ‌ اللّه إنّ‌ اللّه جلّ‌ اسمه يقول لك:إنّ‌ هؤلآء خلائقي و عبادي لست أبيدهم بصاعقة من صواعقي إلاّ بعد تأكيد الدّعوة،و إلزام الحجّة،فعاود اجتهادك في الدّعوة لقومك فإنّي مثيبك عليه،و اغرس هذا النّوي،فإنّ‌ لك في نباتها و بلوغها و إدراكها إذا أثمرت الفرج و الخلاص،و بشّر بذلك من تبعك من المؤمنين. فلمّا نبتت الأشجار و تأزّرت و تسوّقت و اغصنت وزها الثمر عليها بعد زمان طويل استنجز من اللّه العدة فأمره اللّه تعالى أن يغرس من نوى تلك الأشجار،و يعاود الصبر و الإجتهاد، و يؤكّد الحجّة على قومه،فأخبر بذلك الطّوآئف الّتي آمنت به فارتدّ منهم ثلاثمائة رجل و قالوا:لو كان ما يدّعيه نوح حقّا لما وقع في عدته خلف. ثمّ‌ إنّ‌ اللّه تعالى لم يزل يأمره عند إدراكها كلّ‌ مرّة أن يغرس تارة بعد أخرى إلى أن غرسها سبع مرّات،و ما زالت تلك الطوآئف من المؤمنين ترتدّ منهم طائفة بعد طائفة إلى أن عادوا إلى نيّف و سبعين رجلا،فأوحى اللّه-عزّ و جلّ‌-عند ذلك إليه و قال:الآن أسفر الصبح عن اللّيل لعينك حين صرّح الحقّ‌ عن محضه و صفا الأمر للإيمان من الكدر بارتداد كلّ‌ من كانت طينته خبيثة. فلو أنّي أهلكت الكفّار و أبقيت من ارتدّ من الطوآئف الّتي كانت آمنت بك لما كنت صدّقت وعدي السّابق للمؤمنين الّذين أخلصوا لي التّوحيد من قومك و اعتصموا بحبل نبوّتك،بأن أستخلفهم في الأرض،و أمكّن لهم دينهم،و أبدّل خوفهم بالأمن،لكي تخلص العبادة لي بذهاب الشّكّ‌ من قلوبهم. و كيف يكون الإستخلاف و التمكين و بدل الخوف بالأمن منّي لهم،مع ما كنت أعلم من ضعف يقين الّذين ارتدّوا و خبث طينتهم،و سوء سرآئرهم الّتي كانت نتائج النّفاق و سنوخ الضلالة،فلو أنّهم تنسّموا من الملك الّذي أوتي المؤمنون وقت الإستخلاف إذا هلكت أعداؤهم(لنشقوا)روآئح صفاته،و لاستحكم(سرآئر)نفاقهم،و تأبّد خبال ضلالة قلوبهم و لكاشفوا إخوانهم بالعداوة،و حاربوهم على طلب الرئاسة،و التفرّد بالأمر و النهي عليهم، و كيف يكون التّمكين في الدّين و انتشار الأمر في المؤمنين مع إثارة الفتن و إيقاع الحروب كلاّ وَ اصْنَعِ‌ الْفُلْكَ‌ بِأَعْيُنِنا وَ وَحْيِنا. 💠قال الصادق عليه السّلام:و كذلك القائم عليه السّلام فإنّه تمتدّ غيبته ليصرّح الحقّ‌ عن محضه،و يصفو الإيمان من الكدر بارتداد كلّ‌ من كانت طينته خبيثة من الشّيعة الّذين يخشى عليهم النّفاق إذا أحسّوا بالإستخلاف و التّمكين و الأمن المنتشر في عهد القائم عليه السّلام. قال المفضّل:فقلت:يابن رسول اللّه فإنّ‌ النّواصب تزعم(أنّ‌)هذه الآية أنزلت في أبي بكر و عمر و عثمان و عليّ‌ فقال:لا يهدى اللّه قلوب النّاصبة متى كان الدّين الّذي ارتضاه [اللّه و رسوله]متمكّنا بانتشار الأمن في الأمّة،و ذهاب الخوف من قلوبها،و ارتفاع الشّكّ‌ من صدورها في عهد و احد من هؤلاء أو في عهد عليّ‌ عليه السّلام،مع ارتداد المسلمين و الفتن الّتي كانت تثور في أيّامهم،و الحروب و الفتن الّتي كانت تشب بين الكفّار و بينهم،ثمّ‌ تلا الصّادق عليه السّلام هذه الآية مثلا لإبطآء القائم عليه السّلام: ✨حَتّى إِذَا اسْتَيْأَسَ‌ الرُّسُلُ‌ وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ‌ قَدْ كُذِبُوا جاءَهُمْ‌ نَصْرُنا الآية. ادامه مطلب(ترجمه)👇👇 @ravanedel
