📝تفسیر سوره مبارکه حج آیات ۳۱ الی ۳۳
📖 منبع: تفسیر «نمونه» آیت الله مکارم شیرازی
↩️ آیه بعد، بار دیگر یک جمع بندى روى مسائل حج و تعظیم شعائر الهى کرده مى گوید: مطلب چنین است که گفته شد (ذلِکَ).
و هر کس شعائر الهى را بزرگ دارد و به نشانه هاى آئین خدا و پرچم هاى اطاعت او، احترام بگذارد این از تقواى دل ها است (وَ مَنْ یُعَظِّمْ شَعائِرَ اللّهِ فَإِنَّها مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ).
شعائر جمع شعیره به معنى علامت و نشانه است، بنابراین شعائر اللّه به معنى نشانه هاى پروردگار است که شامل سر فصل هاى آئین الهى، برنامه هاى کلى و آنچه در نخستین بر خورد با این آئین چشمگیر است ـ و از جمله مناسک حج ـ مى باشد که انسان را به یاد خدا مى اندازد.
گر چه، بدون شک مناسک حج از جمله شعائرى است که در این آیه مقصود بوده است، مخصوصاً مسأله قربانى که در آیه ۳۶ همین سوره، صریحاً جزء شعائر محسوب گردیده جزء آن است، ولى روشن است: با این حال عمومیت مفهوم آیه نسبت به تمام شعائر اسلامى به قوت خود باقى است و هیچگونه دلیلى بر تخصیص آن به خصوص قربانى، یا همه مناسک حج، وجود ندارد، به خصوص این که: قرآن در مورد قربانى حج با ذکر کلمه مِن که براى تبعیض است این حقیقت را گوشزد کرده که: قربانى یکى از آن شعائر است، همان گونه که در مورد صفا و مروه نیز در آیه ۱۵۸ سوره بقره مى خوانیم که: آن هم از شعائر الهى است (إِنَّ الصَّفا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعائِرِ اللّهِ).
کوتاه سخن این که: تمام آنچه در برنامه هاى دینى وارد شده و انسان را به یاد خدا و عظمت آئین او مى اندازد، شعائر الهى است و بزرگداشت آن، نشانه تقواى دل ها است.
این نکته نیز، قابل توجه است که: منظور از بزرگداشت ـ آنچنان که بعضى از مفسران ظاهر بین گفته اند ـ بزرگى جسمانى قربانى و مانند آن نیست، بلکه، حقیقت تعظیم، آن است که: مقام و موقعیت این شعائر را در افکار، اذهان، ظاهر و باطن بالا ببرند و آنچه درخور احترام و عظمت آنها است به جاى آورند.
ارتباط این عمل با تقواى دل ها نیز روشن است; زیرا علاوه بر این که تعظیم جزء عناوین قصدیه است، بسیار مى شود که افراد متظاهر، یا منافق تظاهر به تعظیم شعائر مى کنند، ولى چون از تقواى قلب آنها سرچشمه نمى گیرد، بى ارزش است تعظیم و بزرگداشت حقیقى از آن کسانى است که تقواى دل دارند. و مى دانیم تقوا، روح پرهیزگارى و احساس مسئولیت در برابر فرمان هاى الهى چیزى است که کانون آن قلب و روح آدمى است، و از آنجا است که به جسم سرایت مى کند، لذا مى توان گفت: احترام و بزرگداشت شعائر الهى از نشانه هاى تقواى دل است. در حدیثى از پیامبر گرامى اسلام(صلى الله علیه وآله) مى خوانیم که اشاره به سینه مبارک خود کرده، فرمود: التَّقْوى هاهُنا: حقیقت تقوا اینجا است !.
↩️ ادامه دارد...https://eitaa.com/hafezanewahy
📝 ترجمه و شرح خطبه 103 نهج البلاغه؛ بخش دوم:
🔸 دنیای فانی و آخرت باقی
✔️ نکته:
چشم عبرت بين!
زندگى انسانها در هر عصر و مکان، مملوّ از درس هاى عبرت است; درسهايى که دل را بيدار مى کند و حجابها را کنار مى زند و ماهيّت زندگى دنيا را برملا مى سازد; ولى افسوس که ديده عبرت بين کم است!!
مردم غالباً از کنار حوادث آموزنده مى گذرند و مخصوصاً تکرار آنها سبب بى اعتنايى است.
مسئله «فرا افکنى» عامل ديگرى براى عبرت نگرفتن از حوادث است. گويى ناکامى ها، شکست ها، زوال قدرت ها، همه براى ديگران است و ما جاودانه، جوان و تندرست و پرقدرت، خواهيم ماند و دنيا به کام ما مى گردد!
اگر واقعاً ديده عبرت بين باشد، در و ديوار و زمين و زمان، با زبان بى زبانى به ما درس مى آموزند و هشدار مى دهند.
در حديث جالبى که از امام موسى بن جعفر(عليه السلام) نقل شده به اين نکته اشاره گرديده است. روزى «هارون الرشيد» نامه اى خدمت آن حضرت نوشت با اين مضمون کوتاه: «عِظْنِي وَ أَوْجِزْ; مرا موعظه کن و اندرز ده، امّا مختصر کن!». (البتّه بسيار بعيد است که اين گونه افراد در گفته ها و نوشته هايشان صادق باشند و خواهان پند و اندرز; زيرا معمولا اين مسائل نيز جزيى از برنامه هاى سياسى آنهاست، تا به مردم نشان دهند، ما هم اهل موعظه ايم و از فرزند پيامبر، اندرز و رهنمودى خواستيم).
امام(عليه السلام) در پاسخ او اين جمله کوتاه و پرمعنا را رقم زد: «مَا مِنْ شَيْء تَرَاهُ عَيْنَکَ إِلاَّ وَ فِيهِ مَوْعِظَةٌ; هر چه را مى بينى موعظه و پيامى دارد».(2)
آرى! زمين و آسمان، برگ هاى درختان و تمام جان داران، حوادث زندگى بشر، ناله بيماران، موى سپيد پيران، قامت خميده بزرگسالان، قبرستان هاى خاموش و کاخ هاى ويران شده شاهان، به هر کدام بنگرى مجموعه اى از عبرت ها و اندرزها را در دل خود نهفته است.
در واقع، امام(عليه السلام) با کنايه به هارون مى گويد: ديده عبرت بين پيدا کن! عبرت فراوان است; گوش شنوا پيدا کن! همه جا پر از آواز و اندرز است. کمبود در عبرت ها و اندرزها نيست، کمبود در گوش هاى شنوا و چشم هاى بيناست.
کاخ کسرى، اندرزهاى مؤثّر خود را به همه مى دهد، تنها خاقانى ها که گوش شنوا دارند آن را مى شنوند.
ويرانه هاى کاخ جمشيد در فارس، به همه گردشگران اندرز مى دهد، ولى آنها که به هنگام تماشاى اين آثار گوش شنوا دارند، کمند! امّا مرد عالم و دانشمند و روحانى گرانقدرى همچون «شيخ على ابى وردى شيرازى»(3) پيام آن را با گوش جان مى شنود و از زبان فاخته اى (پرنده اى است با آواز حزن انگيز) که در کنار اين کاخ ويران نشسته بود، گفتنى ها را مى گويد و چنين مى سرايد:
در بارگه جمشيد دى فاخته اى خوش خوان با نغمه چنين مى گفت: اى طُرفه کهن ايوان
بر تخت درو ريزت، در پايه دهليزت کو جم که دهد فرمان؟ کو درگه و کو دربان؟
جمشيد که بر خورشيد بر سود کلاهِ زر آن تارک و آن افسر، با خاک شده يکسان
جم عبرت مردم شد، افسر ز سرش گم شد سر خشت سر خُم شد، هان اى سر باهُش، هان!
اين پند خموشان است، گر پند زبان خواهى رو آيه «أَوْرَثْنَا» از سوره قرآن خوان
گويد که نشد يکدم، بر مرگ تبهکاران نى خاطر خود پژمان، نى چشم فلک گريان(4)
****
✍ پی نوشت:
1. بحارالانوار، جلد 68، صفحه 324، حديث 16.
2. سفينة البحار، ماده «وعظ».
3. اين مرد از بزرگانى است که قريب به عصر ما مى زيسته، از شاگردان مرحوم آيت الله خراسانى و شرحى بر فرائد شيخ انصارى (ره) دارد.
4. اشاره به اين آيات شريفه است: «کَمْ تَرَکُوا مِنْ جَنَّات وَ عُيُون * وَ زُروُع وَ مَقَام کَرِيم * وَ نَعْمَةِ کَانُوا فِيهَا فَاکِهينَ * کَذلِکَ وَ أَوْرَثْنَاها قَوْماً آخِرَينَ * فَمَا بَکَتْ عَلَيْهُمْ السَّمَاءُ وَ الأَرْضُ وَ مَا کَانُوا مُنْظرِينَ; چه بسيار باغ ها و چشمه ها که از خود به جاى گذاشتند. و زراعت ها و قصرهاى زيبا و گران قيمت و نعمت هاى فراوان ديگر که در آن (غرق) بودند. اين چنين بود ماجراى آنان و ما اينها را ميراث براى اقوام ديگرى قرار داديم. نه آسمان بر آنان گريست و نه زمين و نه به آنها مهلتى داده شد» (سوره دخان، آيات 25 تا 29)."