📝سدير صيرفى گفته است:من و مفضل بن عمر و داوود بن كثير رقى و ابو بصير و ابان بن تغلب به محضر مبارك مولايمان امام صادق عليه السّلام رسيديم. 🌺حضرت فرمودند:خداوند تبارك و تعالى در مورد قائم ما كارى خواهد كرد كه در مورد سه تن از انبيا انجام داده است؛ تولد او را نظير تولد موسى مقدر فرمود، غيبتش را مثل غيبت عيسى و عمر طولانى‌اش را مثل عمر طولانى نوح قرار داده است و عمر طولانى عبد صالح يعنى خضر عليه السّلام را دليل بر طول عمر ايشان قرار داده است. عرض كرديم:اى پسر رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله اين معانى را كه فرموديد[اگر صلاح مى‌دانيد] براى ما روشن بفرماييد. 💎و امّا طولانى بودن عمر نوح عليه السّلام،زمانى كه از خداوند متعال نزول عذاب آسمانى را طلب كرد،خداوند جبرئيل را فرستاد كه با خود هفت[دانه يا هسته درخت]داشت و گفت:اى پيامبر خدا!خداوند متعال مى‌فرمايد:اين‌ها بندگان و مخلوقات من هستند و من با صاعقه[يا عذاب فورى]آن‌ها را از بين نمى‌برم،مگر اين‌كه دعوت به حقّ‌ شده و در حقّ‌ آن‌ها اتمام حجّت شود.پس برگرد و همه تلاشت را در دعوت قومت[به توحيد]به كار ببند و من در مقابل آن به تو ثواب خواهم داد.اين دانه‌ها را بكار،پس وقتى رشد كرد و به حدّ كمال رسيدند[تنومند شدند]و ميوه دادند،آن‌وقت زمان خلاصى و فرج است و مؤمنين و تابعينت را به آن بشارت بده. وقتى كه آن دانه‌ها روييد و درختانى با شاخ و برگ و تنومند شدند و ميوه هم دادند، آن هم پس از مدّت زمانى بسيار طولانى،[نوح]از خداوند وعدۀ خلاصى[از كفار]را مسألت كرد،پس خداوند تبارك و تعالى امر فرمود تا از هسته اين درختان هم بكارد و باز صبر و تلاش را از سر گيرد،صبر كند و تلاش كند[تا شايد قوم هدايت شوند] و حجّت را بر مردمش تمام كند.نوح،اين امر الهى را به افرادى كه به او ايمان آورده بودند خبر داد.امّا سيصد نفر از آن‌ها مرتد شده و از ايمان خود برگشتند و گفتند:اگر آنچه نوح ادّعا مى‌كند حقّ‌ و درست بود نمى‌بايست كه در وعده خودش تخلف كند. خداوند تبارك و تعالى همواره او را امر مى‌كرد كه هسته درختان را بكارد تا هفت مرتبه نوح دانه درختان را كاشت[يا اين‌كه تا هفت نسل درختان اين كار را كرد]در اين مدّت گروه‌هايى از مؤمنين،دسته‌دسته[و در طول اين زمان]از ايمان خود برگشتند تا اين‌كه فقط‍‌ هفتاد و چند نفر از ياران نوح باقى ماندند، 💎پس خداوند در اين هنگام به نوح وحى فرستاده و