✔️ پایان
https://eitaa.com/hafezanewahy
#در_محضر_اهل_بیت
☀️ قال امیرالمومنین (علیهالسلام):
إِنَّ الدُّنْيَا مَاضِيَةٌ بِكُمْ عَلَی سُنَنٍ وَ أَنْتُمْ وَ الْآخِرَةُ فِي قَرَنٍ
🔸به راستی که دنیا شما را به هر روشی که دارید، میبرد ولی شما و آخرت با یکدیگرید و جدا ناشدنی.
🔻تصنیف غرر / ۲۳۲۰
https://eitaa.com/hafezanewahy
5.29M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#موعظه
☀️ به وساطتِ امام رضا علیه السلام
🎥استاد کاشانی
https://eitaa.com/hafezanewahy
🟢 ﷽ 🟢
🔰#تدبر
🔻#قسمت_چهارم
🔻 سوره #فجر
🔻جوان و بزرگسال
🔻آیات 6 تا 26، #سیاق_دوم را تشکیل داده است؛ و #خلاصه مباحث این چنین است که در این آیات از عاقبت انسان هایی سخن گفت که در دنیا به طغیان و فساد در برابر حق برخاسته و خداوند شدیداً با آنان برخورد نمود و #نگرش_غلط چنین انسان های بدون عمل را در رابطه با انعام الهی یا امساک الهی رد کرد و در انتها از عذاب شدید اخروی آنان سخن می گفت.
⚠️ #بنابراین جهت هدایتی این سیاق عبارت است از: «تهدید طغیانگران مفسد در دنیا و آخرت و رد نگرش دنیاگرایان خود محور بی عمل».
3⃣ سیاق سوم آیات 27 تا 30 :
بعد از ذکر عذاب وحشتناکی که دامان طغیانگران و دنیاپرستان را در قیامت می گیرد در این آیه به نقطه ی مقابل آن یعنی «نفوس مطمئنّه» و مؤمنانی که در میان این طوفان عظیم از #آرامش_کامل برخوردارند پرداخته و آن ها را با یک دنیا لطف و محبت مخاطب ساخته می فرمایند:
»یا أَیتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ * ارْجِعی إِلی رَبِّک راضِیةً مَرْضِیةً» »تو ای روح آرام یافته آسوده از همه این پریشانی های محشر مستقیم به سوی پروردگار خود بازگرد»
❇️ به مقامی که تو از خدا خشنود و خدا از تو خشنود است، اطمینان و آرامشی که در نفس مطمئنه وجود دارد مایه ی رضایت و سعادتی است که خطاب «ارْجِعی إِلی رَبِّک راضِیةً مَرْضِیةً» شامل مرگ تا رسیدن به بهشت است و مُطْمَئِنَّةُ اشاره به آرامشی است که در پرتو ایمان حاصل شده، چنان که در سوره ی رعد آیه ی 28 می گوید: «أَلا بِذِکرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوب: بدانید تنها با ذکر خدا دل ها آرام می گیرد».
✅ آری او نفس مطمئنه است همو که به سوی پروردگار خود آرام گرفته و در اثر اطاعت از خدا و رسیدن به پاداش به مقام «راضِیةً مَرْضِیةً» رسیده است.
❕و در نتیجه به قرینه ی آیات قبل دنیا را سرای گذر دانسته، دادن نعمت و تنگی روزی را ابتلا و امتحان می داند و به همین سبب زیادی نعمت او را به طغیان و تباهی و استکبار نمی کشد و فقر و نداری او را در ورطه ی کفر و ترک شکر قرار نمی دهد؛ بلکه او در جایگاه عبودیت استقرار می یابد و از صراط مستقیم منحرف نمی گردد.
«فَادْخُلی فی عِبادی * وَ ادْخُلی جَنَّتی » پس در زمره ی بندگانم درآی (چنان چه پیش از این به مقام عبودیت رسیده بودی) و در بهشت داخل شو.