فرمود:الآن سفيدى صبح از پس ظلمت شب در مقابل چشمان تو قرار گرفت،چراكه حقّ‌ روشن شد و امر ايمان،صاف و بى‌غل‌وغش گرديد،و به واسطه ارتداد و روگردانى همه كسانى كه طينت خبيث و ناپاكى داشتند،از كدورت و ناصافى درآمد[قوم تو غربال شدند و كسانى ماندند كه طينت پاك داشتند]. ❣پس چنانچه اين كفار را نابوده كرده و كسانى كه ظاهرا به تو ايمان آورده و سپس مرتد شدند را باقى مى‌گذاشتم،وعده سابقم به مؤمنين،درست و صادق نبود،مبنى بر اين‌كه[اگر]خود را براى توحيد،خالص كرده و به ريسمان نبوت تو چنگ زنند تا با زوال و نابودى شك و ترديد در قلبشان عبادت من خالص شود؛آن‌ها را در زمين جانشين گذشتگان قرار داده و حاكميت بر دينشان را هم به آن‌ها مى‌دهم و نيز ترسشان را به امنيت تبديل مى‌كنم. 🌺در اين حال چگونه مى‌شد مؤمنين را خليفه در زمين قرار دهم و آنان را تمكين بدهم و ترسشان را بدل به امنيت كنم،در حالى‌كه ضعف ايمان مرتدان و خبث طينت و بدى باطنشان را كه نتيجه نفاق و گمراهى آن‌ها بود مى‌دانستم،پس اگر آن‌ها به خلافتى كه بعد از هلاكت كافران به مؤمنين داده مى‌شود مى‌رسيدند،حتما بدى باطنشان را مستحكم مى‌كردند و با مؤمنين عداوت و دشمنى مى‌كردند و براى رسيدن به رياست با برادران مؤمن خود مى‌جنگيدند،پس چگونه تمكّن در دين و انتشار[امر توحيد]در ميان مؤمنين باوجود اين فتنه‌ها و جنگ قدرت‌ها به وجود مى‌آمد.بلكه هرگز[تمكن در دين واقع نمى‌شد]پس اينك«كشتى را به كمك ما و وحى ما بساز». @ravanedel
🌠امام صادق عليه السّلام فرمودند:وضعيت قائم ما هم همين‌طور است،ايام غيبتش آن‌قدر طولانى خواهد شد تا حقّ‌ خالص مشخص شود و ايمان از كدورت و غبار[نفاق]با ارتداد و روگردانى تمامى كسانى كه طينت و باطنى خبيث دارند از ميان شيعيان ايشان كه خوف آن مى‌رود كه با خلافت و تمكين مؤمنين و امنيت ايشان و در عهد قائم عليه السّلام نفاقشان را آشكار كنند،جدا شوند. 💠مفضل گفت كه عرض كردم:ناصبى‌ها خيال مى‌كنند كه اين آيه[يعنى آيه‌اى كه مشتمل بر تمكين و برقرارى حكومت دينى و تبديل خوف مؤمنين به امنيت باشد ١در شأن ابو بكر و عمر و عثمان و حضرت على عليه السّلام نازل شده است.امام صادق عليه السّلام فرمودند: خداوند دل‌هاى ناصبيان را هدايت نكند،كجا دينى كه خدا و رسولش از آن راضى بوده به واسطه انتشار امنيت در ميان امّت و رفتن ترس از قلب آن‌ها و زوال و نابودى شكّ‌ از سينه‌هاى آن‌ها در عهد اين سه نفر و يا در عهد على عليه السّلام برقرار بوده و دين تمكن داشته است‌؟آن‌هم باتوجّه به اين‌كه بسيارى از مسلمين از دين روگردان شده و يا فتنه‌ها و انقلاباتى كه در زمان آن‌ها و على عليه السّلام بود و نيز جنگ‌هايى كه بين آن‌ها و كفار درمى‌گرفت.سپس امام صادق عليه السّلام از باب مثال و براى[فهم]طولانى شدن غيبت امام زمان عليه السّلام اين آيه را قرائت فرمودند:«وقتى كه پيامبران از هدايت يافتن امّت مأيوس گرديدند و گمان كردند كه امّت ايشان را تكذيب كردند،يارى ما به ايشان رسيد».[یوسف/110] 📚 کتاب الغیبة، صفحه 333 شیخ طوسی @ravanedel
💠
 حقيقت مهجور
🔹 این جمله «ان الرجل لیهجر»، این ﴿یا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً﴾ را باز می كند. اینكه ذات مقدس پیغمبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: ﴿یا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً﴾؛ یعنی آنهایی كه مسلمان اند و معتقد به قرآن اند منتها ضعیف الایمان اند و ارتباط و آنها با قرآن ضعیف است، قرآن را مهجور كردند متروك كردند. این معنای ظاهری و معروف ﴿یا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً﴾ است؛ اما آن وقیحانی كه گفتند: «ان الرجل لیهجر»، آنها اهل هُجرند نه اهل هَجر! 🔹 آن کسی هم كه امروز می گوید ـ معاذ الله ـ قرآن، افیون و افسانه است، این همان كسی است كه دیروز می گفت: «ان الرجل لیهجر». این «مهجور»، نسبت به توده مردم، «هَجْر» است و نسبت به وقیحان، «هُجر» است. 🔹 امروز هم همین طور است؛ آن كه ـ معاذ الله ـ می گوید دین، افسانه است و افیون، اگر این در محضر پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بود می گفت: «ان الرجل لیهجر»! «هَجر» مربوط به اوساط از مسلمان هاست كه ضعیف الایمان اند؛ متأسفانه قرآن نمی خوانند، بر فرض بخوانند هم خیلی نمی فهمند، بر فرض بفهمند هم عمل نمی كنند، بالأخره قرآن برای آنها یك كتاب تشریفاتی است. «هَجر» برای ضعاف یا اوساط از مؤمنین است و «هُجر» برای وقیحان هر روزگار است. 📚 سوره مبارکه نحل جلسه 8 تاریخ: 1391/02/24 🆔 @ravanedel
💠
شناخت رسول اکرم (ص)

▫️ چون حقیقت رسول گرامی، همان است و معرفت حقیقت قرآن، برای افراد معمولی و متعارف ممکن نیست، شناخت رسول اکرم هم برای همگان میسّر نیست؛ با این تفاوت که گروهی تنها گوشه ای از حقیقت نبوّت را درک می کنند و به آن مؤمن می شوند؛ ولی فرورفتگان در چاه طبیعت، هرگز حقیقت رسالت را نمی بینند و در نتیجه به آن کفر می ورزند. از این رو در قرآن آمده است: ﴿تَراهُمْ يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ وَ هُمْ لا يُبْصِرُونَ﴾ ؛ می بینی که به تو می نگرند؛ در حالی که نمی بینند. ▫️ حاصل آنکه شناخت پیامبر، بدون ممکن نیست.آنچه در حدیث آمده است که «رسول خدا را جز خدا و علی بن ابی طالب(علیه السلام)، کسی نشناخت»، به نظر دارد. پیامبر قرآن را در نشئه کثرت، در لباس الفاظ به زبان عربی مبین، از خداوند آموخت و در نشئه وحدت آن را به صورت بسیط و بدون لفظ، در مرحله امّ الکتاب از خداوند تلقّی کرد. پس شناخت پیامبر بدون
شناخت همه مراحل قرآن
، به ویژه مرحله ام الکتاب میسّر نیست. 📚 پیامبر رحمت، ص86 و 87 🆔 @ravanedel