فاء«فَادْخُلی» نتیجه گیری از جمله ی «ارْجِعی إِلی رَبِّک» است، می فرماید: چون راضی و مرضی به سوی پروردگارت برمی گردی پس در زمره ی بندگانم درآی و در بهشتم داخل شو و این فرمان دلالت دارد بر این که صاحب نفس مطمئنّه در زمره ی بندگان خاص خدا و دارای مقام عبودیت است.
اضافه ی «جنّت» به یای متکلم برای تشریف و عظمت بهشت است. این تعبیر فقط یک بار در قرآن مجید آمده است. (فعل های امر «ارجعی» و «فادخلی» انسان ها را به وارد شدن در این مسیر عبودیت تشویق می کند)
✳️ بنابراین غرض و جهت هدایتی این سیاق عبارت است: ارائه ی الگوی خداگرایی «نفس مطمئنه» و بیان حسن عاقبت آن به منظور تشویق و ترغیب انسان ها می باشد.
📣در پایان باید گفت:
سوره #در_صدد این است که بازگو کند پایان شب سیه سپید است؛
1⃣ از همین رو در سیاق اول این مهم را در قَسَم های خود آورده «وَ الْفَجْرِ» در ابتدا و سپری شدن شب «وَ اللَّیلِ إِذا یسْرِ» عنوان نمود.
2⃣ و در سیاق دوم عذاب سخت دنیوی سه طاغوت بزرگ تاریخ که دارای قدرت بی نظیر بودند را به عنوان پایان طغیان و فساد آن ها معرفی نموده است و دوباره این سرانجام را در عذاب اخروی آن ها بیان می دارد.
3⃣ در سیاق سوم با معرفی نفس مطمئنه و عاقبت نیک آن سوره تمام می شود. ♻️ پس #دوباره پایان شب سیه سپید است را متذکر می شود.
⚠️ این سوره سوره ی امید بخشی است (فجر این معنی را می رساند) امید بخشی برای مؤمنان است و هشدار برای طغیانگران و مستکبران چرا که آن ها دوام ندارند.
✅⚠️✅ بنابراین جهت هدایتی سوره عبارت است از:
امید به زوال دنیاگرایان طغیانگر در دنیا و آخرت و امید به لقاء الله خداگرایان
پایان تدبر سوره فجر
نگارش یافته در شهریورماه ۱۴۰۳
💠 کانال حافظان وحی حفظ ، #مفاهیم و قرآن_کریمhttps://eitaa.com/hafezanewahy
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🔰 #تفسیر سوره #فجر
🎙 #صوتی در ۵ قسمت 💡
🔻 استاد قرائتی
✅ جوان و بزرگسال
💠 حفظ ومفاهیمـ قرآن کریمـ حافظان وحی
↕️https://eitaa.com/hafezanewahy
✨🔹✨🔹✨🔹✨🔹✨
✨
⭕️«معروف» چيست؟
🔹#معروف از ماده «عرفان» يعنى چيز #شناخته شده و #منكر از ماده «انكار» يعنى چيز #ناشناخته است. راغب در «مفردات» مى گويد: «معروف؛ اسم است براى هر فعلى كه با #عقل و #شرع، نيكى و خوبى آن شناخته مى شود، و منكر؛ اسم است براى هر فعلى كه با اين دو، حُسن و خوبى آن انكار مى شود». [۱] به #عمل_نيك، #معروف و شناخته شده گويند؛ زيرا خدا #روح_انسان را چنان آفريده كه براى او صفات خوب شناخته شده است؛ #تقوا، #ايثار، #عدالت، #سخاوت و ديگر فضائل عناصر شناخته شده براى انسان است، گويى مثلا در عالمى ديگر با آنها انس گرفته است، و در مقابل، #كار_زشت و بد را #منكر گويند، زيرا چهره #ظلم و بى عدالتى و تضييع حق مردم و #اعمال_شنيع، چهره اى ناشناخته است.
🔹#قرآن در هر زمينه اى به #معروف دعوت مى كند. «فَاتِّبَاعُ بِالمَعرُوفِ» (باید از #راه_پسندیده پیروی کنند). [سوره بقره، آيه ۱۷۸]؛ «فَاِمسَاكُ بِمَعرُوفٍ...». ([(در طلاق رجعی) شوهر در هر مرتبه از رجوع] باید [همسرش را] به طور شایسته و متعارف نگه دارد...) [همان سوره، آيه ۲۲۹]؛ «...مَتَاعٌ بِالمَعرُوفِ». (...هدیه مناسبی بدهند) [همان سوره، آيه ۲۴۱]؛ «قَولٌ مَعرُوفٌ». (#گفتار_پسندیده [در برابر نیازمندان]) [همان سوره، آيه ۲۶۳]؛ «فَليَأكُل بِالمَعرُوفِ». (به طور شایسته [و مطابق زحمتی که می کشد] از آن مصرف کند). [سوره نساء، آيه ۶]؛ «وَ عَاشِرُوهُنَّ بِالمَعرُوفِ». (و با آنان به طور #شایسته رفتار کنید) [همان سوره، آيه ۱۹]؛
🔹«لَا يَعصِينَكَ فِى مَعرُوفٍ». (و در هیچ کار شایسته ای مخالفت فرمان تو را نکنند). [سوره ممتحنه، آيه ۱۲]؛ «تَأمُرُونَ بِالمَعرُوفِ». (#امر_به_معروف می کنید). [سوره آل عمران، آيه ۱۱۰] در روايات نيز #معروف به آقایی و #سيادت معرفى شده: «اَلمَعرُوفُ سِيَادَهٌ» [۲] و در روايتى با شرافتترين سيادت معرفى گرديده است: «اَلمَعرُوفُ اَشرَفُ سِيَادَةٍ». [۳] عمل #معروف تنها چيزى است كه از آثار انسان باقى مى ماند. #حضرت_عيسى (عليه السلام) به يارانش مى فرمود: «اِستَكثِرُوا مِنَ الشّىءِ الَّذِى لَا يَأكُلُهُ النَّارُ قَالَوا: وَ مَا هُوَ؟ قَالَ: اَلمَعرُوفُ». [۴] (زياد كنيد چيزى را كه آتش آن را نمى خورد و از بين نمى برد. گفتند: آن چيست؟ فرمود: #معروف [عمل شايسته و نيك]).
🔹اميرالمؤمنين #امام_علی (عليه السلام) نيز مى فرمايد: «اَلمَعرُوفُ ذَخِيرَةُ الَأَبَدِ». [۵] (#عمل_نيك، ذخيره و توشه هميشگى است). و در #قيامت مى توان از آن استفاده برد. در جاى ديگر مى فرمايد: «عَلَيكُم بِصَنَايِعِ المَعرُوفِ فَاِنّهَا نِعْمَ الزَّادُ اِلَى المَعَادِ »؛ [۶]؛ (بر شما است #كارهاى_نيك انجام دهيد؛ زيرا آنها بهترين توشه به سوى معاد و #قيامت است!). #امام_صادق (عليه السلام) فرمود: «اَوّلُ مَنْ يَدخُلُ الجَنَّةُ اَهلُ المَعرُوفِ » [۷]؛ (نخستين كسى كه داخل #بهشت مى شود #اهل_معروف هستند). #اميرالمؤمنين (عليه السلام) فرمود: «مَنْ كَثُرَت عَوَارِفُهُ كَثُرَت مَعارِفُهُ» [۸]؛ (كسى كه #كارهاى_نيك و شايسته او زياد شود، ياران او زياد مى شوند). «عوارف» جمع عارفه به معنى #كار_نيك و «مَعارِفُ الرجل» يعنى #دوستان و ياران آن مرد.
پی نوشتها؛
[۱] المفردات فی غريب القرآن، راغب اصفهانى، دارالعلم - الدار الشامية، چ ۱، ص ۵۶۱. [۲] غررالحكم و درر الكلم، دارالكتاب الإسلامی، چ ۲، ص ۱۸، حکمت ۵۰. [۳] همان، ص۴۹، حکمت ۹۰۷. [۴] بحارالأنوار، دار إحياء التراث العربی، چ ۲، ج ۱۴، ص ۳۳۰، باب ۲۱. [۵] غررالحكم و دررالكلم، همان، ص ۵۴، حکمت ۱۰۲۳. [۶] مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، مؤسسة آل البيت، چ ۱، ج ۱۲، ص ۳۴۶، باب ۱. [۷] الأمالی، طوسى، دار الثقافة، چ ۱، ص ۶۰۳. [۸] تصنيف غرر الحكم و درر الكلم، دفتر تبليغات، چ ۱، ص ۳۱۸
📕اخلاق اسلامى در نهج البلاغه، مكارم شيرازى، ناصر، تهيه و تنظيم: اكبر خادم الذاكرين، نسل جوان، قم، ۱۳۸۵ش، چ ۱، ج ۲، ص ۴۸۰
منبع: وبسایت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (بخش آئین رحمت)
#معروف #منکرhttps://eitaa.com/hafezanewahy